دوازدهم بهمن در تاریخ ایران روزی تاریخی و غیر قابل تکرار است. اگر بخواهیم عظمت و حساسیت آن روز را درک کنیم باید به شرایط سال 57 و اوایل بهمن ماه برگردیم. امام خمینی تصمیم میگیرد به ایران بازگردد.
روز یکشنبه اول بهمن ماه سال 1357 حضرت امام خمینی(ره) در بیانیهای که در نوفل لوشاتو صادر کردند، خطاب به مردم ایران اعلام داشتند: «به یاری خدا، من تا چند روز دیگر در میان شما خواهم بود.»
سالروز صدور حکم ارتداد سلمان رشدی از سوی بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی (۲۵ بهمن ماه)، فرصتی برای بازخوانی فراز و فرودهای دیپلماسی فرهنگی پس از انقلاب بر محور این فتوای تاریخی است.
بسمالله الرحمن الرحیم. ما در این مدت مصیبتها دیدهایم، مصیبتهای بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد که البته آن هم بزرگ بود، مصیبتهای زنهای جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفلهای پدر از دست داده. من وقتی چشمم به بعضی از اینها که اولاد خودشان را از دست دادهاند میافتد، سنگینی در دوشم پیدا میشود که نمیتوانم تاب بیاورم. من نمیتوانم از عهده این خسارات که بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمیتوانم تشکر از این ملت بکنم که همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارک و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض میکنم و در غم آنها شریک هستم. من به پدرهای جوان داده تسلیت عرض میکنم. من به جوانهایی که پدرانشان را در این مدت از دست دادهاند، تسلیت عرض میکنم.
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران پیام های الهی و معنوی امام خمینی (ره ) در سراسر جهان، طنین افکن شد، ایشان با تاسی به آموزه های اسلام ناب محمدی (ص ) بسیاری ازمناسبات اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جهان معاصر را عمیقا متحول ساخت.
یکی از وقایع تاریخی و به یاد ماندنی تاریخ انقلاب اسلامی را سالروز ورود با شکوه امام امت به میهن عزیزمان باید دانست او که با مقدمش بتهای آهنین روزگار را لگد مال نمود و سایبان مؤمنین و مستضعفین جهان شد.
من از طبقه روحانیون که در این قضایای گذشته جانفشانی کردند، تحمل زحمات کردند، از طبقه دانشجویان که در این مسائل مصایب دیدند، از طبقه بازرگانان و کسبه که در زحمت واقع شدند، از جوانان بازار و دانشگاه و مدارس علمی که در این مسائل خون دادند، از اساتید دانشگاه، از دادگستری، قضات دادگستری، وکلای دادگستری، از همه طبقات، از کارمندان، از کارگران، از دهقانان، از همه طبقات ملت تشکر می کنم.
مهندس سید ابوالحسن کاشانی، فرزند آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی در دوران نهضت ملی ایران، در سنین جوانی به سر میبرده و شاهد بسیاری از رویدادهای آن مقطع بوده است. او هماینک چند سالی است که به کار بازسازی منزل تاریخی پدر در خیابان پامنار تهران است تا آن را به مرکزی برای نشر افکار و آشنایی جوانان با پیشینه مبارزاتی آیتالله مبدل سازد. روایت او از علل و زمینههای چالش آیتالله کاشانی با دکتر مصدق، از خاطرات شخصی وی مایه میگیرد و همین، این گفتوشنود را خواندنیتر کرده است.
فقه سیاسی مرهون تجربه چند سدهیی پژوهش و تتبع در امر سیاست در گفتمان فقهی است. انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن بر بنیاد جریانی از فقه شیعه استوار است كه با سیاست پیوندی عمیق یافته بود. تاسیس نظام اسلامی در این میان، موجب بالندگی و پویایی فقه سیاسی شیعه از رهگذر طرح مسائل جدید شد. به این ترتیب، زوایای مغفول و ناشناختهمانده فقه سیاسی شیعه به عرصه ظهور آمد و نگاههای جدیدی در آن مطرح شد. پس از انقلاب اسلامی از یك سوی، اساسا میزان رجوع به آرای فقهی چنان افزایش یافت كه دیگر با گذشته قابل مقایسه نبود و از دیگر سوی، فقه سیاسی در این دوران محك زده شد و در عرصه عمل آزموده شد.در این میانه، بیتردید آرای فقهی حضرت امام خمینی(ره) جایگاهی والا در توسعه و تحول فقه سیاسی شیعه داشته و دارد.
امام«ولایت مطلقه فقیه» را از «حكومت مطلقه» تفكیك كرده و معتقد است «حكومت اسلامی نه استبدادی است و نه مطلقه بلكه مشروطه است. البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن كه تصویب قوانین تابع آرای اشخاص و اكثریت باشد. مشروطه از این جهت كه حكومتكنندگان در اجرا و اداره مقید به یك مجموعه شرط هستند كه در قرآن كریم و سنت رسول اكرم(ص) معین شده است
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید