1394/5/25 ۰۹:۳۶
به نوشته هرودُت (قرن ۴ پ.م) ایرانیان باستان حرمت خاصی به طبیعت و بهخصوص به آب روان میگذاشتند و هیچگاه در آب جاری تف نمیانداختند یا در آب، قضای حاجت نمیکردند و حتی دست خود را در آب روان نمیشستند و دیگران را نیز از آن کار بازمیداشتند.۵ به گفته او رفتار پارسیان در انظار عمومی آراسته و شایسته بود، به طوری که احدی مجاز نبود جلو دیگران، استفراغ یا قضای حاجت کند.۶ همین طور کوروش ـ سردودمان امپراتوری هخامنشی ـ مقرر داشت درباریان در انظار دیگران آب دهان نیفکنند و یا بینی پاک نکنند
صیانت از طبیعت و تأمین امنیت
به نوشته هرودُت (قرن ۴ پ.م) ایرانیان باستان حرمت خاصی به طبیعت و بهخصوص به آب روان میگذاشتند و هیچگاه در آب جاری تف نمیانداختند یا در آب، قضای حاجت نمیکردند و حتی دست خود را در آب روان نمیشستند و دیگران را نیز از آن کار بازمیداشتند.۵ به گفته او رفتار پارسیان در انظار عمومی آراسته و شایسته بود، به طوری که احدی مجاز نبود جلو دیگران، استفراغ یا قضای حاجت کند.۶ همین طور کوروش ـ سردودمان امپراتوری هخامنشی ـ مقرر داشت درباریان در انظار دیگران آب دهان نیفکنند و یا بینی پاک نکنند.۷
در آثار دیگر به جای مانده از عهد باستان نظیر «گات»های اوستا، وندیداد، ارداویرافنامه، دینکرد و کتیبهها، و همچنین آثار رومی و یونانی در زمینه تاریخ ایران از قبیل آثاری از هرودت، گزنفون، پلوتارک و کنزیاس و دیگران، این توجه ایرانیان به حفظ حرمت محیطزیست و صیانت از آن را مشاهده میکنیم که با تأسف بسیار، در دوره معاصر و روزگار کنونی، وضعیت اخلاقی جامعه چنان شده که انگار اغلب مردم این زمان، با اندیشهها و خدمات نیاکانشان هیچ آشنایی ندارند و با اصول اخلاقی و قوانین مدنی و رعایت حقالناس و تعلقات به کار نیک بیگانهاند و جز دلبستگی به مال و منال دنیا و افزونخواهیهای ناتمام و حرص به تجمیع مال و مقام به هر قیمت، نیت دیگری ندارند و به سوگندنامههایی هم که در احراز شغلی بیان میکنند، پایدار نمیمانند و اساساً از لذت تعلق به نیکوکاری و نیکی به همنوع و یا عقوبت گناه بیتوجهی به سلامت جامعه دور افتادهاند!
باری،آثار رفتارهای غیراخلاقی و دروغآمیز و اقتصاد واسطهگری اغلب ناپیدا و نامعلوم است و سود کوتاه مدت و ارضای تمنیات شهوانی چون قدرت، شهرت و ثروت، چشم فرد را نسبت به میزان خسارت و ضرر بلندمدت میبندد و موجب ندیدن عواقب شوم تصمیمهای خلاف اخلاق و رفتارهای ناشایست و موضعگیری جرمگرایانه میشود لکن افراد عمدتاً کاربرد این شیوه را زیرکی میانگارند.
لطف و سالوس جهان، خوش لقمهای است
کمترش خور کان پر آتش لقمهای است
آتش پنهان و ذوقش آشکار
درد او ظاهر شود پایان کار
(مثنوی، دفتر اول)
اکنون این پرسش مطرح میشود که: آیا اخلاق و اصول اخلاقحرفهای باید جایگاهی ورای قانون داشته باشد و به تعبیری، قوانین جاری در هر کشور باید از اخلاق سرچشمه بگیرد که دامنهای بسیار فراگیرتر از قانون دارد؟ در بسیاری از کشورها ـ از جمله کشور خودمانـ قانون اساسی را بر مبنای یک سلسله معیارهای اخلاقی که حاکم بر جامعه مینویسند. چاره چیست؟ جز اینکه انسان در پرتو تعالیم آموزشی و فرهنگی از هر طریق ممکن و با کسب دانایی و آگاهی و پیروی از قوانین مدنی و فراگیر، باید به دانش اخلاقی و مقدم بر آن به این درک اخلاقی برسد که در چگونه زیستن به حفظ سرشت خود که بر پاکی و طهارت نهاده شده بکوشد و با تأمین محیط سالم و پاک از هرگونه آلودگی، به وظیفه بزرگ اخلاقی و اجتماعی خود دست یازد و در دولتها و دولتمردان و نمایندگان مردم نواحی است که در تعمیم دادن قوانین حفظ محیط سالم در خانه و محیط کار و طبیعت، خود را به آن مقید دارند و در اجرای امور، بسیار جدی و سختگیر باشند.
صیانت از اخلاق اجتماعی، روابط سالم موجود در جامعه و پاسداری از حقوق همه شهروندان و تأمین امنیت، از وظایف دولت و نیروی مقتدر انتظامی است و باید در جهت برقراری نظم و قانون به عنوان مبنای پیشرفت و ثبات جامعه و دفاع از مظلومان و حقوق مدنی شهروندان تلاش کنند و میل تجاوز به محیطزیست و زندگی عمومی و مدنی مردم را که مغایر سلامت فکر است، با مسدود کردن سرچشمههای فساد و اختلاس و ارتشا، سرکوب کنند؛ و یقین کنند اصل ثابتی که باید رعایت شود، این است که اموال، متعلق به تمام مردم است و مصالح تکتک افراد جامعه در صورتی تحقق مییابد که مصالح عامهای که به اجتماع برمیگردد، محفوظ بماند و ضرری به جامعه و تضییع حقوق افراد آن وارد نسازد. همچنین وضعیت مدیریت واحدهای اجتماعی به گونهای باشد که برای انجام هر کاری، وقت کمتری صرف شود و با مدیریت مناسب و رابطه مسئولانه و برادرانه میان مدیر و نیروها و وجدانکاری، سرمایههای مادی و انسانی و توان مردم در معرض اتلاف و بازده نامطلوب قرار نگیرد.
نهادینه کردن اخلاق و دمکراسی
باید توجه داشت که اخلاق حرفهای یا اخلاق کاری و مرامنامههای اخلاقی، مفاهیمیاند که در گستره دانش مدیریت مطرح شدهاند و نوعی رهبری به وسیله اخلاق و آرمانهای ارزشی در زمان میباشند، به نحوی که به یقین میتوان گفت که رهبری موفق در سازمانها، بدون تعهد به رعایت اخلاق سازمانی و اصول دمکراسی امکانپذیر نیست. نهادینه کردن اخلاق در هر سازمان موجب خودکنترلی افراد و تنظیمکنندة روابط فرد با دیگران در چارچوب هدفهای سازمانی و نظام دادن به روابط بین انسانها از حیث انسان بودنشان در نظام خلقت و طبیعت خواهد شد. مسلم است که زمینه رسیدن به دنیای عالی اخلاق و فضیلت و کسب سعادتمندی جهان که آدمی به حکم فطرت طالب آن است، تقواست و در قرآن کریم حدود ۲۵۰ آیه به آن اشاره دارد و در کلیه مکاتب فلسفی و منابع دینی نیز از جایگاه رفیعی برخوردار است و میتوان در موارد متعدد از آن بهره گرفت.
همچنین باید توجه کرد که بین اخلاق و قانون، تعامل و نسبتی هست و قانون بایست امکان رفتار اخلاقی را فراهم سازد و زمینه را برای تقویت بنیانهای اخلاق مساعد کند و از وظایف دستاندرکاران رسانهها و روزنامهنگاران و مجریان قانون است که واقعیت را تا جایی که ممکن است، دقیق و درست ارائه کنند و قانون باید ساز و کار این امر را فراهم کند.
مراد از اخلاق حرفهای، اخلاق درست، اخلاق بیطرف و احترام برانگیز است، نه ترس این دنیا و آن دنیا را دارد و نه دنبال پاداش و یا نگران تنبیه است؛ یعنی اگر دروغ و ریا بد است، در هر حال بد است. رعایت موازین اخلاقی در روابط اجتماعی و تمامی حرفهها، امری پذیرفته شده است و علم اخلاق به بررسی و مطالعه اصولی میپردازد که رفتار درست و نادرست بشری را از یکدیگر متمایز میکند. نقش روزنامهنگاران و همچنین منتقدان و ناقدان و سخنوران و واعظان اجتماعی در عرضهحفظ اصول اخلاقی و مقید کردن زمامداران و رهبران و کارگزاران و مردم به تأمین این اصول از اهمیتی ویژه برخوردار است. وارسی اقدامات مصادر امور و نشان دادن هرگونه سوءاستفاده از قدرت یا ناشایستگی و سوءمدیریت و فساد اداری از سوی آنان، یکی از راههای تأمین اصول اخلاق حرفهای و تبیین نظامنامه اصول اخلاقی و ترویج فرهنگ آن است.
یکی دیگر از راههایی که به اجرایی کردن قانون و مرامنامه اخلاقی کمک میکند، واگذار نکردن چندین شغل به یک نفر است. به گفته خواجه نظامالملک: «مردی و کاری». رجال آگاه، هیچ گاه دو شغل به کسی واگذار نمیکنند و یک شغل نیز به دو نفر نمیسپارند تا کار هر کس، منظم و کامل و صحیح انجام گیرد. هرگاه فردی صاحب چند پیشه شود، در کار هر یک از پیشه او تباهی و خلل حاصل میشود؛ زیرا از عهده انجام دادن و یا نظارت کردن کامل و دقیق برآن برنمیآید و اگر دو نفر نیز بر مصدر کاری منصوب شوند، هر یک انجام کار را بیشتر بر دوش دیگری وامیگذارد و کار، بهموقع و دقیق انجام نمیگیرد و البته مورد سرزنش قرار میگیرند، مثال دو کدبانو را در یک خانه دارد، یا دو کدخدا را در یک ده که میل ندارند زحمت هر یک نزد ارباب و رئیس به نام دیگری ثبت شود و چنانچه اشکالی در انجام وظیفه هر یک پیش آید، تقصیر و کوتاهی را به گردن دیگری اندازند. صاحب قابوسنامه میگوید: «خانه به دو کدبانو، نارُفته مانَد!»
بدینسبب است که واگذاری مشاغل در چنین صورت، در کار مدیریت، خلل و نادرستی و درهمریختگی و بیاخلاقی پدید میآورد؛ موضوعی که یکی از ارکان مهم در مدیریت و برنامهریزی است. اشکال اساسی هم از مسئولان بلندپایه است که مشاغل متعددی را به یک نفر وامیگذارند، بدون آنکه توانایی وی را به لحاظ دانش، مدیریت، وقت و تقوا در نظر بگیرند. با این عمل، تقسیم وظیفه و مشاغل هم نکردهایم و در نتیجه، عدالت اجتماعی و رعایت حقوق افراد محق را پاس نداشتهایم و هم کار نظام اجتماعی و برنامهریزی و مدیریت را تخریب و ضایع کردهایم و بیانگیزگی و بیاعتنایی و ظلم و باری به هرجهت را در اجتماع و سازمانها رواج دادهایم و در مجموع از غیرت ملی و فضیلت مشاغل کاستهایم.
پینوشتها:
۵ـ تواریخ، ص ۷۶٫ ۶ـ همان، ص ۷۵٫ ۷ـ سیرت کوروش، ص۳۱۴
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید