«همچنان که گنگی بد است، کری هم، کوری هم بد است؛ باید مردم دید و سخن شنید. شاید به فر این عنایت آدم شوم.» این جمله را مردی میگوید که علیرغم آنکه دانشمند و منورالفکر به معنای رایج زمانه نیست، اما تعدد سفرهایش باعث شده است، جهان را بشناسد، و از قبل شناخت جهان آدمیان را و خودش را. سخن از میرزا محمدعلی موسوم به حاجی سیاح است که سالها در سفر زیست و آنچه دید و دریافت در یادداشتهایی پراکنده اما مفید ثبت و ضبط کرد
تا آنجا که بررسی شده، اولین ایرانی که نه برای تحصیل بلکه به قصد گردشگری قدم به امریکا گذاشت، میرزا محمد علی سیاح معروف به حاج سیاح (۱۳۰۴-۱۲۵۱ق.) بود . وی در حدود سال ۱۲۷۵ق . در بیست و سه سالگی هوس سیاحت و جهانگردی به سرش زد و بدون آنکه کسی را از قصد خود آگاه کند، از محلات به سمت قفقازیه روانه شد و در آنجا زبانهای ارمنی، ترکی و روسی را آنقدر که بتواند با آن زبانها تكلم و رفع حاجت نماید، آموخت ، پس از چندی از آنجا به استانبول رفت و از آنجا به فرانسه ، انگلستان و ایتالیا ؛ سپس به سوئد، نروژ و آلمان رفته و در آلمان دو بار بیسمارک را - از قراری که خود گفته است - ملاقات کرد و از آنجا به روسیه رفت و به کمک قونسول ایران، به حضور تزار الکساندر دوم رسید و در مراجعت به استانبول، با سید جمال الدین اسد آبادی آشنا شد و از مریدان او گردید.
برخی از شخصیتهای تاریخی در گذر زمان به دست فراموشی سپرده میشوند و کمتر نام و نشانی از آنها بر جای میماند که یکی از مهمترین دلایل این مسأله، فقدان مستندات قابل اتکا در ارتباط با بعضی از این شخصیتهای تأثیرگذار تاریخی است و از سوی دیگر، تفسیر تاریخ همواره در مختصات زمان و شرایط سیاسی هر دوره، از دریچه ذهنیت محققان آن دوره تبعیت میکند که این امر تا حدی اجتنابناپذیر است.
ردی با محاسن سپید و نگاه غمگین و ردایی بلند بر تن و پاپوشهایی پاره بر پا و زنجیری بر گردن؛ این تصویری به شمار میآید که از حاج سیاح، جهانگرد ایرانی تاریخ معاصر ثبت شده است. او گاه در کنار میرزارضا کرمانی دیده میشود؛ همان شورشی پرآوازه که ناصرالدینشاه را به سود رعیتها ترور کرد. این همنشینی گویا از آنرو بوده است که حاج سیاح نیز در روزگاری از زیست و تکاپوهای سیاسی و فکری خود کوشیده بود یک منتقد باشد و از همینرو زمانی را در تبعید گذراند. پارهای تاریخپژوهان البته با این رویکرد او بسیار منتقدانه رویارو شدهاند. علی دهباشی در مقدمه سفرنامه حاج سیاح که بخشی از این رویکرد تند منتقدانه را در برابر کارنامه سیاسی و فکری حاجسیاح دربرمیگیرد، در روایت زندگی او مینویسد «محمدعلی سیاح (تولد ١٢١٥ مرگ ١٣٠٤ هجری شمسی) نزدیک صدسال زندگی کرده، و بیستسال از عمر را خارج از ایران بوده است.
حاج سياح را باید با سفرنامهاش يا به قول خودش روزنامهاش شناخت. سفرنامهای که در حکم یک فیلم سینمایی بلند و بالاست. کافی است با خواندن هرفصل از آن، دقیقهای چشم بر هم بگذاری تا خود را همراه وی گاهی در شرق عالم و گاهی در دورترین نقطه غرب ببینی. میرزا محمدعلی محلاتی یا همان حاجی سیاح از سفرنامهنویسان مشهور دوره قاجاریه است. جهانگردی که دور دنیا را در 18 سال پیمود و دیدهها و شنیدههایش را در قالب دو اثر به نامهای «سفرنامه حاج سیاح» و «خاطرات حاج سیاح» به یادگار گذاشت که همزمان با سالروز درگذشت وی نگاهی به این دو کتاب کردهایم. با تورق این آثار به این نکته میرسیم که جزییات در سفرنامهاش چنان با دقت و ریزبینی بیان شدهاند که به راحتی میتوانی تصویری از جهانی که فرصت دیدنش را هیچوقت نداشتی و نخواهی داشت، پیش چشم بیاوری و لذت گشت و گذار در جهان قرن نوزدهم را درک کنی.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید