برچسب : حافظ

حافظ زبان دل ما گنگان خواب‌دیده است | ۱۲:۲۰,۱۳۹۸/۷/۲۱|

نشست علمی بیست‌ و سومین یادروز حافظ با موضوع «حافظ و انسانِ دیروز و امروز»، در تالار مرکز اسناد و کتابخانه‌ ملی فارس برگزار شد. در آغاز این مراسم، کاووس حسن‌لی، مدیر مرکز حافظ‌شناسی پس از خوشامدگویی به حافظ‌پژوهان و حافظ‌دوستان حاضر در جلسه و سپاسگزاری از همه‌ افراد و نهادها و سازمان‌هایی که مرکز حافظ‌شناسی را در برگزاری این یادروز یاری کردند، گزارشی از کتاب‌های منتشرشده در پیوند با حافظ، در سال گذشته ارائه داد.

رونمایی از تمثال خواجه شمس الدین حافظ شیرازی در انجمن مفاخر | ۸:۴۰,۱۳۹۸/۷/۲۱|

نشست تخصصی «دولت عشق»، برای بررسی آراء و اندیشه‌های لسان‌الغیب حافظ شیرازی،به مناسبت بیستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ و به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، شامگاه دیروز در محل این انجمن برگزار شد.

حافظ؛ پدیده‌ای تکرار نشدنی / سیدمحمود سجادی | ۹:۲,۱۳۹۸/۷/۲۰|

دربارۀ«خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی»، از زمان تولد شعرش و شکوفایی نامش تاکنون بسیار گفته‌اند و نوشته‌اند و بسیارتر هم خواهند گفت و نوشت و به قول خودش: «پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت».

سابقه «پیر ما» در غزلی از حافظ / نصرالله پورجوادی | ۱۰:۵۷,۱۳۹۸/۶/۳۰|

حافظ در بیت ِ « دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما / چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما» از پیری یاد می کند که در ابتدا خراباتی نبوده، بلکه اهل طریقت و مسجد بوده و حال، ناگهان خراباتی شده است. منظور حافظ از این شخصیت که «پیر ما» خوانده شده چه کسی بوده است؟ آیا این پیر، شخصیتی تاریخی و واقعی بوده یا صرفاً شاعر، در عالم خیال خود، او را خلق کرده است؟

دستخط خواجه حافظ شیرازی / سعید کافی انارکی- ساربان | ۷:۴۲,۱۳۹۸/۵/۵|

هرآنکه شعرخواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی را شناسد؛ اسرار عشق و مستی رااز بطن ابیات پر رمز و رازش در خواهد یافت و در این رهگذار قرن‌ها است که پیوسته اندیشه و کلام او به یادگار در دست نسیم صبا جانب اهل وفا را نگاه می دارد. با امعان نظر در اعصار و قرون بعد از حافظ، گویی دیوان شعر او کشتی سیّال ادب، فرهنگ و فلسفه ایرانی است که در پهنۀ ژرف تمدّن دیروز، امروز و فردای انسان، نشان جاودان عشق را بر جریدۀ عالم معنا ثبت کرده است.

حافظ در ادبیات آلمانی / محمد تقی‌پور - بخش دوم و پایانی | ۷:۴۰,۱۳۹۸/۴/۱۹|

آلمانی‌ها از قرن هفدهم میلادی با ادبیات ایران آشنا شدند. در بخشهای پیشین این نوشتار با چند تن آلمانی‌زبان که نقش مهمی در شناساندن ادبیات فارسی و خاصه حافظ داشته‌اند، آشنا شدیم؛ همچون: اولئاریو س، رویچسکی، پورگشتال، گوته و روکرت. اینک ادامه سخن.

حافظ در زبان و ادبیات آلمانی / محمد تقی‌پور - بخش اول | ۸:۳۲,۱۳۹۸/۴/۱۲|

پیشینه آشنایی آلمانی‌ها با ادبیات ایران به سده هفدهم میلادیر یازدهم قمری بازمی‌گردد. آن هنگام که آدام اولئاریوس (Olearius) مترجم یک هیأت سیاسی ـ اقتصادی که به فرمان فریدریش سوم، فرمانروای هولشتاین به ایران سفر کرده بود، به آلمان بازگشت. وی ضمن آنکه در سفرنامه‌اش درباره ادبیات کهن فارسی مطالبی نوشته و به این وسیله آلمانی‌ها را با شعر و ادب فارسی آشنا کرده بود، نخست گلستان سعدی را در ۱۶۵۶ در هامبورگ و سپس بوستان را در ۱۶۹۶ در همان شهر به یاری یک ایرانی به نام حق‌وردی به آلمانی ترجمه کرد.

حافظ در خمسه تدبیر/ سعید کافی انارکی | ۱۱:۵۶,۱۳۹۷/۱۲/۱۱|

: به شهادت دیوان و حکمت مستور در یکایک ابیاتش، مولانا شمس مِلَّه و الدین، خواجه حافظ شیرازی رحمه الله علیه ؛ در زمرۀ بزرگترین شاعران و حکیمان تاریخ ادب و تمدن ایران است. آموزه‌های اخلاقی و معرفتی جهانشمول نهفته در اشعار او تا بدان جاست که در سرتاسر جهان متمدّن از قرون دور و نزدیک گذشته تا به امروز؛در کنار مشتاقان بی شمار ایرانی؛مریدان، مبلّغان و شیفتگان بلند آوازۀفراوانی چون:«سودی بسنوی» در امپراطوری عثمانی،«جان ولفگانگ گوته» در آلمان، «جوزف‌هامر» در اطریش، «سر ویلیام جونز» و «جان نوت در انگلستان»، «ژان باتیس نیکولا» و «شارل دو ویلر» در فرانسه و غیره از هواخواهان فرنگی این نازنین صنم ادبیات فارسی بوده اند.

عرفان عاشقانۀ حافظ / دکتر نصرالله‌ پورجوادی - بخش هفتم و پایانی | ۱۱:۲۴,۱۳۹۷/۱۲/۵|

جنگی که بر صلح رجحان دارد، جنگی است که معشوق با عاشق می‌کند. ارزش این جنگ به‌خصوص از این جهت است که معشوق آن را اختیار کرده است، و چون معشوق آن را اختیار کرده است، باعث محکم‌تر شدن پیوند عاشق و معشوق می‌شود. لذا غزالی می‌گوید که عاشق جنگ و عتابی را که معشوق اختیار کرده باشد «دوست‌تر از ده آشتی دارد» (سوانح، ص۱۸). حافظ نیز اگرچه به دوست می‌گوید «مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما»، ولی باز در مصراع بعد گویی می‌خواهد حرف خود را پس بگیرد، به او می‌گوید هر چه می‌تواند، بکند: «بکن هر آنچه توانی که جای آن داری».

زبان اخلاق از سنایی تا حافظ / سعید حمیدیان | ۱۲:۵۸,۱۳۹۷/۱۲/۴|

مقاله ی پیش رو می کوشد نگاهی دیگرگون به زبان اخلاق در غزل پارسی به ویژه از سنایی تا حافظ داشته باشد و بیان کند دلیل اختیار نمادها و مضامین ملامی و بهره گیری از مسلک ها و آیین هایی که انتساب آن ها به خودْ موجب تلقّی منفی و جلب ملامت در جامعه ای اسلامی می شد، چه بوده است. پیش از سنایی، زبان اخلاق، اندرز، عقیده ی دینی یا مذهبی و امثال این معانی، بیشتر خشک، صریح، یک رویه، بیش از حد خطابی، تحکّمی و در مجموع کمتر برخوردار از روح شعری و هنری بود.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما