حسنعلی منصور، برخاسته از خانوادهای باسابقه در عرصه سیاسی، زمانی به بلندپروازی سیاسی خود برای رسیدن به صدارت دست یافت که با توجه به سیاستهای نوسازی شاه، تجدد آمرانه و بیاعتنایی شاه به مختصات فرهنگی و مذهبی جامعه در پیشبرد سیاستهایش شکاف وسیعی میان حکومت و مردم ایجاد شده بود و زمینه برای نارضایتی و اعتراضات فراهم بود. او خود نیز با توجه به خاستگاه خانوادگی، تأثیرپذیری از تحصیل و فرهنگ غربی و فاصلهگیری از فضای فرهنگی و اجتماعی ایران آن زمان بر بحرانها و شکافها افزود و با اصرار بر تصویب لایحه کاپیتولاسیون خشم عمومی را برانگیخت؛ خشمی که در نهایت متوجه شخص او شده و به زبان گلوله با او سخن گفت.
گاهی بعضی سیاستمداران در تاریخ محو میشوند، محو شدنی كه خودخواسته نیست و شاید بتوان گفت قربانی شرایط زمانه میشوند، یكی از این افراد جان افكندی، رییسجمهور امریكاست كه هنوز هم دربارهاش مینویسند و علاقهمندان نیز این آثار را دنبال میكنند.
مجلس شورای ملی در جلسه روز دوشنبه19اسفند 1342به دولت حسنعلی منصور رأی اعتماد داد. منصور از تاریخ نوزدهم اسفند سال 1342 تا اول بهمن 43 به مدت کمتر از یک سال نخستوزیر بود. او در یکم بهمن ترور شد؛۴ ساعت از سوءقصد به جان نخستوزیر میگذشت که شاه در جلسه هیأت دولت از خدمات صادقانه و فداکارانه منصور قدردانی کرد
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید