1394/5/19 ۰۹:۳۰
کافی است درک کنند که هر گونه رفتار آنها با جامعه و محیطزیست به خودشان و نسل خود بازگشت میکند.
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صواب
(مولوی)
به نیکی گرای و به نیکی بکوش
به هر نیک و بد پند دانا نیوش
نباید که گردد به گرد تو بد
که از بد، تو را بیگمان بد رسد
(فردوسی)
اخلاق حرفهای و ضرورت یادگیری آن
اخلاق حرفهای، رشتهای از دانش اخلاق است که روابط شغلی و مدیریت رفتار و کردار آدمی را هنگام انجام کارهای حرفهای، تبیین میکند. به مجموعه آداب و شیوههای رفتارهای پسندیدهای نیز گفته میشود که صاحبان مشاغل میباید رعایت کنند یا صفات و اعمال نکوهیدهای که لازم است از آنها اجتناب شود و به طور کلی مشتمل بر اصول و قواعد حاکم بر رفتار شغلی و حرفهای و معیارهای ارزشی است که بر محیط حرفهها باید حاکم شود. رسالت عمده، عبارت است از حل مسائل اخلاقی افراد و مؤسسات و تعیین تعهدات و مسئولیتهای اخلاقی اشخاص و سازمانها. اخلاق حرفهای در موقعیت معطوف به آینده هر سازمان، نقش راهبردی دارد و بیتوجهی به آن، سازمانها را سخت آسیبپذیر و متضرر میکند. به همین سبب، بخشی از هزینههای تبلیغاتی باید صرف اخلاقسازی سازمانها شود تا تأثیر آن، مزیت رقابتی آفریند و به عنوان ابزار اعتمادآفرینی پایدار و اصیل مطمح نظر واقع شود.۱
از آن سبب که در قرن حاضر و عصر انفجار اطلاعات، توسعه اقتصادی و پیشرفت تکنولوژی و نگاه صرفاً ابزاری به حرفه و اشتغال، ارزشهای انسانی و اخلاقی و عاطفی را در معرض خطر قرار داده و نوعی با خودبیگانگی و چندشخصیتی پدید آورده است، اخلاق حرفهای به عنوان یکی از عمدهترین شاخههای اخلاق مورد توجه قرار گرفته است و آن را در دو حوزه کاربردی بررسی میکنند: یکی «اخلاق حرفهای فردی» که اصول و قواعد و رفتارهای اشتغال او را در بر میگیرد؛ دیگر، «اخلاق حرفهای سازمانی» که جنبه اجتماعی دارد و فرهنگ محیط و مشاغل را شامل میشود.
واضح است که هر شغلی به اقتضای حرفهای، مسئولیتهای اخلاقی ویژهای میطلبد. اصول عمومی اخلاق در تمام حرفهها، الزامی و تعهدآور است و بر حسب نوع مشاغل نیازمند اخلاقیات خاص میشود، نظیر: اخلاق پزشکان و پرستاران، اخلاق معلمان و کتابداران، اخلاق خبرنگاران و نویسندگان، اخلاق آموزشی و پژوهشی، اخلاق فنی ومهندسی، اخلاق دانشجویی، اخلاق سیاسی، اخلاق قضایی، اخلاق نقد، اخلاق گفتگو، اخلاق معیشت، اخلاق تولید و مصرف، اخلاق انرژی و صنعت نفت و گاز، اخلاق زیستمحیطی و جز آن که جملگی جزء مباحث اخلاق کاربردی و شاخههای آن به شمار میآیند.
بر این اساس هر فرد در محیطهای علمی و آموزشی و اجتماعی و اقتصادی و هنری و صنعتی و دیگر زمینهها، مکلف است جایگاه و موازین تعاملات اجتماعی انسانها را بیاموزد و یاد بگیرد که در هر حرفه و اشتغال که بدان روی میآورد، علاوه بر داشتن تخصص، از اخلاق ویژه آن حرفه و تنظیم بهترین روابط بین انسانها در حوزه روابط صنفی، آگاهی کافی کسب کند و این سخن و قاعده حکیمانه، ملکه ذهن او قرار گیرد که مراعات حقوق اجتماعی و مدنی انسانها و پیروی از شیوه خردورزانه و نگرش انساندوستانه در تعامل اجتماعی و انجام امور با تکیه بر فضایل اخلاقی و درستکاری، باقوامترین سازههایی است که تأثیر بسزایی بر بستر اخلاقی انسان میگذارد و موجب جلب اعتماد مراجعان و در نهایت مایه پیشرفت و ترقی بنیادها و ارکان جامعه و صیانت از طبیعت میشود.
از آنجا که انسان دستخوش عواطف و احساسات خویش است و همیشه این بیم وجود دارد که ناخواسته تحت تأثیر آشناییها، دوستیها و دشمنیها و تمنیات شخصی و تصاویر نادرست از افراد و سخنهای این و آن قرار گیرد، بر کارشناس و مدیر مقید به رعایت اخلاق حرفهای لازم میشود که دنبال معرفت و دانش باشد و فضایل اخلاقی را در خود پرورش دهد و معیارهای اخلاقی را ملکه خویش سازد و به این نکته وقوف یابد که «فضیلت» در مسئولیتپذیری فرد، یکی از مهمترین تفاوتهای میان انسان و سایر موجودات، در قبال حقوق دیگران معنا مییابد. مهمترین اصول راهبردی که نقش هدفهای اخلاقورزی نیز دارند، عبارتند از: حرمت و کرامت آدمی، آزادی فردی، عدالت، امانت. بنا بر این منشور اخلاقی وسیله تزیین و شعار نیست، بلکه به صورت شفاف و رسا تدوین میشود تا هر سازمانی به نحوی استثنا ناپذیر به آن پایبند گردد و از مزیتهای استراتژیک برخوردار شود.
مفاهیم اخلاق حرفهای و مصادیق آن
چون اطلاعات و فرهنگ جنبه عمومی دارد و فرهنگ ما در همه رفتارها و کنشهای فردی و جمعی است و به این جهت ساختارگرایان، همه حوزههای کنشهای فردی و جمعی اعم از حوزه سیاست و اجتماع و اقتصاد را ساخته فرهنگ میدانند، باید فضا برای بحثهای عمومی، مساعد و جامعه مدنی تقویت شود و مکتب مسئولیت اجتماعی و پیمان دستهجمعی در نهادها را پدید آوریم که از کوشش عدهای از دانایان و متخصصان پرهیزگار سرچشمه می گیرد تا با این هدف بتوانند اصول اخلاقی را بر این اصل قانون با قید وجدان کاری به اجرا درآورند و مانع سوءاستفادهها در جامعه بشوند.
پاسداری از واقعیت و محدود کردن مردم به رعایت حقوق یکدیگر در همه زمینهها، اخلاق حرفهای در مفهوم عام آن است و در زمینهای خاص مثل روزنامهنگاری مفهوم اخص دارد. هر خدشهای به هر یک از انسانها وارد شود، الزاماً و نتیجتاً به کل پیکره اجتماع آسیب وارد میکند. وقتی در جامعهای فساد زیاد میشود و اختلاس و تجاوز و زیادهروی و نزاع و خشونت و تهمت و بیادبی و رشوهخواری و زیرمیزی و دروغ و اسرافکاری و مافیای کوهخواری و زمینخواری و درآمدهای کلان و آلودگیهای زیستمحیطی و نگرشهای بخشنگری و سهمخواهی که از هر سو روان آدمی را خراش میدهند رواج مییابد، همه اینها، هم ریشه فرهنگی دارد و هم آثار فرهنگی و هم تبعات اقتصادی. اینجاست که قانون و نظام آموزشی با اتکا به همه تجربههای بشری و جهانی میتواند به مدد اخلاق برسد و امکان اخلاقی را فراهم آورد. و این انگیزه قوی را در افراد ایجاد کند که به قوانین اخلاقی در بستر تأمین و تضمین عدالت اجتماعی پایبند باشند.
پایه و پیکره اصلی دین نیز اخلاق است و اخلاق و اخلاقی زیستن، نیاز به تحریک عاطفی دارد. بنابراین ضرورت دارد از لحاظ اصول اخلاق حرفهای به سمت اجماع برویم و برای ایجاد آن، زمینههای مشترک و ضمانت اجرایی فراهم کنیم. به این معنی که اخلاق و مصادیق آن مثل نحوه مصرف در زندگی، از حالت امر اخلاقی که واجد ضمانت اجرای قانونی نیست، درآید و به کدهای قانونی تبدیل شود.
همچنین در مباحث بنیادین حرفهای، ادبیات کافی، رویکردی روشن و مواضع دقیق داشته باشیم و در کنار امر تنظیم نظام قانونی، به وسایل مختلف و از جمله از طریق رسانههای جمعی، فرهنگسازی کنیم و افراد جامعه را دچار فرایند تغییر و تحول سازیم؛ چنان که برای مثال، هر فرد هشیار شود که اگر از ناحیه تصرف او به منابع طبیعی و انسانی به هر صورت به دیگران ضرر وارد شود، به گونهای که استفاده دیگران محدود گردد، ضامن خسارت وارده است. مثل آب رودخانه که از آن همه مردم است و کسی حق ندارد به گونهای از آن استفاده کند که زمینه استفاده دیگران را از بین ببرد. یا برخی از اموال اگرچه در ملک شخصی افراد است، ولی چون از منابع ملی محسوب میشود و از یک نظر جنبه عمومی دارد (مثل آب، انرژی، معدن، زمین موات و…) حدود تصرف مجاز آن محدود است و نباید در آن اسرافکاری شود یا آلودگی به محیطزیست وارد آورد.
همچنین است کسانی که یک خانه نیاز دارند، اما ده خانه تهیه میکنند و به چگونگی آسیبهای زیستمحیطی و اجتماعی آن نمیاندیشند و یا بسیار کسانی که در ساخت و ساز، صرفاً به جهات کاسبکاری و سرمایهاندوزی میاندیشند و معماران باذوق را در بناها به استخدام نمیگیرند و حساسیتی به استحکام بنا و کیفیت و مرغوبیت کار و لوازم بنا و زیبایی و سرسبزی طبیعت و محیط پیرامون آن به خرج نمیدهند و پیوسته در پی شهوت حرص و آز به سر میبرند. شیخ اجل سعدی، حدود هشتصد سال پیش از خاطرهای میگوید که با بازرگانی طماع و حریص در جزیره کیش داشته است: بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل بنده خدمتکار. شبی در جزیره کیش مرا به حجره خویش در برآورد. همه شب نیارمید از سخنان پریشان گفتن که فلان انبازم (شریک) به ترکستان و فلان بضاعت (مال) به هندوستان است و این قباله فلان زمین است. گاه گفتی خاطر اسکندریه دارم که هوای خوش است، باز گفتی نه که دریای مغرب مشوش است. سعدیا سفری دیگرم در پیش است، اگر آن کرده شود به قیمت عمر خویش به گوشه بنشینم. گفتم آن کدام سفر است؟ گفت: گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمت عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم آرم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حلب و آبگینه (آیینه) حلبی به یمن و برد یمانی (یک نوع پارچه) به پارس، وز آن پس ترک تجارت کنم، به دکانی بنشینم، انصاف از مالیخولیا (جنون) چندان فرو گفت که بیش طاقت گفتنش نماند. گفت: ای سعدی تو هم سخنی بگوی از آنها که دیدهای و شنیده. گفتم:
آن شنیدستی که در اقصای غور بارســالاری بیفتـــاد از ستور
گفت چشم تنگ دنیا دوست را یا قناعت پر کند یا خاک گور
پینوشت:
۱ـ فرهنگ علوم رفتاری، ص۱۵۴؛ اخلاق حرفهای در خدمات بهداشتی و درمانی، ص۸٫
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید