برچسب : مصطفی-ملکیان

انسان صادق با خود و جهان در صلح است | ۱۲:۲,۱۳۹۷/۱۰/۱۰|

«مصطفی ملکیان» استاد فلسفه و عرفان در مراسم پایانی هشتمین نشستِ «مِهرِ مولانا» در پیامی تصویری درباره «صلح درون و صلح بیرون از نظرگاه مولانا» سخن گفت و تاکید کرد که انسان صادق با خود و جهان، در صلح است.

حق‌جویی در دو عرصه‌ی واقعیت و ارزش / مصطفی ملکیان | ۱۱:۲۱,۱۳۹۷/۹/۲۷|

در یك تقسیم‌بندی بسیار كلی، اجمالی و طبعاً سهل‌گیرانه و تسامح‌آمیز، متفكران را میتوان به دو گروه تقسیم كرد: متفكران فردگرا، كه بیش از هر چیز دغدغه‌ی نجات افراد را دارند، و متفكران جامعه‌گرا، كه اهتمام‌شان عمدتاً معطوف به صلاح جامعه است. فردگرایان اصلاح جامعه را یا هدفی بلند پروازانه و غیر واقع‌بینانه میدانند یا هدفی می‌انگارند كه جز به وسیله و به‌واسطه‌ی نجات یافتگی یكان‌یكان افراد جامعه امكان حصول ندارد و، به هر تقدیر، برآن‌اند كه عقلانیت عملی حكم میكند كه به فرهنگ درونی افراد، یعنی به باورها، احساسات و عواطف و خواسته‌ها، ارزش‌ها و آرمان‌های آنان بپردازیم و در جهت تصحیح و بهبود‌بخشی آن بكوشیم.

زمین از دریچه ‎آسمان در گفت‌وگو با مصطفی ملكیان | ۱۰:۳۰,۱۳۹۷/۹/۱۱|

بیش از یك دهه است كه مصطفی ملكیان، بر طرح عقلانیت و معنویت تاكید می‌كند و در گفتارها و نوشتارهای كثیر و پرمخاطبش از آن سخن می‌گوید. ماحصل آنچه را كه این روشنفكر و نواندیش نام‌آشنای معاصر می‌گوید، می‌توان در اندیشه اصالت فرهنگ فردی تبیین كرد، یعنی این آموزه كلی كه برای نیل به رشد و توسعه و پیشرفت جامعه و فرد، بیش و پیش از ساختارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، باید به درون انسان‌ها بازگشت و برای اصلاح باورها و احساسات و خواسته‌های آنها تلاش كرد. حالا او یك گام فراتر گذاشته و می‌خواهد به طور مشخص و ایجابی از چیستی و چگونگی این اصلاح سخن بگوید.

نام جاودانه / استاد مصطفی ملکیان | ۷:۵۳,۱۳۹۷/۷/۳۰|

چرا کسی مثل حافظ ماندگار است و کسانی در همین قلمرو این ماندگاری را ندارند؟ در اینجا سخن بر سر شخص حافظ نیست بلکه سخن بر سر این است که اساساً رمز ماندگاری شاعران، نویسندگان و متفکران در چیست؟

میراث روشنفکر تنها / مصطفی ملکیان | ۱۱:۵۱,۱۳۹۷/۵/۹|

مصطفی رحیمی ( زاده 1305 نائین – درگذشته 9 مرداد 1381 تهران) از شاخص‌ترین روشنفکران معاصر ایران بود. با گذشت 16 سال از مرگ این نویسنده و مترجم نام‌آور ، هنوز می‌توان از میراث معرفتی و نیز رویکرد بدیع‌اش در عرصه روشنفکری بهره‌ها برد و میوه‌ها چید. چه بسا بتوان رحیمی را نماد روشنفکران حقیقت‌طلب دانست؛ کسانی که برای بازاندیشی در نظام فکری و سیاسی خود هیچ ابا و امتناعی ندارند و از تجدیدنظر در اصول و دیدگاه‌های خود، به وقت ضرورت، نمی‌پرهیزند. آنچه در این صفحه می‌خوانید حاصل کاوش بزرگانی است که در گنجینه آثار رحیمی و منشور درخشان شخصیت او نظر کرده‌اند.

گفتار مصطفی ملكیان درباره ارتباط ترجمه و تفكر | ۹:۳۵,۱۳۹۷/۲/۲۳|

به نظر من ترجمه به ٥ لحاظ با تفكر ارتباط برقرار می‌كند و باید به هر ٥ لحاظ نیز توجه كرد. ممكن است كسی به یكی از این ٥ نكته توجه بیشتری نشان دهد و به دیگری یا بقیه كمتر توجه كند. در بحث فعلی از كم اهمیت‌ترین آنها- به زعم خودم- شروع خواهم كرد و به طرف نكاتی كه اهمیت بیشتری دارد، خواهم رفت. البته ممكن است دیگران با این تقدم و تاخر با من موافق نباشند.

تخیل خلاقانه و باطنی گرایی | ۱۰:۵,۱۳۹۷/۲/۱۵|

مصطفی ملكیان طی سخنانی با اشاره به هانری كربن، فیلسوف و مستشرق فرانسوی گفت: اكنون شیفتگی سابق را به كربن ندارم اگرچه مباحث بسیاری از او یاد گرفته‌ام اما تلاش می‌كنم تا اكنون نگاه نقادانه‌ای به افكار كربن داشته‌ باشم. او باطن‌گرای بسیار جدی است و تلاش كرده در تمام عمر خود به زبان ساده به‌دنبال یافتن معنویت و عمق در هستی باشد، مساله كربن این بوده و برای كاهش درد و رنج به سوی باطنی‌گرایی روی آورده است.

در مذمت حرف مفت / مصطفی ملكیان | ۱۲:۴۳,۱۳۹۶/۱۱/۱۱|

یاوه یا حرف مفت (Bullshit) در روزگار ما بسیار خریدار پیدا كرده است و یاوه‌سرایی به یك مهارت یا حرفه بدل شده است. هری گوردون فرانكفورت (متولد ١٩٢٩) فیلسوف معاصر امریكایی در جستار كوچكی كه به صورت كتاب منتشر شده، به خوبی به این نكته متذكر شده و كوشیده ماهیت، علل و مضرات حرف مفت را بیان كند.

ترجمه جامعه را از تک‌آوایی نجات می‌دهد / استاد مصطفی ملکیان | ۹:۱,۱۳۹۶/۱۱/۱۰|

در باب ارتباط بین «ترجمه» و «تفکر» در جامعه و میزان سازگاری آنها سه دیدگاه وجود دارد؛ دیدگاه نخست، به سازگاری کلی معتقد است، دومین دیدگاه به ناسازگاری کلی و سومین دیدگاه به سازگاری جزئی و ناسازگاری جزئی. من با دیدگاه نخست همدل‌تر هستم و معتقدم بین ترجمه و تفکر «سازگاری کلی» وجود دارد.

روزگار پریشان سپهر دانایی / مصطفی ملکیان | ۸:۴۶,۱۳۹۶/۱۰/۱۸|

از دانشگاه انتظار می‌رود که برای سه گروه کارکرد داشته باشد؛ «جامعه»، «مدیران و مسئولان» و «استادان و دانشجویان». اگر دانشگاه نتواند در این سه جایگاه وضعیت را بهبود ببخشد، از کارکرد خود فاصله گرفته است. معتقدم، 14 عامل در ایران دانشگاه را از کارکرد خود دور کرده است:

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما