چند نکتۀ دیگر دربارۀ کُنج یا گَنج / فتح الله مجتبایی
|۹:۲۲,۱۳۹۵/۱۰/۲۷| بازدید : 493 بار

 

چندی پیش، در مقاله «کنج یا کنج » نوشته بودم که در بیت  «اگر تند بادی بر آید زکنج / به خاک افکند نارسیده ترنج»

از آغاز داستان رستم و سهراب شاهنامه، واژه‌ی کنج، هر گاه به همین صورت (بدون یای نکره) کنج خوانده شود، باید بر گوشه‌ای معلوم و معین دلالت داشته باشد که بر خواننده یا شنونده شناخته شده باشد؛ اما، در این بیت معلوم نیست که مقصود کدام گنج است و هیچ قرینه یا عهد ذکری یا ذهنی برای رفع این ابهام در میان نیست. در شاهنامه نیز، همه جا کنج به معنی «گوشه» به صورت کنجی، یا هر کنج آمده است. این گفته‌ی من در آن مقاله موجب شد که یکی از دوستان به نقد آن بپردازد و در مقاله‌ای در شماره 48 زیر  عنوان « اگر تند بادی برآید ز کنج» با استناد به آنجه در فرهنگ اسدی طوسی درباره این کلمه، آمده است بکوشد تا در نظم و نثر فارسی چندین شاهد از کاربرد آن به همین صورت (بدون یای نکره) به جای کنجی ( با یای نکره) بیابد و نشان دهد که در بیت یاد شده نیز کاربرد به این شکل خالی از اشکال است. لیکن شتابزدگی یا برخی علل دیگر مانع شده است که ایشان اولا به یکی از کتاب‌های لغت مراجعه کنند و معانی دیگری را که برای همین کلمه کنج داده شده است از نظر بگذرانند؛ ثانیا به ابیات پس و پیش شواهد منظوم خود توجه کنند و قرینه‌های لفظی و معنایی کنج را در آنها ببینند.

نامه فرهنگستان دوره سیزدهم پاییز 1392 شماره 1 (پیاپی 49)

دریافت مقاله

 

منبع: پرتال جامع علوم انسانی

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما