نخستین اپرای ایرانی پرده بالا میرود و تماشاچیان ویرانه معظمی را كه یكی از عمارات سلطنتی ویران دربار شهریاران ساسانی در مداین است میبینند: چند گور در زمین، ستونهای درست و نیمهمانده و تندیسها در آن دیده میشود؛ خلاصه منظرهی آن پرده بسیار اسرارانگیز به چشم میآید! میرزاده عشقی وارد شده با كمال شگفتی در كار تماشای پرده و در حال تاثر و آه كشیدن است! و با آهنگ مثنوی میخواند:
محمد بهمنبیگی، در کتابش «بخارای من، ایل من» قصهای دارد به نام ایمور که روایتی مستندگونه از زیست اجتماعی عشایر است در تاریخ معاصر؛ قصه تعامل سنت و مدرنیته، تعامل طب نوین و طب سنتی، تعامل جهانبینی بدوی و معرفتشناسی روزآمد، تعامل بنیانهای فکری اقتدارگرایان ایلات برای تحمیق ایلیاتیها و بنمایههای عقلمدارانه مردانی که در پی تغییر و بهبودند؛ قصهای که در آن رنج انسانی را میتوان دید و دریافت که تجدد برایش تغییر در سبک زندگی و بهبود وضع انسان است و نه دستاوردی برای کنده شدن از اصل و ریشهاش و تلخی ماجرا آنجاست که سرانجام در برابر دگماندیشی تفکر سنتی به زانو درمیآید.
مشروطه خواهی و پیروزی انقلاب مشروطیت نقطه عطفی در تاریخ ایران است. در این دوره با محوریت ایده پیشرفت و ترقی، جامعه ایران در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دچار دگرگونیهای چشمگیری شد. این جریان در اندیشه و آثار اهل قلم و شاعران هم انعکاس یافت. در این دوره ادبیات و شعر با نگاه به افتخارات تاریخی ایرانیان در خدمت آرمانهای مشروطه خواهی قرار گرفت.
فردا، سهشنبه، سالروز درگذشت پیشگام شعر مدرن ایران، میرزاده عشقی است. میرزاده عشقی را میتوان جزو اولین پیشاهنگان شعر نو و مدرنیسم دوران مشروطه دانست که بیشترین گسستگی فکری از سنّت و رویکرد به تجدد را میتوان در شعر و اندیشه او سراغ گرفت. اگرچه در استفاده از الفاظ و تشبیهات از خود وسواسی به خرج نداده و در زبان و قلمش از زبان و اصطلاحات محاورهای زیاد استفاده کرده است ولی نشانههایی از مدرنیسم در کلامش پیداست.
نامه و دستخط میرزاده عشقی به ریاست وزرا مبنی بر درخواست صدور مجوز امتیاز نشریه هفتگی «به نام قرن بیستم» و دو نمایش آهنگی و نیمه آهنگی
عصر مشروطه بدون شک نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران است. در این عصر، جامعه ایرانی در ابعاد مختلف دستخوش دگرگونی هائی شد. در عرصه هویتی نیز تغییراتی در عناصر هویت بخش ایرانی بوجود آمد. زبان و ادبیات فارسی به مانند ادوار پیشین، نقش مهمی در بازسازی و تعمق بخشی به هویت ملی ایرانیان در تاریخ معاصر داشته است.
میرزادۀ عشقی از چهره های سرشناس و پرشور شعر عصر مشروطه است. ازجمله مواردی که در گفتار و نوشتار وی بازتاب یافته و بسامد داشته، مفهوم «وطن» است. وطن در شعر و اندیشۀ این شاعر جسور، با نوعی ناهمگونی و تناقض اندیشی همراه بوده است. در وطنیه های عشقی درونمایه هایی همچون خودکامگی منفعت طلبان، ریاکاری سیاست پیشگان، علل عقب ماندگی ایرانیان، راه های نبرد با دشمنان و افشای ماهیّت بیگانگان، به چشم می خورد.
سید محمدرضا میرزاده عشقی از شاعران عصر مشروطیت در ایران و از پیش گامان تجدد ادبی محسوب می شود. مفهوم تجدد ادبی ارتباطی دقیق و تنگاتنگ با رمانتیسم و گسترش آن در ادبیات مشروطه به بعد دارد و عشقی برجسته ترین نماینده شعر رمانتیک عصر خود است. رمانتیسم وی ضمن این که خالی از عناصر تغزلی نیست، بیش تر رنگ و بوی اجتماعی و انقلابی دارد.
"در عصر متلاطم و پر هیجان مشروطه میرزاده عشقی از شاعران پرشور بود و این بخت و اقبال را داشت تا به نوبه خود درباره تجدد بیندیشد. با این حال در منظومه جهان بینی عشقی به گونه ای خاص می توان به تماشای تمام جوانب پدیده تجدد نشست.
هفته نامه منثور و منظوم قرن بیستم به مدیریت و صاحب امتیازی میرزاده عشقی شاعر حساس و خوش قریحه وارد جرگه مطبوعات شد و امروز اولین شماره آن طبع و منتشر گردید (1300 ش)
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید