تربیت و پرورش کودکان در شاهنامه به عنوان سند دیرپای فرهنگ ایرانی، جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است. برابر روایت شاهنامه، کودکان را پس از تولد، طی مراسمی نامگذاری می کردند. این نامگذاری بر اساس ویژگیهای ظاهری و یا حسب و نسب صورت می گرفت. سپس کودکان را به دایه یا دایگانی می دادند تا شیر دهند.
ماجرای تغییر نام وزارت آموزشوپرورش وطرح آن در برخی خبرگزاریها و سپس تکذیب آن از سوی وزارتخانه سبب واکنشهای بسیاری شده است. به این مناسبت پای صحبت میرجلالالدین کزازی، استاد دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر زبان و ادب فارسی، نشستیم و نظرش را درباره این تغییر نام جویا شدیم.
«مطابق سند تحول بنیادین قرار است وزارت آموزش و پرورش از یك نهاد علمی و آموزشی صرف به یك نهاد فرهنگی و تربیتی تبدیل شود و به «وزارت تربیت رسمی و عمومی» تغییر نام دهد و بر اساس این تغییر نام، نگاه به رویكردهای آن، چه در آموزش و پرورش و چه در جامعه تغییر یابد.» همین یك جمله از سوی «علیرضا كاظمی»، معاون فرهنگی و پرورشی وزیر آموزش و پرورش كفایت میكرد تا بحث تغییر نام وزارتخانه آموزش و پرورش خبرساز شود.
به فاصله دو روز پشتسرهم دو خبر از حوزه آموزشوپرورش، بخشی از هواداران دولت را نگران کرد و واکنشهای بسیاری را در شبکههای اجتماعی برانگیخت و در فضای عمومی بهمنزله نشانههایی از تغییر در آموزشوپرورش خوانده شد.اولی ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در مدارس ابتدایی و دومی تغییر نام آموزشوپرورش به تربیت رسمی و عمومی بود. هر دو خبر معناهایی را به ذهن متبادر میکنند که حکایت از نوعی بازگشت به عقب از تحولات جامعه دارد. دلیل ممنوعیت آموزش زبان انگلیسی در مدارس را تقویت زبان فارسی گفتهاند.
نظام آموزشی هر جامعه به گونه نهادی کارساز در مجموعۀ فرهنگی، دگرگونی و رشد خود را در پیوند با ساخت کلی جامعه فراهم می آورد و در این ساخت، فعالیتهای دیگر نهادها، از آن میان حکومت و اقتصاد از یک سو معیارها و ارزشهای برین جامعه، دیانت و باورهای مذهبی از سوی دیگر، نقش تعیین کننده ای پیدا می کنند.
جمله تشابههایی که در جامعهشناسی تاریخی کشورهای ایران و عثمانی (ترکیه امروز) دیده میشود این است که تا پیش از راهاندازی مدرسههای نوین، مکتبخانهها هسته اصلی آموزش و پرورش را برعهده داشتند که قرآن، آموزههای دینی و متنهای ادبی در آنها تدریس میشد.
کتاب «جامعه شناسی آموزش وپرورش،دیروز،امروز، فردا» نوشته غلامعباس توسلی به همت انجمن جامعه شناسی ایران نقد و بررسی میشود.
از اینکه در محضر فرهیختگان آموزش و پرورش هستم، بسیار خرسندم. امروز در کافه خرد، گرد هم آمدیم تا یکی از مسائل مغفول در صد سال اخیر را به بحث و گفتوگو بنشینیم. از آغاز شکلگیری ساختار آموزش و پرورش جدید بیش از 80 سال میگذرد اما متاسفانه از نظر روشها در همان خاستگاه آغازین ایستادهایم و پیشرفت چندانی نداشتهایم.
چندی است موضوع تعلیم و تربیت و مسائل آموزش و پرورش علاوه بر كنشگران صنفی و سیاسی و فعالان رسانهای مورد توجه اساتید و نویسندگان و پژوهشگران هم قرار گرفته كه این در نوع خود قابل ستایش است و یكی از مواردی كه خیلی زیربنایی است و در رویكردها و سیاستگذاریها باید مورد توجه قرار گیرد اولویت تربیت بر توسعه است كه خوشبختانه به بهانههای مختلف محل بحث و تبادل نظر قرار گرفته است. یكی از این بهانهها معرفی كتابی در همین زمینه بوده، ما نیز فرصت را مناسب دانسته و در این زمینه بررسیای داشتیم تا مخاطبان صفحه مدرسه را متوجه این مهم كنیم.
یهودیان بیش از 2700 سال در ایران ریشه دارند و به تعبیری از نخستین ساکنان فلات ایران و مناطقی دیگر که امروز کردستان نامیده میشود بودهاند، اما منابع دقیقی از زندگی یهودیان در ایران تا پیش از قرن نوزدهم وجود ندارد. تنها میتوان گفت به تبع شرایط زندگی آن روزها زندگی یهودیان هم ترکیبی بوده است از فقر و ادبار و تنگدستی که هنوز رنگ مدرنیته، به مفهوم ایرانی آن، نگرفته بود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید