ستوده به فرّ کلاه توایم
|۱۰:۲۸,۱۳۹۷/۴/۳۰| بازدید : 140 بار

 

«منوچهر ستوده» اگر بود، امروز 109 ساله می‌شد

حمیدرضا محمدی: «ویژگی مهم ایشان آن بود که قصد داشت خود همه ایران را بگردد و ببیند و پس از آن نظریات خود را از تاریخ و جغرافیای این سرزمین اعلام کند و چنین نیز می‌کرد. او عکاسی می‌کرد و یادداشت برمی‌داشت و با دوستانش کیلومترها راه می‌رفت.» محمدابراهیم باستانی پاریزی

اگر در میان ما بود، باید امروز، راهی جاده چالوس می‌شدیم و در روستای «کوشکک لورا» که اقامتگاه تابستانی‌اش بود، برایش تولد می‌گرفتیم. عادت معهود هر سال همین بود؛ صبح زود راه می‌افتادیم که تا ظهر نشده، خودمان را به استاد رسانده باشیم. خودش که سال‌های سال بود سحرگاه بیدار می‌شد و شروع به خواندن و نوشتن می‌کرد؛ خواندن و نوشتن از ایران و درباره ایران. اصلاً هر آنچه نوشت حول محور ایران می‌چرخید. حتی گلگشت‌هایش هم برای شناخت این سرزمین و مواریث آن بود و جالب آنکه رفقایش هم از جماعت ایران‌شناس بودند. وقتی قرار باشد جمعی از منوچهر ستوده و ایرج افشار گرفته تا احمد اقتداری و عبدالرحمن عمادی و گاهی محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمدرضا شفیعی کدکنی و هوشنگ دولت‌آبادی و برخی دیگر راهی سفر شوند و گوشه گوشه این خاک را بپایند و بکاوند، چه محصولی به‌دست خواهد آمد.

از همان جوانی شیفته سفر بود و نخستین نوشته چاپ‌شده‌اش هم در 23 سالگی، با عنوان «مسافرت به قلعه الموت» و مطالعات جغرافیایی و تاریخی آن، در شهریور 1315 در مجله تعلیم و تربیت به طبع رسید اما نخستین کتابش را در سال 1332 نوشت که «فرهنگ گیلکی» بود و با مقدمه ابراهیم پورداود در سلسله انتشارات انجمن ایران‌شناسی به طبع رسید. اما سه سال پیشتر، از پایان‌نامه دکترای خود با موضوع «قلاع اسماعیلیه در رشته کوه‌های البرز» و به راهنمایی بدیع‌الزمان فروزانفر دفاع کرده بود. اما بی‌هیچ‌شک، شاخص‌ترین اثرش که قاطبه اهل فکر و فرهنگ، او را به آن می‌شناسند، «از آستارا تا استارباد» است. کاری که «فریدون نوزاد»؛ گیلان‌شناس فقید درباره‌اش نوشت: «کتاب از آستارا تا استارباد را باید کتابخانه آثار و بناهای نوار شمالی ایران دانست که نه تنها نانوشته‌ها را نوشت بلکه به اختصار ولی بسیار مفید تاریخ و جغرافیای منطقه‌ای را هم از دیدگاه دانش پژوهان ایرانی و شرق شناسان ریشه‌یاب در اختیار خواننده نهاد». مجموعه‌ای 10 جلدی که پژوهش آن بنا بر تصمیم انجمن آثار ملی (انجمن آثار و مفاخر فرهنگی فعلی) در سال 1346 برعهده او گذاشته شد و نخستین مجلدش در سال 1349 عرضه شد و تا سال‌ها تداوم یافت: «قرعه فال به اسم من دیوانه زدند. بنده هم از آستارا گرفتم همین طوری حاشیه دریا را مطالعه کردم، رفتم تا خلیج حسین‌قلی که این حدوداً 22 تا 23 سال طول کشید».

گفتن و نوشتن و یاد کردن از «منوچهر ستوده» که بواقع قلبش برای ایران می‌تپید که اگر نبود، وقتی ایران به اشغال متفقین درآمد، در ششم اسفند 1321، در بندر انزلی، شعری با مطلع «خون است دلم برای ایران/ جان و تن من فدای ایران» نمی‌سرود، می‌تواند سطرها و سطرها ادامه یابد اما «ایرج افشار»، پس از 60 سال دوستی، بهترین توصیف را درباره‌ او نوشت: «این را بدانید که او این همه راه‌ها و کوره راه‌ها را با جوهر ایران‌دوستی و خمیرۀ طبیعت خواهی و به شور و شوق ایرانشناسی گذرانیده است».

* مصراع دوم بیتی از فردوسی: «همه سر به سر نیکخواه توایم/ ستوده به فرّ کلاه توایم»

منبع: روزنامه ایران

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما