مقاله حاضر ‘ حاوی تبیین احوال ‘ آثار و افکار فرخی شاعر برجسته معاصر ایرانی است . قهرمانی که کوشش و جانبازی او در راه آزادی بر اهل نظر و نسل اندیشمند پژوهشگر بافراست ‘ پوشیده نیست . و باید انتظار داشت نام او به عنوان یک آزاداندیش حق طلب ‘ یک شاعر میهن دوست ترقیخواه و پاسدار حقوق انسانها ‘ جاودانه در تاریخ ایران به نیکی به جا ماند و قلبهای گرم و پاک میهن دوستان آزاده را حرارت وحدت و تحرک بخشد و بخصوص مساعی جمیل او در جهت تحکیم روحیه آزادیخواهی و زیستن آزادمنشانه ‘ منشأ اثرات خیر و مثمر ثمرات جدی باشد .
ابتدا اشاره کنم که منظور از «حرامی»، حرامکار است؛ کسی که مرتکب فعل حرام میشود و نیز به معنی دزد، کلاهبردار و متجاوز به حقوق مالی و اعتباری افراد جامعه و جوامع به طور پنهان و آشکار. پس این واژه فقط به افرادی اطلاق نمیشود که در تهیه رزق و روزی و گذران زندگی به اموال و سهام دیگران دستبرد میزنند یا با تردستی به چیرگی بر دیگران به قصد چپاول و غارت و قدرت، دست مییازند
مقاله حاضر‘مقام و اعتبار پژوهشی میراثهای مشترک فرهنگ غنی و پویای ایران و شبه قاره را در تکوین بخش مهمی از ادب فارسی در دورانی طولانی ودر قلمروی گسترده مورد مطالعه قرار میدهد و اهمیت توجه به آن را به عنوان یکی از موازین استمرار وگسترش ادبیات وهنر ایرانی ومبانی معنوی و اخلاقی انسانی که در ادب ایرانیان آکنده است و دربخش مهمی از قلمرو فرهنگ ایرانی و اسلامی در پرده فراموشی قرار گرفته است مورد تأکید قرار میدهد.
در تألم و اندوه درگذشت جانگزای ناگهانی برادر بزرگم زندهیاد مهدی صافی بودم که نخستین معلم من در مقاطع تحصیلی بود و در درستکاری و دانش و کمال ممتاز٫ به او تعلق خاطر داشتم و پیوسته مشتاق دیدارش، که همزمان مطلع شدم عزیز یاران و یار عزیزان، دکتر مظفر بختیار، به دیار باقی رفته است (جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴). ایام تلخی بود. پیش و پس از آن، عزیزانی دیگر از دست رفتند که یادشان را در مطبوعات گرامی داشتهام و چه میتوان کرد؟ ا
رعایت اصول قرینهسازی، فضای آغازین را چشمنواز مینماید. ترکیب سنگ، با زمین به زیبایی هر چه تمامتر، همنوا و هماهنگ است و سقف را با زیر و زبر خطوطش چون آیینهای سقفنما آرایش میدهد. در فضای مختصر، مسجد چون باغ بهشت، نمازگزاران را انگار به سوی ابدیت و محیط جاودان بهشتی هدایت میکند و در آن شکوهی عظیم یا افسونی لطیف را تماشا خواهیم کرد. خطوط نقشهای میان گچبریها، نگاه مشتاقان را به راه کمال میخواند و به وجد و سرور میآورد.
سنگ و چوب و در و دیوار و سقف و خشت و کلوخ و پرنده و چرنده و درنده و آسمان و ستاره و شب و خواب و مهتاب و دیگر مظاهر و موجودات طبیعت در شعر مولوی سخن میگویند، حرکت میکنند، میشنوند و میفهمند و وسیلهای قرار میگیرند برای ارائه اندیشهها و آموزههای او که جملگی نتایج اخلاقی و حکمی و فلسفی و آموزشی و عرفانی در بر دارد:
فردوسی نیز تصویر را وسیلهای قرار میدهد برای القای حالتها و نمایش لحظهها و جوانب گوناگون طبیعت و زندگی آن گونه که در متن واقعه جریان دارد؛ بهویژه تصویرهای زمینهساز حرکتی پرشتاب که صحنههای حماسی و نشان از تخیل زنده و پویای شاعر دارد:
طبیعتگرایی و طبیعتسرایی در اندیشه علامه محمد اقبال، فیلسوف، متفکر و شاعر بلندآوازه متعهد و نواندیش مسلمان (متوفی ۱۹۳۸م) هم مورد توجه قرار گرفته و در آثارش بسیار نمود دارد. او در توصیف زیبایی طبیعت ید طولایی دارد و طبیعتدوستی او با آن همه اندیشههای سیاسی و دغدغههای ادبی که برای نجات ملتهای اسلامی داشته، جایگاه ویژهای یافته؛ آن چنان که احساسات پاک هنری خود را برای بیان مضامین و مفاهیم اندیشههایش در قالب نظم به زیور زیباییهای طبیعت آراسته است و فریاد بلند بیداری و نغمه حیات و سرود زندگی سر داده است. نغمههای شیرین و پرطنین و فرحبخش این بلبل خوش نوای گلستان ادبیات جهان با استفاده از مظاهر طبیعت، به مشاعر نهفته و مکنونات قلبی راه مییابند و سطح اندیشه و فکر را بالا میبرند و آدمی را هم به حفظ طبیعت و صیانت از آن، ترغیب میکند. به نمونههایی از سُرایهها اشاره میشود:
عرفا نیز در قسمتهایی از آثارشان، رابطه انسانها را با طبیعت مطرح کردهاند و بعضی با طبیعت به نوعی برخورد میکنند که با انسان برخورد میکنند از آن سبب که طبیعت جایگاه بالایی در اندیشه آنها دارد و طبیعت را تجلیگاه صفات و جایگاه تحقق افعال خدا میبینند و انسان را در برابر سرزمینها، ابنیه و حتی حیوانات و حیات وحش، مسئول میدانند و آلودن طبیعت و آب و هوا و خاک و منابع انرژی را، منکر میشمارند و از نسل بشر، احساس مسئولیت دینی، ملی، انسانی و اجتماعی نسبت به طبیعت میطلبند؛ زیرا سلامت و نشاط جامعه را از جمله مرهون وجود این نعمتها میدانند.
محتاج یادآوری نیست که مسائل محیط زیست، معضل و مشکل انسان مدرن است؛ انسانی که در دو قرن و اندی است منابعی را که طی میلیونها سال شکل گرفته، هوسناکانه به باد فنا داده و بحرانهای زیست محیطی فراوانی پدید آورده و به شکل نگرانیهای وحشتناک، انسان روزگار حال را به خود مشغول داشته و به انواع مرضها مبتلا کرده است، به نحوی که در مهار مشکل پیشآمده از این بحران زیستمحیطی، هر روز ناتوانتر میشود و به ناگزیر منتظر میماند دستی از غیب بیرون آید و کاری کند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید