تحلیلی بر مشروعیت قیام امام حسین(ع) / دکتر سید سجاد ایزدهی
|۷:۳۹,۱۳۹۵/۷/۱۷| بازدید : 436 بار

 

 

راویان حقانیت حسینی

حماسه‌ای که در دهم محرم‏ الحرام سال 61 هجرى قمرى بوقوع پیوست، تأثیرات عمیقى از زمان خود تا عصر حاضر بجای گذاشته و نظرات مختلفى پیرامون آن نیز بیان شده است. درحالی که شیعه براساس مبانى، منابع و ملاک‌های موجود در کلام اهل‏ بیت(ع) این قیام را مشروع، بلکه الگوى تمامى آزادگان فرض کرده‌ است. افرادی مانند ابن‌ تیمیه ضمن چشم فرو بستن از مفاسد بى‌شمار یزید، این قیام را خروج علیه سلطان و موجب ایجاد شر در جامعه دانسته‌اند حتی وى بدون عنایت به انحرافات بسیارى که به‏ واسطه امویان در دین اسلام پدید آمد قیام حسینی را موجب پیدایش قیام‏ هاى متعدد علیه آنان دانسته و لذا این قیام را نامطلوب و نامشروع عنوان کرده است.

این نوشتار در راستای تحلیل ماهیت قیام امام حسین(ع) بر این باور است که می‌توان مشروعیت این قیام را با عنایت به کلمات آن حضرت و حوادث آن زمان با دو نگاه عمده تبیین کرد؛ از یک سو یزید، فردى فاسد و فاسق بدعت‏گذار بود که موجبات تباهى دین اسلام را فراهم می کرد، لذا بر امت اسلامى واجب بود جلو این انحرافات را بگیرند و با یاری دین خداوند، آن را احیا کنند و امام حسین‏(ع) در این راه به خاطر شرافت علم و انتسابش به شجره نبوت سزاوارتر از دیگران به این کار بود؛ چنان که ایشان فرمودند:«من از دیگران در یارى دین خداوند و بزرگداشت شریعتش و جهاد در راه او سزاوارترم زیرا این کار موجب اعتلا ی کلمه خواهد شد».در سوى دیگر، این قیام رامی ‏توان حرکتى براى تحقق حاکمیت و به‌دست‏‌گیرى قدرت توسط امام حسین(ع) دانست؛ زیرا مشروعیت حکومتى ایشان مانند سایر ائمه(ع) ثابت بوده و مردم عراق نیز با اعلام وفادارى به آن حضرت زمینه تحقق حاکمیت ایشان را (به صورت ظاهر) فراهم آورده بودند، لذا ایشان دعوت مردم به رهبرى را پذیرفته و پاى در این مسیر نهادند:

«من به نزد شما نیامدم مگر وقتى که نامه‏‌هاى شما به دستم رسید و فرستادگان تان به نزدم آمدند و گفتند که به نزد ما بیا زیرا ما رهبر نداریم.»

 

مشروعیت‏ بخشى به قیام حسینى

 از آنجا که حاکمان جور  پس از حماسه کربلا درصدد بودند این قیام را غیرموجه جلوه دهند و از این طریق راه را بر هر قیام مشابه دیگرى ببندند، لذا پیامبر اکرم‏(ص) ذیل «مشروعیت پیشینی» و ائمه اطهار(ع) ذیل «مشروعیت پسینی» درصدد مشروع اعلام کردن این قیام و نامشروع دانستن حاکمان وقت بودند و از راه‌های گوناگون این مسأله را در اعصار مختلف به گوش مردم رساندند:

الف) مشروعیت‏ بخشى پیشینى

حضرت رسول اکرم‏(ص) ضمن ابراز علاقه بسیار به امام حسین‏(ع) در مواقع گوناگون مسأله واقعه روز عاشورا را بازگو می‌‌کردند و بر مظلومیت ایشان می‌گریستند و بر قاتلان این امام همام لعنت می‌فرستادند و این قضیه را نیز در مواردى به مردم بازگو کردند تا این سخنان در زمان پیامبر(ص) مشروعیت امام‏(ع) را تضمین کند تا با نقل این روایت توسط راویان حدیث در آن روز سندى بر مشروعیت قیام حسینى در سال 61 هجرى باشند.

در این روایت نظر پیامبر(ص) در مورد امام حسین‏(ع) و واقعه عاشورا چنین نقل می‌شود:

پیامبر(ص) در زمان دو سالگى امام حسین‏(ع) در مسافرتى که داشت در میانه راه ایستاد و آیه «اناللَّه و انا الیه راجعون» را خواند و گریست. وقتى از علت این امر سؤال شد، فرمود: جبرئیل به من خبر داده است که در سرزمینى به نام کربلا فرزندم حسینِ فاطمه به قتل می رسد و قاتل او مردى است به نام یزید (لعنت خدا بر او باد) سپس از سفرش غمناک برگشت بر منبر رفت و فرمود: خدایا این ‏دو (امام حسن و امام حسین) پاک ‏ترین افراد عترت من و بهترین ذریه من هستند، خدایا شهادت را بر وى مبارک گردان و او را از بزرگان شهدا قرار بده و بر قاتل وى و خوارکننده‏ اش مبارک مگردان.البته پیامبر(ص) به این مقدار نیز اکتفا نکرده و به مسلمانان توصیه کرده‌اند که در آن زمان به حمایت و یارى امام حسین(ع) بشتابند.

انس‌ بن حارث می گوید: از پیامبر(ص) شنیدم که می ‏فرمود: فرزندم حسین‏(ع) در سرزمین عراق به شهادت می ‏رسد و هرکس که آن زمان را درک کند باید به یاریش بشتابد... پس انس‌ بن حارث نیز در کربلا با آن حضرت شهید شد.

ب) مشروعیت‏ بخشى پسینى

ائمه معصومین(ع) در سال‏هاى پس از حادثه کربلا به شیوه‌های مختلف سعى کردند این موضوع را برای مردم زمان خود روشن کنند که امام حسین‏(ع) در قیام خویش مشروع و صاحب حق بوده است و مورد ظلم واقع شده‏ است. به این اعتبار، اساس مشروعیت امام حسین‏(ع) را مانند مشروعیت امیرالمؤمنین(ع) و پیامبر(ص) دانستند و نامشروع بودن یزید را نیز در ردیف مشروعیت نداشتن معاویه و ابوسفیان بیان کردند. امام صادق‏(ع) در روایتى این مطلب را به صراحت بیان کرده است:«ما و خاندان ابوسفیان در باب خدا به نزاع برخاستیم؛ ما گفتیم خداوند صادق است و آنها گفتند کاذب. ابوسفیان با رسول خدا(ص) به جنگ برخاست، معاویه با على‌بن ابی ‏طالب(ع)، یزید با حسین‌بن على‏(ع) چنان که سفیانى نیز به نبرد با امام زمان(عج) خواهند پرداخت.»از جمله مواردی که در باب مشروعیت‌بخشى به قیام حسینى در سال‏ هاى بعد مطرح شده است «زیارت نامه‏ هایى» است که در موارد و روزهاى خاص براى یادآورى حادثه کربلا و تداعى حقانیت قیام حسینى در اذهان عامه مردم از سوى ائمه معصومین(ع) نقل شده است و به عنوان «زیارت‌های مأثوره» شناخته می ‏شود و در آنها مشروعیت‌بخشى به قیام حسینى مدنظر بوده است:

«جاهدتَ فى سبیل‏ اللَّه؛

 در راه خدا جهاد کردى»

«اللهم صلى على الامام الشهید... السید القائد... الوصى الخلیفه الامام... یدعوا العباد الیک و یدلّهم علیک یهدم الجور بالصواب... جاهد فیک المنافقین واللکفار... فقتلوه بالعمد المعتمد قتلوه على الایمان و اطاعوا فى قتله الشیطان؛ خدایا درود فرست بر امام شهید آقاى پیشوا وصى، خلیفه، امام... دعوت می کرد بندگانت را به درگاهت و به راه تو هدایت می کرد و ویران می کرد ستم را به درستى... در راه تو با منافقین و کفار جهاد کرد... پس او را عمداً کشتند با دشمنى با اسلام و ایمان او را شهید کردند و در کشتن او از شیطان اطاعت کردند».

«اشهد إنک... جاهدت الملحدین؛ شهادت می ‏دهم که با ملحدان و کافران جهاد کردى».

این عبارات به وضوح بر مشروعیت قیام حسینى گواهى می دهد و در دیگر سو نامشروع بودن یزید بلکه کافر و ملحد بودن وى را اعلان می دارد و درصدد این است که در مقابله با افرادى که قیام امام حسین(ع) را نامشروع و خروج بر خلیفه حق وقت می دانند این قیام را مشروع و تلاشى در راه خدا و جبهه مقابل امام حسین‏(ع) را کافر، ملحد و در مجموع نامشروع معرفى کنند.

 

منبع: روزنامه ایران

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما