برچسب : ژیل-دلوز

پولیتیکِ اسپینوزیسم- ترکیب و ارتباط / آلبرتو توسکانو | ۷:۴۲,۱۳۹۸/۱۰/۷|

مواجهۀ «علمی» من با فلسفۀ اسپینوزا همواره در جامۀ نگاه به خود اسپینوزا در کنار دیگر متفکران (برای مثال شلینگ، دلوز، آلتوسر) اتفاق افتاده است. در اینجا می‎خواهم نقش‌ها و کسوت‎های متفاوتی را مورد بررسی قرار دهم که اندیشۀ اسپینوزا در طول ۳۵ سال یا بیشتر تحت تأثیر فلسفۀ اروپایی به خود گرفته است. قصد دارم درکی مقدماتی از برخی روش‎هایی ارائه دهم که اندیشۀ اسپینوزا و بالأخص اندیشۀ سیاسی او در چند دهۀ اخیر به‌واسطۀ آن‌ها جانی تازه گرفته و دوباره فعلیت یافته است. با تعریف ژیل دلوز از عمل فلسفی به‌منزلۀ خلق مفاهیم تا حدود زیادی موافقم و بر همین اساس قصد دارم بر دو مفهوم تلفیق و ارتباط که در خوانش‎های جدید از آثار اسپینوزا بسیار بااهمیت جلوه کرده است تمرکز کنم.

آری گفتن به زندگی فقط با انحلال رنج امکان دارد / قربان عباسی | ۸:۴۸,۱۳۹۵/۲/۴|

نیچه یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان قرن نوزدهم است، او اندیشمند را با نیزه‌ای مقایسه می‌کند که طبیعت افکنده است و اندیشمندی دیگر آن را برمی‌گیرد تا جایی دیگر پرتاب کند. بنا بر نظر او، فیلسوف نه سرمدی است و نه تاریخی، بلکه همواره نابهنگام است. نیچه هیچ پیش‌گامی ندارد، او گذشته از پیشاسقراطیان باستانی فقط یک نفر را پیش‌گام خود می‌داند: اسپینوزا. فلسفه‌ی نیچه حول دو محور بزرگ سامان می‌یابد، محور نخست به نیروها می‌پردازد و گونه‌ای نشانه‌شناسی را شکل می‌دهد، بر اساس این محور، پدیده‌ها، سازمان‌ها، جوامع، آگاهی‌ها و ذهن‌ها نشانه یا به بیان دقیق‌تر علامت هستند و وضعیت نیروها ر ا نشان می‌دهند؛ مفهوم فیلسوف در مقام فیزیولوژیست و پزشک از همین جا نشئت می‌گیرد.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما