برچسب : حافظ

طنز در شعر حافظ / عبدالامیر چناری | ۱۰:۵۲,۱۳۹۵/۳/۵|

طنز در شعر حافظ، به منزله یک صناعت بلاغی است، نه یک نوع ادبی. شیوه ‏های طنز آفرینی حافظ بسیار متنوع، پیچیده و در نهایت ایجاز است. عدم درک اسلوب‏های طنز در شعر او، گاه سبب تفسیرهای نادرست و خلاف مقصود شاعر شده است. در این مقاله، طنزهای حافظ در 12 اسلوب دسته ‏بندی شده است؛ از جمله طنز از طریق ابهام، متناقض‏نمایی، تأویل ‏های تازه و استهزاء‏آمیز از مسائل مهم، مغالطه منطقی، نسبت دادن رفتارهای مخالفان به خود. شخصیت‏های مورد نقد حافظ، همگی بدون نام و نوعی (typical) هستند و بر دو دسته ‏اند: کومتی و دینی.

نگاهى به خال هندوى حافظ / محمدکاظم کهدویى | ۱۲:۳۵,۱۳۹۵/۲/۱۲|

"اگر آن ترک شیرازى به دست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا" خال به عنوان نقطهء سیاه که بر اندام پدید مى آید، یا اصطلاح عرفانى که عبارت است از نقطۀ حقیقى و نقـطۀ وحدت، در آثار شاعران و نویسندگان پارسى گو، بسیار آمده و توجهى خاص بدان داشته اند. در این مقاله، با عنایت به اینکه نگارنده، مدتى در شبه قاره هند حضور داشته و از نزدیک، شاهد اعمال عبادى و رسیدن به مرحلۀ "خال " در عبادتگاه هندوان بوده است، نکاتى را در خصوص خال بیان داشته که مى تواند در فهم بیت یاد شده از حافظ کمک کند.

حافظ و نام مهین خداوند / عبدالرضا سیف | ۱۳:۲۱,۱۳۹۵/۲/۸|

تفاسیر قرآن و کتاب های صوفیه، در بردارنده مفاهیم بسیاری در ارتباط با ادبیات و الهیات اسلامی است که مطالعه روشمند و دقیق این مفاهیم می تواند به نتایج درخشانی منجر شود. اسم عظم یانام مهین یکی ازعمده و اساسی ترین این مفاهیم است که در طول تاریخ تفکر اسلامی، محل تامل و مداقه بخش عمده ای از اندیشمندان بوده است.شگفت انگیزی و جاذبه این مقوله به گونه ای بوده است که بسیاری از عرفا و صوفیه درباره آن به گمان زنی پرداخته اند و هرکدام نامی از نام های خداوند - عز و جل - را نام مهین قلمداد کرده اند.

سخن خواجۀ شیراز و زبان گفتار هراتیان / آصف فکرت | ۹:۴۵,۱۳۹۵/۱/۱۷|

در اواخرسدۀ نهم و دهم، سرایندگان، آهنگسازان و شعردوستان هرات آنقدر اشعار لسان الغیب، حافظ شیرازی را، که بار نخست در همین شهر اورا لسان الغیب خواندند، می سرودند، می نوشتند و ورد زبان داشتند که نسخه های گوناگونی از دیوان حافظ نگاشته شد و تفاوتهای آشکار میان نسخه های مختلف اشعار او به وجود آمد. دوست دانشمند دکتر محمد استعلامی استاد دانشگاه مک گیل، در کتاب حافظ به گفتۀ حافظ می نویسد که « صدها سال پیش از آنکه ما به دست غربیها نگاه کنیم، در نخستین سالهای قرن دهم هجری – دویست و چند سال پس از درگذشت حاقظ - یکی از ادیبان روزگار تیموریان، به نام خواجه عبدالله مروارید، می بیند که بسیاری از خنیاگران و قوّالان، شعرهای حافظ را غلط می خوانند و دستنویسهای دیوان هم غلطهای فاحش دارد.

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی - بخش‌ پنجم | ۷:۴۹,۱۳۹۴/۱۲/۲۵|

آنان که با آشوب‌ها و فتنه‌های زمانه حافظ آشنایند، نیک می‌دانند رمز این آرزوها، که حق طبیعی هر فرد و جامعه‌ای است، چیست و چرا حافظ کنج فراغت را بر همه دنیا ترجیح می‌دهد و از دست‌دادن آن را برابر با فروختن یوسف به ثمن بخس می‌داند. آری، او در «زمانه‌ای عجیب» زندگی می‌کند؛ زمانه‌ای که جاه‌طلبی‌ها و خودخواهی‌های گروهی بی‌مغز و ستمگر همه مردم را در جهنمی از ناامنی و درد و رنج قرار داده است. حافظ این دوره را چنین توصیف می‌کند

نوین‌گرایی در شعر حافظ / امیررضا پوررضایی - بخش دوم و پایانی | ۷:۴۴,۱۳۹۴/۱۲/۲۵|

نگاه حافظ به اخلاق و انسان اگر اولویت دادن به انسان را از پایه‌های اصلی نوین‌گرایی بدانیم، این اصل را در نگاه حافظ به انسان، فارغ از هر نوع درجه بندی و ارزش‌داوری، نیز به روشنی خواهیم دید. در بعضی از این ابیات نیز حافظ اشارات روشنی به رواداری، آزادی بیان و برابری انسانها دارد که همه این مفاهیم، انسان‌گرایانه و از ارزشهای نوین‌گرایانه (مدرنیستی) است.

نوین‌گرایی در شعر حافظ / امیررضا پوررضایی - بخش اول | ۷:۵۷,۱۳۹۴/۱۲/۲۴|

گفتمان(discourse) سنت و نوین‌گرایی (مدرنیته)، به نظر ‌می‌رسد که پیوسته در تاریخ وجود داشته است. علاوه بر این، تمام آنچه امروز «سنّت» است، روزی مدرن و با سنت زمانه خود درگیر بوده تا توانسته خود را ثابت کند و در ذهن و زندگی انسانها در بلندمدت باقی بماند و ما امروز آن را سنت بخوانیم؛ ولی از آنجا که سرعت تغییرات و دستاوردهای بشر در سده‌های اخیر بالا رفته است، بین سنت و مدرنیته شکافی جدی پیدا شده و جدالهای سنگینی به بار آورده است.

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی – بخش چهارم | ۸:۱۱,۱۳۹۴/۱۲/۱۹|

درافتادن با امیال فطری و غریزی انسان‌ها و تبدیل کردن ارضای نیازهای غریزی به جُرمهای دینی و سیاسی: در انسان تعدادی میل غریزی و فطری وجود دارد مانند میل به خواب، میل به امنیت، میل جنسی، میل خوددوستی، میل آزادبودن، میل پرستش و عشق‌ورزی، میل بچه‌دار شدن و نظایر آنها. در یک جامعه استبدادی غالباً این میل‌های غریزی نادیده گرفته می‌شود و ارضای آنها به شکل جرمهای ایدئولوژیک یا سیاسی درمی‌آید؛ برای نمونه در رمان ۱۹۸۴(از جُرج اُرول) می‌بینیم که حزب حاکم، ازدواج را به شکل یک جرم سیاسی درآورده است و افراد از سویی به طور ذاتی خواهان این موضوع هستند و از سوی دیگر سیستم حاکم اجازه نمی‌دهد که این میل به طور آزادانه و معقول ارضا شود. در دیوان حافظ نیز می‌بینیم که محتسب به خاطر شرابخواری مردم را تنبیه می‌کند، ولی خود سخت شراب‌باره است

ساغر صدق / دکتر ایرج شهبازی - بخش‌سوم | ۷:۳۹,۱۳۹۴/۱۲/۱۷|

در این چشم‌انداز، ریا به عنوان پدید‌ه‌ای اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته می‌شود. پیش از شروع بحث درباره ریای اجتماعی، لازم است که به سه نکته مهم اشاره کنیم: الف) ریا لازمه زندگی اجتماعی: اصولاً حیات اجتماعی بدون ریا و نفاق ممکن نیست. انسان غالباً در خلوت خود نفاق و ریا نمی‌کند، نقاب‌ها را به کناری می‌گذارد و خود را آن‌گونه که هست، نشان می‌دهد، اما آنگاه که به عنوان موجودی اجتماعی در کنار سایر همنوعان خود قرار می‌گیرد، به ناچار برای حفظ منافع خویش، بخشی از اندیشه‌ها و احساس‌هایش را از دیگران پنهان می‌دارد. به قول تولستوی «چرخ‌دنده‌های زندگی اجتماعی بدون روغن ریا و نفاق نمی‌چرخند!»

بررسی نمود عینی قرآن در غزلیات حافظ به دنبال اظهار نظر عجیب «علی معلم» | ۱۰:۴۵,۱۳۹۴/۱۲/۱۵|

پدر شعر آئینی معاصر کشورمان گفت: تاثیرات قرآن کریم بر شعر حافظ کاملاً مشهود است و جای پای مفاهیم اسلامی و قرآنی در غزلیات این عارف بزرگ نمود عینی دارد.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما