برچسب : نصرالله-پورجوادی

غزالی و مآخذ صوفیانه او / نصرالله پورجوادی | ۱۳:۳۴,۱۳۹۸/۵/۱۳|

ابوحامد محمد غزالی یکی از بزرگترین نویسندگان عالم اسلام است و بزرگترین و مهمترین اثر او نیز احیاء علوم الدین است. دربارۀ این اثر گفته اند که اگر همۀ کتابهای عالم اسلام از میان می رفت و فقط احیاء باقی می ماند ، با داشتن این کتاب گویی چیزی از دست نرفته بود.

نصرالله پورجوادی:حکمت خالده «سید حسین نصر» به کار ایران نمی‌آید | ۱۰:۲۷,۱۳۹۸/۴/۱۵|

نصرالله پورجوادی نامی آشنا برای اهل ادب و فرهنگ و از چهره‌های سرشناس و فرهیخته روزگار ما است که در عرصه فلسفه، عرفان و ادب فارسی با خلق آثاری ماندگار، خود را در مجامع علمی جاودانه کرده است، کسانی‌ که استاد مفخم را از نزدیک می‌شناسند، می‌دانند که تا چه حد دقیق‌النظر و اهل گفت‌وگو و در حقیقت جزو نیک گویان است، از همین رو است که غالب گفت‌وگوی ایشان جذاب، پرکشش و دارای ابعاد چشمگیر است، مردی که غالب گفتارهای او مصداق «صدر من اهله» است و در هر بحث و موضوعی حتی‌الامکان حق مطلب را ادا می‌کند و به مدد تعمق و جست‌وجو هر بار از بحثی تازه سخن به میان می‌آورد.

پورجوادی: تمام ایمان‌ها یکی هستند چون بنیان‌گذارانشان همگی فرستاده یک خدای واحدند | ۱۱:۵۷,۱۳۹۷/۱۲/۲۲|

مراسم افتتاحیه همایش بین‌المللی «همگرایی و واگرایی؛ گفت‌و‌گویی میان فرهنگی- میان دینی» با حضور رضا داوری‌اردکانی رئیس فرهنگستان علوم، هانس کریستین گونتر (استاد دانشگاه فرایبورگ)، حسینعلی قبادی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و جمعی اساتید دیگر امروز در پژوهشگاه علوم انسانی و ‌‌مطالعات فرهنگی برگزار شد.

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی - بخش هفتم و پایانی | ۱۱:۲۴,۱۳۹۷/۱۲/۵|

جنگی که بر صلح رجحان دارد، جنگی است که معشوق با عاشق می‌کند. ارزش این جنگ به‌خصوص از این جهت است که معشوق آن را اختیار کرده است، و چون معشوق آن را اختیار کرده است، باعث محکم‌تر شدن پیوند عاشق و معشوق می‌شود. لذا غزالی می‌گوید که عاشق جنگ و عتابی را که معشوق اختیار کرده باشد «دوست‌تر از ده آشتی دارد» (سوانح، ص۱۸). حافظ نیز اگرچه به دوست می‌گوید «مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما»، ولی باز در مصراع بعد گویی می‌خواهد حرف خود را پس بگیرد، به او می‌گوید هر چه می‌تواند، بکند: «بکن هر آنچه توانی که جای آن داری».

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی – بخش ششم | ۱۰:۹,۱۳۹۷/۱۲/۱|

حافظ «خاک پای دوست» را روشنایی‌بخش چشم (یا چشمه، یا چنان که در جای دیگر گفته است: «خرگه») خورشید دانسته: گرچه خورشید فلک چشم و چراغ عالم است روشنایی‌بخش چشم اوست خاک پای تو

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی - بخش پنجم | ۸:۶,۱۳۹۷/۱۱/۲۸|

یکی شدن عاشق و معشوق در مقام مشاهده و نظر، مرتبه‌ای است که در عرفان نوحلاجی وصال خوانده می‌شود. در این مرتبه اگرچه ناظر و منظور یکی است، ولی با این حال هنوز سایه‌ای از دویی در میان است. به همین دلیل این مرتبه را بالاترین مرتبه در عشق نمی‌دانند. بالاترین مرتبه که «حقیقت وصال» خوانده می‌شود، وقتی است که هیچ‌گونه شائبه دویی در میان نباشد

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی - بخش چهارم | ۷:۲۷,۱۳۹۷/۱۱/۲۳|

باده‌ای که در مذهب عشق حرام نیست، همان عشق قدیم است که در ازل نصیب رندان شده است و چون هر چه ازلی است، تا ابد پایدار خواهد بود، پس تا ابد لب رندان از این باده خشک نخواهد بود. در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بوَد تا ابد جام مرادش همدم جامی بود

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی - بخش سوم | ۸:۵۳,۱۳۹۷/۱۱/۱۵|

عشق پس از اینکه با روح نسبتی برقرار کرد و در دل یا جان نشست، با جان به این جهان، یعنی «اینجا» می‌آید، و درصدد برمی‌آید تا برای وفای به عهد و میثاق خود سفر بازگشتی همراه همسفر قدیم خود، یعنی «جان» در پیش گیرد. چیزی که عشق را در نشئه اول به «اینجا» آورد، مرکب روح بود، ولی در بازگشت که نشئه دوم و «قوس صعود» نامیده می‌شود، عشق است که باید جان را به مقصد برساند. کاشانی نسبت عشق و روح را در نشئه دوم چنین به نظم درآورده است:

نصرالله پورجوادی: اگر می‌خواستم تحقیقاتم را از نو شروع کنم، با شاهنامه شروع می‌کردم | ۱۳:۱۳,۱۳۹۷/۸/۳۰|

قرن سوم در تمدن اسلامی شگفت‌انگیزترین قرن‌ است! آیین رونمایی از کتاب «قوت دل و نوش جان» تازه‌ترین اثر نصرالله پورجوادی، شامگاه گذشته با سخنرانی کاظم موسوی‌بجنوردی، بهاءالدین خرمشاهی، جمشید کیانفر، احمد پاکتچی و اشرف بروجردی در موزه کتاب و میراث مستند سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

تعریف‌های جوانمردی به پارسی / نصرالله پورجوادی | ۹:۹,۱۳۹۷/۸/۲۰|

پیدایش طریقه یا مذهب جوانمردی در ایران و ماهیت این طریقه هنوز به‌درستی شناخته نشده است.۱ قدیم‌ترین اسنادی که در اختیار داریم، مربوط به قرن سوم هجری است. می‌دانیم که در این قرن، در شهرهای خراسان، گروه‌هایی بودند که «جوانمرد» یا «جوامرد» خوانده می‌شدند. جوانمردان در میان کسبه و عیّاران بودند و از زاهدان و قُرّایان و مؤمنان خشک ظاهری متمایز بودند.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما