برچسب : فلسفه-یونانی

مورخان چه می‌گویند؟ / رضا مهریزی | ۱۱:۳۱,۱۳۹۸/۳/۱۱|

این مقاله برای پاسخ به این پرسش نگاشته شده است: «آیا جهان‌بینی ایرانی و تفکرات خاص ایران در پیدایی فلسفه یونان که زادگاه آن در سرزمین‌های آسیایی یونان (موسوم به ایونیه) و در همسایگی امپراتوری ایران بوده است تأثیر و نقش چشمگیری داشته است یا خیر؟» پس از طرح این سؤال، نگارنده به جمع‌آوری شواهد و اطلاعات و بررسی نظرات دانشمندان برجسته در این خصوص پرداخته و به این نتیجه می‌رسد که پاسخ پرسش بالا مثبت است.

نگاهی به اهداف ترجمه متون فلسفه یونان به عربی / پیتر آدامسون | ۱۲:۵,۱۳۹۵/۱۱/۲۳|

در اروپای قدیم اغلب فلاسفه به زبان لاتین می‌نوشتند؛ حتی پس از فتح مناطق حاشیۀ دریای مدیترانه توسط امپراتوری روم و از بین رفتن الحاد، همچنان، فلسفه در پیوندی سترگ با فرهنگ هلنی قرار داشت.

معنای لاشئ در انتقال از فلسفه یونانی به فلسفه اسلامی / احمد پاکتچی | ۱۰:۴۰,۱۳۹۵/۲/۲۹|

در مقاله حاضر، نخست فرآیند شکل‏گیری دو مفهوم سلبیِ «نه چیزی» (مِدِن) و «نه موجود» (مئون) در فلسفه کلاسیک یونان بررسی شده و بعد نشان داده شده است که چگونه در فلسفه متقدم اسلامی، «لاشئ» برخلاف انتظار، به عنوان معادلی برای مئون و نه مدن به‏کار رفته است. با روشن شدن این‏که مئون در فلسفه کلاسیک به معنای عدم مطلق نیست، روشن می‏شود که نخستین کاربردهای «خلق من لاشئ» در متون اسلامی، دقیق‏تر از اصطلاح «خلق از عدم» بوده است.

خدا و منطق در آراء بوئتیوس / مترجم: علی خالندی | ۹:۲۳,۱۳۹۵/۱/۱۴|

سه رساله‎ی الهیاتی بوئتیوس -از مجموع پنج رساله- که به «نوشته‎های مقدس» (opuscula sacra) مشهورند و در باب اصول مسیحیت (Christian doctorine) نگاشته شده‎اند را می‎بایست تحت تأثیر اوضاع زمانه‎ی بوئتیوس مورد خوانش قرار دهیم.[۵] انگیزه‎ی اصلی در مورد نگاشتن رساله‎ی چهارم که بر علیه اوتیخس (Eutyches) و نستوریوس (Nestorius) است، نامه‎ای است که عده‎ای از اسقف‌های یونانی به امید اینکه کلیساهای شرق و غرب را با یکدیگر متحد سازند نوشته بودند.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما