برچسب : مایکل-لمون

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش هفتم و پایانی | ۹:۳۹,۱۳۹۸/۱۲/۳|

از ایام «پولیس» کلاسیک آتن، نقش اساسی سخنوری در فعالیت سیاسی شناسایی شده است؛ یعنی توانایی کسب اقتدار، سوق مردم به پیروی از خود تنها با قدرت متقاعد‌کنندگی سخن‌ورزی. شناخت و درک تاریخ همیشه مؤلفه ‌اساسی سخنوری سیاسی بوده است و در ذهن بسیاری از اشخاص از مطالعه «علم سیاست» یا «نظریه سیاسی» به عنوان آمادگی برای ورود به سیاست، از جمله خود حکومت، فراتر می‌رود.

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش ششم | ۱۱:۲۴,۱۳۹۸/۱۱/۲۷|

تاریخ را می‌توان به دلایل فراوانی نوشت؛ اما بنیانی‌ترین تمایز، تمییز میان تاریخ نوشته‌شده برای خدمت به یک مقصود (هر چه باشد) و تاریخ نوشته‌شده به خاطر نفس آن است. همان‌طور که مثال‌های مورد سابق فراوان‌اند، مثال‌های مورد اخیر نیز بسیارند. به عبارت دیگر، مورد اخیر آرمانی ناموجه نیست که با ترفند فیلسوفان (و بیشتر تاریخ‌نویسان) گرفتار توهم تدوین شده باشد که تدوین تاریخی که دارای معیارهای عینیت و حقیقت باشد، شدنی است.

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش پنجم | ۷:۹,۱۳۹۸/۱۱/۲۰|

چرا باید کسی عمداً چیزی نادرست را تنها به دلیل گفتن آن بگوید؟ برعکس، انسان باید برای دروغگویی یا گمراه‌سازی آگاهانه هدفی داشته باشد که همیشه بدان معناست که این‌گونه اظهارات دارای انگیزه عملی‌اند. چون چیزی که گفته می‌شود نادرست است، باید وسیله‌ای برای تحقق مقصودی (خارجی) باشد. برای استدلال مستقیم همین نکته، می‌توانیم به خود یادآوری کنیم که وقتی کسی کاری را به خاطر نفس آن انجام می‌دهد، هیچ چیز نیست که او را وادارد کاری کم از ادای حق آن کار انجام دهد، یعنی انجام عمل طبق معیار مورد مطالبه آن کار.

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش چهارم | ۷:۴۸,۱۳۹۸/۱۱/۱۴|

در مورد نوشتن تاریخ برای مقاصد عملی، باید فکر کرد که ممکن است این‌گونه «اسطوره‌سازی»، مقصود او را تحت‌الشعاع قرار دهد؛ زیرا خطر غافلگیری ضمن دروغگویی وجود دارد، اما نه اینکه مانع آن شده باشد که تاریخ‌نویسان دارای انگیزه عملی از انجام آن (به‌خصوص آنجا که از تاریخ برای اهداف صریحاً باورشناختی سیاسی استفاده می‌کنند)، و سوق میلیون‌ها نفر به اعتقاد به آنها (حتی اگر فقط برای مدتی باشد) خودداری کنند.

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش سوم | ۹:۴۷,۱۳۹۸/۱۱/۸|

تاریخ‌نویس مانند هر کس دیگری که چیزی را به خاطر نفس آن مطالعه می‌کند، در قبال چیزی که مطالعه می‌کند، «بی‌طرف» است، و این مستلزم آن است که به تفکر خود بیندیشد تا نه تنها آن را از خطا بری سازد، که از آن در برابر انحراف در جهت‌گیری ناشی از انگیزه‌های خارجی محافظت نماید. با این معنی که تاریخ‌نویس در قبال فعالیت کار تاریخی، ادای حق می‌کند؛ چون با انجام آن به خاطر نفس آن تا حدودی در حکم نظریه‌پرداز است؛ زیرا نشانه‌های اصلی تفکر نظری دقیقاً آن است که انگیزه‌های خودخواهانه ‌ندارد و ژرف‌اندیش است؛ یعنی به روی آن تأمل می‌کند تا کفایتش را حفظ نماید.

تاریخ برای چیست؟/ مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش دوم | ۱۲:۵۷,۱۳۹۸/۱۱/۶|

گاهی کارآیی در دستیابی به اهداف (جداگانه) چگونگی انجام کار را مقرر می‌دارد و گاهی «ادای حق» یک فعالیت حکم می‌کند چگونه آن را انجام دهیم. اگرچه در اصول، این انتظاری معقول است، کاری که به خاطر نفس آن انجام شود، از کاری که تنها به عنوان وسیله‌ای برای تحقق یک هدف انجام گیرد، بهتر انجام می‌شود؛ اما این در عمل تا حدودی به استعداد فرد بستگی دارد.

تاریخ برای چیست؟ / مایکل لمون - ترجمه محمدحسین وقار - بخش اول | ۱۱:۴۷,۱۳۹۸/۱۰/۳۰|

موضوعاتی هست که فلسفه تحلیلی تاریخ در خصوص سؤال «تاریخ چیست؟» پیش می‌آورد که با آن باید به مثابه سؤالی فلسفی برخورد کرد؛ زیرا رشته درسی دیگری نیست که پاسخ‌های آماده‌ای داشته باشد، و از این نظر، دیدگاه فلسفی همان دیدگاه «حیرت» در برابر همه چیز است، نه فقط چیزهای مبهم بلکه چیزهایی که در غیر این صورت مسلم گرفته می‌شود؛ زیرا بسیار آشنا و بنا بر این ظاهراً بدیهی است. با توجه به این نکته است که فیلسوفان تحلیلی تاریخ فایده تاریخ را هم می‌پرسند.

فلسفه تحلیلی تاریخ / مایکل لمون – بخش دوم و پایانی | ۸:۱,۱۳۹۷/۱۱/۲۸|

تفاوت میان مطالعه نظری یک چیز و مطالعه عملی یک چیز در انگیزه‌های فرد جستجوگر قرار دارد؛ مثلا ممکن است انسان به مطالعه فعالیت همسایه در باغچه منزلش بپردازد تا بفهمد چه می‌کند. او نمی‌فهمد همسایه قصد دارد چه بکند و کنجکاو است که بفهمد. چرا در این مورد کنجکاو است؟ فقط بدان دلیل که انسان مخالف عدم درک چیزی است که می‌بیند؛ انسان گیج می‌شود. از سوی دیگر ممکن است متوجه شود که دارد سیب‌زمینی می‌کارد؛ اما هنوز فقط در این مورد کنجکاو است که چگونه به این کار اقدام می‌کند. در هر دو مورد، انسان می‌خواهد چیزی را بفهمد که مشاهده می‌کند فقط به خاطر فهمیدن آن صرفا به عنوان هدف. انسان برای تحقق مقصود یا هدف به او نمی‌نگرد، برای آنکه فهم عمل او وسیله است.

فلسفه تحلیلی تاریخ / مایکل لمون – بخش اول | ۷:۳۰,۱۳۹۷/۱۱/۲۳|

فلسفه تحلیلی تاریخ درباره تاریخ به عنوان رشته تحصیلی (یا «شکل») تحقیق می‌کند تا آن گذشته را کشف و درک کند. شیوه تحقیق آن «تحلیلی» است؛ زیرا منتقدانه به تحلیل اندیشه‌ای می‌پردازد که شالوده شیوه ‌کار تاریخ‌نویسان در مطالعه رشته ‌تاریخ است؛ مثلا چه شرایطی باید ایجاد شود تا نظری درباره گذشته «درست» باشد. آیا شیوه‌ای انحصاراً «تاریخی» ـ مثلا در تمایز با شیوه «علمی» ـ برای تبیین گذشته وجود دارد؟

فلسفه نظری تاریخ / مایکل لمون - ترجمه سیدمحمدحسین وقار - بخش ششم و پایانی | ۹:۲۱,۱۳۹۷/۴/۱۲|

اصرار سخت پساامروزین‌گرایان این است «که آن گذشته که زمانی بالفعل بود، تنها از طریق متنها در ‌دسترس و بنا بر این چیزی خواندنی است.» معلوم نیست منظور از «متنها» کتاب تاریخ است، یعنی مطالب منابع ثانوی، یا مطالب منابع اولیه مانند نامه‌ها، بایگانی‌ها و اوراق دولتی یا هر دو! پس بدین دلیل، اگرچه پساامروزین‌گرایان وجود عینی چیزها را در گذشته انکار نمی‌کنند، اما این حقیقت که آنها وجود داشته و یا اتفاق افتاده‌اند، «در کمترین حد به شما نمی‌گوید چگونه آنها را با بازنمایی تاریخی، راستین و یا عینی سازید، بلکه از آنجا که عینیت و حقیقت به هیچ رو از صرف وجود یک عین خارجی تحقیق از عهد باستان نشأت نمی‌گیرد، این ویژگی‌های شناخت تنها می‌تواند منبعث از ساز و کارهای داخلی و انسجام روشهای تبیینی مورد استفاده برای آنها باشد.»

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما