مراسم روز ملی قزوین در خانه گفتمان شهر برگزار شد
|۸:۵۰,۱۳۹۷/۶/۱۲| بازدید : 115 بار

 

زکریای قزوینی در «عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات» درباره قزوین چه نوشت؟

نشست «قزوین؛ بیم و امیدهای یک شهرِ کهن»، عصر شنبه 10 شهریور در خانه گفتمان شهر برگزار شد. در ابتدای این نشست «علی دهباشی»؛ مدیر و سردبیر مجله بخارا برای حاضران سخن گفت. او با ذکر این نکته که قزوین از جمله شهرهایی است که انسان‌های بزرگی را در عرصات گوناگون به ایران هدیه کرده، اظهار کرد: باید از دو تن از خاندان حاج سیدجوادی یاد کنم؛ حسن و علی‌اصغر صدر حاج سیدجوادی. خاندانی بزرگ در قزوین که از مشروطه به این سو در شرایط مهم و حساس حضور داشتند. من افتخار داشتم با علی‌اصغر صدر حاج سیدجوادی در نشریه جنبش که به همراه اسلام کاظمیه منتشر می کرد، کار کنم و او شرف روزنامه نگاری بود.

همچنین یاد کنم از استادانی که شایسته بود در این مجلس باشند؛ «جواد مجابی» که جایگاه بزرگی در ادبیات ما دارد و «سیدمحمد دبیرسیاقی» که از آخرین کسانی است که نسل طلایی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را درک کردند و اکنون قلبش در قزوین می‌تپد و شنیدم که این روزها در بیمارستان بستری است. او یکی از شرافتمندترین محققان روزگار ماست و از جمله آخرین کسانی است که در محضر علامه دهخدا کسب تجربه کردند و بسیاری دیگر از اهالی قزوین.

وی ادامه داد: باید به نسل جدید نویسندگان و روزنامه نگاران قزوین یادآور شوم که بدانند نسل گذشته شان چه کسانی هستند و باید خود را وامدار چه کسانی بدانند.

 

غذاهای همه ایران در قزوین

سپس، «آسیه جوادی»؛ نویسنده پشت تریبون حاضر شد. او گفت: من یک نویسنده قصه کوتاه هستم، اما اینجا به خاطر مطلب دیگری آمده‌ام. زمانی تعدادی داستان کوتاه نوشته بودم که در این یادداشت‌ها ویژگی‌های زیادی از قزوین و غذاهای آن هست که کتاب «کارد زدن به گوجه فرنگی» به وجود آوردند. این کتاب مرتبط با آشپزی نیست بلکه فرهنگ آشپزی را شرح می‌دهد. همانطور که می‌دانید سفره ایرانی یکی از مهم‌ترین سفره‌های جهان است. شمال و جنوب ایران تفاوت‌های بسیاری دارد که ویژگی‌های منحصر به فرد قزوین در این کتاب ذکر شده است. در این کتاب سعی شده است آداب و رسوم قزوین با زبانی قصه‌گونه بیان شود.

 

قزوینی‌های مهمان‌نوازِ عدالتخواه

در ادامه، «حسن لطفی»؛ کارگردان و منتقد سینما صحبت کرد. او با اشاره به دو مستند «بودن یا نبودن» و «پسرک چشم آبی» که به ترتیب درباره علی دهباشی و جواد مجابی ساخته است، گفت: قزوینی ها بسیار مهمان نواز هستند. وقتی در سال 1354 به قزوین آمدم، در آنجا غریبه بودم و فکر نمی کردم خود را دوتابعیتی بدانم و قزوین چنان برایم اولویت پیدا کند که تابعیت اول را برایم پیدا کند.

او ادامه داد: نمی‌دانستم آن خیابانی که در آن قدم می‌زدم، اولین خیابان ایران است. نمی‌دانستم قزوین جواد مجابی را دارد که ادبیات و روزنامه‌نگاری ایران بسیار به او مدیون است. نمی‌دانستم علی دهباشی را دارد که به تنهایی، کار یک وزارتخانه را انجام می‌دهد. نمی‌دانستم سیدمحمد بهشتی را دارد که یک تنه در بنیاد سینمایی فارابی، جشنوراه فیلم فجر را برگزار کرد. قزوین با تهران فقط 150 کیلومتر فاصله دارد اما محروم است. می تواند به عنوان یک شهرک سینمایی مورد استفادده باشد و یا شهرک صنعتی ئدارد که اگرچه اشتغال زا بوده اما فقط دود آن نصیب مردم شده است. قزوین که حالا یکی از بیشترین آثار ثبتی را در میراث فرهنگی دارد، گنجینه ای تمام عیار است و با تمام بضاعتی که دارد، به تازگی در حال شناخته شدن است.

او افزود: قزوینی‌ها اگرچه بسیار مهربان و مهمان نواز هستند اما به کسی باج نمی‌دهند. وقتی اولین داستانم را برای چاپ در مجله دنیای سخن، نزد جواد مجابی بردم، چاپش نکرد. قزوینی ها می‌کوشند عدالت را برقرار کنند و البته یاد گرفته اند جلوه های شهرشان را ببینند و روز ملی قزوین داشته باشند. یکی از زیبایی های مردم شناسانه این شهر، لهجه آن است. به لهجه سخیفی که در فیلم ها صحبت می‌شود، توجه نکنید زیرا واقعیت آن است این لهجه از زیبایی‌های کلان این شهر است.

 

لزوم به یاد آوردن قزوین و اهمیتش

سخنران بعد، «سیدمحمد بهشتی»؛ رئیس پژوهشگاه فرهنگی بود. او ضمن تبریک روز ملی قزوین، گفت: در قزوین خاندان‌های بزرگی داریم که نوشادی، شیرازی و یزدی هستند چرا اینگونه است؟ اول اینکه شهرهایی که پایتخت بودند به دلیل تنوع فرهنگی و ایفای نقش پایتختی (ایرانِ کوچک بودن) کم و بیش اینگونه هستند. قزوین یک دوره پایتخت بوده و اما اگر سابقه این اسامی دنبال شود به دوره فتحعلی شاه برمی‌گردد. بعد از چندین قرن موقعیت قزوین یک موقعیت استثنایی می‌شود. بعدها که ما شاهد ارتباط وسیع شرق و غرب می‌شویم نام جاده ابریشم مطرح می‌گردد. شبکه‌ای از نیشابور به سمت شرق و از قزوین به سمت غرب. قزوین به عنوان نقطه خاص جاده ابریشم مطرح می‌گردد.

او در ادامه گفت: در فلات ایران راه و جاده اهمیت زیادی دارد. زیستگاه‌ها به صورت نقطه‌ای نیاز به شبکه ارتباطی دارد از این روست که راه به عنوان ایجاد کننده منظومه‌های زیستی حائز اهمیت است. راه‌های مهم ایران شامل کریدور جنوب البرز و کریدور شرق زاگرس می‌شود که قزوین واقع در مهم‌ترین کریدور ایران است. در این راه‌ها مهم‌ترین جا محل تقاطع‌ها است. گاهی در محل تقاطع‌ها چیز مهمی وجود نداشته (آب، رودخانه و ...). برای نمونه شهر کرج  کنار یک رودخانه دائمی است اما تا زمانی که محل تقاطع واقع نشد یک قصبه کوچک بود. این محل تقاطع واقع شدن به واسطه جاده چالوس سبب رونق و اهمیت یافتن شهر کرج گردید. در واقع کرج زمانی رونق یافت که کنار دریا رفتن اهمیت پیدا کرد. قزوین محل تلاقی راهی است که به سمت روسیه می‌‌رود. در زمان قاجار تجارت از طریق کشتی و مسیر انزلی، رشت، قزوین و روسیه بود. قزوین در مسیر رفتن به بین‌النهرین است.

در واقع شهر قزوین محل تلاقی شبکه ارتباطی با جهان بوده که اولین گراند هتل و بزرگترین کاروانسرای شهری ایران در این شهر ساخته می‌شود. به همین دلیل است که خاندان‌های مذکور به این شهر می‌آمدند زیرا ترمینال اصلی تمامی تجارت‌ها قزوین بوده است. قزوین تنها در دوره قاجار جایگاه مهمی پیدا نکرده است بلکه در طول تاریخ جایگاه مهمی داشته است. هم اکنون سابقه 10 هزارساله زیست در دشت قزوین کشف شده است. دریای خزر نیز به دلیل مهم‌ترین شهر نزدیک یعنی قزوین کاسپین نام نهاده شده است.

بهشتی سپس، با طرح پرسش «اما این موقعیت مهم قزوین چگونه به وجود آمده است؟» افزود: زیستگاه‌های ما خصوصیات مشترک دارند و این خصوصیات مشترک آنها را از مکان‌های دیگر متمایز می‌کند. براساس یک دوگانه موانع و منابع زیستی می‌توان گفت که تمامی شهرهای اروپایی دارای منابع و موانع بالفعل هستند برای مثال شهر پاریس در کنار رودخانه سِن و شهر لندن در کنار رودخانه تایمز واقع شده است و از تمامی مخاطرات آن باخبر هستند. اما در ایران منابع و موانع بالقوه هستند و هر دو اینها پشت زمین و زمان پنهانند. هنر مردم در این سرزمین تشخیص موانع و منابع زیستی است. در قزوین 2 رودخانه اصلی یک یا دو بار در سال طغیان می‌کرده و باعث صدمه می‌شده است. اگر اکنون هم بخشی از بافت قزوین بررسی گردد شاهد عمق بسیار زیادی لایه‌های آبروفتی و آوار ساختمانی به دلیل زلزله و سیلاب‌های مکرر خواهیم بود.

وی افزود: راه حل قزوینی‌ها برای سیلاب  کم‌کردن سرعت آب و کاهش خطر آن بوده است بنابراین اطراف شهر بندهایی را بر سر راه آن درست کرده‌اند. از این رو با جستجوی فراوان گونه‌ای از گیاهان را در آن مکان‌ها کاشتند که با یک یا دو بار آبیاری در طول سال همواره سرسبز بمانند. از لحاظ اجتماعی وضعیت این باغات بسیار جالب بود، باغات شهر قزوین کوچه باغ نداشته و اطرافش دیوار ندارد همچنین در هرکدام از این باغات انواع مرکبات کاشته شده است تا چشم طمع به باغ همسایه نباشد.

قزوین تهدیدهای دیگری نیز دارد که راه حل همین باغات می‌باشد برای مثال بادی که در تابستان از جنوب شرقی به شهر می‌وزد که گرد و غبار و گرما را از روی کویر به شهر می‌آورد و یا باد منجیل که در زمستان از جنوب غربی همراه خود برف می‌آورد. اینگونه بود که مردم قزوین منابع و موانع را از قوه به فعل تبدیل کردند.

رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی خاطرنشان ساخت: در حال حاضر در شهر قزوین معمای ناشناخته نداریم، حداقل کار این است که خراب کاری نکنیم. یکی از مهمترین مشکلات قزوین عدم وجود قزوینی‌ها است و اینکه یادشان رفته کجا زندگی می‌کنند و شاهدش این است که توسعه قزوین به سمت شمال رفت و تمامی تمهیدات و تدابیر از سر راه برداشته شد. قزوین دچار خلاء قزوینی شده است و به راحتی خیلی از ارزش‌های شهر دیده نمی‌شود و برای منافع کوتاه مدت از آنها صرف نظر شده است. بیم این است. راه حل به یاد آوردن است. باید به یاد آوریم؛ زیرا فراموش کرده ایم قزوین کجاست و قزوینی بودن یعنی چه؟ ما جاهل نشدیم بلکه دچار آلزایمر و نسیان شده‌ایم باید به یادآوریم.

 

منزلگاه استقرارهای متوالی تمدن در قزوین

آخرین سخنران، «محمدعلی حضرتی»؛ مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین بود. او درباره چرایی انتخاب 9 شهریور به عنوان روز ملی قزوین گفت: یک سال پس از استقرار تشکیلات استانی، ابتدا 12 آبان که روز بنیادگذاری قزوین بوسیله شاپور اول ساسانی - که امسال، 1723 سال از آن روز می گذرد - پیشنهاد شد. شورای شهر اول واکنش خوبی نشان نداد. در شورای سوم اما پیشنهاد شد 9 شهریور به عنوان روز انتخاب قزوین به پایتختی توسط شاه تهماسب صفوی، روز قزوین باشد و به این ترتیب موضوع شهر ساسانی مغفول ماند.

او ادامه داد: قزوین بهشت باستان شناسی است و شاید هیچ جای ایران نباشد که در محدوده ای کوچک آثار بسیاری داشته باشد. قزوین با آنکه کمتر از یک درصد از مساحت ایران را به خود اختصاص داده ولی تقریبا 1260 محوطه پیش از تاریخ و به همین تعداد، محوطه شناسایی شده پس از اسلام دارد. با اینکه بیش از 2000 محوطه در قزوین هست ولی شاهد استقرارهای متوالی از هزاره هشتم پیش از میلاد تا دوره تاریخی و بعد دوره اسلامی هستیم و از عصر آهن تا معاصر، به جز دوره هخامنشی در اینجا محوطه باستان شناسی داریم. هم اکنون دو محوطه سگزآباد در بویین زهرا و خُله کوه در تاکستان در حال کاوش است که دومی، هفته گذشته به عنوان سایت موزه مورد بهره برداری قرار گرفت.

حضرتی در ادامه گفت: به دنبال شکل گرفتن توده‌باغ‌ها، قزوین وسعت پیدا کرد و چند دوره توسعه ای را از سر گذراند. در دوره اسلامی، حول شهر ساسانی، از سال 90 تا 192 هجری که هارون‌الرشید به قزوین آمد، شهرک هایی ساخته شد و بعد حصار بزرگی دور شهر ایجاد شد چنانکه 500 سال بعد، زکریای قزوینی در «عجائب المخلوقات وغرائب الموجودات» نوشت که قزوین عجیب ترین شهر جهان است چون شهری است که در آغوش شهر دیگر آرمیده است. اما قزوین هنوز هم ساختار کهنِ ساسانی خود را دارد و به قول زکریای قزوینی یک مدینه العظمی است. قزوین شهری است که هیچ گاه ساختارهای شهری به باغستان ها پیشروی نکردند و برای افزایش و توسعه حدی قائل شدند. به به بیان دیگر، مردم به احترام باغ ها، درجاسازی و فشردگی و ازدحام و انبوهی را تجربه کردند ولی به باغستان ها تجاوز نکردند. در دوره سلجوقی نیز شهر نوسازی شد اما باغ ها دست نخوردند. حتی ناصرخسرو درباره باغستان‌های قزوین می‌نویسد: «نهم محرم به قزوین رسیدم. باغستان بسیار داشت بی دیوار و خار».

مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین ابراز داشت: این کهن الگو، از یک الگوی باستان تبعیت می کند. در دوره صفویه باغ و شهر نیز عناصری مهم بودند و بعد، آب‌انبار هم اضافه می شود چنانکه مرحوم پرویز ورجاوند اشاره می کند که قزوین؛ شهر آب انبارها است. آب انبارها اما صرفا جنبه کاربری و کاربردی ندارند و دارای آرایه های معماری فوق العاده هستند و هیچ کدام مثل هم نیست. این نشان از هوش و خلاقیت و نبوغ ایرانی در طراحی آب انبارها دارد که سنجیده و هوشمندانه به کار رفته است. قزوین کاریز هم داشت. سال 1342  حدود 700 رشته قنات داشت که حالا به حدود 70 رشته قنات رسیده است. زیرا حفر چاه های عمیق، سبب خشک شدن قنات ها و پایین رفتن سفره های آب زیرزمینی شده است و اکنون از این کایزها به عنوان راهروهایی برای گردش در تاریخ استفاده می شود.

او در ادامه گفت: رواداری اجتماعی در قزوین اهمیت بسیار دارد. از گذشته تا امروز، قزوین مرکز اقوام و اقلیت ها و ادیان بوده است. همچنین خاندان های مختلفی ازجمله مجابی، بهشتی شیرازی، یزدی، اردکانی، نائینی و زواره ای در قزوین زیست کرده اند. هیچ جای ایران نیست که در قزوین زندگی نکرده باشد. قزوین مکتب خوشنویسی و مکتب معماری و مکتب موسیقی دارد.

او اظهار داشت: قزوین موزه ای به وسعت ایران است و امروز می تواند گردشگاهی برای همه فصول باشد. قزوین مملو از خانه‌ها، کلیساها، آب انبارها، مساجد، مدارس، تکایا، بازارها و سراها است. در قزوین به لحاظ مردم شناسی و طبیعی نیز محمل بی نظیری است و حتی تنوع غذایی از آش ها، پلوها، خورش ها و چاشنی ها دارد و اکنون بهترین فرصت برای دیدار از قزوین است.

منبع: ایبنا

 

 

 

 

 

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما