کارستن نیبور، شرقشناس آلمانی قرن هجدهم که از جانب پادشاه دانمارک مامور سفر و تحقیق در اوضاع خاورمیانه شده بود در سفرنامه خود اطلاعات ارزشمندی از عتبات عالیات در این قرن به دست داده است.
ویلیام کنت لافتوس، شرقشناس انگلیسی قرن نوزدهم، در سفرنامه خود، توصیفهای جالب توجهی را از اوضاع اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کربلا در این قرن بیان میکند و میگوید: پیوسته جنازهها را برای دفن به کربلا میآوردند، زیرا آرزوی دفن شدن در اینجا، در خاکی که خون امام حسین(ع) با آن آمیخته شده، یکی از آرزوهای بزرگ مسلمانان و برتر از همه ارزشهاست.
کربلا که خودش یک فرهنگ است و عاشورا که خودش فرهنگساز است به زبان زندگی روزمره و به حوزه فصاحت و بلاغت و مفاهمه کلامی ایرانیان نیز نفوذ کرده و ریشه ضربالمثلهایی شده که برخی هنوز پرتکرارند و برخی دیگر کمتر استفاده میشوند.
نسخه شماره 1194 کتابخانه مجلس با عنوان «منهج الهدایه» یکی از آثار منظوم مرحوم رضا قلیخان هدایت (تولد 1215 ـ وفات 1288قمری) از شخصیتهای علمی و فرهنگی دوره قاجاراست.
بازتاب واقعه کربلا در آثار شاعرانی چون سنایی، خاقانی، عطار، سعدی، مولانا و استاد شهریار با توجه به شرایط و اوضاع اجتماعی، سیاسی و مذهبی دوران شاعران یکی از مضامین قابل توجهی است که در دیوان این شعرا به چشم می خورد از محتوای اشعار این شاعران چنین بر می آید که واقعۀ کربلا دو بخش عمده را به خود اختصاص داده است:
هم زمان با بسط و گسترش اندیشه های صوفیانه در جهان اسلام از سدة هفتم هجری و نزدیکی تصوف و تشیع به یکدیگر، رویکردهای صوفیانه بر مقتل نگاری کربلا -همچنان که بر برخی دیگر از مکتوبات دینی و تاریخی- تأثیر گذاشته است.
جستاری که در زیر می آید، بخشی از کتاب تورستن هایلن است درباره قیام کربلا که در اصل پایان نامه دکتری ایشان بوده که در سال 2007 در دانشگاه اپسالای سوئد از آن دفاع کرده است. عنوان اصلی کتاب حسین (ع) در مقام ناجی (Hussein as a Mediator) نام دارد با حدود 220 صفحه حجم که در واقع نگاهی است به روایت محمد بن جریر طبری از قیام عاشورا از دیدگاه ساختارگرایی به ویژه دیدگاه لوی استروس.
شناخت چهره های منفی در نهضت عاشورا در قلمرو شعر فارسی، موضوع این پژوهش است. این شخصیت های منفی مانند یزید، عمر سعد، عبیدالله، شمرو خولی – مستقیم و غیر مستقیم – در جنایات و رویدادهای تلخ و سهمگین کربلا و عاشورا نقش داشته اند.
یکی از حوادث مهم و ماندگار که تأثیرات عمیقی بر جامعه شیعی- اسلامی داشته و دارد، حادثۀ کربلا است. در این مقاله افزون برتاکید به معمای ماندگاری این حادثه مهم ، سعی در اثبات این فرضیه شده است که روند اساسی تبدیل این حادثه به مکتب پیش از اینکه یک روند تاریخی،ادواری و تدریجی باشد، یک روندی دفعی است که در همان متن حادثه پدیدار می گردد.
واقعه کربلا، در مقایسه با سایر وقایع تاریخی به مراتب تأثیرگذاری پایدارتری دارد؛ چنین تأثیرگذاری، در بارزترین پیامد، موجد جریانهای اجتماعی همه جانبهای است که در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، فکری و... متبلور میشود. از این رو، این وقایع را باید دارای ماهیتی «فراتاریخی» دانست که اگرچه هویت تاریخی آن را مخدوش نمیکند اما صرفاً تاریخی بودن آن را نیز برنمیتابد و واقعه کربلا بدین لحاظ در زمره کمنظیرترین وقایع است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید