نوشتار پیشین نوشتار پسین
اقليد جلد: 9
شماره مقاله:3788
|
|
|
|
مقالات آورده شده در اینجا هنوز مقابله تایپی نشده اند
الالمام
اِقْليد، شهرستان و شهري در استان فارس.
نامگذاري: اقليد معرب كليد و به معناي آن است و بر اين ناحيه بدان جهت
اطلاق شده است كه آن بلوك را كليد گشودن فارس دانستهاند؛ هر كه آن را
فتح نمود، گويا فارس را فتح نموده است (فسايى، 1/113)،
شهرستان اقليد: يكى از شهرستانهاي 16 گانة استان فارس اقليد است كه در بخش
شمالى آن استان قرار دارد.
اوضاع طبيعى، آب و هوا و محيط زيست: شهرستان اقليد با وسعت 208 ،7كم 2 يا
8/5% مساحت استان فارس ( آمارنامه، 1372ش، 21) به صورتى مستطيل مانند بين
30 و 15 تا 31 و 7 عرض شمالى و 51 و 45 تا 52 و 47 طول شرقى واقع شده، و
محدود است از شمال و مشرق به شهرستان آباده، از جنوب به شهرستان مرو دشت
و سپيدان از استان فارس و از مغرب به شهرستان سميرم از استان اصفهان
(همان، 28). از نظر طبيعى اين شهرستان در قلب مرتفعات زاگرس مركزي، و در
آنچنان ارتفاعى از سطح دريا قرار گرفته است كه ارتفاع هيچ نقطة آن كمتر از
000 ،2متر نيست ( جغرافيا...، 2/864). بنابراين، شهرستان اقليد منطقهاي است
كوهستانى كه دهها رشته از جبال زاگرس در امتداد عمومى از شمال غربى به
جنوب شرقى، سراسر وسعت آن را فرا گرفته است. از ميان اين رشتهها مىتوان
مهمترين آنها را بدين شرح نام برد:
1. كوهستان سفيد، كه از 30 كيلومتري شمال غربى اقليد شروع مىشود و به صورت
قوسى رو به جنوب ادامه دارد و سپس به سمت شمال منحرف مىگردد و در مشرق
اقليد پايان مىيابد. كوهستان سفيد كه مساحتى معادل 950 كم 2 را فراگرفته
است، از كوههاي انگهدونى، خرمن كوه، درغوك، سلمه كوه، تنگ گورك، بُل و
يالخري تشكيل يافته است و بلندترين قلة آن بل ناميده مىشود كه 943 ،3متر
ارتفاع دارد و در جنوب شرقى اقليد واقع است (جعفري، 1/318).
2. كوهستان برآفتاب، كه از 39 كيلومتري جنوب غربى اقليد شروع مىشود و در 47
كيلومتري جنوب شرقى آن پايان مىيابد و خود مركب است از كوههاي عابدينى و
چوببيدي كه به طول 40 كم از شمال غربى به جنوب شرقى كشيده شده، و
بلندترين قلة آن به نام برآفتاب، با 514 ،3متر ارتفاع در 43 كيلومتري جنوب
اقليد واقع است. راه اتومبيلرو اقليد به سده اين رشته را از كوهستان كوشك
زر جدا مىكند. رود اوجان از دامنة جنوبى آن سرچشمه مىگيرد و در دامنههاي
شمالى آن دو چشمة بزرگ به نام رعنا و گلريز قرار دارد (همو، 1/96-97).
3. كوه مشكان، كه در مرز شرقى شهرستان اقليد به صورتى واقع شده كه
دهستان چهاردانگة شهرستان اقليد در دامنههاي غربى و دهستان قنقري از
شهرستان آباده در دامنههاي شرقى آن قرار گرفته است. ارتفاع آن 825 ،2متر
است و در امتداد جنوب روستاي مشكان قرار دارد. راه فصلى ده بيد به خنگشت
از دامنة شمالى آن مىگذرد. چشمة ميش بندان در دامنة شمالى اين رشته جاري
است (همو، 1/512).
4. كوه پلنگى، كه در دهستان چهاردانگه و 45 كيلومتري جنوب باختري اقليد و
شمال روستاي حاجى آباد واقع شده، و ارتفاع آن حدود 950 ،2متر است. اين
كوه از شمال خاوري به كوه چهاربيد متصل است و جزو كوهستان كوچك كوشك زر
از كوهستان بزرگ زاگرس بهشمار مىرود (همو، 1/137- 138).
در ميان اين كوهها، دشتها و جلگههاي ميان كوهى و چشمهسارهاي فراوان وجود
دارد كه بيشتر آنها سرچشمههاي رودخانة كر را به وجود مىآورد. از جملة اين
دشتها مىتوان دشت قورماس بيگى در 18 كيلومتري و دشت حسين آباد در 17
كيلومتري جنوب باختري و كوير اَبركوه در 70 كيلومتري شمال خاوري اقليد را
نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها...، 9).
رودخانههاي عمدة شهرستان اقليد اينهاست:
1. رودخانة شادكام، كه در شمال باختري شهرستان جاري است و از گردنة
تيمارخان سرچشمه مىگيرد و به آبگير كافتر مىريزد.
2. رودخانة اوجان، كه در ميان درهاي بين كوههاي برآفتاب و پلنگى به سوي
شمال باختري روان است. اين رودخانه با رودخانة سفيد يكى شده، از تنگ براق
مىگذرد و با پيوستن به رودخانة دزكرد، شاخة بزرگ رود كر را به وجود مىآورد.
3. رود سيوند، كه پلوار نيز ناميده مىشود، از به هم پيوستن چشمههاي متعددي
كه از دامنههاي جنوبى كوه بل جاري مىشوند، تشكيل مىشود و پس از سيراب
كردن دشت مرغاب، شاخة خاوري رود بزرگ كر را ايجاد مىكند.
علاوه بر اين رودها از دامنههاي كوههاي اقليد مخصوصاً تودة نسبتاً عظيم بل
چشمهها و كاريزهاي فراوانى جريان پيدا مىكند كه مهمترين آنها عبارتند از
چشمة رسول الله، چشمة صفر، چشمة چغاد بالا و چشمة سيد محمد. از كاريزهاي بنام
آن كاريزهاي چنار سنقر و بيد بالا را مىتوان نام برد.
از جمله عوارض طبيعى و جالب شهرستان اقليد آب گير بزرگ كافتر است كه در
ميان دشتى در جنوب كوه بل و در خاور آبادي كافتر واقع شده، و محل تجمع
آبهايى است كه از دامنههاي كوه بل سر چشمه مىگيرد، يا از رود شادكام
بدان مىريزد (همانجا).
آبگير كافتر كه درياچه نيز ناميده مىشود، با وسعتى برابر 48 كم 2 به طول
5/8 كم در ارتفاع 350 ،2متري در 45 كيلومتري جنوب اقليد ( آمارنامه، 1372ش،
5) يكى از بلندترين درياچههاي آب شيرين واقع در فلات ايران است. عمق
اين درياچه چندان زياد نيست و پيرامون آن را چمنزارهاي پهناور فراگرفته
است كه در ماههاي بهار و تابستان چراگاه احشام و اغنام ايلات قشقايى را
فراهم مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، همانجا).
شهرستان اقليد به علت كوهستانى بودن داراي آب و هوايى خشك و سرد است.
ميزان متوسط دماي سالانة آن در حدود 11 سانتى گراد است و در مدت كوتاهى كه
آمار جوّي آن وجود دارد، حداكثر مطلق دماي تابستان از 32 تجاوز نكرده است،
در حالى كه در زمستان حداقل مطلق دماي آن تا 19 زير صفر رسيده، و در سال،
116 روز يخ بندان داشته است ( سالنامه...، 413).
باران سالانة اقليد در يك سال ديده بانى (1992م/دي 1370 - آذر 1371) 5/278
ميلى متر ثبت شده است كه تمام آن در ماههاي سردِ سال - آذر تا ارديبهشت -
فرو ريخته، و در 6 ماه ديگر سال خشكى محض بر شهرستان حكمفرما بوده است. در
سال ديدهبانى اقليد 42 روز بارانى داشته كه در 8 مورد باران شبانه روز از
10 ميلىمتر تجاوز كرده است (همانجا).
اوضاع مساعد اقليمى و آب فراوان و زمينهاي رسوبى ميان كوهى دست به هم
داده، و اين شهرستان را داراي پوشش نباتى طبيعى بسيار غنى ساخته است كه
در مرتفعات كوهستانى به صورت جنگلهاي پراكندة بادام كوهى و بنه، و در دشتها
به شكل چراگاههاي وسيع خودنمايى مىكند. در دامنههاي اغلب كوههاي اقليد
انواع گياهان طبيعى صنعتى و دارويى از قبيل آنقوزه، كتيرا، شيرين بيان،
كاسنى و امثال آن به دست مىآيد. در باغات و سكونتگاههاي ميان كوهى اقليد
انواع و اقسام درختان ميوه مانند سيب، زردآلو، توت، گلابى و مخصوصاً انگور،
و همچنين چوبهاي صنعتى مانند تبريزي و چنار به حد وفور وجود دارد و مورد
بهرهبرداري قرار مىگيرد. در كوههاي اقليد بزكوهى، قوچ، ميش، پلنگ، خرس، و
در درههاي آن گراز، گرگ، روباه، كبك، تيهو، مرغابى و ... ديده مىشود (
فرهنگ جغرافيايى آباديها، 9-10).
تقسيمات كشوري و جمعيت: آنچه امروزه شهرستان اقليد ناميده مىشود، تا 1338
ش دهستانى بيش نبوده، و در آن سال به صورت بخشى از شهرستان آباده
درآمده است و سپس در سرشماري 1345ش يكى از 4 بخش آباده به حساب آمده
(اصلاح، 301)، و در فرهنگ آباديهاي كشور (بر اساس سرشماري 1355ش) از آن به
عنوان شهرستان ياد شده است (ص 4). اين شهرستان از دو بخش، 69 ده و 308
مزرعة مستقل و تابع بدين شرح تشكيل شده است:
بخش مركزي به مساحت 7/382 ،5كم2 شامل 5 دهستان: خنجشت، داراي 9 ده و 71
مزرعه؛ شهرميان، داراي 7 ده و 88 مزرعه؛ حسنآباد، داراي 12 ده و 25 مزرعه؛
خسروشيرين، داراي 3 ده و 38 مزرعه؛ احمدآباد، داراي 10 ده و 26 مزرعه.
بخش سده به مساحت 7/825 ،1كم2 شامل 4 دهستان: آسپاس، داراي 9 ده و 26
مزرعه؛ دزكرد، داراي 14 ده و 12 مزرعه؛ سده، داراي 3 ده و 7 مزرعه؛ بكان،
داراي 2 ده و 15 مزرعه ( آمارنامه، 1372ش، 13-14، 21).
جمعيتشهرستانبنابربرآوردسال1370ش،202 ،95نفر( 855 ،16خانوار) بوده است كه از
اين عده 150 ،49نفر مرد و 052 ،46نفر زن بودهاند. جمعيت نسبى شهرستان 2/13
در كم2 بوده كه از نصف رقم جمعيت استان يعنى 28 نفر در كم 2 اندكى كمتر
است (همان، 47).
در 1370ش از كل جمعيت شهرستان اقليد 026 ،33نفر (7/34%) شهرنشين بوده، و
3/65% بقيه در روستاها زندگى مىكردهاند (همانجا).
رشد شهرنشينى در اين شهرستان از 1365 تا 1370ش از 9/1% تجاوز نكرده است
(همان، 51).
در 1372ش شهرستان اقليد داراي 104 آموزشگاه بوده است كه در آن 524 ،13دانش
آموز دختر و پسر مشغول تحصيل بودهاند. در همان سال در اين شهرستان يك مركز
تربيت معلم و 12 دبيرستان كامل متوسطه با 731 ،2دانشآموز و 162 دبير وجود
داشته است.
سرزمين اقليد از روزگاران گذشته منطقة ييلاقى و سردسير ايلات مختلف قشقايى و
عرب باصري بوده است و اكنون نيز در ماههاي بهار و تابستان قسمت عمدهاي از
سكنة شهرستان را تيرههاي گوناگون اين ايلات تشكيل مىدهند كه براي
بهرهبرداري از مراتع غنى و سرشار آن هر سال 5 ماه معيشت ييلاقى خود را در
آنجا مىگذرانند. در ميان اين اقوام و طوايف مىتوان از بهلولى، عليقيالوار،
شش بلوكى، فارسيمدان، كلهلو، كشكولى، اسلاملو، كلمهاي، گردشولى و امثال
آنها نام برد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 10).
زبان سكنة شهرستان اقليد فارسى، و مذهب آنان شيعة اثنا عشري است (شريف،
160).
وضع اقتصادي: زمينهاي اقليد داراي استعداد كشاورزي بىنظير است، بهگونهاي
كه بيشتر آنها در سال دوبار زير كشت مىرود(همانجا). در 1372 ش حدود 438
،80هكتار از زمينهاي حاصلخيز شهرستان زير كشت آبى ( 482 ،57هكتار) و ديم (
956 ،22هكتار) بوده است كه از اين مقدار 31 هزار هكتار به گندم و 948 ،6هكتار
به جو و بقيه به چغندر و يونجه و محصولات ديگر اختصاص داشته است. در همان
سال انواع محصول برداشت شده در شهرستان بدين شرح بوده است: گندم 496
،106تن، جو 501 ،19تن، نخود 865 ،12تن، لوبيا 778 ،3تن، ساير حبوبات 910
،3تن، چغندر قند 676 ،115تن، سيب 600 ،9تن، انگور 748 ،1تن، گردو 400 تن،
عسل حدود 340 تن ( آمارنامه، 1372ش، 239، 243، 244، 248، 249، 264).
شغل اكثر مردم اقليد كشاورزي، دامداري و باغداري است. عدة قليلى نيز به
بازرگانى و كار در صنايع چوبى از قبيل منبت كاري، قاشق تراشى، قلمدان
سازي و جعبه سازي و همچنين گيوه دوزي اشتغال دارند (تحقيقات محلى)، ولى
مهمترين صنعت دستى متداول در اقليد، قالى و قاليچه و گليم بافى است كه
بنابر سرشماري 1365ش در 95% خانوادهها وجود داشته است ( سرشماري...، 13).
شبكة راههاي شهرستان اقليد شامل 493 كم راههاي مختلف است.
شهر اقليد: اين شهر مركز شهرستان اقليد است و در 30 و 50 عرض شمالى و 52 و 42
طول شرقى، و در ارتفاع 250 ،2متر از سطح دريا قرار دارد. شهر اقليد در جلگة
نسبتاً باز و كوچكى قرار گرفته كه كوهها از همه طرف آن را احاطه كردهاند.
چنانكه در شمال آن كوه تيدَر، در خاور آن مرتفعات بل، در جنوب آن كوه
نتابى، و در باختر آن كوه معروف تيمارجان مشاهده مىشود (نقشة عمليات).
درگذشته شاهراه اصفهان به شيراز از آباده به اقليد و از آن پس به جنوب
مىرفته است و در نتيجه اين شهر از اهميت ارتباطى و سوقالجيشى ويژهاي
برخوردار بوده است، تا حدي كه آباده را به مناسبت نزديكى بدان آبادة اقليد
مىناميدهاند؛ ولى اكنون اين جادة اصلى از سورمق كه در 18 كيلومتري شمال
شرقى اقليد قرار دارد، مىگذرد و اين شهر از طريق سورمق به شاهراه شمالى -
جنوبى متصل مىشود و از اين لحاظ اهميت ارتباطى ايام گذشته را ندارد. شهر
اقليد در 32 كيلومتري جنوب خاوري آباده واقع شده، و فاصلة آن تا تهران 670
كم است (شريف، 159-160). ارتباط آن با جاهاي ديگر كشور از طريق يك جادة 48
كيلومتري به سوي جنوب باختري است كه آن را به آسپاس مرتبط مىكند و راه
ديگري آن را در شمال به صغاد بهمن، و از آنجا به ايزد خواست و سميرم متصل
مىسازد ( فرهنگ جغرافيايى آباديها، 10).
اقليد داراي چشمهسارهاي كوهستانى متعدد و آب فراوان و نيز رودخانهاي است
كه از ميان آن مىگذرد و اطراف آن را باغهاي پر از درختان سردسيري و
نزهتگاههاي با صفا احاطه كرده است. اين شهر داراي آب و هوايى معتدل و
مطلوب است، به طوري كه حداكثر گرماي آن در تابستان از 34 سانتى گراد تجاوز
نمىكند، ولى سرماي زمستانى آن تا 17 زير صفر مىرسد. متوسط باران سالانة آن
در حدود 220 ميلىمتر است.
كار و پيشة مردم اقليد كشاورزي، دامداري، پيشهوري، بازرگانى، كارگري و فرش
بافى است. شمار دستگاههاي فرش بافى اين شهر را بيشتر از هزار دانستهاند. دو
شركت بزرگ فرش بافى در آن وجود دارد. فرشهاي اقليد بيشتر داراي طرح و نقشة
محلى است و در بازار فرش به نام فرش آباده خريد و فروش مىشود (همان، 10،
11).
تحول و رشد جمعيت شهر اقليد را در نيم قرن اخير از اين جدول مىتوان به
خوبى استنباط كرد:
جدول
سال جمعيت مأخذ
1330ش 000 ،12نفر ( فرهنگ جغرافيايى ايران، 12)
1335ش 809 ،11نفر ( گزارش...، 1)
1345ش 332 ،14نفر ( آمارنامه، 1362ش، 25)
1355ش 745 ،20نفر (همانجا)
1365ش 984 ،29نفر ( سرشماري، 18)
برآورد 1372ش 292 ،34نفر ( آمارنامه، 1372ش، 51)
در 1365ش از 087 ،24نفر جمعيت 6 ساله و بالاتر شهر 2/71% با سواد بودهاند. اين
جمعيت در 493 ،5واحد مسكونى زندگى مىكردهاند كه 7/98% آن داراي برق، 8/97%
آن داراي آب لولهكشى و 7/24% داراي تلفن بودهاند ( فرهنگ جغرافيايى
آباديها، همانجا).
تاريخ: شهراقليد به علت موقعيت خاص و مساعدجغرافيايى - چه از لحاظ استعداد
فراوان كشاورزي و آب كافى، چه از نظر واقع بودن در سر راههايى كه در
گذشته مناطق كويري داخلى ايران را به نواحى كوهستانى زاگرس متصل
مىكردهاند - از جمله سكونتگاههاي تابستانى فلات ايران به شمار مىرود كه
كاوشهاي باستان شناسى دامنهداري را مىطلبد. سنگ نوشتههايى كه به خط
پهلوي از دورة ساسانيان در گوشه و كنار آن بر جا مانده، شاهد اين مدعاست.
بسياري از جغرافىدانان از اقليد نام بردهاند، از آن جمله مىتوان به ابن
بلخى (ص 124)، ياقوت حموي (1/339)، حمدالله مستوفى (ص 122) و ديگران اشاره
كرد كه همه آن را شهركى داراي حصار و مسجد و منبر و هواي معتدل و آب روان
و سرزمينى غلهخيز دانستهاند. در زمان ساسانيان اقليد شهري از كورة استخر
بوده كه خود يكى از تقسيمات پنجگانة فارس محسوب مىشده است (مصطفوي، 492،
حاشية 2). ابن اثير (10/517) و ابن خلدون (5(1)/93) و ابن بطوطه (2/316) از
آن به نام كليل ياد كردهاند و اين نامى است كه هنوز در بعضى لهجههاي
محلى منطقه به گوش مىخورد. اقليد به علت موقعيت سوقالجيشى خود در
دورانهاي ملوك الطوايفى فلات ايران صحنة سوانح تاريخى فراوانى بوده است،
ولى آنچه بيشتر از همه در تواريخ آمده، مربوط به زمان شاه شجاع، از
خاندان جلايريان است. اقليد داراي آثار تاريخى فراوان است؛ از آن جمله
مىتوان از مسجد جامع آن نام برد كه در دامنة شمالى تپة قلات بنا شده است.
تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى بالاي درِ ورودي آن كتيبهاي وجود دارد
حاكى از آنكه مسجد در ربيعالاول 849 به وسيلة عبدالعزيز احمد بن عبدالعزيز
بن عقيل تعمير شده است (شريف، 162). اين مسجد كه با خشت و گل ساخته شده،
هر چند گاه يك بار بر اثر بارندگى و عوامل ديگر ويرانيهايى بدان راه يافته،
و مجدداً تعمير گشته است (مصطفوي، 2). در شبستان مسجد منبري ظريف از چوب
گردو موجود است و آياتى به خط برجسته بر آن منقوش، و حاكى از آن است كه
منبر در محرم 1008 ساخته شده است (شريف، همانجا).
از آثار تاريخى ديگر اقليد حوضچة دختر يا حوض دختر گبر است كه پاي تپة قلات و
كنار مسجد جامع قرار گرفته، و در سنگ كنده شده است و در كنار آن كتيبهاي
به خط پهلوي ساسانى در 21 سطر به درازاي 2 متر و پهناي 80 سانتىمتر بر سنگ
نقر نمودهاند كه نيازمند بررسى است. اجمالاً مىتوان گفت كه گودال مزبور
يكى از استودانهاي دورة ساسانى، يعنى محل سپردن استخوان مردگان بوده است
(مصطفوي، همانجا؛ فرهنگ جغرافيايى آباديها، 11).
اقليد داراي چند زيارتگاه است كه از آن جمله مىتوان از بقعة امامزاده
عبدالرحمان نام برد: اين بقعه در نزديكى محلة ميدان اقليد واقع است و به
نام امامزاده امير عبدالرحمان بن عبدالعظيم بن امام حسن مجتبى(ع) مشهور
است. تاريخ بناي آن معلوم نيست، ولى چنانكه ضريح چوبى آن حاكى است، در
994ق مرمت شده است. علاوه بر اين بقعه، زيارتگاهى نيز به نام امام زاده
زبيده خاتون در شمال شرقى حسين آباد وجود دارد كه مورد توجه و اعتقاد اهالى
است (شريف، 163).
اقليد علما و ادبا و شعرايى نيز در دامان خود پرورانيده است كه از آن جمله
مىتوان از شيخ عبدالعزيز اقليدي، امامى متبحر در فقه و حديث و تفسير نام
برد. از چهرههاي معروف ديگر اقليد شيخ عبدالله اقليدي است كه عالمى فقيه
بوده، و در مزار شيخ كبير تدريس مىكرده، و در 615ق درگذشته، و در خطيرة
خاكستان مصلّى در حوالى شيراز به خاك سپرده شده است (همو، 161).
مآخذ: آمارنامة استان فارس (1362ش)، سازمان برنامه و بودجة استان فارس،
شيراز، 1364ش؛ همان (1372ش)، سازمان برنامه و بودجة استان فارس، شيراز،
1373ش؛ ابن اثير، الكامل؛ ابن بطوطه، سفرنامه، ترجمة محمدعلى موحد، تهران،
1370ش؛ ابن بلخى، فارسنامه، به كوشش گ. لسترنج و نيكلسن، تهران، 1363ش؛
ابن خلدون، العبر؛ اصلاح عربانى، ابراهيم، راهنماي شهرستانهاي ايران،
تهران، 1345ش؛ جعفري، عباس، كوهها و كوهنامة ايران، تهران، 1368ش؛
جغرافياي كامل ايران، وزارت آموزش و پرورش، تهران، 1366ش؛ حمدالله
مستوفى، نزهة القلوب، به كوشش گ. لسترنج، ليدن، 1331ق/1913م؛ سالنامة
آماري هواشناسى (1370-1371ش)، سازمان هواشناسى كشور، تهران، 1374ش؛ سرشماري
عمومى نفوس و مسكن (1365ش)، نتايج تفصيلى، شهرستان اقليد، مركز آمار ايران،
تهران، 1368ش؛ شريف، عبدالرحيم، تاريخ و جغرافياي شهرستان آباده، تهران،
1345ش؛ فرهنگ آباديهاي كشور (1355ش)، استان فارس، مركز آمار ايران، تهران،
1361ش؛ فرهنگ جغرافيايى آباديهاي كشور (اقليد)، ادارة جغرافيايى ارتش،
تهران، 1361ش، ج 93؛ فرهنگ جغرافيايى ايران، دايرة جغرافيايى ستاد ارتش،
تهران، 1330ش، ج 7؛ فسايى، حسين، فارسنامة ناصري، تهران، 1368ش؛ گزارش
مشروح حوزة سرشماري آباده، وزارت كشور، تهران، 1338ش؛ مصطفوي، محمدتقى،
اقليم پارس، تهران، 1343ش؛ نقشة عمليات مشترك (زمينى)، سازمان جغرافيايى
كشور، تهران، 1351ش، گ 8 - 39؛ ياقوت، بلدان؛ تحقيقات محلى مؤلف.
محمدحسن گنجى
|