مطبوعات به عنوان ابزاری آگاهی دهنده و جهت بخش به افکار عمومی نقش غیرقابل انکاری در حرکت جوامع امروزی داشته اند. در ایران تا به امروز این نقش با فراز و فرود تداوم یافته است. در دوره مورد مطالعه ما در این مبحث 1304-1302 ه.ش مقارن با نخست وزیری سردار سپه و گذار به سوی کسب سلطنت، مطبوعات در کنار جهت دهی به افکار عموم مردم، مشمول سیاست های سرکوبگرانه رضاخان شدند. این مقاله کوششی است برای نمایاندن تأثیر جراید بر روند قدرت یابی سردار سپه و برخورد وی با آنها.
قابل کتمان نیست که اگر مطبوعات نبودند، شعر چه در زمانه مشروطه و چه در زمانه مدرن، قدرت ظهور یا تغییر اوضاع ادبی، اجتماعی، سیاسی را نمییافت. بزرگترین دستاورد مطبوعات در این دوره زمانی، معرفی «چهره» به جامعه بود. این چهرهها البته، اغلب «ماندگار» نماندند یعنی توسط مخاطبان خاص ادبیات یا مخاطبان عام برای یک زمان طولانی پذیرفته نشدند و در نتیجه به «تاریخ ادبی» راه نیافتند. طبیعی هم بود، چون کار مطبوعات پیش از آنکه معرفی «هنرمند» باشد، معرفی «ستاره» است و «ستارگان» به همان سرعتی که مشهور میشوند از یادها نیز میروند.
کودتای سوم اسفند 1299 که به حمایت و دستیاری بیگانگان شکل گرفت نقطه آغاز دوره ای بود که تا شهریور 1320 ادامه یافت؛ این دوره را می توان عصر رضاخان دانست. اصلی ترین خصیصه این عصر، نوعی استبداد و دیکتاتوری است که نه در ادوار سابق تاریخ ایران و نه پس از آن نمی توان به شدت و گستردگی آن دوره ای را سراغ کرد. زیرا دیکتاتور تنها به تسلط بر دستگاه سیاسی و نظامی بسنده نکرد، بلکه کوشید تا فکر، فرهنگ و سنت های جامعه را تحت سلطه و کنترل درآورد و آن را بگونه ای مطابق میل خود شکل دهد.
از اساسیترین رسالت های مطبوعات این است که توده مردم را با آگاهیبخشی از امور جاری، به سوی اهداف مشخص و اخلاقی هدایت کنند؛ به تعبیر دیگر، مطبوعات از یک سو، چشم و گوش مردم هستند و از سوی دیگر، صدای مردم و انعکاسدهنده دیدگاههای آنها به شمار میروند.
شدت سانسور در دوره رضاشاه آنقدر بود که یک بار شهربانی عبارت «شاه چنین گفت » را در متن یک نمایشنامه که متعلق به زمان ساسانیان بود، بدین گونه سانسور و اصلاح کرد:«بندگان اعلیحضرت همایون شاهنشاهى فرمودند.» از کودتای سوم اسفند 1299، تاریخ ایران تجربه نوینی از استبداد یافت. تجربهای که طعم تلخش در کام جراید بیشتر نشست. وضعیت مطبوعات در فراز و فرود تحولات سیاسی و اجتماعیاین عصر نشیب بسیار داشت. چنانچه تحولات سیاسی و اجتماعی از کودتا تا پایان سلطنت رضاشاه، رکود، تهدید، محدودیت و توقیف را به مطبوعات هدیه داد. نوشتار مزبور با رویکردی تاریخی به بررسی وضعیت مطبوعات از کودتا تا عصر رضاشاهی میپردازد.
مطبوعات از مظاهر مدرنیزاسیون محسوب می شوند که به ویژه در عصر مظفری رشد و بالندگی چشم گیری داشتند. این مطبوعات اخبار و گزارش های گوناگونی را منتشر می کردند که وجوه متفاوتی از ایران این دوره را بازمی نمایاند. از جمله این اخبار مربوط به مدارس نوینی بود که در دوره مظفرالدین شاه قاجار افزایش یافتند. نشریات از کوچکترین تحولات این مدارس و کسانی که آن ها را به وجود آوردند اخباری را منتشر کرده اند.
سابقه انتشار نخستین روزنامه ایرانی به نزدیک 190 سال پیش باز می گردد . در سال 1253 ه.ق(1217ش) در زمان حکومت محمدشاه قاجار،میرزا صالح شیرازی ، روزنامه کاغذ اخبار را درتهران منتشر کرد. البته کاغذ اخبار نخستین روزنامه به زبان فارسی به شمار نمی رفت.سی سال پیش از آن به همت «راماموهان روی » مصلح هندی روزنامه«مرات الاحوال» در کلکته منتشرشده بود. کاغذ اخبار دردوصفحه بزرگ چاپ می شد وبربالای صفحه اول آن نوشته شده بود: :"اخبار وقایع شهر....در دارالخلافه تهران انطباع یافته" کاغذ اخبار به خط نستعلیق وبه وسیله چاپ سنگی منتشر می شد.کاغذ اخبار تا چندسال به طور نامنظم منتشر شد .
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید