ابلیس در علم کلام / سیدجعفر سجادی
|۱۱:۷,۱۳۹۸/۵/۱| بازدید : 115 بار

 

 

III. در علم كلام

بحث دربارۀ ابلیس غالباً مسأله‌ای كلامی‌ است و متكلمان اسلامی ‌ابلیس و داستان او را كه در آیات و روایت گوناگون به آن اشاراتی شده است، مورد بحث و بررسی عقلی قرار داده و كوشیده‌اند كه آن را با معیارهای خود سازگار كنند. در همین راستا، گاه دربارۀ ماهیت ابلیس به تأویلاتی دست زده‌اند و برخی كه دارای ذوق فلسفی و عرفانی بوده‌اند، ابلیس را دوگونه دانسته‌اند: یكی ابلیس عالم كبیر كه همان است كه در قرآن به او اشاره شده است و دیگر ابلیس عالم صغیر یا انسان كه همان صفات رذیلۀ اوست (نسفی، 149)، امّا آنچه در آراء متكلمان اهمیت دارد، مسائل و ایراداتی است كه دربارۀ ابلیس مطرح شده و نیز پاسخهایی است كه به این ایرادات داده شده است. برخی از این مسائل اینهاست:

1. چرا خداوند با آنكه می‌دانست ابلیس از فرمان او سرپیچی خواهد كرد، او را آفرید و چرا به او توانایی داد كه بندگان را وسوسه كند؟ از جمله پاسخهایی كه به این ایراد داده‌اند، یكی این است كه ترك معصیت مستلزم مبارزه با خواهشهای نفسانی و اغوای ابلیس، و طبعاً دشوار است و ازاین‌رو، ثواب فزون‌تری دارد (قاضی عبدالجبار، 177، 177 مكرر).

 

2. براساس اصل توحید، سجده كه مظهر كامل عبادت است ویژۀ خداوند است، در حالی كه او فرمود: ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدوا لاٰدَمَ فَسَجَدوا اِلاّ اَبلیسَ لَمْ یكُن مِن السّاجِدینَ: آنگاه به فرشتگان گفتیم كه آدم را سجده كنید، همه سجده كردند جز ابلیس كه از سجده‌كنندگان نبود (اعراف/7/11). در پاسخ به این ایراد گفته‌اند كه این سجده، سجدۀ عبادت نبوده بلكه از باب بزرگداشت و تكرمت بوده است، زیرا انبیاء از فرشتگان برترند (فخر رازی، 2/215؛ طوسی، 150).

 

3. آیا ابلیس از زمرۀ ملائكه است یا از جنس جن؟ چنانكه خداوند فرمود: و اِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكةِ اسْجُدوا لاٰدَمَ فَسَجَدوا اِلاّ اِبلیسَ كَانَ مِنَ الجِنِّ فَفَسَقَ عَن اَمْرِ رَبِّه ...: وقتی كه به فرشتگان گفتیم كه بر آدم سجده كنید، همه سجده كردند، جز ابلیس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید... (كهف/ 18/50). اگر او از جنیان باشد، اصولاً مشمول فرمان خداوند نبوده، و استثناء در آیۀ مذكور استثناء منقطع است نه متصل، و اگر از فرشتگان باشد، چون به موجب آیۀ «...لایعْصونَ اللّهَ ما اَمَرَهُمْ وَیفْعَلون ما یؤْمَرونَ» (تحریم/66/6)، فرشتگان از گناه معصومند، امكان عصیان و گناه او نیست.

 

متكلمان در پاسخ به این ایراد آراء مختلفی ابراز كرده‌اند، از جمله آنكه ابلیس از جنیان است و آنها نیز چون انسان برخی كافرند و بعضی مؤمن، و ابلیس از جنیان كافر است (ابن اثیر، 141). اما جاحظ گوید ابلیس از ملائكه بود، زیرا خدای تعالی او را از فرشتگان مستثنا ساخت و جایز نیست كه مستثنا از جنس مستثنی منه نباشد (بغدادی، 296-297)؛ یعنی وی استثناء را در این آیه متصل می‌داند، نه منقطع. فرقه‌هایی از معتزله چون بُهْشَمیه و اصمیه به استناد آیۀ «قال اَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ و خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ: گفت من از او بهترم زیرا مرا از آتش و او را از گِل آفریده‌ای» (اعراف/7/12)، و به همین دلیل گفته‌اند كه ابلیس از جنیان بوده، زیرا از آتش آفریده شده است (همانجا). در رسائل اخوان الصفا آمده است كه ابلیس نخست از زمرۀ ملائكه بود و چون عصیان كرد از آنان رانده و جدا شد (4/327)، همچنانكه‌ هاروت و ماروت نیز فرشته بودند و در اثر عصیان رانده شدند. این نظر را ناصرخسرو نیز تأیید كرده است. وی می‌گوید: دیوان پریان بودند، بی‌فرمان شدند و دیو گشتند (ص 140). در مجمع البیان از قول حسن بصری آمده است كه ابلیس از جنیان بود، ولی همراه ملائكه مأمور سجده به آدم شد (طبرسی، 1/81). عضدالدین ایجی نیز همین نظر را برگزیده است (366، 367). اما ابن جبیر به نقل قرطبی (1/294) بر آن است كه اصولاً جنیان یكی از اسباط ملائكه‌اند كه از آتش آفریده شده‌اند و بقیۀ اسباط از نور. برخی نیز بر آن رفته‌اند كه ابلیس در زمرۀ گروهی از ملائكه بود كه جن نام داشتند، نه آنكه از جنس جن بوده باشد (طبری، 1/ 178).

 

4. آیا ابلیس بر قلوب بندگان تسلط و آگاهی دارد؟ گروهی از معتزله در این باره گفته‌اند كه ابلیس بر آنچه در دلها می‌گذرد از طریق قرائن و امارات آگاه است، ولی بر آنها تسلط ندارد و برخی دیگر برآنند كه ابلیس از آنچه در دل انسانهاست بی‌خبر است، ولی هرگاه كسی بر آن شود كه دست به كاری خیر زند شیطان با حدس و گمان آگاه می‌شود و می‌كوشد كه او را بازدارد. بعضی نیز معتقدند كه ابلیس وارد قلب آدمیان می‌شود و از نیت او آگاه می‌گردد (اشعری، مقالات الاسلامیین، 2/110).

 

5. آیا ارادۀ ابلیس بر ارادۀ خداوند غالب است كه فرمود: اَلشیطانُ یعِدُكُمْ الْفَقْرَ وَ یأْمُرُكُم بِالْفَحْشاءِ وَاللّهُ یعِدُكُمْ مَغْفِرةً مِنْهُ وَ فَضْلاً...: شیطان شما را وعدۀ فقر می‌دهد و به كارهای زشت امر می‌كند و خدا شما را به آمرزش و فضل خود نوید می‌دهد... (بقره/2/ 268). به این ایراد چنین پاسخ داده‌اند كه از این آیه لازم نمی‌آید كه ارادۀ ابلیس بر ارادۀ خداوند غالب باشد، مثلاً فرعون میان برگزیدن ایمان و كفر یعنی میان دو اراده مخیر بود، ولی به ارادۀ شیطان گردن نهاد، و این مستلزم غلبۀ اراده ابلیس بر ارادۀ خداوند نیست (ابن مرتضی، 86).

 

قابل ذكر است كه برخی از متكلمان از مفاد آیات قرآن دربارۀ عذاب ابلیس، بر ابدیت و ازلیت (قدیم بودنِ) كلام خدا استدلال كرده و گفته‌اند اگر كلام خداوند، مخلوق و حادث و بنابراین پایان‌پذیر باشد، عذاب او نیز كه در قرآن وعده فرمود فناپذیر است، ولی چون ابلیس را به عذاب جاوید وعید داده، پس كلام او نیز ابدی و ازلی است (اشعری، الابانة، 24).

 

مآخذ:   ابن كثیر، بدایة الخلق، به كوشش ابراهیم محمد الجمل، بیروت، 1405ق/ 1985م؛ ابن مرتضی، احمدبن یحیی، طبقات المعتزلة، به كوشش سوزان دیوالد ویلتسر، بیروت، 1380ق/1961م؛ اشعری، ابوالحسن، الابانة عن اصول الدیانة، مدینه، 1975م؛ همو، مقالات الاسلامیین، به كوشش محمد محیی‌الدین عبدالحمید، بیروت، 1405ق/1985م؛ بغدادی، عبدالقاهربن طاهر، اصول‌الدین، بیروت، 1401ق/ 1981م؛ رسائل اخوان الصفا، دارصادر؛ طبری، جامع البیان، بیروت، 1403ق/ 1983م؛ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، صیدا، 1333ق/1915م؛ طوسی، محمدبن حسن، التبیان، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ عضدالدین ایجی، عبدالرحمن بن احمد، المواقف فی علم الكلام، بیروت، عالم الكتب؛ فخر رازی، محمدبن عمر، التفسیر الكبیر، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛ قاضی عبدالجبار معتزلی، فضل الاعتزال، به كوشش فؤاد سید، تونس، 1393ق/1974م؛ قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحكام القران، بیروت، 1372ق/1953م؛ ناصرخسرو، جامع الحكمتین، به كوشش ‌هانری كربن و محمد معین، تهران، 1332ش؛ نسفی، عزیزالدین، انسان كامل، به كوشش ماریژان موله، تهران، 1962م.

دائرةالمعارف بزرگ اسلامی؛ جلد دهم

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما