برچسب : مولانا

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی - بخش‌ پنجم | ۷:۴۹,۱۳۹۴/۱۲/۲۵|

آنان که با آشوب‌ها و فتنه‌های زمانه حافظ آشنایند، نیک می‌دانند رمز این آرزوها، که حق طبیعی هر فرد و جامعه‌ای است، چیست و چرا حافظ کنج فراغت را بر همه دنیا ترجیح می‌دهد و از دست‌دادن آن را برابر با فروختن یوسف به ثمن بخس می‌داند. آری، او در «زمانه‌ای عجیب» زندگی می‌کند؛ زمانه‌ای که جاه‌طلبی‌ها و خودخواهی‌های گروهی بی‌مغز و ستمگر همه مردم را در جهنمی از ناامنی و درد و رنج قرار داده است. حافظ این دوره را چنین توصیف می‌کند

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی - بخش‌سوم | ۷:۳۹,۱۳۹۴/۱۲/۱۷|

در این چشم‌انداز، ریا به عنوان پدید‌ه‌ای اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته می‌شود. پیش از شروع بحث درباره ریای اجتماعی، لازم است که به سه نکته مهم اشاره کنیم: الف) ریا لازمه زندگی اجتماعی: اصولاً حیات اجتماعی بدون ریا و نفاق ممکن نیست. انسان غالباً در خلوت خود نفاق و ریا نمی‌کند، نقاب‌ها را به کناری می‌گذارد و خود را آن‌گونه که هست، نشان می‌دهد، اما آنگاه که به عنوان موجودی اجتماعی در کنار سایر همنوعان خود قرار می‌گیرد، به ناچار برای حفظ منافع خویش، بخشی از اندیشه‌ها و احساس‌هایش را از دیگران پنهان می‌دارد. به قول تولستوی «چرخ‌دنده‌های زندگی اجتماعی بدون روغن ریا و نفاق نمی‌چرخند!»

«جذبه» از نگاه مولانا | ۹:۴۴,۱۳۹۴/۱۲/۱۲|

استاد ادبیات و عرفان دانشگاه اصفهان گفت: ««جذبه» برای مولوی از چنان اهمیتی برخوردار است که از نظر او نیل به مقصود اصلی جز با جذبه الهی حاصل نمی‌شود.

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی - بخش‌دوم | ۸:۴۳,۱۳۹۴/۱۲/۱۱|

دفع خواطر ریا در زمان عبادت: هر که با نفس خود مجاهده کند و بیخهاى ریا از دل خود برکند به قناعت، و بریدن طمع، و ساقط کردن نفس خود را از چشم مخلوقان، و حقیر شمردن مدح و ذم مخلوقان، شیطان در میان عبادت وى را نگذارد، بل به خطرات ریا معارضت کند، و نزغات از وى منقطع نشود، و هواى نفس و میل او به کلیت محو نگردد. پس چاره نباشد که براى دفع خاطر ریا که پیدا‌ آید تشمّر نماید. خواطر ریا بر سه قسم است و باشد که هر سه به یک دفعت در دل ‌‌آید چون یک خاطر، و باشد که پس یک دیگر باشد به‌تدریج: ۱) خاطر علم و معرفت: و آن علم است به اطلاع خلق، و امید اطلاع ایشان؛ ۲) خاطر رغبت و شهوت: و آن گاه انگیختن رغبت از نفس در ستایش خلق است و حصول منزلت نزدیک ایشان و قبول نفس آن را و میل او بدان؛ ۳) خاطر عزم و تصمیم: و آن بستن ضمیر است در تحقیق آن میل‌.

ساغر صدق ریا از نگاه غزّالی، مولانا و حافظ / دکتر ایرج شهبازی - بخش اول | ۸:۵۵,۱۳۹۴/۱۲/۹|

یکی از توانایی‌های شگفت‌آور انسان این است که می‌تواند ظاهر خود را کاملاً برخلاف آنچه هست نشان دهد و ظاهرش آینه باطنش نباشد. به عبارت دیگر انسان می‌تواند به خاطر دستیابی به منافع خود، بین ظاهر و باطنش، بین بود و نمودش، بین قلب و قالبش و بین کردار و گفتارش فاصله بیندازد؛ یعنی انسان قادر است در حالی که قلبش از کینه و نفرت کسی مالامال است، به او اظهار دوستی و محبت کند و در همان حال که به چیزی ایمان ندارد، خود را مؤمن به آن نشان دهد.

دلیل انتخاب تخلص شمس توسط مولوی | ۱۳:۸,۱۳۹۴/۱۱/۲۶|

شمس برای مولانا سراسر شور و عشق و عرفان بود از این رو به سوی او می‌شتابید و تاکید می‌کرد که سخنش گفتار شمس تبریزی است که به او تلقین شده است.

مولانا و بارگاه او / محمدجواد مشكور | ۱۰:۹,۱۳۹۴/۱۱/۲۴|

سه بار سفر به تركیه و زیارت مرقد مولانا در قونیه مرا بر آن داشت آثاری را كه در بارگاه آن عارف بزرگ بر قبرها و دیوارها مسطور است درمقاله‌ای گردآورم. دیدار من از این تربت پاك اگرچه در هر بسیار كوتاه بود ولی باز موفق شدم بسیاری از كتیبه‌هایی راكه درآنجا موجوداست دراین مختصرفراهم آورده، مشاهدات خودراباوصفی كه دیگران از این بارگاه كرده‌اند تلفیق و تطبیق نمایم. نخست به شرح زندگی مولانا آغاز كرده و سپس به توصیف بارگاه او و مشاهدات خود در آنجا خواهم پرداخت.

«مثنوی معنوی» شریعت و طریقت / دکتر عبدالحسین زرین کوب | ۱۱:۴۵,۱۳۹۴/۱۱/۱۳|

توافق بین محتوای مثنوی مولانا با آنچه در زبان فقها «شریعت» نام دارد طی قرون اخیر و حتی در عصر حاضر بارها از جانب متشرّعه مورد سؤال یا انکار واقع شده است و عجب آنست که یک تن از روشنگران قرن اخیر، میرزا فتحعلی آخوندزاده نویسندة ترک‌زبان و فارسی‌نویس قفقاز هم با اظهار این ادعای بی‌بنیاد که گویا مثنوی شریف را از سر تا بُن خوانده است گویندۀ مثنوی را منکر اعتقاد به انبیاء و معاد و مثنوی را بالتمام مخالف شرع شریف خوانده است.

مولاناخواني از ناظري تا شجريان | ۱۱:۳۹,۱۳۹۴/۱۰/۲۱|

شعر مولانا در جهان امروز خواهان بسياري دارد. شايد به دليل جنون عيان و پنهانش كه همخواني انكارناپذيري با روح آشفته انسان امروز دارد. شايد هم به دليل اقتدار مستتر در آن‌كه ذهن بيقرار و سرگردان انسان مدرن را پناه مي‌دهد. به هر روي تجربه نشان مي‌دهد مولانا به سليقه انسان امروز خوش‌تر است. در چنين موقعيتي بايد به دنبال رويكردها و نگاه‌هاي تازه‌اي در موسيقي به شعر مولانا بود. دو استاد آواز ايراني، شجريان و ناظري، دو شاهراه را گشوده‌اند. حال بر عهده ديگران است كه يا در كار بسط اين دو شاهراه باشند يا آن‌كه راهي تازه باز كنند. با همه اين حرف‌ها پيش و بيش از همه، ستايش شايسته مولاناي شعر ايران است كه چنين امكاني را پيش روي آنها گذاشته است.

تأملی در معنای ترجمه پهناور / سید حبیب نبوی ایجی - بخش دوم و پایانی | ۸:۴,۱۳۹۴/۱۰/۱۲|

روح نو در تن حرف کهن، در واقع جان صاحب سخن است که هرگز از آن برگرفته نمی‌شود. در مکتب مولانا، عشق، ترجمه پهناور خواست در ضمیر آدمی است که هر اندازه در ترجمه نهاد خواهنده در وجود، مهارت و بساطت و حدت‌نظر و پهناوری به کار رود، معرکه عاشقی به عنوان عالی ترین ترجمه به عرصه ظهور خواهد آمد. عاشق در واقع ضمیر بالنده و جان ناآرام و روح شیدای خود را با بازیگریهای ذوفنون عاشقی ترجمه می‌کند.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما