دلائل النبوه / ناصر گذشته
|۱۵:۲,۱۳۹۸/۸/۲۰| بازدید : 325 بار

 

دَلائِلُ النُّبُوَّه،   نشانه‌ها و دلیلهایی که با آنها پدیدۀ نبوت به‌طور عام، و نبوت حضرت محمد (ص)، پیامبر اسلام به‌طور خاص توضیح داده، و اثبات می‌شوند. این موضوع ادبیات گسترده‌ای پدید آورده است و دانشوران مسلمان کتابهای بسیاری دربارۀ آن نوشته‌اند که شمار شایان توجهی از آنان نیز دقیقاً همین عنوانِ «دلائل النبـوه» را بـرای کتابهایشان برگزیده‌اند. واژۀ دلائـل جمع دلالت است (تاج ... ، ذیل دلل)، و گاه به‌عنوان جمع دلیل به کار می‌رود (ابوالبقاء، 439).

 

دلیل یعنی نشانه و علامت. می‌گویند: «دَلَّهُ علی الطریق»، یعنی راه را به او نشان داد. دلیل آن است که در این راه، رهرو را راهبر می‌شود و دلائل النبوه راههایی است که ما را به حقیقت نبوت عام، و راست‌بودن نبوت محمد (ص) راهبر می‌شوند. کلمه‌های دلیل، اماره و علامت هر 3 به یک معنایند و چیزهایی‌اند که بر نبوت یک انسان، و در اسلام، بر نبوت محمد (ص) بدون شرط تحدّی (ه‍ م) دلالت می‌کنند.

 

معجزه پدیده یا امری خارق عادت است که به دست مدعیِ نبوت به‌شرط تحدی صورت می‌گیرد؛ اما دلیل این‌گونه نیست. این فرق را ابن‌حجر در فتح الباری، در آغاز شرح بخش «علامات النبوۀ» صحیح بخاری آورده و گفته است: دلیل اعم از معجزه است (6/578-581). برخی از دانشورانی که کتابهایی دربارۀ دلائل النبوه نوشته‌اند، این فرق را لحاظ نکرده، و از اصطلاح دلیل به اصطلاح معجزه عدول کرده‌اند. عبدالحق اشبیلی (د 580 ق/1184 م) در کتابش معجزات الرسول، محمد لخمی اشبیلی (د 654 ق/1256م) در کتابش الدرر السنیة فی معجزات سید البریة، و عبدالرحمان ثعالبی در کتابش الانوار فی آیات و معجزات النبی المختار از این زمره‌اند (فکیر، 2-3).

 

دلایل نبوت حضرت محمد (ص) بی‌شمار است. بیهقی در دلائل النبوة نوشته است که برخی از دانشوران می‌گویند که این دلیلها به 000‘1 می‌رسند (1/10). نووی در شرحش بر صحیح مسلم آنها را بالغ بر 200‘1 می‌داند (1/2). ابن‌حجر از زاهدی نقل کرده که 000‘1 یا به قولی 000‘ 3 معجزه به دست پیامبر (ص) رخ داده است (همان، 6/583).

 

منابع دلائل النبوه:   در تهیۀ فهرستهای این بخش از 3 مأخذ بیش از همه بهره برده‌ایم: 1. فکیر (سراسر اثر)؛ 2. عسلی (ص 7-12)؛ و 3. منجّد (سراسر اثر).

 

قرآن کریم یکی از منابع این موضوع است و شماری ازدلیلهای نبوت در آن آمده است. کتابهای حدیثی نیز از دیگر منابع این دلایل به شمار می‌روند و در این کتابها بسیاری از آنها به چشم می‌خورد: کتاب مناقب در صحیح بخـاری (4/177 بب‍‌ )؛ کتاب فضائل در صحیح مسلم (4/1782 بب‍‌ )؛ کتاب مناقب در سنن ترمذی (6/5 بب‍‌ )؛ کتاب تاریخ، باب معجزات در صحیح ابن‌حبّان (14/402 بب‍‌‌ )؛ و باب «آیات رسول الله التی هی دلائل النبوة» در مستدرک حاکم نیشابوری (2/670-679).  

 

در سرگذشت‌نامه‌های مربوط به صحابه یا به‌اصطلاح «طبقات الصحابه» شمار بسیاری از این دلیلها به چشم می‌خورد: الطبقات الکبرى از ابن‌سعد (د 230 ق/845 م) (1/ 119- 149)، الاستیعاب از ابن‌عبدالبر (د 463 ق/1071 م) (1/211، 246، 278، جم‍‌‌ )، اُسد الغابة از ابن‌اثیر (د 630 ق/1233 م) (1/573، 583، 2/80، جم‍‌ ) و الاصابة فی تمییز الصحابة از ابن‌حجر (د 852 ق/ 1449 م)(2/501، 3/ 268، 5/191، 7/357).

 

کتابهای مربوط به سیرۀ پیامبر (ص) نیز حاوی شمار بسیاری از دلیلهای نبوت‌اند. ابن‌حزم ظاهری (د 456 ق/1064 م) در جوامع السیرة (نک‍ : 1/ 8-14)، و ابن‌کثیر در البدایة و النهایة (6/65) هر یک بخشی را به دلائل النبوه اختصاص داده‌اند. در کتابهای عقاید و علم کلام و کتابهای مربوط به اعجاز القرآن (ه‍ م) نیز شمار بسیاری از دلیلها آمده است.

 

دلیلهای نبوت بخشی از کتابهای حدیث و سیره‌ها بود، اما دیری نپایید که دانشوران تک‌نگاریهایی در این زمینه پدید آوردند. برخی از این نوشته‌ها از دست رفته، و برخی مانده است و از آنچه مانده، پاره‌ای چاپ شده، و بهره‌ای همچنان خطی است. فهرست این تک‌نگاریها به ترتیب تاریخی بدین قرار است:

سدۀ 3 ق/ 9 م:

 1. الحجة فی اثبات النبی علیه السلام از بشر بن معتمر (ه‍ م) معتزلی (د 210 ق/ 825 م) (ابـن‌ندیم، 185)؛

 2. آیات النبی از علی بن محمد مدائنی (د 215 ق/830 م) (همو، 113)؛

3. اعلام النبوة از مأمون خلیفۀ عباسی (د 218 ق) (همو، 129)؛

4. الدین و الدولة فی اثبـات نبوة النبی محمد (ص) از ابن‌ربن طبری (ه‍ م؛ زنده در 247 ق/861 م) (سراسر اثر)؛

5. امارات النبوة از ابراهیم بن یعقوب جوزجانی (د 259 ق/873 م) (منجّد، 63)؛

6. اعلام النبوة از ابوزرعۀ رازی (د 264 ق/ 878 م) (2/692)؛

7. اعلام النبوة از سلیمان بن ابی‌عصفور فرّاء معتزلی (د 269 ق/ 882 م) (خشنی، 286)؛

 8. اعلام النبی از داوود بن علی اصفهانی (د 270 ق) (ابن‌ندیم، 272)؛

 9. اعلام النبوة از ابوداوود سجستانی (د 275 ق/ 888 م) (ابن‌خیر، 1/93؛ سخاوی، 156)؛

 10. دلائل النبوة از عبدالله بن مسلم ابن‌قتیبه (د 276 ق/ 889 م) (ابن‌ندیم، 86؛ سخاوی، همانجا)؛

 11. اعلام النبوة از ابوحاتم رازی (د 277 ق) (سراسر اثر)؛

 12. دلائل النبوة از ابراهیم ابن‌هیثم بلدی (د 278 ق) (سخاوی، همانجا)؛

 13. هواتف الجانّ از ابی‌ابن‌الدنیا (د 281 ق/ 894 م) (همو، 154؛ حاجی‌خلیفه، 2/2047؛ ابن‌خیر، 1/ 248)؛

14. دلائل النبوة از نویسندۀ پیشین (ذهبی، سیر، 13/402؛ ابن‌حجر، الاصابة، 1/337؛ سخاوی، 155)؛

 15. دلائل النبوة از ابراهیم بن اسحاق حربی (د 285 ق) (ابویعلى، 1/86؛ حاجی‌خلیفه، 1/760).

سدۀ 4 ق/10 م:

 16. دلائل النبوة از جعفر بن محمد فریابی (د 301 ق/914 م) (سراسر اثر)؛

 17. دلائل النبوة از ثابت بن حزم سرقسطی (د 313 ق/925 م) (عسلی، 8)؛

 18. کتاب المعجزات او تجدید الایمان و شرائع الاسلام از احمد بن محمد قصری تونسی (د 322 ق/934 م) (قاضی‌عیاض، 5/ 139)؛

 19. دلائل النبوة از ابراهیم بن حمّاد بن اسحاق (د 323 ق) (ابن‌ندیم، 252)؛

 20. دلائل النبوة از ابوالحسن اشعری (د 324 ق/936 م) (ابن‌عساکر، 136)؛

 21. هواتف الجانّ از محمد بن جعفر خرائطی (د 327 ق) (سخاوی، 154)؛

 22. ما فی القرآن من دلائل النبوة از بکر بن علاء قشیری (د 344 ق/955 م) (قاضی‌عیاض، 5/271؛ ابن‌فرحون، 1/315)؛ 23. دلائل النبوة از محمد بن احمد عسّال (د 349 ق/960 م) (سخاوی، 155)؛

 24. دلائل النبوة از محمد بن حسن نقّاش (د 351 ق/962 م) (ابن‌ندیم، 36؛ ذهبی، تذکرة ... ، 3/82-83)؛

 25. دلائل النبوة از سلیمان بن احمد طبرانی (د 360 ق/791 م) (همان، 3/85؛ ابن‌تغری بردی، 4/ 59)؛

 26. حدیث الظبی از نویسندۀ پیشین (نک‍ : سزگین، 1/ 319)؛

 27. دلائل النبوة از محمد بن علی قفّال شاشی (د 365 ق/976 م) (تیمی، 166، 193؛ نووی، 2/215)؛

28. دلائل النبوة از ابوالشیخ ابن‌حیان (د 369 ق/ 979 م) (تیمی، 75، 113؛ سخاوی، همانجا)؛

 29. دلائل النبوة از ابوحفص ابن‌شاهی (د 385 ق/995 م) (ابن‌کثیر، 2/307؛ کتانی، 105)؛

 30. اعلام النبوة از احمد بن فارس لغوی (د 395 ق/1005 م) (سخاوی، 156)؛

 31. دلائل النبوة از محمد بن اسحاق ابن‌منده (د 395 ق)(سمعانی، 1/262؛ سخاوی، 153).

 

سدۀ 5 ق/11 م:

 32. دلائل الرسالة از ابوالمطرّف بن فطیس قرطبی (د 402 ق/1013 م) (ذهبی، همان، 3/176)؛

 33. دلائل النبوة از ابوعبدالله حلیمی شاشی (د 403 ق) (نووی، 13/215)؛

34. الاکلیل فی دلائل النبوة از حاکم نیشابوری (د 405 ق) (ابن‌عساکر، 228)؛

 35. دلائل النبوة از ابوسعد خرگوشی(د 407 ق/1016 م) (ذهبی، سیر، 17/256)؛

36. معجزات النبی از عبدالله بن محمد بن ابی‌علان (د 409 ق) (ابن‌کثیر، 12/7)؛

 37. تثبیت دلائل النبوة از قاضی عبدالجبار معتزلی (د 415 ق/1024 م) (سراسراثر)؛

38. دلائل النبوة از ابونعیم اصفهانی (د 430 ق/ 1039 م) (سراسر اثر)؛

 39. دلائل النبوة از جعفر بن محمد مستغفری (د 432 ق) (سراسر اثر)؛

 40. دلائل النبوة از ابوذر هروی (د 434 ق) (قاضی‌عیاض، 7/233؛ ذهبی، همان، 17/560)؛

 41. اعلام النبوة از قاضی‌ماوردی (د 450 ق/ 1058 م) (سراسر اثر)؛

 42. دلائل النبوة و احوال لصاحب الشریعة از احمد بن حسین بن بیهقی (د 458 ق/1066 م) (سراسر اثر)؛

43. الاعلام بشواهد الاعلام لنبوة سیدنا محمد (ص) از ابومحمد عبدالله بن ابی‌زکریا شقراطیسی (د 466ق/1074 م) (فکیر، 16)؛

44. اعلام النبوة از احمد بن عمر دلهاث دلایی اندلسی (د 478 ق/1085 م) (ذهبی، العبر، 3/292؛ یاقوت، 4/517)؛

 45. اعلام النبوة از عبدالله بن عبدالعزیز بکری اندلسی (د 482 ق/ 1089 م) (ذهبی، سیر، 19/35).

 

سدۀ 6 ق/12 م:

 46. دلائل النبوة از اسماعیل بن محمد تیمی اصفهانی (د 535 ق/1141 م) (سراسر اثر)؛

 47. المقسط فی ذکر المعجزة و شروطها از قاضی ابوبکر ابن‌عربی (د 543 ق/ 1148م) (1/40)؛

48. البشائر و الاعلام از حسن بن علی بن قطان (د 548 ق) (بغدادی، ایضاح، 1/183؛ منجّد، 63)؛

 49. اعلام النبوة از محمد بن عبدالله بن ظفر مکی (د 565 ق/1161 م) (حاجی‌خلیفه، 1/81؛ منجّد، همانجا)؛

 50. المعراج از علی بن محمد لخمی اشبیلی (د 567 ق) (انصاری، 3/255)؛

 51. الاربعون حدیثاً الدالة على نبوته از ابن‌عساکر (د 571 ق/1175 م) (منجّد، همانجا)؛

 52. معجزات الرسول از ابن‌خراط اشبیلی (د 581 ق/1185 م) (ابن‌فرحون،2/61)؛

53. قصد السبیل لمعرفة آیات الرسول (ص) از ابوعبیدۀ انصاری خزرجی (د 582 ق) (همو، 1/216).

 

سدۀ 7 ق/13 م:

 54. دلائل النبوة از مصعب بن محمد مالکی (د 604 ق/1207 م) (سخاوی، 1/156)؛

 55. الاحکام لسیاق ما لسیدنا محمد علیه السلام از علی بن محمد قطان (د 628 ق/1231 م) (منجد، 62)؛

56. الآیات البینات فی ما فی اعضاء رسول الله (ص) من المعجزات از ابن‌دحیۀ سبتی (د 633 ق/1236 م) (مقری،2/104)؛

57. الابتهاج فی المعراج از نویسندۀ پیشین (سراسر اثر)؛

 58. دلائل النبوة از محمد بن عبدالواحد مقدسی دمشقی (د 643 ق/1245 م) (ابن‌عماد، 7/390؛ بغدادی، هدیه، 2/123)؛

 59. الدرر السنیة فی معجزات سیـد البریة از محمد بـن احمد لخمی اشبیلی (د 654ق/1256 م) (فکیر، 18)؛

60. نظم الدرر بآی احمد اجل البشر ازحسن ابن‌قطان (زنده در 661 ق/1263 م)، که مجموعۀ اشعاری است در 300‘6 بیت، و نسخه‌ای از آن با شمارۀ 291 در کتابخانۀ قرویین موجود است (همانجا، نیز حاشیۀ 6)؛

61.  کتاب الاحکام فی معجزات النبی از نویسندۀ پیشین (همو، 18).

 

سدۀ 8 ق/14 م:

 62. اختصار دلائل النبوة از احمد بن ابراهیم واسطی دمشقی (د 711 ق/1311 م) (ابن‌حجر، الدرر ... ، 1/103؛ ابن‌شاکر، 1/56)؛

 63. معجزات النبی از ابن‌غصن اشبیلی (د 723ق/1323 م) (مقری، 2/207)؛

64. اعلام النبوة از علاءالدین قلیج (د 762 ق/1361 م) (سخاوی، 156).

 

سدۀ 9 ق/15 م:

 65. الفرج القریب فی معجزات الحبیب از شعبان بن محمد بن اثری (د 828 ق/1424 م) (منجد، 76)؛

66. اربعون حدیثاً فی المعجزات و الکرامات التی صحّت لسیدنا رسول الله (ص) از قاضی جمال‌الدین بریهی (د 836 ق/1433 م) (بریهی، 1/141)؛

67. الآیات الواضحات فی وجه دلالة المعجزات از محمد بن احمد مرزوق تلمسانی (د 851 ق/1447 م) (منجد، 75؛ بغدادی، ایضاح، 1/7)؛

 68. دلائل النبوة از ابوبکر نقاش موصلی (د 851 ق) (حاجی‌خلیفه، 1/760)؛ 69. الانوار فی آیات ومعجزات النبی المختار از عبدالرحمان ثعالبی (د 873 ق/ 1468 م) (منجد، همانجا).

 

سدۀ 10 ق بب‍ /16 م بب‍‌ :

 70. الخصائص الکبرى از جلال‌الدین سیوطی (د 911 ق/1505 م) (سراسر اثر)؛

 71. ریاحین الانفاس از عبدالله بن مطهر کوفی (د 912 ق) (بغدادی، هدیه، 1/470-471؛ منجد، 85)؛

 72. مصابیح الانوار فی معاجز النبی المختار از هاشم ابن‌سلیمان کتکاتی (د 1109 ق) (بغدادی، همان، 2/504؛ منجد، 76)؛ 73. نجوم المهتدین و رجوم المعتدین فی دلائل نبوة سیدنا، محمد سید المرسلین از یوسف بن اسماعیل نبهانی (د 1350 ق/ 1932 م) (سراسر اثر)؛

 74. دلائل النبوة و معجزات الرسول (ص) از شیخ عبدالحلیم محمود (د 1400 ق/1980 م) (سراسر اثر).

 

دراین‌زمینه شماری از نویسندگان فارسی‌زبان نیز آثاری پدید آورده‌اند:

 1. درر منثوره، از جلال‌الدین عمر بن محمد کازرونی که دربارۀ معجزه‌های پیامبر (ص) نوشته و آن را در 770 ق/ 1369 م به محمد شاه از پادشاهان هند هدیه کرده است (حاجی‌خلیفه، 1/749-750)؛

2. شواهد النبوة، به زبان فارسی از عبدالرحمان بن احمد جامی (د 898 ق/1491 م) (شوکانی، 1/327)؛

 3. اثبات النبوة، از مجذوب علیشاه؛

 4. اثبات النبوة، از ناشناس؛

 5. اثبات النبوة، از ناشناس؛

 6. اثبات النبوة از کتاب سماویه، از ناشناس؛

 7. اثبات نبوت و ولایت و وصایت، از ناشناس؛

 8. اثبات نبوت به شمشیر دعوت، از ناشناس؛ 9. اثبات نبوت پیامبر (ص)، از ناشناس؛

10. اثبات نبوت خاصه رد نصارى از علی‌اکبر بن محمدباقرایجی؛

11. اثبات نبوت خاصه از میرزا بزرگ قائم‌مقام؛

 12. مفتاح النبوة فی اثبات النبوة الخاصة از کوثر همدانی؛

 13. اثبات نبوت و امامت، از ناشناس (فهرستواره ... ، 1/143-145، 6/1263-1264، 9/1076).

 

تعریف نبوت:   ابونعیم اصفهانی (د 430 ق/ 1039 م) در دلائل النبوة نقش و جایگاه نبی را این‌گونه توضیح می‌دهد: آفریدگار حکیم آفریده‌ها را با صورتها وگوهرهای گوناگون آفریده است، به‌گونه‌ای که آنان ازلحاظ مزاج و بینش باهم متفاوت‌اند. اجزائشان ازلحاظ سرشت طبیعی و نیرومندی یکسان نیست و خُلق و خویِشان در تفکر و عبرت‌گرفتن با یکدیگر فرق دارد. برخی مزاج معتدل دارند که آنان را از دارو و پزشک بی‌نیاز کرده؛ پاره‌ای دراعتدال، وضعی میانه دارند که با اندک دارویی خالص حالشان خوش می‌شود؛ شماری نیز مزاجی پست و پلشت دارند که داروهای بسیار هم حالشان را بسامان نمی‌کند.

 

ارواح نیز چنین‌اند: گونه‌ای که پاک و پالوده، در حکمتْ غوطه‌ور و شیفتۀ شناسایی و بینش‌اند و خواستار آنچه خوشبختان در آن از هم پیشی می‌گیرند. گاه یک روح کدر و کُند است، از شناخت و بینش زاویه گرفته و به نشانه‌ها و عبرتها پشت کرده، و دنبال همان است که شوربختان آهنگ آن دارند. دراین‌میان، یک روح نیز وضعی میانه دارد و می‌تواند به کمال و پاکی یا به تاریکی و نابینایی بگراید.

 

به‌سببِ گونه‌گونی ارواح است که باورها و احوالْ گوناگون شده است: آن‌که از روح پاک برخوردار است، گوهری دارد که همواره به بی‌آلایشی روحانی آسمانیان می‌گراید، و آن‌که سرشتی آلوده دارد، روحش پیوسته مشتاق همسانی با چهارپایان وحیوانات است و آمیزه‌ای است از آلایش و تاریکی.

 

بدین‌قرار وقتی بنیه‌ها و مزاجها گونه‌گون باشد، در میان آنها به روحی برمی‌خوریم که از معتدل‌ترین سامانمندی وصاف‌ترین آمیزه شکل گرفته و از نخبه‌های انسانی است. او کسی است که رویه و رفتارش سمت و سویی خداورزانه و اصلاحگرانه دارد و کمر همت برای این کار بسته و مژده‌دادن و بیم‌دادن ازویژگیهای او ست. او توانمندی دمندگی و اشاره‌گرفتن از گرامیان آسمانی دارد، موهبتهای خدایی شامل حالش شده است و از رهگذر عالم بالا اثربخشی می‌کند. ارواحی که در مرتبۀ میانی قرار دارند، با پذیراشدنشان به سعادت می‌رسند و آنان‌اند که بخت به ایشان روی خوش نشان داده است. اما آن ارواح که بخت به ایشان پشت کرده وکوردل‌اند، از او می‌رمند و سر می‌پیچند.

 

طبقۀ نخبه همان اولیای خدا و پیامبران بزرگ‌اند. بدین‌سان نبوت، گونه‌ای میانجیگری کردن (= سفارت) میان خدا وآفریده‌های برگزیده‌اش است و از این رهگذر با وصف رسالت و بعث از آن یاد می‌کنند. برخی آن را این‌گونه تعریف کرده‌اند: نقش نبوت این است که موانعی را که دانایان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت پیش رو دارند، از سر راهشان بردارد. معنای نبی نیز این است که خبر دارد، یعنی از ناحیۀ خدا و از رهگذر وحی به او خبر می‌رسد. ابونعیم اصفهانی 4 ویژگی بنیادین را برای نبی برمی‌شمرد و به‌تفصیل آنها را توضیح می‌دهد. البته این خوی و خصلتها با تعلیم و تربیت و کوشش به دست نمی‌آید، زیرا موهبتی آسمانی و نقشی بالایی است. حکمتش با خدا ست و خدا آن را جز در زمانهای ویژه نمی‌فرستد (ص 32-36).

 

نمونه‌هایی از دلایل نبوت پیامبر اسلام (ص):   ابن‌ربن طبری (ه‍ م؛ زنده در 247 ق/861 م) در الدین و الدولة که ازمنابع مهم دلائل النبوه است، نخست مخالفان و منکران اسلام را آسیب‌شناسی می‌کند و می‌گوید که مبنای مخالفتشان از این 4 علت بیرون نیست: 1. در مورد خبر نبی به شک افتاده‌اند؛ 2. خودبزرگ‌بینی و گردن‌فرازی کرده‌اند؛ 3. تقلید را بر تحقیق ترجیح داده، و با باورهای پدرانشان انس داشته‌اند؛ 4. کودنی وحماقت ورزیده‌اند. او می‌گوید: آن مخالفان اگر خبرهای مربوط به نبوت پیامبر (ص) را می‌سنجیدند و در مورد آن تعمق می‌کردند، از این حقیقت تن نمی‌زدند و از فرمان خدا سرپیچی نمی‌کردند. وظیفۀ ما این است که خبر را برایشان پذیرفتنی کرده و شکهایشان را بزداییم و اصول و فروع خبر و سببها و گذرگاههایش را    برایشان روشن نماییم و بازگو کنیم که حق و باطل در خبر چگونه از هم بازشناسی می‌شوند و همچنین سببهایی را که از رهگذر آنهاپیامبران شناخته می‌شوند، بازنماییم، آنگاه خبرهای خودمان را با خبرهای آنان بسنجیم و راویان آنان را با راویان خودمان مقایسه کنیم. درآن صورت، اگر دلایل ما و ایشان در تصدیق پیامبران یکسان بود، آنان نزد خدا حجتی برای مخالفت با پیامبر اسلام (ص) ندارند (ص 36).

 

ابن‌ربن طبری هوشمندانه به این معنا پی برده که دلایل مربوط به نبوت، صرفاً دلایل محض عقلی نیست، بلکه آمیزه و برهم‌آمده‌ای است از دانسته‌ها و گزارشهای نقلی و تاریخی و روشهای عقلانی. مسلمانان و نامسلمانان دوره‌های بعد، خواه‌ناخواه از پیامبر (ص) فاصلۀ تاریخی گرفته بودند  و دانسته‌هایشان از او در گزارشها و روایتهایی منحصر می‌شد که دربارۀ او شنیده یا خوانده بودند. ساختار و پیکربندی دلایل و ارزش صدق و باورپذیری‌شان در وهلۀ اول کاملاً منوط بود به سازوکار وبافت نقلها و روایتها. بی‌جهت نبوده است که پاره‌ای از نویسندگانی که دلائل النبوه نوشته‌اند، همچون ابن‌ربن و بیهقی، در آغاز کار، ماهیت و چگونگی خبر و روایات را مورد مطالعه و بررسی قرارداده‌اند.

 

بیهقی می‌گوید که در مورد معجزه‌های حضرت محمد (ص) خبرهای واحد و مستفیض بسیار آمده است و از مجموع آنها می‌توان به پدیدآمدن معجزه به دست او یقین کرد. ازاین‌گذشته، اگر همۀ خبرهای واحد و مستفیض در این زمینه را گرد آوریم، همۀ آنها برروی‌هم به حد تواتر می‌رسند و ضرورتاً موجب یقین‌اند (نک‍ : 1/32-33).

 

ابن‌ربن طبری که نخست مسیحی بود و سپس اسلام آورد (نک‍ : ابن‌ربن، 98- 99)، بخشی از کتابش را به مطالعه  دربارۀ گونه‌شناسی خبرها اختصاص داده است، و بر آن است که تأمل در مورد   زندگی جمعی ادیان آشکارا این واقعیت را بر ملا می‌کند که وقتی انسانهای بسیاری به خبری باور دارند، برای بقیه نیز باورپذیر می‌شود، پدیده‌ای که ابن‌ربن نام آن را اجماع گذاشته است. تفاوت اجماعها و خبرها او را واداشته است تا این پدیده را به 5 گونه اجماع تقسیم کند. پیروان هر دین و آیینی دور هم جمع شده و بر خبرهایی که از پیشینیانشان به آنان رسیده اجماع کرده‌اند. شماری از این اجماعها خبرشان درست و یقین‌آور و پاره‌ای نادرست است و یقینی نمی‌زاید. پس پذیرش هر اجماعی یا به‌اصطلاح هر تواتری به تنهایی و بدون گواهان حق و نشانه‌هایش که خدا برای پیامبر (ص) گرد آورده است، برای اثبات نبوت کافی نیست. البته بررسی ماهیت خبر نیز مهم است و دانشوران گفته‌اند: خدا برای رسواکردن مدعی دروغین نبوت، بر زبان او تناقض جاری می‌کند تا حجتی باشد برضد کسانی که او را تصدیق کرده‌اند. ابن‌ربن می‌گوید: هرکس به پالایش خبرها و سنجیدنشان گرایش دارد، باید به دنبال گواهان حقانیت و معیارهای عبرت‌انگیزی باشد که من به‌گونۀ پیاپی و انبوه در محمد (ص) دیدم و این ویژگیها را هیچ‌کس به‌جز پیامبر اسلام (ص) و مسیح ندارد (نک‍ : ص 36-46). ابن‌ربن همۀ دلیلهایی را که بر حقانیت نبوت پیامبر اسلام (ص) رهنمون می‌شوند، در 10 دسته پیکربندی کرده است.

 

ما در این مقاله همین دسته‌بندی را الگو کرده و دلیلها را به این ترتیب توضیح می‌دهیم:

دلیل یکم ـ دعوت به خدا:   حضرت محمد (ص) مردم را به خدا دعوت کرد و همان رویۀ دیگر پیامبران را پیش گرفت.بهترین گواه دراین‌زمینه قرآن است. او مردم را به خدای ابراهیم و اسماعیل فرا خواند، خدایی یکتا و بی‌مانند که به دادگری ونیکی  فرمان می‌دهد و زیبایی و خوبی را می‌ستاید (همو، 54-56).

 

دلیل دوم ـ ستوده‌بودن دستورهای شرعـی‌اش:   راه و رسم پیامبـر دوست‌داشتن خدا و پدر و مادر بود. بخشش‌کردن، ناوابستگی به دنیا، نماز، روزه، صدقه، زکات، گذشت، بر سر پیمان ماندن، دوربودن از فریب و دروغ، و به‌طورکلی به کارهای شایسته سفارش‌کردن و به گریز از بدیها پنددادن و دعوت به همۀ آنچه مکارم اخلاقش می‌خوانند (همو، 57 بب‍‌ ).

 

دلیل سوم ـ معجزه‌ها:   به‌جز قرآن، معجزه‌هایی پدید آورد که فقط به دست پیامبران رخ می‌دهد، ازجمله: سفر یک‌شبه از مکه به بیت‌المقدس و بازگشت به مکه (اسراء/17/1؛ ابن‌ربن، 65؛ قاضی عبدالجبار، 1/46)؛ نفرین او درحق 5 تن از مشرکان که تمسخرش می‌کردند و مبتلاشدن آنان به آسیبهای گزنده (حجر/15/94-95؛ ابن‌ربن، 66- 69)؛ پدیدآمدنِ رخدادهای شگفت‌آور هم‌زمان با زاده‌شدن او (همو، 69)؛ قرین اجابت‌شدن نفرین او در جنگ بدر (همو، 70-71؛ نیز نک‍ : قاضی عبدالجبار، 1/80-81)؛ غذادادن به همۀ لشکریان با دو مشت خرما، در جنگ خندق (ابن‌ربن، 71)؛ تسبیح‌گفتن سنگ‌ریزه در کف دستش (همانجا)؛ سخن‌گفتن گوساله در میان قوم بنی‌غفار (همو، 72)؛ به‌هم‌آمدن دو درخت دور از هم جهت قضای حاجتش (همو، 73-74)؛ تشخیص‌دادن گوسالۀ مسموم (همو، 74)؛ جاری‌شدن چشمه از میان دو انگشتانش (همانجا)؛ و شکافته‌شدنِ ماه (انشقاق/84/1؛ قاضی‌عبدالجبار، 1/55-56).

 

دلیل چهارم ـ پیش‌بینی رویدادها در زمان حیاتش:   اوپیشگوییهایی در مورد رخدادهای زمان حیاتش کرد که مردم درستی آنها را دیدند: در مدینه بود که گفت به مکه باز خواهیم گشت (همو، 2/371)؛ در مورد برخی از چهره‌های سرشناس مکه خبر داد که به خواری می‌افتند (همو، 1/52-53)؛ خبردادن از پیروزی رومیان بر ایرانیان (روم/30/1-4؛ ابن‌ربن، 80؛ بیهقی، 1/17؛ قاضی‌عبدالجبار، 1/ 59-60)؛ اینکه مسلمانان به مسجدالحرام خواهند رفت (فتح/ 48/27؛ ابن‌ربن، 76)؛ خبر داد که دیری نمی‌پاید که خدا در دل کافران هراس خواهد افکند (انفال/ 8/12؛ ابن‌ربن، همانجا)؛ خبر داد که بر مشرکان پیروز می‌شود (بیهقی، همانجا)؛ پیش‌بینیهای دیگری نیز در روایات آمده است (ابن‌ربن، 77 بب‍‌ ).

 

دلیل پنجم ـ پیش‌بینی رخدادهای پس از خود:   او از پیشامدهایی خبر داد که پس از رحلتش درستی آنها روشن شد: اینکه نامش آوازه‌ای بلند خواهد یافت (انشراح/94/1-4؛ ابن‌ربن، 80)؛ اینکه گروه‌‌گروه به آیین او خواهند گروید (نصر/110/1-3؛ ابن‌ربن، همانجا؛ نیز نک‍ : قاضی‌عبدالجبار، 1/44)؛ اینکه خبر داد آنان که در جنگ به او پشت کردند، با رومیان و ایرانیان درگیر خواهند شد (فتح/ 48/16؛ ابن‌ربن، 81)؛ روایاتی هم آمده که بیانگر این دست از پیش‌بینیهای او ست (همو، 82 بب‍ ؛ هارونی، 139).

 

دلیل ششم ـ قرآن معجزه است (نک‍ : ه‍ د، اعجاز القرآن؛ تحدی): هیچ نویسندۀ عرب، ایرانی، هندی و یا رومی نیست که چنین نوشتاری دربارۀ خدا، یکتایی‌اش و ستودگی‌اش نوشته باشد و این‌گونه بر پیامبران پیشین مهر تأیید نهاده و مردم را به کارهای شایسته تشویق کند و آنان را به سعادت اخروی بخواند. تنها قرآن این ویژگیها را دارد و آشکار است که آورندۀ آن یعنی محمد (ص) بی‌سواد بوده، و آموزگاری نداشته است (ابن‌ربن، 98 بب‍‌ ). برپایۀ آیه‌های قرآن، پیامبر (ص) شک‌کنندگان را به هماوردی(= تحدی) طلبید که اگر می‌توانند، سوره‌ای مانند قرآن را بیاورند(بقره/2/23). زمان گذشت و برای دشمنی با محمد (ص) فرصت داشتند و اگر می‌توانستند، راه ساده‌تر را برمی‌گزیدند و یک سوره می‌آوردند و جان و مال خود را در امان نگه می‌داشتند، ولی نتوانستند(بیهقی، 1/10-15؛ قاضی‌عبدالجبار، 1/85-86؛ هارونی، 19 بب‍ ، 140). دشمنان پیامبر (ص) از او نشانه (= آیه) و دلیلی غیر از قرآن می‌خواستند تا بر درستی ادعایش دلالت کند. آنان پدیده‌ای چون قرآن را کوچک می‌شمردند و نشانه‌هایی مانند آنچه برای موسى و عیسى (ع) رخ داد می‌خواستند. گاه قریشیان از پیامبر (ص) کارهایی می‌خواستند، که بیشتر آنها در قلمرو غیبی خدا ست و برخی از آنها ناشدنی است. اگر قریشیان ازآن‌رو که او انسان است، این کارها را خواستند، این امور در حوزۀ کنشهای هیچ انسانی نیست. و اگر ازآن‌رو خواستند که او پیامبر است، مقام رسالت چیزی نیست جز پیام‌آوری از جانب خدا و خدا او را مبعوث کرد تا نویدآور و بیم‌دهنده باشد، نه اینکه قدرت مطلق خود را به پیامبر واگذار کند و او را توانا سازد تا هرچه خواست پدید آورد. خدا به پیامبر (ص) فرمان داد تا نخست خداوند را از این گزافه‌گویی و تفویض قدرت به پیامبر (ص) تنزیه کند و در وهلۀ بعد بگوید که اگر شما کارهایی ازاین‌دست را از من می‌خواهید، من محمدم و انسانم و هیچ انسانی توانایی عملی‌ساختن چنین خواسته‌هایی را ندارد (طباطبایی، 11/304-305، 13/202-203). ناگفته نماند که عده‌ای به‌آهنگ هماوردی با قرآن مطالبی گفتند که کامیاب نبود (هارونی، 58، 79).

 

دلیل هفتم ـ خودِ پدیدۀ زندگی پیامبر (ص):   محمد (ص) در مکه برآمد و با یهودیان، مسیحیان، رومیان، ایرانیانِ زردشتی و عربها درافتاد و آنان را به کفر و بیراهه‌روی متهم کرد و از آنان بیزاری جست. از خدایانشان عیب گرفت و پیشینیانشان را تکفیر کرد و دینهایشان را گمراهی خواند. ادعایش این بود که خدا او را مبعوث کرده و او واپسین پیامبر است و پیش‌بینی کرد که دینش بر همۀ ادیان چیره خواهد شد و دست بالا را پیدا خواهد کرد و پیروز خواهد شد. او در آن هنگام تهی‌دست و تنها بود و هیچ قدرتی از او پشتیبانی نمی‌کرد. ادعایش این بود که به نیروی خدا تکیه کرده است. دشمنانش از هیچ دسیسه‌چینی و کینه‌توزی درحق او دریغ نورزیدند و پشت‌به‌پشت با او جنگیدند، ولی همان شد که او می‌گفت (قاضی‌عبدالجبار، 1/5- 8، 2/314؛ ابن‌ربن، 108-111).

 

دلیل هشتم ـ درستی و وارستگی فراخوانندگان:   کسانی که مردم را به پیروی از پیامبر (ص) فرامی‌خواندند، انسانهایی وارسته و از زمرۀ نیکان (= ابرار) بودند و آدمی درحق آنان گمان نمی‌برد که دروغ‌گو و فریب‌کار باشند (همو، 114 بب‍‌ ).

 

دلیل نهم ـ تحقق‌یافتن پیمان:   او خاتم پیامبران است و اگر مبعوث نمی‌شد، پاره‌ای از پیشگوییهای پیامبران ناراست می‌افتاد. ابن‌ربن از 4 بشارتی می‌گوید که خداوند در مورد انبوه‌شدن فرزندان اسماعیل به ابراهیم و هاجر داده بود و این پیمان با ظهور محمد (ص) به حقیقت پیوست (ص 130-134).

 

دلیل دهم ـ نوید پیامبران پیشین:   پیامبران از روزگار دیر و دور، نوید برآمدن او را داده بودند. شگفت آنکه برخی از آنها زمان، شهر، مبعث، دنباله‌روان و یارانش را نیز توصیف کرده، و حتى نامش را نیز گفته بوده‌اند (همو، 137- 138؛ بیهقی، 1/ 18).

الحاد (انکار نبوت پیامبر اسلام <ص>): ناگفته پیدا ست که پاره‌ای از نوشته‌های یادشده، درواقع به‌منظور پاسخ‌دادن به مناقشه‌ها و ردیه‌های ملحدانی است که برضد نبوت به‌طور عام، و برضد نبوت پیامبر اسلام (ص) مطرح شده است. از قرار معلوم، الحاد عربی غیر از الحاد غربی و الحاد یونانی است. الحاد عربی یعنی کسی بگوید و مدعی شود که انگارۀ پیامبری و پیامبران مرده است؛ چه، الحاد عربی به‌ناچار از روح عربی برخاسته و این روح است که در دین‌داری ویژه‌اش، پیوندی میان خدا و انسان ایجاد می‌کند و پیامبر میانجی بیان کلمة‌الله است. دین‌داری در این خطه، برپایۀ پیامبری و پیامبران استوار است. الحاد نیز به‌گونه‌ای اجتناب‌ناپذیر رویکردش این است که این سنگ بنا را هدف گرفته و آن را بمیراند. ملحدان در این خطه به خدا یورش نبرده‌اند، بلکه حمله‌های خود را متوجه پدیدۀ نبوت کرده‌اند؛ درصورتی‌که الحاد در تمدنهای دیگر مستقیماً خدا را هدف می‌گیرد و او را انکار می‌کند (بدوی، 5).

 

مفصل‌ترین و تندترین انتقادها برضد پدیدۀ نبوت و به‌ویژه نبوت پیامبر اسلام (ص) را در کتاب اعلام النبوۀ ابوحاتم رازی (د 322ق/934 م) نویسندۀ اسماعیلی می‌بینیم. این مناقشه‌ها از سوی همشهری او محمد بن زکریای رازی فیلسوف و پـزشک بلندآوازه، درطی چندین مناظره در حضور امیر و قاضی‌القضات ری صورت پذیرفته است (نک‍ : اعوانی، نه ـ ده) و کمتر دلیلی از دلیلهای نبوت پیامبران و پیامبر اسلام (ص) هست که از سوی محمد بن زکریای رازی مورد بحث و انتقاد و موشکافی قرار نگرفته باشد. البته از دیگر سو، ابوحاتم رازی منصفانه و خردورزانه و با دقتی کم‌مانند به آن اشکالها پاسخ گفته است (نک‍ : سراسر اثر).

 

ازاین‌گذشته، پاره‌روایتهایی از کتابهایی منسوب به ابن‌راوندی و ابوعیسى وراق (ه‍ م‌م) در منابع وجود دارد و نشان از مناقشه‌ها و اشکالهایی می‌دهد که برضد دلایل النبوه طرح‌ریزی شده است (نک‍ : ه‍ د، 3/535-537، 6/85-86). عبدالرحمان بدوی در کتاب من تاریخ الالحاد فی الاسلام (سراسر اثر) عمدۀ این پاره‌روایتها و مقاله‌های مربوط به آنها را گردآوری و ترجمه کرده است (نیز نک‍ : قاضی‌عبدالجبار، 1/52، 63، 128، 2/374؛ هارونی، 11، 37).

 

مآخذ:   ابن‌اثیر، علی، اسد الغابة، به کوشش علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت، 1415 ق/1994 م؛ ابن‌تغری‌بردی، النجوم؛ ابن‌حبان، محمد، صحیح، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، 1414 ق/1993 م؛ ابن‌حجر عسقلانی، احمد، الاصابة، به کوشش عادل احمد عبدالموجود و علی‌محمد معوض، بیروت، 1415ق؛ همو، الدرر الکامنة، حیدرآباد دکن، 1392 ق/1976 م؛ همو، فتح الباری، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، 1379 ق؛ ابن‌حزم، علی، جوامع السیرة النبویة، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ ابن‌خیر، محمد، فهرسة، به کوشش محمد فؤاد منصور، بیـروت، 1419 ق/ 1998 م؛ ابن‌دحیه، عمر، الابتهاج فی احادیث المعراج، به کوشش رفعت فوزی عبدالمطلب، قاهره، 1417 ق؛ ابن‌ربن، علی، الدین و الدولة، به کوشش عادل نویهض، بیروت، 1393 ق/1973 م؛ ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبرى، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، 1410 ق/1990 م؛ ابن‌شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، 1973 م؛ ابن‌عبدالبر، یوسف، الاستیعاب، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، 1412 ق/1992 م؛ ابن‌عربی، محمد، احکام القرآن، به کوشش علی محمد بجاوی، بیروت، 1967 م؛ ابن‌عساکر، علی، تبیین کذب المفتری، بیـروت، 1404 ق؛ ابن‌عمـاد، عبدالحی، شذرات الذهب، بـه کوشش محمود ارناؤوط، دمشق، 1406 ق/1986 م؛ ابن‌فرحون، ابراهیم، الدیباج المذهب، به کوشش محمد احمدی ابوالنور، قاهره، دار التراث للطبع و النشر؛ ابن‌کثیر، البدایة؛ ابن‌ندیم، الفهرست؛ ابوالبقاء کفوی، ایوب، الکلیات، به کوشش عدنان درویش و محمد مصری، بیروت، 1419 ق/ 1998 م؛ ابوحاتم رازی، احمد، اعلام النبوة، به کوشش صلاح صاوی و غلامرضا اعوانی، تهران، 1356 ش؛ ابوزرعۀ رازی، عبیدالله، کتاب الضعفاء، به کوشش سعدی هاشمی، مدینه، 1402 ق/1982 م؛ ابونعیم اصفهانی، احمد، دلائل النبوة، به کوشش محمد رواس قلعه‌جی و عبدالبر عباس، بیروت، 1406 ق؛ ابویعلى، محمد، طبقات الحنابلة، به کوشش محمد حامد فقی، بیـروت، دار المعرفه؛ اعوانـی، غلامرضـا، تعلیقـات بر اعلام النبـوة (نک‍ :هم‍ ، ابوحـاتم رازی)؛ انصاری، محمد، الذیل و التکملة لکتابی الموصول و الصلة، به کوشش احسان عباس و دیگران، تونس، 2012 م؛ بخاری، محمد، صحیح، به کوشش محمد زهیر بن ناصر الناصر، بیروت، 1422 ق؛ بدوی، عبدالرحمان، من تاریخ الالحاد فی الاسلام، قاهره، 1945 م؛ بریهی، عبدالوهاب، طبقات صلحاء الیمن، به کوشش عبدالله محمد حبشی، صنعا، 1403 ق/1983 م؛ بغدادی، ایضاح؛ همو، هدیه؛ بیهقی، احمد، دلائل النبوة، بیروت، 1405 ق؛ تاج العروس؛ ترمذی، محمد، سنن، به کوشش بشار عواد معروف، بیروت، 1998 م؛ تیمی، اسماعیل، دلائل النبوة، به کوشش محمد محمد حداد، ریاض، 1409 ق؛ حاجی‌خلیفه، کشف؛ حاکم نیشابوری،محمد، المستدرک علی الصحیحین، به کوشش مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، 1411 ق؛ خشنی، محمد، قضاة قرطبة و علماء افریقیة، به کوشش عزت عطار حسنی، قاهره، 1415 ق؛ ذهبی، محمد، تذکرة الحفاظ، بیروت، 1419 ق؛ همو، سیر؛ همو، العبر، به کوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ سخاوی، محمد، الاعلان بالتوبیخ، بیروت، 1407 ق؛ سزگین، فؤاد، تاریخ التراث العربی، ریاض، 1411 ق/1991 م؛ سمعانی، عبدالکریم، التحبیر، به کوشش منیره ناجی سالم، بغداد، 1395 ق؛ سیوطی، الخصائص الکبرى، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ شوکانی، محمد، البدر الطالع، بیروت، دار المعرفه؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، جامعة المدرسین فـی الحوزة العلمیه؛ عسلی، ام‌عبدالله، مقدمه بـر دلائل النبوة (نک‍ : هم‍‌ ، فریابی)؛ فریابی، جعفر، دلائل النبوة، به کوشش عامر حسن صبری، مکه، 1406 ق؛ فکیر، احمد، «من مصادر السیرة النبویة: كتب دلائل النبوة»، شامله (مل‍‌ )؛ فهرستوارۀ دستنوشتهای ایران (دنا)، به کوشش مصطفى درایتی، تهران، 1389 ش؛ قاضی عبدالجبار، تثبیت دلائل النبوة، به کوشش عبدالکریم عثمان، بیروت، 1386 ق؛ قاضی‌عیاض، ترتیب المدارک، به کوشش محمد تاویت طنجی و دیگران، مغرب، 1403 ق؛ کتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، به کوشش محمد منتصر زمزمی، دار البشائر الاسلامیه، 1421 ق؛ ماوردی، علی، اعلام النبوة، بیروت، 1406 ق؛ محمود، عبدالحلیم، دلائل النبوة، قاهره، 1998 م؛ مستغفری، جعفر، دلائل النبوة، به کوشش احمد بن فارس سلوم، دار النوادر، 2010 م؛ مسلم بن حجاج، صحیح، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، 1997 م؛ منجد، صلاح‌الدین، معجم ما الف عن رسول الله (ص)، بیروت، 1402 ق/1982 م؛ نبهانی، یوسف، نجوم المهتدین و رجوم المعتدین ... ، دار الکتب العلمیه، 2013 م؛ نووی، یحیى، المنهاج شرح صحیح مسلم بن الحجاج، بیروت، 1392 ق؛ هارونی، احمد، اثبات نبوة النبی (ص)، به کوشش احمد ابراهیم حاج، المکتبة العلمیه، بی‌تا؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:

Shamela, www.shamela.ws/rep.php/book/4007.

 

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ جلد بیست و چهارم

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما