برچسب : نصرالله-حدادی

انقلاب مشروطیت، در یکصد و چهاردهمین گام / نصرالله حدادی | ۱۴:۱۴,۱۳۹۹/۵/۱۳|

امردادماه، ماهی عجیب در تاریخ ایران است. امضای فرمان مشروطیت و کودتای 28 مرداد، که هر دوی این رخدادها، باعث شد تا مسیر تاریخ ایران دگرگون شود و در قریب به نیم قرن فاصله بین این دو حادثه، دو واکنش متضاد را از سوی مردم ایران شاهد بودیم. پایمردی، تا حصول نتیجه و امضای فرمان مشروطیت، از سوی مظفر‌الدین شاه، و سکوت و وادادگی در برابر کودتاچیان و ربع قرن سلطه اجانب و غارت ثروت ملی ما.

میراث پهلوانی / نصرالله حدادی | ۱۳:۲۲,۱۳۹۹/۳/۲۰|

ورزش باستانی، برخاسته از فرهنگ ناب ایرانی است و برگرفته از اعتقادات ما، بر دو پایه اعتقادات دینی و ملی. تلفیق مروت و مدارا و رادمردی و گذشتِ امیر مؤمنان علی (ع)، با اشعار حماسی فردوسی توسی.

امان از این دل که داد / نصرالله حدادی | ۱۵:۸,۱۳۹۹/۲/۶|

پنج‌شنبه چهارم اردیبهشت 1399، مصادف بود با هشتادمین سالگشت تأسیس رادیو در ایران. وسیله جدیدی در عالم رسانه و ارتباطات، که تا آن روز به صورت شخصی، در اختیار آحاد مردم قرار نگرفته بود، و مردم ایران اجازه نداشتند، رادیو داشته باشند و از آن پس تا پانزده سال بعد، می‌باید برای خرید دستگاه گیرنده، تحصیل مجوز از شهربانی می‌داشتند و با نصب آنتن بر روی بام، می‌توانستند امواج رادیو را دریافت دارند.

کز بسی خلق است دنیا یادگار/ نصرالله حدادی | ۱۳:۲۶,۱۳۹۹/۲/۱|

نصر الله حدادی در یادداشتی نگاهی به کتاب‌هایی داشته که در آن به زندگی افرادی که خود را وقف سلامت مردم کرده‌اند پرداخته شده است. نیمه اوّل دهه چهل شمسی، روزگاری که نوجوانی ده، دوازده ساله بودم، برای اولین بار در «شهرری» چشمم به کاشی نوشته‌ای، بر سر در محلی افتاد که نامش «مریض‌خانه» بود. نام آن مریض‌خانه، فیروز‌آبادی بود و بر روی کاشی‌های آبی و فیروزه‌ای آن، به صورت هلال، چنین نوشته بودند: «این مریض‌خانه وقف است بر فُقرا و رعایا و غُربا و بیچارگان، لعنت بر کسی که تخلف نماید».

​از وبا و طاعون، تا کرونا و کووید 19 در آینه تاریخ | ۱۵:۶,۱۳۹۹/۱/۱۸|

سال‌های 1295 و 1296، مقارن با جنگ جهانی اول بود و نحوست جنگ، با خِست و بُخل آسمان توأم گشت و دو سال، خشک‌سالی را به مردم سراسر ایران تحمیل کرد و در معرکه این قحط و غلا، جمعیت کشور، کمتر از نیم شد و تهران که در آن روزگار، قریب به 200 هزار نفر سکنه داشت، به حدود هفتاد هزار نفر رسید و دسته دسته مردگان را در خندق شمالی آن روزگار تهران ـ خیابان انقلاب اسلامی فعلی ـ می‌انداختند و با ریختن خاک بر روی آنان، به‌زعم خودشان، از شر وبای عام، می‌رستند و می‌جستند، حال آن که با تعفن اجساد، عفونت بیشتری فضای شهر را در برمی‌گرفت و تعداد دیگری را اسیر ساخته و راهی دیار عدم می‌کرد.

یاد آر، ز شمع مُرده یاد آر / نصرالله حدادی | ۱۱:۴۹,۱۳۹۸/۱۲/۳|

7اسفند سالروز درگذشت علی‌اکبر دهخدا، ادیب، لغت‌شناس، سیاست‌مدار و شاعر ایرانی است، نصرالله حدادی به این مناسبت یادداشتی نوشته است که در ادامه می‌خوانید. «... در دوران تبعید و اقامت در شهر ایوردن (yverdon) سوییس، و تهیه مطالب برای روزنامه‌ صوراسرافیل و فرستادن آن‌ها برای چاپ شدن به پاریس، با دوستان مهاجر و تبعیدی از ایران در «هتل دولاپرری» پانسیون شیده بودیم.

​طنز و طنازی و یادی از ابوالقاسم حالت / نصرالله حدادی | ۱۱:۳۲,۱۳۹۸/۸/۱۹|

در دو هفته‌ای که تعداد روزهای تعطیل آن زیاد بود ـ از جمعه سوم آبان تا چهارشنبه 15 همین ماه ـ گذرم بالاجبار به شمال کشور افتاد و از هوای فرح‌فزای آن و باران همیشه لطیفش استفاده کردم و به هنگام بازگشت، آن هم از جاده زیبای چالوس، شاهد هجوم ده‌ها هزار خودرو از تهران به سمت شمال بودم و صف طویل خودروهای در ترافیک مانده و ازدحام جاده چالوس، از سیاه‌بیشه، 85 کیلومتری کرج ـ تا اتوبان تهران ـ کرج ادامه داشت و این خیل عظیم، برای تمدد اعصاب و استفاده بهینه از تعطیلات آخر هفته، راهی شهرهای شمالی کشور شده بودند و یقینا مسافت چهار پنج ساعته بین تهران تا چالوس را می‌باید دو تا سه برابر این زمان، صبر و طاقت می‌داشتند، تا به مقصد و مقصود برسن

​چهار روایت، از یک حادثه / نصرالله حدادی | ۱۲:۲۳,۱۳۹۸/۵/۲۰|

بیست و هفتم مردادماه 1398، مصادف است با هفتاد و نهمین سالگشت درگذشت روان شاد، هنرمند بی‌بدیل عرصه نگارگری، محمد غفاری (کمال‌الملک). هنرمندی که بعد از گذشت هشت دهه از زمان درگذشت وی، همچنان شاگردان و پیروان مکتب او، میدان‌دار عرصه این هنر هستند و شاگردان استاد در مدرسه صنایع مستظرفه، هر یک نامدارانی بودند که بعید می‌دانم، مادر دهر، چونان فرزندانی را بار دیگر به این ملک و ملت عرضه بدارد

کمترین ثمره انقلاب مشروطیت، مردمی‌شدن ادبیات بود / نصرالله حدادی | ۱۲:۴,۱۳۹۸/۵/۱۴|

کمترین ثمره انقلاب مشروطیت، مردمی‌شدن ادبیات بود و اوج آن را باید در «چرند پرند» دهخدا جست‌وجو کرد. طنز «بُرّا و تند و تیز» مرحوم دهخدا، قبل و بعد ندارد و به رغم گذشت 110 سال از نگاشتن این مقالات در صوراسرافیل، کمتر طنزنویسی را می‌توانیم پیدا کنیم که توانسته باشد این‌چنین استوار و مستدل، علیه استبداد و فساد قلم برگرفته و بر آن بتازد و مطلبی را ارائه دهد که از هزل و زبان نازل به دور باشد.

محفوظات تاریخی، نزد عامه مردم، گاه می‌تواند مستندترین باشد | ۱۰:۵۳,۱۳۹۸/۵/۱|

«هی میگه مدرک گرفتم، کدوم مدرک؟ نمی‌تونن یه سطر نامه بی‌غلط بنویسن، مدرک، مدرک، مدرک، بذار دم کوزه آبشو بخور، هی مدرکشو به رخ من میکشه»، و تلفن را می‌گذارد و می‌گوید: امرتون؟ تشکر می‌کنم و از او تقاضای یک بطری آب می‌کنم.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما