بنیاد فردوسی در آستانه زادروز حکیم ابوالقاسم فروسی تاسیس شد
|۹:۴۳,۱۳۹۷/۲/۲۶| بازدید : 52 بار

 

پروژه‌های فرهنگستان هنر برای «شاهنامه»

رئیس فرهنگستان هنر در روز بزرگداشت خالق «شاهنامه»، ماندگارترین سند هویت ملی و ادب حماسی ایرانیان، از تاسیس «بنیاد فردوسی» و پروژه‌های فرهنگستان در این زمینه خبر داد.

به گزارش ایسنا، علی معلم دامغانی با اعلام تاسیس «بنیاد فردوسی» توسط این مجموعه، از برنامه‌های گسترده پژوهشی و در دست تحقیق بر روی «شاهنامه» فردوسی و بازخوانی این منظر پهناور ادب، هویت ملی، حکمت، خرد و اسطوره‌شناسی ایرانی به شیوه‌ای نوین خبر داد.

او با بیان اینکه فردوسی یکی از آشتی‌دهندگان اسلام و ایران و یکی از بسترهای پیوند فرهنگ و هویت ملی و هویت اسلامی است، خاطرنشان کرد: این اثر مبارک را فردوسی در طول تاریخ برای تمام مردمی که به نام «ایرانی» در این گستره جغرافیایی- ‌فرهنگی بزرگ و پهناور از حوالی پکن تا قیروان در مراکش می‌زیسته‌اند گذاشته، چرا که همه تحت تاثیر حکمت و اندیشه او بوده‌اند و هیچ‌گاه در منظومه و افق کلام و نگاه او احساس نکرده‌اند که ایرانی‌اند و مسلمان نیستند و یا مسلمانند و ایرانی نیستند. نام مبارک فردوسی، تداعی و تجلی پیوند میان ایرانی بودن و مسلمان زیستن در سرتاسر این گستره وسیع فرهنگی و زبانی است.

رئیس فرهنگستان هنر با بیان اینکه فردوسی جامع و پیونددهنده هویت ایرانی و اسلامی است یادآور شد: امروز برخی کسان که آن‌طرف‌اند از سر غرض‌ورزی یا بغض، با گرایش‌های ناسیونالیستی و با انتساب دروغ به فردوسی، دنبال اثبات چیزی هستند که بی‌پایه است. حکمت فردوسی، نظامی، ناصرخسرو، داراشکوه و... ثابت کرده که این شکاف و این گسست، غیرقابل تحقق است و این ستمی که بر فردوسی می‌رود نشان روشنی از درک نداشتن آنهاست.

او با این مقدمه اعلام کرد: فرهنگستان هنر با درک این ضرورت حیاتی روزگار ما، بنیادی به نام «بنیاد فردوسی» تاسیس کرده که گستره وسیعی از کار بر روی این میراث بزرگ حکمت، هویت، معنا و ملیت ایرانی را پوشش می‌دهد. از کارهای میدانی که روی شاهنامه انجام شده‌ - همین سند مکتوب که در دست ماست‌ - و شاهنامه‌هایی که از روی همین نسخه اصلی به عربی ترجمه شده و یا از همان نخست، عربی بوده مثل «شاهنامه ثعالبی» و شاهنامه‌های کردی تا جست‌وجو در شیوه حماسه‌سرایی‌ها و اسطوره‌سازی‌های ملل مختلف‌ - از هند تا یونان و حتی کشورهایی که کوچک‌ترند و افسانه‌شناسی محدودتری دارند مثل ارامنه و اعراب‌ - همه موضوع پژوهش‌های دامنه‌دار و گسترده‌ای است که در این مجموعه در حال پیگیری است و بسیاری از آنها به نتیجه رسیده یا در آستانه رونمایی است.

معلم دامغانی در ادامه اظهار کرد: یکی از محورهای این پروژه سراسری فرهنگستان در رویکرد به شاهنامه، تفکیک دو سطح و لایه آن است: شاهنامه خردسالان که روساخت و ظاهر حکایت‌ها و اسطوره‌ها و حماسه‌های شاهنامه و مبتنی بر عوالم خیال شاعرانه است و دیگری شاهنامه سالخوردگان که ساحت ژرف ساخت اندیشه و حکمت باطنی این قصه‌ها و اساطیر است و در افقی تفسیری و ورای صورت ظاهری باید دید و دریافت کرد. در این ساحت، نام‌گذاری‌ها، قصه‌پردازی‌ها و هر آنچه در شاهنامه می‌بینیم به تعبیر قرآن، همه «آیه» و «نشانه»‌اند و باید به دلالت‌های معنایی آنها اندیشید.

وی در ادامه با بیان تاثیر فراوان فردوسی از قرآن در طرح و تبیین جهان شاهنامه گفت: شاهنامه بسیار از قرآن متاثر است. یکی همین داستان رستم و رستمانه زادن که زمین باید شکاف بردارد تا گیاه بروید و البته ما این دریافت و برداشت را بیشتر از آنکه مدیون استناد و ارجاع به منبعی باشیم - چنانکه رفرنس‌زدگی عارضه‌ای شایع در بخش فرهنگ و پژوهش ادبی آکادمیک در روزگار ماست - ‌مرهون ارجاع به بافت و ساختار اندیشگی و جنس و جریان کلام و زبان و حکمت و هستی‌شناسی جاری در شاهنامه فردوسی هستیم و این تحقیق نیز به زودی نشر خواهد یافت و منتظر بازخورد و واکنش جامعه ادبی و اهل اندیشه و فرهنگ به آن خواهیم بود.

معلم دامغانی با نقد رویکردهای تفرقه گرایانه و واگرایانه به این میراث سترگ ملی و بشری یادآور شد: یک نکته دیگر، تفرقه‌سازی‌هایی است که سابقه هم دارد؛ نظیر اینکه این کتاب عجمی است و ضد عرب یا ایرانی است و ضد ترکی و ... ترک و عجم و عرب همه هم‌نوع و هم‌نژادند و این قصه‌ها را که دعوت به گسست و جدایی اقوام از یکدیگر است، دروغ‌سازان با اهداف و اغراض مشخص ایجاد کرده‌اند. فردوسی حکیمی است که بر حکمت درونی کلمات و معنای باطنی اسم‌ها احاطه‌ای شگفت دارد و با بهره از خیال شاعرانه فوق‌العاده و بی‌همتایی که دارد، شاهنامه را «محور پیوند همه اقوام ایرانی و همه قومیت‌های مشرق‌زمین با همه تنوع و گستردگی خود و با هر اسم و عنوان در تمام طول تاریخ» کرده است.

او با تبیین محورهای کار فرهنگستان بر روی شاهنامه در چند بخش احیا و نشر میراث تصویری و تجسمی خلق‌شده بر محور این حماسه جاوید در طول قرن‌ها از اثر نفیس و بی مانند «شاهنامه شاه طهماسبی» تا تصویرسازی‌های «میرزا علیقلی خوئی» و آثار متعدد دیگر و نیز تحقیقات ادبی، اسطوره‌شناختی، مردم‌شناسانه و ... در ارتباط با شاهنامه که بخشی از آن در انتشارات فرهنگستان هنر به چاپ رسیده است، افزود: ما بخش عمده‌ای از این پژوهش وسیع و دامنه‌دار را در فرهنگستان به انجام رسانده‌ایم و امروز این مجموعه می‌تواند با جرات از این موضع دفاع کند که فردوسی «مسلمان» است و «ایرانی» و نه «ناسیونالیست دروغ‌پرداز و تفرقه‌افکن و نژادپرست» و نه «افراط‌گرای مدعی مسلمانی».

او در بیان شیوه‌شناسی کار فرهنگستان در مورد شاهنامه و تفاوت آن با نگاه رفرنس‌محور و غیر مستقل رایج و در بیان آسیب‌شناسی این رویکرد رایج در عرصه تحقیقات ادبی و دانشگاهی، خاطرنشان کرد: پیشینیان، «سر دلبران» را در «حدیث دیگران» می‌جستند. اما باید به سر دلبران توجه می‌شد نه حدیث دیگران! سر دلبران، خود «حقیقت» است و «روایت». فضای پژوهش ادبی ما در این روزگار بسیار متاثر از نگاه مستشرقان و محققان غربی و بدون هیچ تلاشی در «اجتهاد و استنباط مبتنی بر خود متن» و «منطق ساختاری و ماهیت درونی متن» و یکسره مبتنی بر اصالت رفرنس و ارجاع است. شیوه‌ای که فرهنگستان هنر در پیش گرفته از این جهت شیوه منحصربه‌فردی است که تا به‌حال هیچ‌کس به چنین مسئله‌ای نپرداخته و همه استدلال‌های ادبی در طول تاریخ ادبی ایران را جمع‌آوری، دسته‌بندی و داده‌پردازی کرده و به وقت خود از همه منتقدان و کارشناسان و صاحب‌نظران ادبی کشور دعوت خواهد شد تا این شیوه نوین و بی‌سابقه از خوانش شاهنامه را ارزیابی کنند. به قول مولانا: نوبت کهنه‌فروشان درگذشت/ نوفروشانینم و این، بازار ماست. کار فرهنگستان، تلفیق «روایت» است با «درایت» یعنی جبران همان نقیصه جدی و ریشه‌دار در تحقیق ادبی این چند دهه که تنها روایت بود و نه درایت.

او از کارهای در دست اجرا و انجام این مجموعه از جمله شاهنامه کردی که یک بخش آن آماده انتشار است و نیز کاری که تطبیق همه ادبیات و فرهنگ ما را به معنای شرقی و ایرانی از اولین دوران تکوین ادب ایران پس از اسلام تا ادبیات معاصر با شاهنامه فردوسی شامل می‌شود، و همچنین مقدمات ورود به پروژه «قرآن هنری‌- ‌هنر قرآنی»، کار روی سبک‌شناسی ادب فارسی و احیای خصلت دینامیک و پویا بودن دستور زبان فارسی خبر داد و تصریح کرد: تمام این رویکرد فرهنگستان هنر به بازخوانی و بازاندیشی در بنیان‌های تفکر، حکمت، حماسه و اسطوره در شاهنامه را در یک جمله از زبان سهراب سپهری می‌توانم خلاصه کنم: دعوت به شستن چشم‌ها و جور دیگر دیدن!

منبع: ابتکار

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما