نشر و تمدن / عبدالحسین آذرنگ – بخش اول
|۱۲:۴,۱۳۹۵/۹/۱| بازدید : 213 بار

 

 

اشارۀ آغازین

 در  این نوشتۀ دنباله دار کوشش خواهد شد تا پیوندهای میان نشر کتاب و رشد و توسعۀ تمدن و فرهنگ بررسی و تاثیرهای متقابل آنها بر هم شناخته شود.  نشر کتاب چرا و چگونه بر تمدن و تغییر مسیر و روند آن تاثیر گذاشته و چرا و چگونه از آن تاثیر گرفته است؟ مراجعه به منابع بسیاری برای این بررسی ضرورت دارد و امیدوارم بتوانم به منابع عمده در این زمینه دست بیابم. فهرست تفصیلی منابع بررسی شده در پایان کار به اطلاع خوانندگان خواهد رسید.

 

زمینه های پیدایش نشر

نشر، از بنیادهای اصلی تمدن جدید، فعالیتی اجتماعی، فرهنگ آفرین و تمدن ساز و تاثیر گذار بر تغییر وتحول مسیر رویداها، یا ایجاد مسیرهای تازه ای در روندآنهاست. نشر در عین حال که تاثیر می گذارد، از فرهنگ و تمدن هم تاثیر مستقیم می پذیرد. افزون بر تاثیر های مستقیم،  تاثیر و تاثر های فرعی و جنبی نشر و تمدن کم نیست و شاهدهای بسیاری می توان ارائه داد که اینها را به خوبی نشان دهد. در این جست و جو به شاهدهایی از این دست اشاره خواهد شد.

دربارۀ مرز میان تمدن و فرهنگ و تعریف هایی که از آنها به دست داده شده است، اختلاف نظرهای بسیاری میان نظریه پردازان دیده می شود. اینکه چه چیزهایی در قلمرو تمدن  جای می گیرد و چه چیزهایی در گسترۀ فرهنگ، از موضوع هایی نیست که نظریه پردازان تمدن و فرهنگ در بارۀ آنها به توافق نظر رسیده باشند. حتی در کشورهای مختلف، به ویژه در کشورهای فرهنگ ساز، برداشت از تمدن و فرهنگ یکسان نیست. از مقایسۀ تعریف های این دو اصطلاح بسیار فراخ دامن، گاه این نتیجه به دست می آید که آنچه اندیش مندان  و نظریه پردازانی در پهنۀ فرهنگ قرار داده اند، همان جنبه ها درست و به عینه در عرصۀ تمدن جای می گیرند. از این رو، برای پرهیز کردن از ورود به مجادلاتی که موضوع بحث این نوشته نیست، تعریف ساده تری برای تمدن و فرهنگ پذیرفته شده است تا به سان فرضیۀ کاری بتواند به پیشبرد بحث در اینجا کمک کند. تمدن، جلوۀ مادّی و انضمامی فرهنگ است که در جامعه های بهره مند از فرهنگ، در هیات نظم، قانون، امنیت اجتماعی، تشکیلات و سازماندهی، شیوۀ ادارۀ امور، توسعه و پیشرفت، دانش و فنّ آوری، هنرها، ادبیات، معماری و شهرسازی، سطح زندگی و رفاه، و خلاصه آنچه جامعه را از دورۀ پیش از خود متمایز می کند، و ارتقای جامعه را از مرتبه ای به مرتبۀ دیگر نشان می دهد، به چشم می خورد.

در شماری از منابع، آغاز نشر را در جهان از ابداع خط و انتقال محتوا و پیام نوشته به کسانی می دانند که توانایی خواندن داشتند؛ یا اگر نداشتند، نوشته ها را برایشان می خواندند و  آنها پیام را از راه گوش دریافت می کردند. نشر این دوران طولانی، که نام آن می تواند «نشر خطی / نشر پیشاچاپ» باشد، کاربرد محدودی داشت و محدودیت آن هم ناشی از شمار اندک انتقال دهندگان پیام، گیرندگان پیام، فنّ آوری انتقال پیام و سرجمع متن پیام ها بود.

نشر در معنای امروزی، و البته تا پیش از ابداع و رواج نشر الکترونیکی یا دیجیتال، با ابداع چاپ به دست گوتِنبِرگ  آغاز شد که با دورۀ جنبش نوزایی(رنسانس) در دنیای غرب در آغاز سدۀ 15م(میلادی)/ حدوداً برابر با عصر تیموریان در ایران، همزمان بود. البته باید در نظر داشت که فنّ آوری چاپ در خاور زمین پیشینۀ کهن تری داشته است. اثری در دست است که در 868م/ تقریباً مقارن با عصر حکومت طاهریان در ایران، در چین و به شیوۀ حکاکی روی چوب چاپ و تکثیر شده است؛ یا اینکه حدود چهار قرن پیش از گوتنبرگ، نخستین سامانۀ حروفچینی با حروف مجزا را ، حروف ساخته شده از گلِ پختۀ سخت شده، سخت تر از جنس آجر، در چین ابداع کرده بودند و در سدۀ 13م، تقریباً یک قرن و نیم پیش از گوتنبرگ، حروفی از جنس مفرغ(برنز) در ژاپن ساخته شده و به کار رفته است. کاغذ هم در سدۀ 2م از پوست درخت توت و الیاف خیزران در چین ساخته شد و بعدها فنّ آوری تولید آن از راه کره به ماوراء النهر رفت و مسلمین در نبردها و در دورۀ شکل گرفتن تمدن اسلامی، که از سدۀ 2ق(قمری) آغاز شد، با آن آشنا شدند، تولید آن را تکامل بخشیدند و با ظرافت های هنری همراه ساختند. سرانجام هم فنّ آوری تغییر یافته و کامل شدۀ تولید کاغذ از الیاف، از راه تماس های تمدنی ـ فرهنگی در دورۀ جنگ های صلیبی به دنیای غرب انتقال یافت.

مقصود از اشاره به این واقعیت های تاریخی این است که به رغم وجود فنّ آوری های چاپ و کاغذ، که در سرزمین های خاوری ابداع شده و تکوین یافته بود، زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی آن سرزمین ها برای ایجاد صنعت نشر به معنای متداول امروزی شکل نگرفت و امکان استفاده از جنبه های تاثیرگذار فرهنگی و تمدنیِ نشر در آن سرزمین ها پدید نیامد؛ اگرچه شاهدهای بسیاری در دست است که نشان می دهد مغولان با فّن آوری چاپ آشنا بودند و شاخه ای از آنان که به اروپا لشکر کشیدند و تا قلب آن قاره پیش رفتند، بنا به قراینی در سدۀ 13م/ 7ق عامل انتقال این فنّ آوری بوده و آن را به ویژه از راه لهستان و مجارستان امروزی به آلمان  انتقال داده اند.

از یاد نبریم که نشر جدید فقط ارمغان فنّ آوری چاپ نیست، بلکه چندین و چند عامل مساعد باید دست به دست می داد و اوضاع و احوالی پیش می آمد که شرایط مساعد را برای ایجاد دگرگونی عمیقی در عرصۀ ارتباطات فراهم می ساخت. اطلاق نام «انقلاب» یا «انقلاب دوم فرهنگی در جهان» ـ انقلاب اول فرهنگی پیدایش خط است ـ به آن دگرگونی بی سابقه در تاریخ فرهنگی بشر، غلو یا گزاف گویی نیست. همان انقلاب یا دگرگونی بزرگ پیامدهای دگر ساز و بی سابقه ای داشت که در بررسی روند تمدن جدید آشکارا می توان دید و تا جای ممکن به آنها اشاره خواهد شد.

 

آغاز چاپ

تا پیش از یُهانِس گوتِنبِرگ(1390ـ 1468م) شمار نسخه های خطی موجود در سراسر اروپا را کتاب شناسان بیش از چند هزار جلد برآورد نکرده اند، حال آنکه در 978م/ 368ق، حدود 4 قرن پیش از دورۀ گوتنبرگ، کتابخانه ای در چین دایر بوده که گفته می شود حدود 80 هزار کتاب داشته است. حتی مشابه آن کتابخانه در آن زمان در قلمرو تمدن اسلامی هم دیده نشده است، با اینکه کتابخانه های بزرگی در این تمدن دایر بود. در پایان سدۀ 15م/ 904ق، یعنی حدود نیم قرن پس از ابداع چاپ، وجود بیش از 9 میلیون جلد کتاب در اروپا برآورد شده است که شمار نه چندان اندکی از افراد طبقات متوسط به بالا در جامعه به آنها دسترسی داشته اند. مقایسۀ همین دو رقم به اندازۀ کافی نشان می دهد که اروپا با چه تحول بزرگی رو به رو شده و چه پیامدهای دیگری در راه بود.

بنا به برآوردها، قیمت یک نسخه کتاب خطی در اروپای سدۀ 13م  حدود 40 پاوند انگلیس بوده است. در آن زمان با 40 پاوند به راحتی می شد خانه ای حیاط دار با چند اتاق خرید. میانگین درآمد یک حرفه مند یا صنعت گر در مدت 8 سال شاید به 40 پاوند می رسید. مقایسۀ این ارقام هم نشان می دهد که فقط شمار بسیار اندکی از صاحبان ثروت و قدرت می توانستند کتاب خطی در اختیار داشته باشند. دانشِ حبس شده در نسخه های کمیاب، از عامل های ایجاد امتیاز به سود عده ای انک شمار و موجب جدایی میان طبقات اجتماعی با همۀ عواقب اجتماعی ـ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بود.

گوتنبرگ از ابداع و ترویج فنّ آوری چاپ مقصود دیگری داشت و تا آنجا که بررسی ها نشان داده است، به هیچ روی به ذهن او نخلیده بود که آن فنّ آوری چگونه ممکن است نخست مسیر فرهنگی جهان، و سپس مسیرهای وابسته به آن و متاثر از آن را در دنیای آینده تغییر دهد؛ کما اینکه کُپرنیک، روحانی و اخترشناس لهستانی، گمان نمی کرد که نظریۀ خورشیدمرکزی او چگونه ممکن است از عرصۀ فنّی اخترشناسی فراتر برود، مبنای تعبیر و تفسیرهای بی سابقه و پیش بینی ناپذیری قرار بگیرد، و سرانجام هم انقلاب علمی به راه بیاندازد. نیوتُنِ کاشف جاذبه، هارویِ کاشف گردش خون، و همتایان آنها پیش بینی نمی کردند که کشفیاتشان ممکن است چه انقلابی در جهان علم به راه بیاندازد( در بحث در بارۀ نشر در سدۀ 17م به بعدبه این جنبه ها اشاره خواهد شد).

گوتنبرگ، مسیحی معتقد شورمندی بود که می خواست کتاب مقدس(عهد عتیق و جدید، و به ویژه عهد جدید/انجیل) در دسترس همۀ مسیحیان باشد تا به یاری آن در دنیا و آخرت رستگار شوند. نسخه های خطی کتاب مقدس در عصر او بسیار کمیاب و گران قیمت بود و کمتر کسی می توانست به نسخه ای از آن دست بیابد. او 4 سال کار کرد تا توانست دستگاه کوچکی از جنس چوب و فلز برای چاپ حروفی بسازد و از حروف جداگانه و متحرکِ کنار هم چیده شده برای تکثیر متن به تعداد بسیار استفاده کند. احتمال می دهند حدود 1436م / 839ق دستگاه اش در کارگاه کوچک اش به کار افتاده باشد. به هر حال، او موفق شد چند کتاب چاپ کند و معروف ترین آنها کتاب مقدسی بود که در 1450م به چاپ رسید.

گوتنبرگ، به رغم این دستاورد فرهنگی و فنّ آورانۀ بزرگ، 5 سال بعد ورشکست شد و از قضای روزگار نسخه هایی از کتاب مقدس چاپ او را طلبکارها ضبط کردند و به عنوان کتاب خطی به قیمت های گزافی فروختند. پس از مدتی تنی چند، که اهل دقت بودند، متوجه شدند این نسخه های کتاب مقدس، که به عنوان نسخه های خطی فروخته شده است، هیچ تفاوتی با هم ندارند. آنها فروشندگان این نسخه ها را به جادوگری متهم کردند و چیزی نمانده بود که به عنوان شیّادان جادوگر سرشان بر باد رود. جانشینان گوتنبرگ و فروشندگان کتاب های او ناگزیر شدند راز فنّ چاپ را، که مخفی نگاه داشته شده بود، برملا کنند تا خود را از خطر کیفری سهمگین برهانند.

اما گردش روزگار به گونه ای دیگر بود و در جنبش نوزایی(رُنسانس) با ظهور انسان گرایان(اومانیست ها)، که فنّ آوری جدیدِ تکثیریِ گوتنبرگ را در عرصه های دیگری، و درست خلاف نیت اصلی او، به کار گرفتند، فنّ چاپ و پیامد اصلی آن، که نشر در مقیاس گسترده باشد، در خدمت تحول در عرصه های فکری، فرهنگی، آموزشی، پژوهشی و بسیاری عرصه های دیگر قرار گرفت(به این جنبه ها هم اشاره خواهد شد).

 

نخستین تحول

دگرگونی چشمگیر با ایجاد امکان برای انتقال انبوهی دانش ناشناخته، پنهان، نهفته، یا از یاد رفته، محبوس در شماری از صومعه ها به جامعه ای فراهم آمد که پایان سده های میانه و آغاز عصر جدید زمینه های آن را فراهم ساخته بود. اشاعۀ شناخت و دانش در مقیاس گسترده را می توان نخستین تاثیر نشر جدید به یاری فنّ آوری چاپ به شمار آورد. در شماری از نوشته ها از این تاثیر با عنوان«انقلاب»،یا «انقلابی در ارتباطات» یاد شده است. انسان گرایان عصر نوزایی و دگراندیشان، که  به کاربرد و تاثیرهای فنّ آوری چاپ پی بردند، به این فکر افتادند که آموزش می تواند انسان را به زندگی بهتری برساند. آنها به راز واژه ها و قدرت تاثیر آنها باور داشتند. حتی شمار نه چندان کمی از فیلسوفان مَدرَسی و عالمان الاهیات ایتالیایی  به زندگی مدنی و عملی نگرش مثبت داشتند و از این رو می خواستند درهای دانش به روی مردم گشوده شود، و به همین سبب سراغ دانسته های فراموش شده رفتند، نوشته های یونانی و لاتینی کهن و قدیم را جستند و یافتند، و غبار فراموشی را از چهرۀ آنها ستردند.

ایتالیا، مهد اصلی جنبش نوزایی، فنّ آوری چاپ را به سرعت از آلمان اخذ کرد و به آن پیشرفتی شتابان بخشید. نخستین دستگاه چاپ در 1462م/766ق، یا سال پس از آن، به کمک چاپ گران آلمانی در صومعه ای نزدیک شهر رم  به راه افتاد. حدود دو سال بعد در بخش زیر نظر پاپ در شهر سوبیاکو، دستگاه چاپ دیگری کار گذاشته شد و از دهۀ 1470م فعالیت چاپی در شهر ونیز آغاز شد، شهری که در آن زمان زمینۀ فرهنگی مساعدی داشت. در همان دهه، که چند سالی از مرگ گوتنبرگ می گذشت، دستگاه چاپی در ایتالیا ساخته شد که با سرعت و سادگی بیشتری عمل تکثیر را انجام می داد. کلیسای کاتولیک هم در ایتالیا به صحنه آمد و مروج انتشار منابع مسیحی شد، منابعی با قیمت ارزان و به قصد ترویج مسیحیت به روایت کاتولیکی. حدود 1500م شمار کارگاه های چاپ  فقط در شهر ونیز به 150 رسید. ضرورت های عصر نوزایی، میدان را برای چاپ و تکثیر گشود. دو چاپ گر ونیزی در آن زمان فعال و تاثیر گذار شدند:  نیکُلاس ینسُن ، و آلدوس مانوتیوس . نیکلاس در حروف ریزی و اصلاح حروف تبحر داشت و  آلدوس به انتشار متون کهن یونانی دست زد. او در عین حال مبتکر انتشار مجموعۀ ارزان قیمت کتاب در قطع جیبی بود که مخاطبان آن مجموعه، خوانندگان جدید با گرایش های انسان گرایانه بودند. جنبش انسان گرایی موج تازه ای به راه انداخته بود و خوانندگان تازه ای به این موج پیوسته بودند. آلدوس تغییر وضعیت و نیاز جدید را تشخیص داد  و موافق با آن برای انتشار برنامه ریزی کرد. در حقیقت کوشش او از نخستین گام ها در راه سازگاری دادن نشر با نیازهای جامعه بود. آلدوس انتشار متون لاتینی را هم آغاز کرد و شمارگان کتاب ها را از حدود 200 نسخه به 1000 نسخه افزایش داد.

تقریباً پس از گذشتن یک دهه از ابداع چاپی تکمیل شده ایتالیا، چندین نقطه در اروپا با دستاورد فنّی چاپ گران ایتالیایی آشنا شدند و بسیاری به فکر تکثیر آثاری افتادند که به گمان آنها می توانست در جامعه تحول به بار آورد. سرعت گسترش فنّ آوری چاپ فراتر از تصور بود. در سویس نخستین دستگاه چاپ در 1465م کار گذاشته شد. و در شهرهای دیگر اروپا به این ترتیب:  1470م در پاریس و اوترخت؛ 1473م در اسپانیا و مجارستان؛ در 1474م در بروژ؛  در 1476م در لندن؛ در 1483م در سوئد. و تا آخر سدۀ 15م فن چاپ تقریباً در سراسر اروپا، جز روسیه، گسترش یافت.

 

در 1480م چاپ گرها در 110 شهر در آلمان، اسپانیا، هلند، بلژیک، سویس، انگلستان، لهستان و چند جای دیگر فعال شدند. در 1500م بیش از 20 میلیون نسخه در اروپا چاپ شده بود و یک قرن بعد این شمار به 10 برابر افزایش یافت و بنا به برآوردها به 150 تا 200 میلیون نسخه رسید؛ از 1469 تا 1536م آثار اراسموس ( 1469ـ 1536م)، انسان گرای هلندی و نویسندۀ کتاب تاثیرگذار  در ستایش دیوانگی،  در 750 هزار نسخه انتشار یافت و فروش رفت. از 1518 تا 1524م آهنگ انتشار کتاب به اندازه ای شدت گرفت که 7 برابر شد.

   حروف چاپی چند زبان دیگر هم در چند سرزمین اروپا ریخته شد و تا اواخر سدۀ 15م امکان انتشارکتاب به این زبان ها فراهم آمد. حروف ریزی و تولید انواع حروف مختلف، راه یافتن عنصرهای هنری و ذوقی به این عرصه، که کتاب ها را خوش خوان تر و چشم نوازتر می کرد، استفاده از حکّاکی روی چوب و امکان انتقال نقش و تصویر و تولید کتاب مصوّر، انتقال گویاتر پیام را ممکن ساخت، انتقال پیام هایی که زبان توانایی بیان آنها را نداشت. کتاب هایی که با حروف خوش خوان تر و تصویر همراه بود، مخاطبانی در میان طبقات باسواد شهری یافت، مخاطبانی که هم به کتاب علاقه داشتند و هم توان خریدن آن را. برقراری موازنه میان تقاضا و عرضه در بازار جدید کتاب، در مدت کوتاهی به اقتصاد نشر شکل داد و با رشد این اقتصاد بود که پیشرفت و گسترش نشر آغاز شد(در صفحات و فصل های آینده به آن اشاره خواهد شد).

تقاضای روزافزون به کتاب در میان طبقۀ متوسط با سواد شهری و برخوردار از مقداری وقت فراغت، که نتیجۀ تحول در اقتصاد عمومی، پیدایش، رشد و گسترش شهرها در اروپای آن روزگار بود، زمینه را برای تاسیس چاپخانه های بیشتری در شماری از مراکز اروپایی و توسعۀ آنها فراهم آورد.  گردانندگان بعضی از این چاپخانه ها، به ویژه آنها که هشیارانه یا ناهشیارانه گرایش های انسان گرایانه و ضدکلیسایی داشتند، یا چرخش دوران را از سده های میانۀ زیر یوغِ کلیسا به عصر جدید احساس کرده بودند، برای آماده ساختن و انتشار بعضی متون، و بعد ها به ویژه متون تخصصی، خود را ناگزیر دیدند همکاری دانشوران را جلب کنند. اقتصاد جدید چاپ هم به آنها امکان می داد دستمزد دانشورانی از این دست را بپردازند. در نتیجه هسته های نخستین نشر ها در این گونه چاپخانه ها شکل گرفت و ارزش تازه ای که به آن« ارزش افزوده»، یا «ارزش افزودۀ نشر» می گوییم، به آن هسته ها راه یافت. گامی فراتر از تکثیر صرف برداشته شده بود، زیرا این گونه چاپخانه ها کار خود را به تبدیل کردن یک نسخۀ دستنوشت مولف به شماری اثر تکثیر شده منحصر نکردند، بلکه شناخت، دانش، هنر، ذوق و سلیقه، انتخاب و ایجاد تطابقی میان تقاضا و عرضۀ فرهنگی به عرصۀ چاپ راه یافت که تحولات بعدی نشر از آنها سرچشمه گرفت. البته در سال های نخستین گسترش چاپ، شمارگان(تیراژ) کتاب ها زیاد نبود و سوابق نشان می دهد که تعداد کتاب هایی با شمارگان کمتر از 500 نسخه، یا اندکی کمتر و بیشتر، رایج بوده است. اراسموس هلندی، از جملۀ کسانی بود که چاپخانه ها سراغشان رفتند و برای انتشار متن ها از دانش آنها کمک گرفتند و آنها را به همکاری دعوت کردند.

 

عامل های تاثیرگذار بر نشر

چندین عامل و رویداد دیگر تاثیرهای مستقیم و غیر مستقیم خود را از راه های مختلف بر نشر باقی گذاشتند که یکی از مهم ترین آنها ایجاد و توسعۀ دانشگاه ها در اروپا بود. جنبش نوزایی به سهم خود به سان عامل دگرگون کنندۀ پرقدرتی ساختارهای آموزشی، از جمله ساختار دانشگاه های سده های میانه ای را  در غرب، به هم ریخت. افزون بر این، دانشگاه های جدیدی با حال و هوای تازه و پاسخ گویی به نیازهایی بی سابقه تاسیس شدند. روح عصر جدید درکالبد فرتوت دانشگاه ها وزید. عصر در حال نوزایی به استعدادها، نگرش ها و تحلیل های دیگری نیاز داشت که دست کم بخشی از آن فقط می توانست از راه دانشگاه ها، آموزش های دانشگاهی و انتشار متون تامین شود. جنبش نوزایی به سان موج توفنده ای بنیادهای فرهنگی را بیش از بنیادهای عرصه های دیگر آماج ضربه های خود قرار داد. گفتمان های تازۀ بسیاری را به همراه آورده بود که همۀ جنبه های دانشگاه را، از محتوای درس ها گرفته، تا شکل و شیوۀ ارائۀ آنها، به چالش می خواند. بازاندیشی در متن های پیشین دانشگاهی و بازآرایی آنها در قالب ها، با شیوه ها و با زبان و بیان متناسب با روح عصر، ضرورتی بود که به مرور به شاخۀ انتشارات دانشگاهی، و نیز به انتشار منابع آموزشی در همۀ سطوح تحصیلی، شکل داد( به روند و تحول این شاخه از نشر طی سده های بعد و در جای خود اشاره خواهد شد).

حدود 1470م/ 874ق، مقارن با دورۀ حکومت جانشینان امیر تیمور گورکانی در ایران، نخستین چاپخانۀ وابسته به دانشگاه پاریس به راه افتاد و شماری از استادان پژوهش گر این  دانشگاه به تدوین و انتشار آثاری دست زدند که روح و روش تازۀ دانش پژوهی در آنها نمایان بود. اندکی بعد چاپخانۀ آکسفرد در انگلستان هم کار خود را آغاز کرد که گرچه انتشاراتش به اندازۀ چاپخانۀ پاریس نبود، اما روح و فضای تازه در این آثار هم به چشم می خورد. تا اواخر سدۀ 15م چند چاپخانۀ دیگر وابسته به دانشگاه های مختلف در شهرهای  دانشگاهی اروپا، برای مثال در لایپزیگ، تاسیس شدند.

منبع: مجلۀ بخارا، شمارۀ آبان 1395

                        

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما