نشست «نقد عقل تاریخی در فلسفهی دیلتای» از سوی گروه روششناسی و تاریخنگاری پژوهشكدهی تاریخ اسلام با حضور منوچهر صانعی درهبیدی، استاد دانشگاه شهید بهشتی و دكتر محمدعلی مرادی برگزار شد. گزارش پیشین این نشست به سخنان صانعی درهبیدی اختصاص داشت. گزارش پیش رو سخنان محمدعلی مرادی در این نشست است.
نسبت فلسفه و جامعهشناسی از آن بحثهای داغ و جدی در میان علاقهمندان و متعاطیان علوم انسانی در ایران است. در جامعهای «فلسفه زده» كه با وجود اجماع عمومی بر فروبستگی ذهن فلسفی در نوآوری، همگان مدعی فلسفهاند و سینه چاكان و مدافعان آن كم نیستند، سخن گفتن از تورم فلسفه و پرگویی درباره آن به سادگی میتواند واكنشهای فراوانی را بر انگیزد. همین میشود كه بحث درباره رابطه فلسفه و جامعهشناسی واكنشهای تندی را برمیانگیزد. از یكسو عدهای هستند كه تمام علوم انسانی و لاجرم علوم اجتماعی را به فلسفه فرومیكاهند و مدام با تاكید بر «مبادی و مبانی و بنیادها» هرگونه كاوشگری و پژوهش را منوط به بازاندیشی در اصول میكنند، آنها حتی در بنیانگذاران جامعهشناسی چون ماركس و وبر و دوركیم نیز تنها جنبه فلسفی را برجسته میكنند و مدام بر بازخوانی وجه فلسفی ایشان تاكید میكنند.
ایمانوئل کانت خطا را نبایستی در بیرون جست، این ذهن است که همواره در معرض خطاست و به قولی بنیاد این خطا را باید در خود خرد و ذهن یافت، نه در این یا آن اشتباه. اما در اندیشهی دگم، انسان در پی این کوشش است که چیزهایی را بشناسد که اساساً در توانایی او نیست، ازاینرو واجد بلندپروازیهایی است که این بلندپروازیها خطا را ممکن میکند. نقد که واژهی صحیح فارسی آن سنجش است، محصول دوران جدید است. در گذشته مجادله و مناقشه و تخطئه وجود داشته است که البته اینها با مفهوم نقد یا سنجش در دوران جدید تفاوت جدی دارد، اما سنجش به معنای گسترده و به معنای امروزین آن واجد بنیادهای جدی فلسفی است که در بستر شکلگیری فلسفهی دوران که به آن فلسفهی انتقادی میگویند، برساخته شد.
مباحث تاریخ، تاریخ فرهنگی، انسانشناسی تاریخی، جامعهشناسی تاریخی، تاریخ و علوم سیاسی مباحثی هستند که چندی است در فضای فکری ایرانیان مطرح است، اما از آنجا که این مباحث در مبانی و بنیانهای نظری آن طرح نمیشود بیشتر اغتشاش را دامن میزند، این اغتشاش را میتوان در مباحثی که راجع به مطالعات فرهنگی بین عباس کاظمی و میرزائی، در مباحث نعمتالله فاضلی، در بحثهای حسینعلی نوذری، در مباحث احمد بستانی و... که در سایت فرهنگ امروز درج شده است، دید. ما ناگزیریم مباحث را در بنیانها پیگیری کنیم و بحث در مبانی یک بحث فلسفی است که به طور تاریخی از آن طفره میرویم. این مقالهای است اجمالی در جهت ارتقای مباحث فلسفی در مورد تاریخ، تاریخ فرهنگی، انسانشناسی تاریخی و مطالعات فرهنگی.
ویلهلم دیلتای یكی از فیلسوفان هرمنوتیك دوره كلاسیك است كه نقش بسیار مهمی در بسط علم هرمنوتیك داشته است. بیشترین سهم دیلتای در فلسفه تحلیل معرفتشناسانه وی از علوم انسانی و دفاع از ارزش و جایگاه آن است. بررسی علل توجه دیلتای به علوم انسانی نشان میدهد كه دوران دیلتای با طرد كامل علوم انسانی و رشد و بسط بیسابقه دانش تجربی یا علوم طبیعی مقارن بود. دیلتای در واكنش به سیطره علوم طبیعی كوشید تا مقدمات عینیتبخشی به علوم انسانی را فراهم كند و ارج و اعتباری همانند علوم طبیعی برای آن پیدا كند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید