موسیقی قشقایی فارس، پژواک طبیعت و کوچ است
|۱۵:۱۶,۱۳۹۷/۵/۳| بازدید : 466 بار

 

نواختن ساز، دهل، کرنا، سرنا و نقاره، برجسته ترین جنبه و شاخصه موسیقی فارس است که هنوز در برخی از جوامع عشایری استان فارس و به ویژه در بین عشایر ایل قشقایی رواج دارد.

در مجموع می توان گفت در استان فارس دو فرایند موسیقایی وجود دارد که ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. یکی موسیقی قشقایی و دیگری موسیقی مردم فارس‌ زبان است که در واسونک ها ، ترانه ها ، مولودی خوانی ها ، سوگ خوانی ها ، چاووش خوانی ها و صورت های دیگری از موسیقی جلوه گر می شود.

احمد صدری، پژوهشگر موسیقی و نوازنده ساز سه ‌تار، تنبور و دوتار در باره موسیقی فارس زبانان تحقیقات گسترده ای انجام داده است که بر اساس این پژوهش ها ، موسیقی ترک‌ های قشقایی با ترک‌ های آذری به لحاظ فرهنگ موسیقایی نسبت نزدیک دارد.

موسیقی ایل قشقایی شامل بخش های موسیقی عاشیقی است که در فرهنگ آذربایجان هم وجود دارد. دسته دیگر چنگی‌ها هستند که به نوازندگان کرنا، سرنا و نقاره گفته می‌شود و معمولاً در عروسی‌ها اجرا می‌شود. بخش دیگر آن موسیقی ساربانی است که با زبان فارسی قدیم و با نی اجرا می‌ شده است و اکنون تقریبا منسوخ شده است.

عمده موسیقی که در این منطقه باقی مانده به شکل ترانه و تصنیف است. بخشی از این ترانه‌ها واسونک‌ها هستند که معمولاً در قالب دوبیتی سروده می‌شوند و در مراسم عروسی و شادی اجرا می‌شوند.

سرنا و نقاره یا کرنا و دهل آلت های مهم موسیقی قشقایی است که همچنان در مراسم عروسی نواخته می شود ، اما استفاده از آن به جز در موارد خاص محدود شده و گستره آن از جوامع محلی فارس فراتر نمی رود، هیچ کانون و آموزشگاه رسمی نمی توان یافت که دهل و نقاره یا سرنا و کرنا تدریس کند و فراگیری این موسیقی سینه به سینه و به صورت محلی در مناطق عشایری استان فارس رواج یافته است.

محسن خباز پژوهشگر و موسیقی دان استان فارس نیز تحقیقات گسترده در حوزه موسیقیایی این استان انجام داده است و مبنای شناخت بسیاری از سازها و موسیقی استان فارس را کتاب دو جلدی دائرةالمعارف سازهای ایران می داند که محمدرضا درویشی نگاشته است.

این مجموعه علمی ، فرهنگی در سال 2002 به عنوان بهترین کتاب سازشناسی سال در جهان معرفی شده و دربارهٔ سازشناسی و سازهای ایرانی و سازهای منسوخ شده مطالبی ارائه کرده است.

محمدرضا درویشی پژوهشگر و نویسنده کتاب یاد شده فصل هایی از نوشتار خود را به معرفی موسیقی قشقایی و استفاده از سازهای دهل و نقاره و سرنا و کرنا اختصاص داده است.

زدن نقاره، یا نوبت زدن با آلات و ادوات مختلف، از یادگارهای قدیم استان فارس بوده است که طلوع و غروب خورشید را هم با آن استقبال و بدرقه می کردند.

هنوز هم در برخی از طوایف عشایری استان فارس نواختن نقاره هنگام طلوع آفتاب مرسوم است اما این ساز قشقایی اندک اندک رو به فراموشی می گذارد.

نواختن نقاره در صبح و شام و مواقع ماتم و سرور و اعیاد و فتح و جنگ و دیگر تشریفات یک رسم همیشگی در ایلات و عشایر فارس بوده است، این ساز اکنون به صورت محدود در تعزیه خوانی ها در کنار نواختن شیپور، نی و بربط مرسوم است.

نقاره دو طبل کوچک به هم متصل است مانند دو کاسه که روی آن را با پوست پوشانده اند و با هر ضربه ای که به آن نواخته می شود صدایی از آن بیرون می آید و ریتم می گیرد.

پیشتر نقاره را بر شتر یا اسب می بستند و به وسیله دو چوب مانند طبل آن را می نواختند. کاسه نقاره را بعدها از مس می ساختند و روی آن برای استحکام پوست گاو یا گوسفند می کشیدند. محلی را که در مواقع صلح نقاره می زدند دردوره های بعد نوبتخانه یا کوسخانه یا نقاره خانه می گفتند و در هنگام نقاره زدن کرنا و سرنا، و نقاره و کوس و امثال اینها به کار می بردند.

موسیقی بومی ایل قشقایی با نام عاشیق‌ ها، چنگیان و ساربانان درآمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخوردار است.

موسیقی عاشیقی کهن و گسترده است و با شعر بومی درآمیخته است، عاشیق‌ها برای رویدادهای غمناک و شاد همیشه نوایی در سینه دارند.

در هنر عاشیقی حماسه جایگاه ارزنده‌ای دارد ، حضور این هنرمندان را نه تنها در فارس، بلکه در آذربایجان و بیرون از مرزهای این سرزمین نیز می‌توان پی گرفت.

از خلال روایات قومی می‌توان دریافت که عاشیق‌های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز، شروان و شکی آذربایجان به فارس مهاجرت کرده‌اند و وجوه اشتراک قابل توجهی بین عاشیق‌های قشقایی و آذربایجانی به ویژه در زمینه بیان شجاعت و مردانگی افسانه ‌وار کوراوغلو وجود دارد، ولی از نظر شیوه اجرا تفاوت‌هایی نیز با همدیگر دارند.

آهنگ‌هایی همچون کرمی، معصوم، محمود و… را با کمی اختلاف عینا در اجرای عاشیق‌های آذربایجان هم می‌توان ملاحظه کرد سازی که عاشیق قشقایی می‌نوازد شبیه سه‌ تار و دارای 9 سیم است که عموما آن را با مضراب و یا پنجه می‌نوازند، ولی در دهه‌های اخیر کاربرد تار، کمانچه و دیگر آلات موسیقی نیز جایگاهی در میان موسیقی قشقایی یافته ‌اند که عمدتا مورد استفاده هنرمندان جوان قرار می‌گیرد.

از آهنگ‌های قدیمی و امروزی عاشیق‌های قشقایی می‌توان از سحرآوازی، جنگ‌ نامه، محمد طاهر بیک ، معصوم ، صمصام ، کوراوغلو ، محمود و صنم، محمود و نگار، باش خسرو، هلیله خسرو، بیستون، حیدری، گرایلی نام برد.

هر کدام از آهنگ‌های مذکور با پیشینه قومی و تاریخی قوم قشقایی و دیگر اقوام ترک زبان ارتباط جدایی‌ناپذیر یافته‌اند. عاشیق‌های قشقایی معمولا همراه عشایر کوچ می‌کنند.

در میان ایل قشقایی هنرمندان دیگری نیز هستند که به چنگیان معروفند. این هنرمندان کرنا و نقاره می‌نوازند و پیشه اصلی آنها نوازندگی است.

نی هم در میان قشقایی‌ها سازی قدیمی و شناخته شده است که هنوز از محبوبیت و اهمیت ویژه‌ای برخوردار است اما رو به فراموشی می رود.

از آهنگ‌های مخصوص ساربانان گدان دارغا را می‌توان نام برد که در وصف شترهای در حال حرکت است و با نی نواخته می شود.

ترانه‌های عاشیق‌ها و چنگیان به زبان ترکی قشقایی است، ولی ساربانان با زبانی غیر از ترکی قشقایی آواز می‌خوانند که در اصطلاح محلی به نام کوروشی مشهور است. جای شگفتی است که ساربانان با آنکه دارای فرهنگ ایل قشقایی هستند با زبانی شبیه زبان پهلوی سخن می‌گویند. در حال حاضر به دلیل تعداد اندک این قبیل افراد، زبان آنها نیز در حال از بین رفتن است، تا جایی که حتی فرزندان آنها نیز رغبتی به تکلم با این زبان ندارند.

اشعار قشقایی ها مالامال از سوزو گداز زندگی، هجر و فراق است شعر عشایری از جدایی ها، از جور روزگار، از عشق و از عاطفه سخن می گوید.

از ویژگی های عمده شعر قشقایی نقش بسیار پراهمیت طبیعت در لطافت بخشیدن به این گونه اشعار است. کمتر شعری از شاعران قشقایی می توان پیدا کرد که در آن یادی از کوه، جنگل، دشت، سبزه و آب نشده باشد از سوی دیگر شعر قشقایی تحت تاثیر کوچ است.

کوچ را به دلیل دل کندن از سرزمینی به سرزمین دیگر، جدا شدن از یارانی که درراه کوچ می میرند و یا آنانی که اسکان را می پذیرند سرزنش کرده اند.

شعر قشقایی را همه جا می خوانند در عروسی، عزا، به هنگام شادی و غم که شعر عروسی ها همراه پایکوبی و شعر عزا همراه با حزن و اندوه خوانده می شود.

بیشتر سرایندگان شعر قشقایی ناشناخته اند و حتی در محافل فرهنگی نیز نامی از آنها برده نمی شود.

از آن جمله شاعر مشهور ایل قشقایی ماذون و همچنین یوسف علی بیک قره قانلی است که نام و یادشان همیشه در نزد قشقایی ها زنده و جاوید خواهد ماند.

نوازندگی نی بخش دیگری از موسیقی قومی قشقایی‌ که توسط نسل ساربانان ترویج می یافت است . نسل ساربانان در ایل قشقایی روبه کاهش است. رقص مردان قشقایی دو نفره به هُوْ یا ترکه ‌بازی معروف است و آهنگ آن جنگ‌ نامه است که در اجرای این رقص، کرنا و سرنا و دهل و نقاره نقش اساسی دارند.

در دهه های اخیر با رواج استفاده از سازهای الکترونیک این ابزار آلات موسیقی رو به فراموشی گذاشته است.

رقص زنان قشقایی نیز هَلِیْ نام دارد و گروهی است. موسیقی رقص‌ها با کرنا و نقاره اجرا می‌شود. آوازهای کار برای دامداری، برنج ‌کاری، لالایی‌ها و مرثیه‌ها ازجمله نمونه‌های دیگر موسیقی در ایل قشقایی است که در اجرای همه آنها از سازهای متداول کرنا، سرنا، نقاره، نی، کمانچه، و تمبک استفاده می شده است.

موسیقی و آوازخواندن در میان قومی که بدون موسیقی روزگار نمی‌‌گذراند، شاید کاری ساده باشد؛ اما قومی که برای تحمل رنج جا‌ به ‌جایی، در هر ییلاق و قشلاق، موسیقی مخصوصی دارد و برای صبوری از درد کوچانده‌شدن اجباری به نقطه دیگری از جغرافیای خاکی ایران و فراق سرزمین مادری، با سوزی فراوان آواز می‌خواند با موسیقی زیسته است.

سختی زندگی کوچ‌ نشینی در ایل قشقایی ، با نوای موسیقی هموار می‌شود و قشقایی‌ها با این نوا انس گرفته‌اند؛ قومی که برای تمام زندگی‌ از لالایی تا مرگ و از قالی‌ بافی تا دوشیدن شیر دام‌ها موسیقی ویژه دارد.

در گذشته، زن‌ها لالایی می‌خواندند و موسیقی کار هم بیشتر، سهم آنها بود اما مردهای اهل موسیقی بیشتر، عاشیق‌‌های قوم بودند که از خان قوم مواجب می‌گرفتند تا فقط به موسیقی مشغول باشند.

امروز نه از عاشیق‌های قشقایی نشانی مانده و نه از موسیقی ساربانی قوم، اما به همت پروین بهمنی پژوهشگر قشقایی نسل‌های باقیمانده از عاشیق‌های قشقایی، به جامعه هنری معرفی شده و ماندگار شده‌اند.

به‌ جز موسیقی قشقایی و لری، در بیشتر شهرها و روستاهای فارس تعدادی ترانه و آواز نیز رواج دارد که گاه این آوازها را سرکوهی می‌نامند و معمولا با نی نواخته می شوند که با روی کار آمدن ابزارهای جدید، نی کم کم جای خود را به ابزار و آلات الکترونیک داده و حتی در روستاها و شهرستان های فارس نیز برای نواختن موسیقی از این ابزار استفاده می شود.

شهرهای جهرم، فسا، داراب، استهبان و لار و روستاهای این مناطق از‌جمله مراکز این آوازها و ترانه‌ها بشمار می آیند . در این میان جهرم در نواختن ترانه های محلی از اهمیت بیشتری برخوردار است و به ‌گونه‌ای که حتی ترانه‌های منسوب به شهرهای دیگر فارس نیز به جهرمی شهرت یافته‌اند.

در موسیقی فارس، آواز و نی اهمیت بسیاری دارد. تار به ‌ویژه در جهرم ساخته می شود ، تمبک، دایره، سرنا، کرنا و نقاره از سازهای اصلی و پر کاربرد در استان فارس است که در اجرای این نوع موسیقی محلی نواخته می‌شوند و کم و بیش جای خود را به سازهای الکترونیک می دهند.

موسیقی قشقایی را می توان همچنان زنده نگهداشت ، میتوان در ساز کرنا و سرنا دمید و بر نقاره و دهل ضرباهنگ زندگی نواخت ، میتوان نی را زیر لب زمزمه کرد و آوای عشق و امید را در دیار پهناور فارس سر داد ، همه این موارد در گرو زنده نگهداشتن اقلیم و دشت های پهناور سرزمین فارس و دمیدن روح امید و تلا ش و تکاپو در کالبد زنان و مردان و هنرمندانی است که با موسیقی قشقایی زندگی کرده اند.

منبع: ایرنا

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما