«خانه مادربزرگم که ما به او میگفتیم بیبی خانوم و پس از ١٢١سال عمر اواخر شهریورماه ١٣٢٠ به رحمت خدا رفت، دیوار به دیوار خانه ما بود[.] یک روز نزدیکیهای اذان ظهر به من گفت: بیا مادر منو ببر مسجد (مسجد مشیرالسلطنه) میخوام اونجا نماز بخونم.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید