نگارگری اسلامی بدون تردید متأثر از بنیانها و اصول نظری حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی است. در نگاه اول به نظر میرسد این تأثیر در ساحت معنا و محتوا، حضور و ظهوری بارز دارد که البته به دلیل حاکمیت اصل تجلی در هنر و ادب اسلامی، نظری صائب و درست است؛ اما تأمل و تحقیق در نگارگری ناب اسلامی که در بستر ذوق و زیبایی ایرانی کامل شد، نشان میدهد حوزه این تأثیر، دامن فرم و ساختار چنین آثاری را نیز در بر گرفته و بنابر این طرح و رنگ و نور نیز، تلألؤ معانی و اصول حاکم بر اندیشه و عقیده اسلامی اند.
در توصیف نگارگری ایرانی بهویژه با موضوعات دینی و فرا مادی همواره تأکید بر درونگرایی، دنیای پررمزوراز و ساحت قدسی این آثار است، اما علیرغم بنمایهی متعالی این نگارهها نباید از وجه انسانی و بسترهای اجتماعی شکلگیری این آثار غافل ماند.
نگارگری به عنوان یکی از جلوههای هنراسلامی، سیر تحول معنوی خود را از فرهنگ حاکم برجامعه گرفته و در بخشی از آثار با اتکاء به هندسه معماری اسلامی فضایی متناسب با آن معانی ایجاد نمودهاست.
در تاریخ هنر ایران عرض ارادت به پیامبر اسلام و ائمه اطهار دارای سابقهای طولانی است. هنر نگارگری اسلامی با این مضامین گره خورده و در دورههای گوناگون تاریخی، نقاشان سعی در به تصویر کشیدن وقایع مرتبط با این پیامبر و اهل بیت داشتهاند. پیامبر اسلام (ص) یکی از شخصیتهای مورد توجه در هنر و ادبیات ایران است و حضور ایشان در جنگها و فتوحات، میلاد آن حضرت و معراج ایشان از جمله مضامینی است که بسیار مورد توجه قرار گرفته و با قلمهای مختلف به تصویر کشیده شده است.
در پی عدم حمایت دربار صفوی از هنرمندان، شاهد مهاجرت تعدادی از آنان به دربار عثمانی هستیم. این شرایط، بستر مناسبی را جهت رشد و توسعه نگارگری عثمانی بر پایه دستاوردهای هنری مکاتب ایران در کارگاههای تازه تأسیس استانبول به وجود آورد. از اینرو، در این پژوهش تلاش گردیده است بر مبنای روش تطبیقی ـ تحلیلی، میزان تأثیرپذیری مکتب عثمانی از مکتب تبریز و بررسی وجوه تشابه و افتراق آن دو براساس ابعاد گرافیکی موجود در نگارههای دو مکتب با تکیه بر آثار شاهنامه شاه طهماسب و سلیماننامه مورد مطالعه موردی و تحلیل قرار گیرد.
نگاره های با موضوع معراج حضرت محمد (ص) و عیسی (ع) از مهمترین آثار تصویری با مضمون دینی در نقاشی های ایرانی و مسیحی است. هدف از بازگویی معراج این دو پیامبر (ص) در قرآن علاوه بر تکریم و بزرگداشت شخصیت آنها، اشاره به گوشه ای از قدرت بی پایان الهی است. مهمترین مساله مشترک بین هر دو عروج این است که هر دو آن بزرگواران در بیداری و با جسم و روح به معراج رفتند.
احساس، زبان مشترک انسان هاست و ادبیات و هنر، زبان بیان احساس؛ ادبیات زبان گفتار و نوشتار است و هنر بازگوکننده آن به روایت تصویر. طبیعت بهترین و آموزنده ترین تصویر برای شاعران و هنرمندان است. در سبک خراسانی، به ویژه در شاهنامه، اشعار رودکی، سخن منوچهری، خمسه نظامی و... عناصر طبیعی، الهام بخش شاعران در سروده ها می باشند که در سایر سبک ها کمتر با آن روبرو هستیم.
تاریخ ایران در سراسر دوران اسلامی تا قبل از روی کار آمدن سلسله پادشاهی صفوی و برای برهه ای کوتاه در زمان آل بویه، هیچ گاه شاهد حاکمیت دولتی شیعی مذهب نبوده است. در حقیقت می-توان گفت پس از 9 قرن از زمان ورود اسلام به ایران و با روی کار آمدن صفویان می توانیم شاهد احیای هویت ملی و ارزش های باستانی و همچنین، حاکمیت مذهب تشیع وپیوند با تصوف و سیاست در ایران باشیم
نیرو و دوام فرهنگ ایران از جمله عناصر قوی و مؤثر در تغییر انگاره تاریخ در طی قرنهای متمادی بوده است. از نخستین روزگاران فلات پرشکوه ایران برای اقوام مهاجر که به سوی باختر میرفتند، گذرگاهی دلانگیز بود و نیز برای رهبران نظامی بزرگ سرمنزل و مقصدی غنی و پر ثروت به شمار میرفت.
دوران حکمرانی ایلخانان مغول از اثرگذارترین دوره ها در تاریخ ایران بوده است که به طور قابل توجهی حیات اجتماعی ایرانیان را دستخوش تغییراتی ساخت. یکی از نمونه های این تغییرات، در موضوع پوشاک قابل ردیابی و مطالعه است. هدف این مقاله بررسی پوشاک مردانه، شکل و طرح البسه و انواع و اجزاء آن در دوره ی ایلخانان می باشد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید