حال آنکه در تلقی سقراط، موهبت هستی تنها به خطیب ارزانی نشده است، بلکه دیگری هم هست و بخشی از هرم هستی را این دیگری اشغال کرده است. وی نیز سخنان ناگفتهای را داراست که ارزش شنیدن دارد. باید با لب فروبستن و گوش فرادادن، وی را در اظهارات خود یاری رساند و در ادای کلمات محق ساخت. در این تجربه است که علاوه بر کشف حقیقت، رابطهای احترامآمیز و متقابل شکل میگیرد و طرفین در مسیر درست گفتگو هدایت میشوند.
سقراط که پسر خود را خامتر از آن میبیند که بخواهد گفتگوی خود را با یک اندرز ساده به پایان برساند، ناگزیر از زاویهای دیگر وارد شده، گفتگو را به این شکل پی میگیرد.
در مکالمات سقراطی، سرآغاز پرسشها و پاسخها ساده است و بوی روزمرگی میدهد. در آغاز به هیچوجه نشان نمیدهد که بناست گفتگوی پیچیدهو دشوار فلسفی شکل بگیرد؛ اما بهتدریج گفتگوی فلسفی چهرهگشایی میکند؛ تا آنجا که سقراط از میان پاسخهای مخاطب، سؤالات کلیدی و بسیار مهمی مطرح میکند.
گفتگوهای سقراطی به مثابه شهری دیدنی میآید که گشت و گذار در آن، دستکم برای یک بار هم که شده، میارزد. در این شهر با کسانی روبرو میشویم که غالبا با میل و رغبت با این فیلسوف گفتگو بر سر موضوعات مختلف به گفتگو نشستهاند. آدمیانی از هر صنف و دسته و طایفهای که در آن عصر و زمان کمابیش هر یک در دانش و هنر و حرفهای شناخته شده میآمدند. و اما این نام سقراط است که در میان آنهمه افراد جورواجور میدرخشد. ادارة شهر گفتگو به دست با کفایت اوست. اوست که گفتگوها را غالبا شکل میدهد، به پیش میبرد و به انجام میرساند.
یکی از آموزههای مهم ائمه معصومین(ع) مساله گفتوگوست که این مفهوم در فرهنگ گذشته ایران، بویژه در میان جوانمردان رواج داشت. یک مولفه مهم در سیره پیامبر و ائمه معصومین، بویژه حضرت امام رضا(ع) «گفتوگو» است که به باور بسیاری از جامعهشناسان، جامعه امروز ایران به شدت به آن نیازمند است. عجیب آنکه سیره گفتوگویی ائمه در فرهنگ گذشته ایران تاثیر مهمی داشت، اما امروزه جامعه ایرانی از آن غفلت میکند.
در نوشتار حاضر، گفت و گو ـ که از مهم ترین شگردها در حوزه ادبیات داستانی سنتی و مدرن اعم از منظوم و منثور به شمار می رود ـ در یکی از شاهکارهای متون کلاسیک؛ یعنی شاهنامه فردوسی مورد کنکاش قرار گرفته است. از این رو، ابتدا اصطلاح گفت و گو از منظر داستان، تعریف و جایگاه و کارکردهای آن تبیین شده و در ادامه، نخست گفت و گوهای متکثر و متنوع شاهنامه استخراج شده و سپس از زوایای مختلف، از جمله مستقیم و غیر مستقیم بودن گفت و گوها و نیز با عنایت به دو سویه گفت و گو که یک سویه آن پهلوانان هستند دسته بندی گردیده است
در دنیایی پر از خشونت زندگی میکنیم و مرتباً از دشمن و دشمنی و مقاومتکردن در برابر دشمن و تلافیکردن، داد سخن میدهیم. فراموش میکنیم که انسانها به هم وابستهاند و سرنوشت مشترکی دارند. پیشرفت علوم مختلف و تجربیات جامعه ارتباطی، این بستگی و انسجام را بیش از هر زمان و به طور روشن جلوهگر کرده است. دنیای زندگی موجودات این جهان یکی است و همه در تاثیر و تاثر متقابل قرار دارند و هرگونه اعمال خشونت در یک گوشه، تاثیری فراگیر در ارتباطات انسانها در جهان دارد و تاثیر آن به محدودهای که خشونت صورت گرفته محدود نمیماند و آثار سوء آن همه را در برمیگیرد.
جامعه ما (چه در سطوح نخبگان و چه در سطح عامه) از مبانی و مهارتهای گفتگویی متناسب برخوردار نیست و به همین سبب در موقعیتهای مختلف و در سطوح گوناگون، دچار ضعف درگفتگوست. از گفتگو در درون نهاد خانواده تا گفتگو بین گروههای اجتماعی و همچنین بین جامعه و حکومت و در حوزههای مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی، میتوان شواهد معتنابهی را یافت که نشان میدهد جامعه ما از روزنههای کافی برای ارتباط با یکدیگر برخوردار نیست.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید