برچسب : اخلاق

تدریس اخلاق / کاظم موسوی بجنوردی | ۱۱:۲۹,۱۳۹۹/۲/۱۰|

سخنی با وزیر آموزش و پرورش: اخیراً در گروههای اجتماعی مسائلی مربوط به اخلاق جوانان مطرح شده که انگیزه ای شد برای نوشتن این یادداشت. پیشنهاد من به وزیر محترم آموزش و پرورش این است که ترتیبی داده شود تا اخلاق بدون هیچگونه پسوند و پیشوندی و فقط اخلاق، صرفاً به دلیل خوب و پرثمر بودن از کودکستان تا دانشگاه تدریس شود و برنامه دقیقی از سوی اطاق فکر یا اندیشکده‌ای که به همین منظور تشکیل می‌شود فراهم گردد

حُسن و قُبح و اخلاق / کاظم موسوی بجنوردی | ۱۳:۱۷,۱۳۹۹/۲/۲|

خوبی و بدی، و یا حُسن و قُبح مورد بحث و گفتگوی بیشتر گرایشهای کلامی است. شیعیان اثنی عشری که امامیه نامیده می‌شوند قائل به حسن و قبح عقلی هستند. برخی مذاهب حُسن و قُبح را فقط در چارچوب شرع می‌شناسند و تقریباً بر این باورند که عقل آدمی قادر به تشخیص خوبی و بدی نیست و فقط این شرع است که خوبی و بدی را به انسان می‌شناساند و معرفی می‌کند و بدین طریق عملاً عقل را تعطیل می‌کنند.

مسئولیت اخلاقی اهالی دانشگاه در قبال جامعه / دکتر موسی اکرمی | ۹:۵۴,۱۳۹۸/۶/۱۱|

فارغ از تعهدات اخلاقی که اهالی دانشگاه به فضای آکادمیک‌شان دارند، تعهداتی در قبال جامعه نیز بر عهده‌شان است و بر این اساس، می‌توان برای آنان دو نقش قائل شد؛ نخست «نقش شهروندی» و سپس «نقش دانشگاهی». نخبگان سیاسی-اجتماعی و آکادمیسین‌های ما ابتدا شهروند این جامعه هستند و سپس یک دانشگاهی. از این رو، از آنان انتظار می‌رود که «مسئولیت شهروندی» خود را در قبال جامعه ایفا کنند.

اخلاق در اندیشه و اعتقاد، آری یا خیر؟ / علی قنبریان | ۱۰:۱۳,۱۳۹۸/۴/۱۶|

بحث از اخلاق و آراسته شدن به آن در حوزه‌های مختلف نفس (اعضای جوانحی) قابل طرح است. اندیشه و اعتقاد نیز از اموری است که انسان‌ها در آن اختیار دارند. هرکسی با اختیار خویش باور و عقیده‌ای را می‌پذیرد و یا اینکه آن را ردّ می‌کند.

اخلاقی زیستن در گفتارهایی از مصطفی ملكیان، مقصود فراستخواه و امیر اكرمی | ۱۲:۵۵,۱۳۹۸/۱/۲۵|

متاسفانه اخلاق در عرف جامعه ما به معنای مجموعه‌ای از باید و نبایدهای نیك‌خواهانه اما بدون مبنا فروكاسته شده و وقتی كسی دم از اخلاق می‌زند، ذهن همگان به سمت انبانی از نصایح و توصیه‌های خسته‌كننده و ملال‌آور سوق می‌یابد. این در حالی است كه اخلاق در واقع سیمان مناسبات اجتماعی است و از قضا هنجارها و اصول اخلاقی، اموری من‎عندی و باری به هر جهت نیستند و اساسا بر عقلانیت و خرد استوار هستند.

زبان اخلاق از سنایی تا حافظ / سعید حمیدیان | ۱۲:۵۸,۱۳۹۷/۱۲/۴|

مقاله ی پیش رو می کوشد نگاهی دیگرگون به زبان اخلاق در غزل پارسی به ویژه از سنایی تا حافظ داشته باشد و بیان کند دلیل اختیار نمادها و مضامین ملامی و بهره گیری از مسلک ها و آیین هایی که انتساب آن ها به خودْ موجب تلقّی منفی و جلب ملامت در جامعه ای اسلامی می شد، چه بوده است. پیش از سنایی، زبان اخلاق، اندرز، عقیده ی دینی یا مذهبی و امثال این معانی، بیشتر خشک، صریح، یک رویه، بیش از حد خطابی، تحکّمی و در مجموع کمتر برخوردار از روح شعری و هنری بود.

شجاعت اخلاقی در دانشگاه | ۱۲:۲۱,۱۳۹۷/۱۰/۲۹|

متفکرین بزرگی چون فیشته، آموزش و پرورش را وسیله ای برای بازسازی اخلاقی جامعه می دانند. دیگرانی چون تورستن هازن معتقدند، تمهید رهنمود اخلاقی، کارکرد حساس دانشگاه است. اگر این نهاد بزرگ اجتماعی چنین رسالت سترگ بیرونی را بر عهده داشته باشد ابتدا باید قادر به حل و فصل اخلاقی مسائل درون خود باشد.

دستور زبان جهانی اخلاق | ۹:۵۱,۱۳۹۷/۴/۱۹|

عواطف در جانوران اجتماعی، چه اهلی و چه وحشی، زیربنای بسیاری از امور روزمره زندگی است. صعود نیازمند انگیزه، خطر كردن و خصومت‌ورزیدن است در حالی كه حفظ وضع موجود در گرو فرستادن پیام تمكین و ترس از بالادستان است. بسیاری از نخستی‌های غیرانسان و بعضی از غیرنخستی‌ها مانند دلفین، بز و كفتار پس از مخاصمه روی به مصالحه می‌آورند و انواع شگردهای صلح‌جویانه را به نمایش می‌گذارند از جمله بغل گرفتن، بوسیدن، لمس اندام تناسلی، تیمار و مبادله غذا.

سقراط: اصلاح گرِ اخلاقی / ایمان شفیع بیک | ۱۰:۵۱,۱۳۹۶/۱۲/۷|

سقراط در جست وجوی معرفتی است که ما را از فضیلت های اخلاقی آگاهی بخشد و در عمل نیز بدان فضیلت ها آراسته سازد. او با مبتنی ساختنِ اخلاق بر معرفت، فلسفه و راه زندگیِ خود را یگانه می سازد و به سنجه ای برای ارزیابیِ راه ورسمِ رایج در اخلاق و دین و سیاست و سخنوری دست می یابد تا به یاری آن کاستی های اخلاقی را در حوزه های مذکور بازشناسد.

اخلاق کینه‌ساز / نعمت‌الله فاضلی | ۸:۵۴,۱۳۹۶/۱۱/۳۰|

برای پرداختن به تاریخچه کین‌توزی در ایران معاصر نیازمند نگاهی تاریخی هستیم. از این رو، در بررسی این مسأله به دوره قاجار ارجاع می‌دهم چراکه ما از دوره قاجار است که وارد دوره معاصر می‌شویم. واقعیت این است که آقامحمدخان قاجار توسط سه نفر از اطرافیانش که قرار بود به دستور او کشته شوند، به قتل می‌رسد و صد سال بعد، ناصرالدین‌شاه از نوادگان او نیز توسط میرزا رضای کرمانی به قتل رسید.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما