یکی از رایج ترین آرایه های ادبی که در گفتار و نوشتار کاربرد دارد، مثل، نمثیل و یا تشبیه است. این آرایه ها گرچه در ماهیت با یکدیگر همانندی هایی دارند که تشخیص آنها را از یکدیگر دشوار می سازد، اما در ادبیات که حد و مرزی هر اصطلاح روشن است، تمایز آنها از یکدیگر امکان پذیر است. مَثَل و کاربرد آن در کلام یکی از انواع آرایه هاست که در توصیف و تعریف آن گفته شده است: «مثل جمله ای است مختصر و مشتمل بر تشبیه یا مضمون حکیمانه که به سبب روانی لفظ و روشنی معنی و لطف ترکیب شهرت عام یافته باشد و همگان آن را بدون تغییر و یا با اندک تغییر در محاوره به کار برند»
در این مقاله ضمن در نظر داشتن سبک قصه پردازی مولانا نخست ویژگیهای آن کلی همراه با برخی نظریات مثنوی شناسان و بعضی عناوین اطلاق شده بر آن به اختصار بررسی شده است. نظریات و عناوین مطرح شده غالبا به پیچیدگی و بعضا به بی نظمی مطالب مثنوی اشاره می کند در حالی که تامل در روابط ابیات نشان می دهد پیوند بیتها، تمثیلها و قصه ها از آنچه گفته اند، بیشتر است.
مقاله حاضر به یکی از مسایل إلاهیات اجتماعی با عنوان تمثیل های جامعه شناسانه پرداخته است. إلاهیات اجتماعی به رشته ای اطلاق می شود که تلاش می کند تا نقطه نظرات و دیدگاه های رهبران دینی (خداوند، پیامبران و امامان) در زمینه حیات اجتماعی انسان و مسایل و لوازم و عوارض ذاتی و عرضی مرتبط با آن را از طریق پژوهش در متون دینی روشن سازد.
خواب و رؤیا از دیرباز مورد توجه انسان بوده و در برخی از دانشها بسیار مورد توجه قرار گرفته است.علوم ادیان، اساطیر، روانشناسی، عرفان و تصوف و ادبیات از جمله دانشهایی هستند که به خواب و رؤیا کمو بیش علاقه نشان دادهاند.
یافتن مآخذ قصص و تمثیلات از آنجا مهم است که به واسطۀ آن به سرچشمۀ فکر و اندیشۀ افراد می توان پی برد، و میزان بهره مندی اشخاص از منابع و افکار گوناگون را مشخص کرد.
قصه ها و تمثیلات مثنوی مولانا جلال الدین محمد بلخی، مقدمۀ واقعی شناخت مثنوی و راه ورود به اقلیم ناشناختۀ آن است.
الهیات مسیحی از كتاب آسمانی خویش و از فلسفه یونانی مآبی1 ویژگیهایی را به ارث میبرد كه نوعی غموض و سردرگمی ایجاد میكنند و به اعتقاد برخی این غموض و سردرگمی فقط با استناد به تمثیل فیصله پذیر است. این غموض و سردرگمی از آنجا كه مأخوذ از كتاب آسمانی است، مبتنی است بر تعارض در بادی نظر میان هشدارهای مكرر كتاب مقدس مبنی بر اینكه خدا كاملاً قیاس ناپذیر با خلق خود است و تصاویر زنده كتاب مقدس در مقام توصیف امور الهی همراه با گزاره های کاملا صریح درباره غایات، عواطف وشیوه های خاص رفتار خداوند.
در همان سدههای نخست اسلامی میتوان یافت. چه، سیبویه (د 180ق/796م)، فرّاء (د 206ق/821م)، ابوعبیده معمر بن مثنی (د ح 210ق/825م) در آثار خود از آن یاد کردهاند و گویا جاحظ (د 255ق/869م) نخستین کسی است که رسالهای بدین نام نگاشته است (عید، 275- 278؛ ناقوری، 458؛ موسی، 153؛ EI2, X/179). تمثیل همگام با علم بیان، رو به تکامل نهاد تا آنکه در سدۀ 4ق/10م قدامة بن جعفر (د 337ق/948م) در کتاب نقدالشعرخود به موضوع تشبیه و تمثیل که از مسائل اساسی علم بیاناند، پرداخت و تعریف مستقلی از آن به دست داد. در نظر قدامه تمثیل از «ائتلاف لفظ و معنا» پدید میآید و در حقیقت استعمال کلام در غیر معنای حقیقی خود را گویند (ص 181). قدامه برای تفهیم و تثبیت این موضوع در ذهن شنونده به ابیاتی از شعر عرب استشهاد میکند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید