1394/10/30 ۱۱:۲۲
ماهنامۀ سرآمد، نشریۀ بنیاد ملی نخبگان ایران، در نوزدهمین شماره از دورۀ جدید خود (دیماه 1394)، گفتوگویی را با دکتر حسن ذوالفقاری، مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی و رئیس مرکز مطالعات زبان و ادبیات فارسی، دربارۀ وضعیت کنونی و ظرفیتهای زبان فارسی ترتیب داده است. آنچه در ادامه میخوانید متن گفتوگوی مذکور است.
نعیمه جاویدی: ماهنامۀ سرآمد، نشریۀ بنیاد ملی نخبگان ایران، در نوزدهمین شماره از دورۀ جدید خود (دیماه 1394)، گفتوگویی را با دکتر حسن ذوالفقاری، مدیر گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی و رئیس مرکز مطالعات زبان و ادبیات فارسی، دربارۀ وضعیت کنونی و ظرفیتهای زبان فارسی ترتیب داده است. آنچه در ادامه میخوانید متن گفتوگوی مذکور است. ــ مهمترین ظرفیت زبان فارسی را چه میتوان برشمرد؟ زبان فارسی بیش از آنکه عامل ارتباطی باشد، زبانی هویتساز است. ترک، لر، کرد، بلوچ و گیلک زمانی که یک جا جمع میشوند، صرفنظر از تنوع گویشهای محلیشان، این زبان فارسی است که زبان وحدت و همدلی آنها میشود. به عقیدۀ من این زبان عامل پیوند اقوام و عنصری هویتبخش در فرهنگ ما به شمار میرود. به تعبیری، ما ایرانیها تمام افتخار و داشتههای فرهنگیمان را پیرامون همین زبان فارسی به دست آوردهایم. اکنون اگر دنیا ایران را بهعنوان کشوری بزرگ در حوزۀ ادبیات میشناسد از غنی بودن زبان فارسی است. ما شاعران بزرگ همچون فردوسی، حافظ، مولانا، خاقانی، صائب تبریزی داریم که از همین زبان غنی بهره گرفتهاند و میراث زبان را به ما سپردهاند. امروز وظیفۀ ما حفاظت از این میراث ارزشمند است که ماندگاری آن بسیار به عملکرد و برخورد ما با آن بستگی دارد. ــ به یادگار و میراث معنوی شعرای صاحب سبک، همچنین وظایف ما در قبال زبان فارسی اشاره کردید. آیا میراثبان خوبی برای زبان فارسی هستیم و چرا؟ ما امروز نتوانستهایم آنچنان که باید این زبان را پاسداری کنیم و ترویج بدهیم. وقتی علوم توسعه پیدا کرد و فناوری نوین شکل گرفت رشتۀ زبان و ادبیات فارسی بهعنوان یکرشتۀ دانشگاهی محدود شد. به اعتقاد من رشتۀ زبان و ادبیات فارسی، در کنار جنبههای تخصصی، یک وجهۀ عمومی هم دارد. هر فرد از جامعه، حتی اگر مهندس و پزشک هم شود، باید توانایی استفاده از زبان را داشته باشد. در گذشته اگر کسی حکیم میشد قدرت شعر هم داشت و ادیب هم بود. اگر کسی فیلسوف بود باید مقدمات ادبیاتی قویای میداشت. متأسفانه اکنون درک دانشجویان ما از زبان و ادبیات فارسی در رشتههای مختلف دانشگاهی در حد همان دو واحد زبان و ادبیات فارسی عمومی است که میگذرانند و این به نظر من یک نقص است. ــ آسیبهای این نقصان به نظر شما تا چه حد اثرگذار است؟ یک پزشک، مهندس یا صاحبان دیگر رشتهها و مشاغل فنی و تخصصی برای انتقال دانش نیاز به دانستن و یادگیری مهارتهای چهارگانۀ زبان و ادبیات فارسی دارند که به طور کلی در دو حوزۀ کتبی، شامل توانایی نوشتن و خواندن، و حوزۀ شفاهی، شامل حرف زدن و گوش کردن، میتوان به آن اشاره کرد. آنها باید توانایی گفتاری قویای داشته باشند و در این زمینه نیاز به بهرهمندی از گنجینۀ واژگان خوب دارند. باید مهارت شنیدنشان تقویت شده باشد. متأسفانه در جامعۀ ما همینکه میگویند فلانی کر نیست، میگویند پس میشنود. درصورتیکه شرط و مرحلۀ لازم و ضروری پس از شنوایی، خوب شنیدن، تفکیک، تحلیل و قدرت نقد آنچه شنیدهایم است. ما انواع شنیدن داریم. باید بتوانیم این مهارتها را خوب به افراد آموزش بدهیم یا در آنها بپرورانیم، چون جنبۀ کاربردی آنها نهتنها انتقال دانش را، که سبک زندگی فرد را هم تحت تأثیر قرار میدهد. ــ برخی معتقدند استعداد و توانمندیهای زبانی در افراد تا حدی ارثی است. شما چه دیدگاهی دارید؟ صرفاً ارثی نیست. بسیاری از وقتها قابل یادگیری و تقویت است. متأسفانه ما در این زمینه خوب کار نکردهایم. کلاسهایی هست که درزمینۀ فن و آیین سخنوری فعالاند و در آنها کتاب «دیل کارنگی»، تدریس میشود که از فنون صحبت کردن میگوید. برای مهارتهای شفاهی زبان شاید بتوان از چنین منابعی استفاده کرد، اما درزمینۀ مهارتهای کتبی قطعاً باید از منابع بومی بهرهمند شد؛ چراکه بحث تفاوتهای نوشتاری زبانها از هم مطرح است. ابزار حرف زدن واژه است. ادبیات ما غنی است و واژه کم نداریم. میتوانیم از همان دورۀ ابتدایی فنون حرف زدن را به افراد آموزش بدهیم. البته در پاسخ به سؤال شما از یاد نبریم که مهارتهای زبانی پیوندی تنگاتنگ با توانایی تفکر منطقی افراد دارد. به این معنا که برای مثال کسی که نمیتواند خوب فکر کند، نمیتواند خوب صحبت کند. درواقع، هریک از این موارد به عاملی دیگر پیوند میخورد. برای مثال در بحث خوشزبانی افراد، بخشی از موارد به مهارتهای زبان و ادبیات فارسی فرد مربوط است و بخشی دیگر به مسائل روانشناختی ارتباط دارد. باید دید فرد بنا به چه دلایلی توان صحبت کردن در جمع را ندارد؟ در چنین مواردی باید بتوان قبل از خوب حرف زدن توانایی در جمع حرف زدن را به فرد آموزش داد. ــ از صحبتهای شما میتوان اینطور برداشت کرد که مشخصاً به نقش معلمان و مدرسان در این حوزه اشاره میکنید؟ بله دقیقاً. در این مباحث به نظام آموزش معلم میرسیم. برای مثال معلمی که قرار است مهارتهای زبان را آموزش بدهد نباید خود دچار لکنت زبان باشد. متأسفانه گاه میبینیم که شیوههای گزینش و استخدام معلمان به بدترین شکل ممکن است و گاه عواملی در این زمینه دخیل است. در گزینش معلمان نباید تنها به آزمون شفاهی بسنده کرد. عدهای واقعاً عاشق معلمی هستند و توانایی لازم را دارند؛ درحالیکه در مراحل استخدام موفق نمیشوند. معلم زبان و ادبیات فارسی تنها اگر بتواند شعر بخواند و معنی کند، کافی نیست. معلم باید بتواند خوب ارتباط بگیرد تا بتواند خوب مهارت را در وجود دانش آموزان نهادینه کند. ما در نظام آموزشی تنها از زبان به ادبیات بسنده کردهایم چون آن را بدیهی فرض کردهایم. برای مثال به نظر مسخره میرسد وقتی به کسی میگوییم گوش خود را تقویت کند. غافل از اینکه همین سهلانگاری در تقویت مهارتها میتواند چه آسیبهایی به دنبال داشته باشد. ــ چه آسیبهایی؟! نقص زبان به نقص رفتار اجتماعی منجر میشود. متأسفانه معمولاً تحمل شنیدن نداریم و بنا به آنچه اشتباه شنیدهایم، پرخاش میکنیم. بارها دیدهایم که دو نفر باهم درگیر شدهاند، درحالیکه بعد از مدتی متوجه میشوند در شنیدن و درک حرف دیگری دچار سوءتفاهم شدهاند. درواقع، بهجای درک درست سریع واکنش نشان میدهیم چون درست گوش کردن را آنچنان که باید نیاموختهایم. مثالی دیگر: در نگاه خانوادههای سنتی جایی که بزرگترها بودند معمولاً به بچه اجازۀ صحبت کردن داده نمیشد. این امکان در مراحل بالاتر و در جامعه هم بهنوعی دیگر از فرد گرفته میشد. این نقص میتواند در قالب آسیبهای اجتماعی و خانوادگی بروز کند. حتی در جامعه منجر به برخی مسائل سیاسی شود. ــ به غنی بودن زبان فارسی اشاره کردید و ظرفیتهایی که دارد. اکنون با رونق شبکههای اجتماعی و سبک رایج مکاتبه در این فضاها، جایگاه زبان فارسی را چطور ارزیابی میکنید؟ در حوزۀ استفادۀ مکتوب از ظرفیتهای زبان امروز میبینیم که علاوه بر پیامک، در شبکههای اجتماعی مانند تلگرام، واتساپ، وایبر، لاین و غیره بهصورت جدی از زبان استفاده میشود. درگذشته مکاتبات معمولاً در قالب نامه بود و در صورت ضرورت از آن استفاده میشد. امروز اما این فضاها در اختیار و مورد استفادۀ بسیاری است. حجم پرونجات نوشتاری زبان فارسی منتشرشده در این فضاها تا حدی است که این زبان مقام یازدهم یا دوازدهم حضور در فضای مجازی جهان را به خود اختصاص داده است. زمانی هم بود که ایرانیها دومین وبنویسان جهان بودند. ما در دو حوزۀ استفاده از زبان، عام (عموم جامعه) و خاص (دانشگاهی)، میبینیم که آسیبهای فراوانی به زبان وارد شده است که نوع نوشتار در این شبکهها یکی از انواع آن است. ــ این سؤال طرح میشود که چرا در گذشته زبان فارسی اینقدر آسیب نمیدید؟ دلیلش کثرت استفاده از زبان است. در گذشته زیاد از زبان به این معنا استفاده نمیشد. 95 درصد مردم بیسواد بودند، اما اکنون 5 درصد بیسواد هستند و 95 درصد باسواد. کاربران زبان فارسی امروز ناشی هستند و زبان به استهلاک میافتد. در گذشته همان کاربران (افراد باسواد معدود) آموزشدیده بودند، اما کاربر امروزی به دلیل نداشتن مهارتهایی که اشاره شد، نمیتواند از زبان درست استفاده کند. ــ اشاره کردید امروز افراد باسواد بیشتری داریم، باوجود این ناشی بودن کاربران از چیست؟ به دلیل اینکه خواندن و مطالعه کاهش پیدا کرده است. گنجینۀ واژگان و شمّ زبان فارسی با مطالعه تقویت میشود. خواندن از آسیب رسیدن به زبان جلوگیری میکند. از سویی، ما دچار شتابزدگی در تولید محتوا هستیم. سرعت انتشار محتوا، فرصت بازبینی و بازخوانی را از ما گرفته است. قدیم اگر نسخهای خطی اشتباه داشت، یک نسخه بود، اما ببینید اکنون سراچههای ما چقدر بازدیدکننده در روز دارند؟ شمار روزنامهها چقدر است؟ در میان رسانههای مکتوب، روزنامههای ورزشی هم پراشتباهترین هستند، چون معمولاً دست به اصطلاحسازی و بعضاً واژهسازی میزنند. این وظیفۀ نهادهای آموزشی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و فرهنگستان زبان و ادب فارسی و همچنین صداوسیما را در این حوزه یادآوری میکند. ــ و البته دغدغه حفظ زبان فارسی را. بله. زبان فارسی از زمان سعدی تا کنون که حدود 800 سال میگذرد، به دست ما رسیده است و این نشان میدهد تا اینجا توانستهایم خوب از آن مراقبت کنیم. مهم از این به بعد است. مهارتهای زبانی افراد باید تا حدی تقویت شود که در پایاننامۀ دانشجوی دکتری شاهد ابهام و درازنویسی نباشیم. مجلات فنی و پزشکی را ببینید! پر از واژههایی به زبانهای دیگر است و فقط افعال فارسی هستند. این یعنی دانش زبانی ما به کمک دانش فنی ما نیامده است. مسلط به زبان نبودهایم که معادل و برابر مناسب تولید کنیم. با ادامۀ این روند زبان رو به تباهی میرود. باید دقت و تلاش کنیم که روزی سر برنگردانیم و ببینیم زبانمان را از دست دادهایم. باید حواسمان باشد امتزاج با دنیای مدرن که برایمان ترسیم شده به زبانمان آسیب نزند؛ زبان را که دریچه فرهنگ است از دست ندهیم. متأسفانه برخی آگاهانه و با افتخار، کلام بیگانه را استفاده میکنند؛ درصورتیکه میتوان از معادلها استفاده کرد. وقتی به open kitchen میتوان گفت، آشپزخانۀ باز، چرا از واژۀ غربی استفاده میکنیم؟! ــ یک واقعیت وجود دارد که بعضی واژههای جایگزین مأنوس و ملموس نیست. این را در نظر بگیرید که ما هم به آن واژههای بیگانه عادت کردهایم. باید خودمان هم تلاش کنیم. بین کاربران زبان فارسی متأسفانه تعصب زبانی کم شده است که شاید متأثر از کمرنگ شدن تعصب به فرهنگ باشد. در ملتهای دیگر مانند چین و ژاپن و یا کشورهای افریقایی میبینیم که در آیینهای ملی و جشنها و سنّتهایشان لباسهای محلی میپوشند، اما در ایران این را کمتر میبینیم. فرهنگ ایرانی اصیل است. ما در تربیت مشکل داریم. باید فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که به فرهنگشان افتخار و آن را حفظ کنند. باید طوری باشد که دو فارسیزبان هر جای دنیا یکدیگر را میبینند با افتخار باهم فارسی صحبت کنند. این را میتوان در مصادیق مصرف کالای ملی و ترجیح پوشش ایرانی هم دید و صد البته که در این زمینه باید به فکر کیفیت هم بود. ــ با توجه به تجربهای که در حوزۀ تألیف کتابهای درسی دارید، وضعیت زبان در تألیف کتابهای آموزشی را چطور میبینید؟ این روزها میبینیم روی برخی کتابها عناوینی مانند خوانداری چاپ شده که نامأنوس است. طی پانزده سال حضورم در این حوزه که تا سال 1384 ادامه داشت، سعی کردیم آموزش مساوی و موازی و خط تحریری را تقویت کنیم. بله، خوانداری یا واژههایی مانند فهمش غلط است. بهعنوان منتقد در این حوزه میگویم که مشکل کتابهای درسی ما ویراسته نبودن است. فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و آموزشوپرورش خوشبختانه در تعامل با یکدیگر به دنبال این هستند که درستنویسی نهادینه شود. شاید همه اهل مطالعه نباشند، اما همه حتماً کتابهای درسی را میخوانند. در آخرین پژوهشی که داشتیم هشتهزار واژۀ بیگانه در دویست کتاب درسی یافتیم. این مصداق بیتوجهی به زبان فارسی در کتابهای درسی است. در کشور ما کتابهای درسی توسط یک نهاد چاپ میشود. در نتیجه شرایط رقابتی وجود ندارد تا رو به بهبود رود؛ درحالیکه در کشورهای دیگر چنین نیست. اگر فضا با حضور مؤسسات فرهیخته و انجمنها رقابتی شود، این مشکل حل میشود. ــ بهاینترتیب ممکن است چاپ درسها سلیقهای شود. تعدد و تنوع دروس امکان برگزاری آزمونهای سراسری را کمرنگ نمیکند؟ ما باید مهارت را به فرد آموزش بدهیم. این مهم است. برای مثال در آموزش چهار عمل اصلی جمع و ضرب و ... مهم اعداد نیست. مهم توانایی انجام صحیح آن عمل است. نظام آموزشی ما باید عمقی باشد نه حفظی و سطحی. ما کتابهای درسی پرحجم اما به عمق یک سانتیمتر از اقیانوس علم را چاپ میکنیم. درحالیکه آن مهارتآموزیای قوی است که میتواند دانش ما را تقویت کند نه حجم کتابها را. دانشآموز باید نوشتن را در کلاس تمرین کند. ممارست داشته باشد، اما حجم دروس این اجازه را به او نمیدهد. او باید در صحن کلاس تمرین کند تا تفکر و خلاقیتش پرورش پیدا کند. یک مثال میزنم. اول سال میبینیم که بیشتر دبیران ادبیات به بچهها میگویند کتابشان را باز کنند. بین همۀ شعرها یک برگۀ سپید بگذارند و سیمی کنند برای نوشتن معنی شعری که معلم میگوید. این یعنی معلم ناخواسته میگوید من دیکته میکنم و تو بنویس! خلاقیت دانشآموز در این میان از دست میرود. برای داشتن معلم خلاق باز همان موضوع نظام تربیتمعلم طرح میشود. ثمرۀ تلاش معلم خلاق پرورش فهم دانشآموزان است. اگر نگرش را حفظ نکنیم دانش القایی میشود. درحالیکه کودک از همان کودکی باید فرهنگ و قانونگرایی را دریابد. باید به او بیاموزیم که زبان تو همه چیز تو و دروازۀ ورود به شهر وجود توست. ــ برخی معتقدند فارسی زبان علم و دانش نیست، دیدگاه شما دراینباره چیست؟ نه، اتفاقاً زبان فارسی این قابلیت را دارد. فارسی زبانی ترکیبی است. در زبانهای ترکیبی قابلیت واژهسازی حاصل از ترکیب عنصر زبان بیشتر است. ما هستیم که نتوانستهایم از این ویژگی استفاده کنیم. اگر واژهها و قابلیت ترکیب آن را در قالب یک نرمافزار طراحی کنیم خواهیم دید که با چه دنیایی از واژگان روبهرو میشویم. بعضی زبانشناسان معتقدند فارسی زبان علم نیست و مشکلات عمدهای برای آن قائلاند. حتی عدهای پیشنهاد تغییر خط را مطرح میکنند. ترکیه این کار را انجام داد، اما تجربۀ موفقی نداشت. به نظر من زبان موجودی زنده است. نمیتوان و نباید مسیر آن را عوض کرد. مثل کسی که میخواهد مسیر کوهها و دریاها را تغییر بدهد. زبان تا امروز در مسیر خود آمده و در همان مسیر پیش خواهد رفت. ــ راهکاری که شما ارائه میکنید چیست؟ باید همین زبان را تقویت کنیم، با همین ویژگیهایش. آسیبهایش را رفع کنیم. زبان قابلیت خودترمیمی دارد، بهخصوص زبان فارسی که سابقۀ کهن دارد و خط فارسی که هزار سال از عمرش میگذرد. همین زبان درون خود نوابغ و دانشمندان بسیاری پرورانده است، مانند ابنسینا، فارابی، رازی و بسیاری دیگر. آنهم زمانی که گویشها قوی بود و فارسی مانند امروز زبان معیار نبود.
منبع: فرهنگستان ربان و ادب فارسی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید