نگاهی به حیات سیاسی اجتماعی آیت الله میرزا حسین نائینی / سید ابوالحسن توفیقیان
|۹:۴۲,۱۳۹۵/۵/۲۴| بازدید : 348 بار

 

 

تولد و تحصیلات

آیت‌الله میرزا محمدحسین غروی نائینی «قدس‌سره» از فقهای نامدار شیعه عصر مشروطیت و از خاندانی مشهور است که در سال 1276ق در نائین اصفهان متولد شد.[1] شیخ آقا بزرگ تهرانی از او با عنوان مجتهدی جاوید، عالمی برجسته و محققّی بزرگ یاد می‌كند.[2] مدرس تبریزی در ریحانه‌الادب وی را از «فحول علماء و فقهای عصر»[3] دانسته و صاحب اعیان‌الشیعه او را عالمی بزرگ، فقیه و اصولی می‌داند كه دارای مقلّدین بسیار بوده است.[4]

میرزا حسین نائینی مقدمات علوم اسلامی را در نائین ‌فرا گرفت. سپس در حوزه‌ی علمیه‌ی پرآوازه‌ی آن روزگار اصفهان رحل اقامت افكنده و به تکمیل تحصیلات پرداخت. او هفت سال در اصفهان ماند و نزد شیخ محمدباقر اصفهانی- دوست پدرش- فقه آموخت و در همانجا اصول فقه را از میرزا ابوالمعالی كلباسی فرا گرفته و در فلسفه و کلام نزد شیخ جهانگیر‌خان قشقایی و شیخ محمد حسین هزارجریبی شاگردی نمود.[5]

میرزا در سال 1303 ﻫ ق برای ادامۀ تحصیلات خویش عازم عراق شد و تا سال 1314 ﻫ ق یعنی به مدت یازده‌سال از دروس میرزای شیرازی و علماء دیگری چون سید اسماعیل صدر و سید محمد فشاركی بهره علمی برد. او در سال 1314 ﻫ ق، با سید اسماعیل صدر به نجف رفت و در درس آخوند خراسانی حاضر گشت.[6]

میرزا توانست با حضور در کلاس آخوند خراسانی رابطه دوستی بسیار نزدیك و پایداری با ایشان برقرار سازد؛ به گونه‌ای که از معاونان و یاران نزدیك آخوند در مسائل دینی و سیاسی محسوب گردید و آخوند او را از اصحاب فتوای خویش قرار داد.[7] با شروع نهضت مشروطه در سال 1324 ﻫ ق نائینی با آخوند خراسانی رابطه تنگاتنگی داشت و رأی او همانند رأی آخوند بوده است. باید گفت میرزای نائینی پس از آیات ثلاث نجف[8]، در زمرۀ بزرگترین پشتیبانان نهضت مشروطه است. میرزای نائینی با اینکه در زمان قبل از مشروطه و از جمله در نهضت تنباکو دارای فعالیت سیاسی بود و حتی هم­بحث وی شیخ حسن کربلائی، رسالۀ دخانیه‌اش دربارۀ این نهضت را به درخواست نائینی نگاشت[9]، ولی دوران اصلی فعالیت‌های سیاسی ایشان پس از مهاجرت به نجف و آشنایی با آخوند خراسانی شروع می‌شود. با آغاز جنبش مشروطه كه مرحوم آخوند از نجف رهبری آن را برعهده گرفته بود، میرزای نائینی بعنوان مشاور سیاسی اصلی آخوند مطرح شد و «اكثر كارهای مبارزاتی و اجتماعی مرحوم آخوند با مشاورت میرزای نائینی انجام می‌گرفت».[10]

با پیروزی مشروطه و با جو سیاسی تازه‌ای كه ایجاد شده بود، برخی مطبوعات هم‌سو با دیگران شروع به تهاجم علیه اسلام و مکتب تشیع نمودند. از سوی دیگر با ملاحظه برخی تبعات سوء مشروطیت، شبهاتی در مورد اصل مشروطه و اركان سه‌گانه و سایر لوازم آن در میان برخی از علماء و مردم ایجاد شده بود كه در اینجا میرزای نائینی وارد میدان شد و كتاب «تنبیه الامه و تنزیه الملّه» را برای پاسخگویی به آن شبهات و توضیح مبانی دینی مشروطه تحریر نمودند.[11] درباره میرزای نائینی گفته می‌شود که با انحراف نهضت مشروطیت و ترور رهبران روحانی آن و  بَر دار شدن شیخ فضل الله نوری، مرحوم نائینی از سیاست دست شست و گوشه‌نشینی را اختیار كردند و حتی كتاب خودشان را كه در باب حمایت از مشروطه نوشته بود از بازار و كتابفروشی‌ها جمع نمود.[12] جمع آوری تنبیه الامه اگر چه ناقلین مهمی دارد ولی برخی مانند فرزند میرزای نائینی، منکر جمع آوری آن شده‌اند[13] و البته این مسئله با انتساب جمع آوری آن کتاب به برخی از مقلدان میرزای نائینی تقویت می‌شود.

در هر حال دوری گزیدن میرزای نائینی از سیاست امری ناصحیح است؛ چرا که میرزای نائینی علاوه بر حوادث نهضت تنباکو و سه سال اول مشروطه، در دو سال و چند ماه دیگری که استادش آخوند خراسانی زنده بود، در کنار وی حضور داشت و به عنوان مشاور و محرر وی ایفای نقش می کرد و در حرکت‌های اصلاحی و اجتماعی و سیاسی در کنار استاد خویش قرار دارد. حتی در زمانی که آخوند خراسانی تصمیم می‌گیرد اصل دوم متمّم قانون اساسی را اجرایی کند، میرزای نائینی را نیز در این اصل دخیل می‌داند. [14] اصل مزبور می‌گوید: که در هر زمان بایستی مراجع شیعه 20 مجتهد جامع‌الشرایط سه گانه اجتهاد، عدالت و آگاهی از مقتضیات زمانه را به مجلس معرفی کنند و مجلس با رأی‌گیری و یا قرعه از بین آنها حداقل 5 نفر را انتخاب کند و کار این مجتهدین، که به طراز اول‌ها مشهورند، نظارت بر مصوبات مجلس در عدم تخطی آن مصوبات از شریعت شیعه امامیه است.[15] این گونه نظارت استصوابی بعدها در جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان نهاد شورای نگهبان ظهور کرد.

چند سال بعد که حکومت عراق دگرگون، و انگلیسی‌ها بر اریکه قدرت عراق سوار شدند، باز هم نقش میرزای نائینی در فعالیت‌های سیاسی و تحریم انتخابات محرز و معلوم است و حتی در اخراج علمای نجف به ایران، برجسته‌ترین عالم اخراج شده از نجف کسی جز میرزای نائینی نیست که به همراه سید ابوالحسن اصفهانی و دیگر اعاظم حوزه به ایران آمده و در قم ساکن شدند.[16]

شیخ عبدالکریم حائری یزدی به احترام میرزای نائینی مکان تدریس خود در قم را به میرزا واگذار کرد. علمای نجف که چندین ماه در قم اقامت داشتند، با احمد شاه و سپس رضاخان که در آن زمان سردار سپه بود دیدار داشتند.[17] بعدها اغلب علما به نجف بازگشته برخی در قم و یا تهران سکنی گزیده و عده ای مانند آیت الله خالصی و میرزا احمد کفائی در مشهد سکونت گزیدند. میرزای نائینی در زمان حکومت رضاخان مبنای سیاسی‌اش بر این بود که به گونه ای با وی برخورد نماید که از طغیان بیش از حدش جلوگیری کنند، از این رو داستان ارسال تمثال به ایران اگر صحیح باشد نیز از همین روست[18] و اینکه برخی این کار میرزا را ناصواب شمرده‌اند[19] به علت عدم اطلاع از مشرب سیاسی وی در این زمان است. نائینی چند سال بعد به واسطه اهانت وهابی ها به حریم مقدس بقیع، حج را تحریم می کند.[20] قبلا و در انقلاب 1920 عراق و پس از آن با انگلیسی ها و حضورشان در عراق مخالفت می نماید و انتخابات و استخدام در ادارات انگلیسی را غیر جایز شمرده و فتوا به حرام بودن اعانت دولت انگلیس می دهد.[21] از این رو شبهه دوری گزیدن وی از سیاست ناصحیح است.

 

آثار نائینی در فقه سیاسی

میرزای نائینی با اینکه بیش از سی سال در عرصه سیاست دارای اقدامات عملی است، لکن بیشتر او را به عنوان نظریه‌پرداز و سیاست‌مدار در عرصه اندیشه می‌شناسند و کتاب تنبیه الامه وی مهمترین اثر سیاسی فقه حکومتی اسلام در عهد مشروطه است. میرزا در عمل طرفدار نظریه ولایت مطلقه فقیه است و مشروطه را از باب اضطرار می‌پذیرد[22] ولی در عین حال در جلوه شرعی دادن بدان- به علت نزدیکی مشروطه به اسلام و دوری استبداد از اسلام- تلاش بسیار دارد. آثار سیاسی وی که با رویکرد فقهی بیان شده اند عبارت است از:

1ـ تنبیه الامه و تنزیه المله (تحلیل مسائل سیاسی حکومت در اسلام و نقش مردم و فقیهان)؛

2ـ منیه‌ الطالب (بحث از مراتب شؤون و اختیارات ولایت فقیه)؛

3ـ تعلیقه بر المكاسب (بجث از حكومت و ولایت فقیه)؛

4ـ حاشیه بر عروه (فقط فتاوی و مسائل شرعی).[23]

 

اندیشه سیاسی میرزا حسین نائینی

اندیشه‌ها و نظرات سیاسی نائینی برآمدی از نگرش كلامی جامع دین شناختی وی و اجتهاد مبنایی او همراه با شناخت تحولات زمان و مكان است. حاصل تلاش این فقیه گرانقدر، كتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» است و فقه سیاسی برآمده از این كتاب آهنگی متفاوت با فقه سیاسی معمول و رایج گذشته خود دارد؛ از مجموع مباحث نائینی(ره) در تنبیه الامه و تنزیه المله می‌توان اركان اندیشه فقهی سیاسی را بدست آورد و تحوّلات اندیشه سیاسی او را بیان نمود.

نائینی در آن كتاب با بهره‌گیری از آیات و روایات در صدد آن است كه در مخالفت با نظام و آموزه استبدادی، به تأسیس نظری نظام مشروطه دست یازد. كتاب نائینی مورد تأیید علمای بزرگ شیعه در زمانه او، همچون آیت الله شیخ محمد كاظم خراسانی و آیت الله شیخ عبدالله مازندرانی، قرار گرفته است و آن دو بر آن تقریظ نگاشته‌اند.[24] «تنبیه الامه» به معنای آگاه كردن امت اسلام به ضروریات شریعت بوده و «تنزیه المله» یعنی منزه دانستن دین اسلام از بدعت استبداد است.

سلطنت در مفهوم عام، دو وظیفه اصلی را برعهده دارد: وظیفه اول، به داخل جامعه و كشور محدود است؛ یعنی حفظ نظامات داخلی، تربیت اهالی و احقاق حق، وظیفه دوم، جلوگیری از مداخله بیگانگان و اجانب است و این دو وظیفه را «احكام سیاسیه» می‌خواند كه همان جزء دوم حكمت عملی است.[25] به نظر نائینی حكمت عملی، دارای سه جزء است. جزء اول، فرد و اخلاق را شامل می‌شود، در ادامه به خانواده و تدبیر منزل می‌رسد و در نهایت سیاست مدن یا جزء سوم می‌آید. او حکومت‌ها را به عادله و غیرعادله تقسیم می‌کند و حکومت مشروطه را حکومتی غیر عادله می‌داند، ولی حکومتی که در غیرعادله بودن از مشروطه بدتر است، حکومت استبدادی و مطلقه است. از این رو در زمانی که امر ما دایر مدار بین حکومت مشروطه و حکومت مستبده باشد، چون ضرر و فساد حکومت مشروطه کمتر است، باید بدان امید بست و حکومت استبدادی را طرد و نفی نمود.[26] این مبنا از جهت دفع افسد به فاسد معنا پیدا می‌کند و همه عقلای عالم بر صحت این قاعده عقیده ‌مندند.

مهمترین مؤلفه‌‌های اندیشه نائینی

الف) مشاركت سیاسی

وی مشاركت و نظارت را ركن ركین حكومت اسلامی معّرفی می‌كند و می‌نویسد: «ابتناء اساس [حقیقت سلطنت اسلامیه] هم نظر به مشاركت تمام ملت در نوعیات مملكت» است. «محاسبه و مسئولیت كامله در صورتی مشخص و حافظ محدودیت و مانع از تبدیل ولایت [حكومت ولایتیه] به مالكیت [حكومت استبدادی] تواند بود كه قاطبه متصدیان كه قوه اجرائیه‌اند در تحت نظارت و مسئول هیئت مبعوثان و آنان هم در تحت مراقبه و مسئول آحاد ملّت باشند».[27] و سستی ملّت در این امر منجر به «تحكم و استبداد هیئت مبعوثان» می‌داند.

اصل نظارت و امر به معروف و نهی از منكر در اندیشه سیاسی نائینی اگر درست عمل شود. موجب محدودیت سلطنت استبدادی می‌گردد. چون تحدید سلطنت واجب است و مشاركت مردم در امور سیاسی از جمله در انتخاب نمایندگان مقدمه آن است پس مشاركت بر طبق اصل وجوب مقدمه واجب هم ضرورت می‌یابد.[28]

ب) تفكیك قوا

از دیدگاه مرحوم نائینی حكومت مطلوب اسلام ولایتیه و براساس شورا و مشورت است. در ساختار چنین نظامی از حكومت، حاكمان حافظان مصالح مردم و امین منافع آنها و مسئول در برابر آنانند نه مالك آنها و حكمران مطلق العنان.

عبدالهادی حائری پیرامون نظریه تفكیك قوای نائینی می‌نویسد: «نائینی در تحلیل خویش از تفكیك قوا به راهی جزء راه جدایی قوای پیش‌بینی نشده در یك نظام مشروطه رفته است...».[29]

 

ج) آزادی و برابری

آزادی و برابری[30] از جمله شعارهای دوران مشروطیت است كه هم در بین علمای مشروطه خواه و هم در میان روشنفكران دیده می‌شود. مرحوم نائینی معنا و مفهوم آزادی و مساوات را در چارچوب رابطه شریعت و مشروطیت تفسیر و تبیین می‌كند و در این جهت تفسیر وی از آزادی موافق تفسیر و برداشت دیگر علمای دینی آن عهد مانند آخوند خراسانی است. از منظر نائینی آزادی به معنای رهایی از موانع رشد آدمی است؛ موانعی که باعث بازماندن انسان از سیر تکامل می شود و بدین سبب آزادی واقعی در عبودیت الهی[31] تجلی یافته و خودسری و هرزگی و بی بندوباری که تفسیر اغلب غربی‌ها از آزادی است در واقع یک نوع اسارت است و نه آزادی. او همین تحلیل را در عرصه آزادی اجتماعی ابراز می‌دارد و حریت و آزادی را در کنار مساوات از مقومات حکومت ها می‌داند.[32] دو اصلی که به همراه فروع خود باعث ترقی و ایجاد تمدن اسلامی شدند.[33]

 

د) حقوق شهروندان

مرحوم نائینی در كتاب تنبیه الامه اشاره‌ای گذرا به حقوق شهروندان در یك حكومت غیر استبدادی كرده است و برخی امور را به عنوان حقوق شهروندان معرفی می‌كند كه عبارتند از: 1ـ آزادی 2ـ مساوات 3ـ مشاركت 4ـ نظارت 5ـ امنیت مالی 6ـ‌ امنیت بر عرض و ناموس 7ـ‌امنیت بر مسكن 8ـ عدم تجسس از خفایای افراد 9ـ عدم نفی انسانها از تصرف در مال و ... 10ـ عدم ممانعت از برپایی اجتماعات مشروعه و اعتراض‌آمیز و ...[34]

عمده مسأله‌ای كه مرحوم نائینی در صدد پاسخ آن بود مشروعیت یا عدم مشروعیت «مشروطیت» است. او در بیان همین ایده اوضاع نابسامان زمان خویش را معلول «استبداد» می‌بیند و برای خروج از این بن‌بست، یگانه راه‌حل را تأیید مشروطه می‌داند[35] وجهه همت او با توجه به مقتضیات عصر خویش، صرفاً تحدید حكومت است و می‌خواهد فساد قدرت را تقلیل دهد.

 

ه) مجلس، شورا و قانون

از منظر میرزای نائینی جامعه باید قانون محور باشد و مجلس و قوه مقننه جایی است که باید رافع ظلم و منکر و گسترنده معروف و عدالت باشد.[36] هر گاه مجلس به این شیوه برقرار بود مصوباتش تأیید می شود و مردم هم باید در انتخاب وکلای ارسالی به مجلس دقت لازم را مبذول بدارند تا وکیلان شایسته و عدالت خواه و وطن دوست را در مجلس بگمارند.[37]

 

و) نظارت استصواب

در این موضوع میرزا عقیده ای همچون عقیده استادانش دارد بدین بیانکه قوانین مجلس به صرف اینکه توسط نمایندگان به تصویب رسیده باشد در اسلامی بودن آن کفایت نمی کند و باید چندین مجتهد بزرگ بر آن مصوبات از حیث عدم مخالفت با مکتب تشیع مهر تایید بزنند تا سپس مصوبات برای اجرایی شدن به حرکت در آیند.[38]

 

ز) تجدد و عدم نفی کلی آن

میرزای نائینی بر خلاف رای عده زیادی از مخالفان مشروطه که هر چیز غربی را نفی و طرد می نمودند می گفت چه اشکال دارد خوبی ها و محسنات غرب-چه قانون و چه دانش و فن- را گرفت و به کار برد. در عین حالی که بسیاری از این قواعد و قوانین منشأ اسلامی و انبیایی دارد که به غرب رفته است.[39]

 

ح) ولایت فقیه

قبلا گفتیم که میرزا در زمینه ولایت داشتن فقیه قائل به اطلاق این ولایت است. میرزا اگر چه در این باره چندین بار و با اندک اختلاف هایی در کتب خویش و در تقریراتی که شاگردانش نوشته اند بحث کرده[40] ولی فی‌المجموع از بیانات وی بر می‌آید که قائل به ولایت مطلقه فقیه است و در این زمینه از برخی اساتید خویش فاصله می‌گیرد و دایره ولایت را برای فقیه، ضیق در نظر نمی‌گیرد.[41]

 

ط) اندیشه های دیگر

بررسی اندیشه ها و آرای سیاسی و اجتماعی میرزای نائینی مجال وسیع تری می‌طلبد. وی با آموزش نظامی و تعلمیات جدید آموزشی برای نونهالان موافق بود. بعدها که در مدارس به دیانت کودکان خدشه وارد می‌شد تعلیم در مدارس را تحریم نمود. عدم تفکیک بین شرایط زمانه باعث شده برخی اتهام تناقض رفتاری و عملی را در چندین زمینه به میرزای نائینی وارد کنند.[42] میرزا به حقوق اقلیت‌ها در جامعه اسلامی اعتقاد تام داشت. به اتحاد ملل اسلامی و وحدت مذاهب اسلامی مانند اساتیدش عقیده‌مند بود. او مهمترین عامل عقبگرد جامعه را ظلم و استبداد و اصلی‌ترین شاخصه رشد جامعه را عدالت و برابری می‌دانست و در راه تحقق این آرمان  و رفع ظلم و استبداد و ستم و نفوذ استعمار غرب تلاش بسیار نمود. تلاشی که قبل از نهضت تنباکو توسط وی آغاز شد و نیم قرن به طول انجامید و پس از رحلت وی توسط شاگردانش ادامه یافت.

 

رحلت:

میرزای نائینی که پس از رحلت استاد خود آخوند خراسانی در سال 1329 آهسته آهسته به مرجعیت رسید تا 26 سال بعد از ارکان علمای امامیه بود و علاوه بر اقدامات عملی و نظری در عرصه سیاست، در بُعد علمی نیز آثار ارزشمند و شاگردان بسیاری تربیت نمود. شاگردانی که خود از بزرگان جامعه شیعه محسوب شده و در شمارند. مانند علامه طباطبایی؛ آیت الله میلانی؛ آیت الله حکیم، آیت الله بهجت؛ آیت الله بجنوردی، آیت الله شاهرودی، آیت الله خویی و....[43] عاقبت او در شنبه 26 جمادی الاول 1355ق مطابق با 24 مرداد 1315ش در نجف اشرف درگذشت و در حرم مطهر حضرت علی(ع) به خاک سپرده شد.

منبع: توفیقیان

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما