1394/6/18 ۰۹:۴۴
رعایت اصول قرینهسازی، فضای آغازین را چشمنواز مینماید. ترکیب سنگ، با زمین به زیبایی هر چه تمامتر، همنوا و هماهنگ است و سقف را با زیر و زبر خطوطش چون آیینهای سقفنما آرایش میدهد. در فضای مختصر، مسجد چون باغ بهشت، نمازگزاران را انگار به سوی ابدیت و محیط جاودان بهشتی هدایت میکند و در آن شکوهی عظیم یا افسونی لطیف را تماشا خواهیم کرد. خطوط نقشهای میان گچبریها، نگاه مشتاقان را به راه کمال میخواند و به وجد و سرور میآورد.
و باز در سابقة طولانی تاریخی و فرهنگی غنی ایران، نمونههای دیگری از آثار هنری و خدمات عامالمنفعة زیست محیطی و آرمان شهری را ملاحظه میکنیم. مثل آنچه برای بهینهسازی منابع آبی و کشاورزی و فراهمکردن زندگی خوب و سالم و استفاده از مواهب طبیعی برای عموم، با تعبیة قنات یا کاریز مد نظر بوده و از دوران گذشته، میراث بیبدیلی برای زنده نگهداشتن تمدن و حیات در ایران بهخصوص مناطق خشک و کویری از آن به جا مانده است. قنات، مظهر علم و تفکر ایرانی در جهان و به عنوان یکی از سنتیترین و کاربردترین شیوة ذخیره و انتقال آب، ایران را از شرّ خشکسالیهای پیاپی نجات داده و به آن، تمدن و فرهنگ عرضه کرده است. به نحوی که میتوان گفت کشاورزی ایران، مدیون همین قناتهای کهن بوده که با تأسف در دوران معاصر با رویکرد غلط نسبت به بهرهبرداری آب قناتها و مجوز بیجا و بیشمار حفر چاههای عمیق برای مصارف کشاورزی و صنعتی و مدیریت غلط و فهم نادرست از توسعة کشاورزی و احداث سدهای پی در پی و آلودن قناتها در بعضی نقاط به پسماندهای بیمارستانی، اغلب آلوده، کمآب و خشک شدهاند.
مرحوم دهخدا در لغتنامه اشاره کردهاند: قنات یا کاریز، ابداعی ایرانی و در جریان انداختن آبهای زیرزمینی و کاری فنی و تخصصی و هنری دقیق است که به مدد اندیشه و خرد انجام گرفته و قدمتش به قرن چهارم هجری میرسد. قنات چند کارکرد داشته: یکی انتقال آب از نقاط پربارش به نقاط کمبارش، دیگر جلوگیری از تبخیر آب به علت انتقال زیرزمینی برخلاف سد که در پشت سد به میزان بالایی، آب تبخیر و هدر میرود. سوم، افزایش نفوذ آب به منابع زیرزمینی، و بالاخره کمک به کشاورزی؛ که شوربختانه با وجودی که در فهرست آثار ملی قرار دارد به دلایلی که ذکر شد، قربانی ندانمکاریهای مدیران نسل حاضر و بیرویهایهای افراد سودجو و طمّاع شده است و طوفانهای نمکی و ریزگردها و بحران کمآبی و خشکسالی و مصیبتهای اقتصادی و جنگلتراشی و بیاخلاقی پدید آورده است و در ادامه آن، احترام به عناصر اصلی حیات، فضایی که انسان در آن به راحتی نفس بکشد، تصمیم بگیرد، انتخاب کند، انتخاب شود و شادی و پویاییاش تأمین باشد به سرعت روند کاهش گرفته است.
خلاصه و نتایج
جمعبندی من از آنچه به عنوان زمینههای اخلاق کاربردی و راهبرد آن در محیط زندگانی و نحوه اشتغال و زیست با فضیلت مطرح است، مسأله شمولیت آن است مشتمل بر آگاهی علمی و دانش سجایا و خویهایی که موجب میشود جمیع کردار انسان بدان گونه که باید، زیبا باشد و در عین حال، آسان و سهل از او صادر شود و توجهدادن به درک این موضوع که عملکردهای فردی و جمعی، پیامدهایی مثبت یا منفی در زندگی انسانها و سایر موجودات دارد و لذا باید از فرایند اکولوژیکی و از تنوع زیستیمان به عنوان امری اخلاقی و حقوقی با در نظر گرفتن الزاماتی برای حفظ و کنترل محیط پاکیزه و سالم و تلطیف هوا و افزایش زیباییهای بصری محافظت کنیم و از منابع، به طور کارآمد و پرهیزگارانه بهره بگیریم و یقین داشته باشیم که حفظ محیط زیست، منافعش به همه موجودات زنده میرسد.
حقیقت این است که ارزشدادن به طبیعت به خاطر اهمیت منحصر به فردش برای بقای انسان و کلیه موجودات، الزامی است و مسلماً عملکردهای فردی یا جمعی ما، پیامدهایی در زندگی همه موجودات دارد و میتواند تأثیر مثبت یا منفی روی زندگی انسانها و محیط زیست داشته باشد. آسیب به یک سبک زندگی، موجب آسیب به اشکال دیگر زندگی میشود. همین عقیده دست کم باعث شده است هندویان از جنگلهای هیمالیا محافظت کنند. اگر ما درک کنیم که لازم است از تنوع زیستی مراقبت کنیم، به واقع در مسائل اخلاقی رشد کردهایم. بدون تقویت و شفافیت بخشیدن به ارزشهای اخلاقی و تقویت بنیانهای نظارت و اطلاعرسانی، روشنبینانهترین قانونگذاری و جامعترین زمینههای تحقیقات و فناوری نخواهند توانست جامعه را به سوی هدف بهبود محیط زیست و محیط شهری پیش ببرد و آدمیان را از هتک حرمت حقوق دیگران در نتیجه مالاندوزی و افزونخواهی بازبدارند.
بدیهی است در جوامعی که الزامات قانونی از پشتوانه اجرایی خوبی برخوردار باشد و افراد جامعه نسبت به حقوق و وظایف اخلاقی از جمله در زمینه مسائل زیست محیطی خود از طریق آموزشهای همگانی و موضوعهای صلاحیت، صداقت، مسئولیتپذیری، احترام به حقوق و شأن افراد، نگرانی در مورد رفاه و آسایش دیگران، مسئولیتپذیری اجتماعی و جز آن آشنا شوند، امکان رعایت مسائل مختلف به لحاظ اخلاقی میسر است و اخلاق جایگاه ویژهای پیدا میکند.
منافع جامعه ایجاب میکند که انسان در هر جامعه اعم از جامعه روستایی، جامعه شهری و جامعه بشری، موازین اخلاقی را رعایت کند. این اخلاق در چند جنبه قابل طرح است؛ از جمله اخلاق مذهبی که الهامبخش آن، مذهب و دین است؛ اخلاق اجتماعی که از جامعهشناسی و مقررات اجتماعی الهام میگیرد؛ اخلاق خانوادگی که در مدیریت خانه موردتوجه واقع میشود و بالاخره، اخلاق حرفهای که به شغل فرد و محیط کار او مربوط میگردد.
انسان موفق، متعادل، مسئول، مؤمن و اثرگذار کسی است که به اصول اخلاقی پایبند و افق دیدش جهانی باشد و همچون رهبران اندیشه عدم خشونت نظیر مهاتما گاندی، تمام عالم را یک خانواده تصور کند و سعی کند بهجا و بهموقع و بهاندازه، مسئولیت اخلاقی خود را ایفا نماید و به تداوم پایبندی به اخلاق و دیدگاه عملگرایانه بنگرد که این امر، زمینهساز سعادت فرد و بشر خواهد بود. به همین دلیل در کتابهای آسمانی و بهویژه در قرآن کریم، آیات متعددی به بحث اخلاق و رعایت اصول اخلاقی تأکید شده و پیامبر اکرم(ص) غرض از بعثت خود را به اتمام رساندن مکارم اخلاقی عنوان کرده و پیامبران و امامان، اسوه اخلاق و متعهد به اصول اخلاقی بوده و فلاسفهای چون سقراط و بزرگانی چون خواجه نصیر طوسی و ملااحمد نراقی و عارفانی چون مولوی و غزالی در زمینه اخلاق آثاری پدید آوردهاند و آدمیان را به رعایت اصول اخلاقی فراخواندهاند. کتابهایی نظیر گلستان و بوستان سعدی، انوار سهیلی، مرزباننامه، ظفرنامه، سمک عیّار، پند پیران و آثار ارزشمند سنایی غزنوی، عطار نیشابوری، نظامی گنجوی، حافظ شیرازی، فردوسی طوسی، عبدالرحمن جامی، ملامحسن فیض کاشانی و بزرگمهر حکیم، و نمونههای دیگر در گذشته و شخصیتهایی از شعرای معاصر مانند فریدون مشیری، سهراب سپهری، پروین اعتصامی و دیگران جملگی به گونهای در آثار زیبا و بدیع خود، به رعایت نواحی مختلف اصول حرفهای و تعهدهای اخلاقی در جامعه تأکید کردهاند و اقتضا میکند در مقالاتی مستقل به آن پرداخته شود.
باری، خانه و مدرسه و دانشگاه، عالیترین نهادی هستند که به تعلیم و تربیت کودکان و جوانان میپردازند و چنین است که مشکلات اخلاقی از این نهادها به سمت و سوی عموم مردم جامعه راه مییابد. مسلماً در حاشیه این نهادها، رسانههای جمعی مثل رادیو، تلویزیون و شبکههای اینترنتی نیز نقش بهسزایی در انتقال فرهنگ و اخلاق دارند و جملگی در بروز یا اجتناب افراد از موارد سوءاخلاقی، نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند.
برای اجتناب از آفات اخلاقی، راهکارهایی در بخشهای مختلف ارائه شد و تأکید گردید که افراد مسئول هر یک از این نهادها و در مرحله اول خانواده که زیرساختهای اخلاقی است، لازم است با موازین اخلاقی و اخلاق کاربردی که به الگوهای متعدد آن اشاره شده، آشنا شوند و تمرین کنند که روند گفتار و کردار و کنشها و واکنشهای خود را که الگو قرار میگیرد، بر آن میزان استوار سازند و حریمی برای رعایت نظم زندگی فردی و اجتماعی و اصول اخلاقی برای خود قائل شوند.
دوم آنکه، برای پیشگیری از آفات اخلاقی و بروز ناهنجاریهای اجتماعی، همه جا و برای همه کس و در همه نهادها باید قانون به طور جدی دقیقاً رعایت شود ضمن آنکه از وجدان اخلاقی نیز کمک گرفته شود؛ زیرا قانون به تنهایی کافی نیست.
راهکار سومی که برای حل آفات اخلاقی بسیار کاربرد دارد، تبیین مبانی معرفتی و فلسفی اخلاق، و مبارزه مقطعی و انتقادی با شیوه درست و علمی از طریق رسانهها و مطبوعات از عملکردهای منفی سازمانها و نهادها و دیگر حوزههای آشکار و نهان که در ارکان جامعه تأثیر میگذارند. با داشتن چنین رویهای میتوانیم در آینده انسانهایی داشته باشیم با احساس نوعدوستی و خیرخواهی برای یکدیگر و حساس نسبت به حفظ حرمت طبیعت و محیط زیست و سختگیر به هر نوع رانتخواری و ارتشا و پایبند به اجرای عدالت اجتماعی و دمکراسی.
بر اهل معنی شد سخن، اجمالها تفصیلها
بر اهل صورت شد، سخن تفصیلها اجمالها
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید