برچسب : فلسفه

کریم مجتهدی: غرب‌شناس باشیم؛ غرب‌زده نه | ۹:۵۳,۱۳۹۷/۱/۲۲|

سال ١٣٨٦ درس كانت ٢ دوره كارشناسی ارشد، شاگرد دكتر كریم مجتهدی بودم. استاد همیشه سر وقت سر كلاس حاضر می‌شد و اگر كسی بعد از او به كلاس می‌آمد، اجازه ورود نمی‌داد. یك ساعت و نیم ایستاده درس می‌داد و برای تفهیم مطلب از تخته‌سیاه استفاده می‌كرد، مثلا اصطلاحات فلسفی را روی تخته می‌نوشت یا برای اشاره به جریان‌های فلسفی‌ای كه به كانت ختم می‌شد، نمودار می‌كشید.

روان‌شناسی و فلسفۀ شانس / دانکن پریچارد و متیو اسمیت - ترجمه اصغر افتخاری | ۱۱:۱۱,۱۳۹۷/۱/۱۵|

مفهوم شانس در حوزۀ مطالعات روان‌شناسی و فلسفی بیش از پیش برجسته شده و موضوع پژوهش قرار گرفته است. این مفهوم در فلسفه بیش از آنکه فی‌نفسه محل توجه باشد، از حیث نقشی که در مباحث اخلاقی و معرفت‌شناختی ایفا می‌کند، اهمیت پیدا کرده است. در مقابل، در روان‌شناسی برخی مطالعات به‌طور مشخص تلقی های روزمره از شانس و البته تأثیری که این تلقی ها روی زندگی ما می گذارند را کاویده  اند.

درست شنیدن دیگری / دکتر علی اصغر مصلح | ۸:۵۶,۱۳۹۷/۱/۱۵|

همایش «فلسفه، دین و علم در زیست جهان اسلامی» 21 تا 24 اسفندماه به همت دانشکده فلسفه و علوم تربیتی دانشگاه وین با همکاری پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات‌فرهنگی، دانشگاه تهران، انجمن فلسفه میان‌فرهنگی آلمان و انجمن فلسفه میان‌فرهنگی ایران در دانشگاه وین برگزار شد.

تأملاتی پیرامون دلایل مخالفت غزالی با فلسفه یا فلاسفه | ۸:۵۷,۱۳۹۶/۱۲/۲۳|

پیرامون مخالفت غزالی با فلسفه یا فلاسفه، هم از طرف خود غزالی و موافقانش و هم از طرف مخالفان او، انگیزه های مختلفی بیان شده است. غزالی و موافقان او، آنگونه وانمود میکنند که او صرفاً با انگیزة دینی و شرعی و برای رضای حق، به مخالفت و در نهایت تکفیر فلاسفه اقدام کرده است؛ هر چند برخی مخالفان بر این انگیزه صحه گذاشته اند، لیکن مورد وفاق همه نیست و مخالفان معتقدن

چرایی و چگونگی ورود مسائل فلسفی در علم کلام / فضل الله خالقیان | ۱۲:۲۴,۱۳۹۶/۱۲/۸|

در این نوشتار کوشش شده است به این سؤال اساسی که چرا و چگونه مسائلی (بطور خاص، جسم و احکام و حالات آن و نیز مسئله جوهر و عرض) که بنظر میرسد ماهیت فلسفی خالص دارند، در مباحث کلامی که بطور ویژه شکل و ماهیت دینی دارند راه پیدا کرده و جزئی از مسائل آن را تشکیل دهند. پاسخگویی به این مسئله مستلزم کاوشگری در اندیشه های فیلسوفان و متکلمان در بستر تاریخی است که حاصل آن در این مقاله انعکاس یافته است.

واکاوی روش تأویلی ابن رشد / علیرضا پارسا | ۱۰:۵۸,۱۳۹۶/۱۲/۷|

مسأله تأویل در منظومه اندیشه ابن رشد جایگاه ویژه ای دارد، این مسأله کلید حل تعارض دین و فلسفه، نشان دهنده نادرستی نسبت کفر به فلاسفه و عامل فهم و تبیین نصوص دینی است. از نظر ابن رشد تأویل گذر از معنای ظاهری و پی بردن به مقصود باطنی متن است. روش تأویلی ابن رشد، براساس مذهب جمع است وی تلاش درجمع میان عقل و وحی و دین و فلسفه دارد.

آغاز و فرجام سوفسطائیان / عبدالله نیک سیرت | ۸:۴۵,۱۳۹۶/۱۲/۶|

در این مقاله تلاش میشود تا نگاهی منصفانه تر و امروزیتر به سوفسطائیان، آموزگاران بدنام تاریخ، شود. دربارۀ اینان دستکم باید به چند نکته توجه کرد: نخست اینکه ما آنان را از طریق آثار و دیدگاههای دشمنان توانا و زبردستشان، یعنی سقراط، افلاطون و غیره میشناسیم. دوم، از آنجاییکه سوفسطائیان، وارثان لایقی برای تبلیغ راه و هدف خویش نداشتند، در زمرۀ اموات درآمدند.

پناه بردن از نسبیت علم به فلسفه | ۸:۱۰,۱۳۹۶/۱۱/۲۵|

عموما فرض می‌شود که علم امری رو به پیشرفت است و با پیشرفت آن، حقیقت آشکارتر می‌شود. تبیین‌های جدیدتر از علم البته با این تلقی سازگار نیستند و یکی از کسانی که این تلقی از علم را به چالش کشیده و تلاش کرده سیر تحول علم را توضیح دهد، تامس کوهن است. کوهن برای نشان دادن تغییرات اساسی در سیر علم، واژه «انقلاب» را استعمال کرده است.

فلسفه در نظر ابن خلدون / رضا سلیمان حشمت | ۱۴:۴۱,۱۳۹۶/۱۱/۴|

درباره ابن خلدون ‘ مستشرقان ‘ عربها و ایرانیان بسیار گفته و نوشته اند و چنانکه مشهور است ‘ به استناد آراء و اقوال او در((مقدمه )) ‘ گاهی وی را پیشرو و پیشاهنگ در فلسفه تاریخ و جامعه شناسی خوانده اند ‘ اما پیش از التفات به برخی شباهت ها یا اشتراک نظرها و تواردها میان او و فلاسفه تاریخ و جامعه شناسان ‘ لازم است به مبادی و اصول اندیشه های او توجه و به مقدماتی رسیدگی کنیم که با آن اصول ومقدمات امکان ورود او به مباحثی که طرح کرده ‘ فراهم آمده است .

عواقب ناآگاهی فلسفی-الهیاتی برای نظریه‌پردازان اجتماعی / ندا قطرویی | ۹:۳۴,۱۳۹۶/۱۱/۲|

علوم انسانی همواره به‌مثابۀ یک کلیت منسجم عمل کرده و اگرچه برای مقاصد عملی مفید است که رشته‌ها و عناوین از هم جدا شوند، اما در نهایت یک موضوع مربوط به علوم انسانی را نمی‌توان شناخت مگر از طریق نوعی نگاه کل‌گرایانه. در این نوشته می‌کوشم به‌واسطۀ نقد لوویت بر آرای مارکس، نشان دهم که چگونه غفلت کل‌گرایانه می‌تواند موجب آن شود که یک نظریه به ضد خود بدل گردد.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما