1394/5/13 ۰۹:۱۲
خوشبختانه ما در جامعه ایرانی زیربنایی از دیانتمان داریم و دین ما همّش، رشد فکری مردم است و همانطور که ذکر کردیم، ادبیات ما نیز سرشار از منابعی است که برخوردار از اصول اخلاقی است؛ اما تلاش نکردهایم که از این زمینهها به خوبی استفاده کنیم و از آن حالتها خود را خارج سازیم. جامعه باید از نظر فکری متحول شود. برای تحولی بنیادی که زمینه تحولهای دیگر است، لازم است از تحرک به تعمیق منعطف شویم؛ یعنی مطبوعات و رسانهها به جای تحریک احساسات مردم، ذهن مردم را متوجه تفکر کنند. در تحول فکری نیز تحول تمام افراد جامعه به فوریت لازم نیست. نخبگانی فکر را میدهند، قشر واسطهای آن را میگیرند و به زبان مردم به مردم منتقل میکنند و زمینه ترقی و تحول جامعه را فراهم میکنند.
آموزههای اخلاقی
شایان ذکر است که چون آفرینش انسان بر سرشت پاکی و طهارت نهاده شده، هر انسان سالم به آن گرایش خواهد داشت. و اگر انسان در مقابل هر نوع آلودگی واکنشی از خود نشان ندهد، در واقع از جهت روحی و روانی بیمار است. از سوی دیگر طبیعت نیز از انسان آگاه انتظار دارد که در تمیزی و حفظ سلامت آن بکوشد. از این جهت حفظ محیط زیست از مباحث مسلّمات عقلیه شمرده میشود و حفظ آن بر اساس اجماع عقل بشری واجب است و از این روست که ساکنان آلودهترین محیط جامعه انسانی، بر خلاف آن نظری نخواهند داشت.
مطلب یاد شده از این جهت ارزش بیشتری پیدا میکند که اگر بخواهیم جامعه از لحاظ فکری و علمی، روحانی و مادی، پیشرفت مطلوب و سریع داشته باشد، باید هر گونه موانع را از مسیر رشد و تکامل بشر برداریم و برای او محیط سالم و تمیز مهیا سازیم تا بهراحتی در راه رسیدن به هدفهای اصلی خود قدم بردارد و همانطور که طبیعت هستی به هرگونه وسایل پرورش و رشد انسانها مجهز و خود را در اختیار بشر گذاشته، ما نیز وظیفه داریم در حفظ آن حداکثر تلاش خود را به کار بندیم. انسان در سایه آلودگی به هیچ مقام علمی و روحانی نخواهد رسید و اگر اتفاقی کسی به مقامی برسد، نفعی به دیگران نمیتواند برساند و آلودگی محیط، زحمتهای او را هدر خواهد داد.
ذکر این مطلب بسیار ضروری است که شکوفههای استعدادهای بشر در گرو سلامت محیط زیست است. از این سبب بدون زیباسازی و تمیز نگهداشتن محیط زیست، رسیدن به هدفهای مطلوب و مورد نظر نه فقط مشکل، بلکه ناممکن خواهد بود و اساساً محیط نامناسب نشو و نمو، موجود نامساعد و ناموزون به بار میآورد. برای حفظ محیط زیست و اشتغال، باید برنامهها طوری طراحی شود که انسانها در آن احساس ملال و ناامیدی نکنند. سرشت و فطرت انسانی نیز بر این اساس است که انسان زمانی به فرد یا جامعه اعتبار میدهد و اعتماد میکند که آنها خود را از هر گونه آلودگی و معصیت مصون کرده باشند. از این نظر خداوند در موقع ارسال پیامبر و انزال کتاب خود، آن دو را از هرگونه رجس و شک و شبه پاک کرد و برای عصمت و پاکی آخرین و برجستهترین پیامبر خود میفرماید: «انّما یُرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»۱ و جایی دیگر میفرماید: «و ما ینطق عن الهوی»۲ در نتیجه اگر خداوند این ویژگی را به پیامبر خود عطا نمیکرد، مردم چون به حرفهای حضرت اعتماد و ایمان کامل نداشتند موقع عمل به دستورهای وی در شک و تردید باقی میماندند و همین امر آنها را در عمل با مشکل روبرو میکرد.
خداوند متعال برای قرآن مجید نیز همین روند را وضع کرد و فرمود: «ذلک الکتاب لا ریب فیه هُدیً للمتقین»:۳ در این کتاب هیچ شک و شبه نیست که پرهیزگاران را هدایت میکند. حضرت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در بیانات خود، دین را بسیار زیبا تشریح کرده و ضمن آن، عمده هدف اسلام را مشخص و تعیین کرده است. میفرماید: «الذین یعتصم»:۴ دین، انسان را عصمت و پاکی میدهد. در جایی دیگر میفرماید: «اخوک دینک فاحفظ لدینک بما شئت»،۵ دین برادر توست آنچه قدرت داری با آن به احتیاط عمل کن. در پرتو این بیانات پر مغز و بیانگر حکمت و فلسفه میتوان گفت: احتیاط شدید در موقع انجام وظایف دینی، در واقع احتیاط شدید در امور پاکی و طهارت است. جامعتر بگوییم: اساساً هدف اسلام از دستورهای شرعی، ایجاد پاکی و طهارت است، چه درونی باشد یا بیرونی؛ چه فردی باشد یا اجتماعی، از این جهت همه احکام الهی در زمره وسیله قرار میگیرند. نه اصل هدف.
خداوند در قرآن مجید میفرماید: «انّ الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر»:۶ نماز انسان را از فحشا و زشتیها بازمیدارد. در این آیه شریفه آنچه مطلوب و منظور است، حفظ انسان از زشتیها و ناپاکیهاست. و نماز برای رسیدن به آن هدف، وسیله و پله است. حال روشن میشود که چرا نماز بزرگترین و باثوابترین عبادت در دین شمرده شده است. این ارزش بدین خاطر است که چون نماز انسان را در به دست آوردن سرشت انسانی که بنای آن بر پاکی و طهارت است کمک میکند، لذا خداوند به آن ارزش و اهمیت زیادی داده است.
باورهای عمومی
بدون تردید مؤمن و عابد که قاعدتاً با هدف و غایت عبادت آشناست، باید بکوشد که اصول اخلاقی را از قبیل صداقت و راستگویی، و انصاف و برابری، و امانتداری و وفاداری، احساس مسئولیت اجتماعی، تخصصگرایی و تقواپیشگی و یک پیشگی شغلی و جز آن، به نمایش گذارد. به واقع حفظ زیست یک مسئولیت همگانی است. هوا و خاک و نور آفتاب و آبهای عمومی و به طور کلی منابع محیط زیست، از مشترکاتند که همگان حق دارند از آن استفاده منظم و صحیح بکنند. بدیهی است که حفظ این محیط یعنی سالم نگهداشتن محیط زیست نباید بهانهای برای محدود کردن تصرف مالکانه و غیر مضر به اشخاص در اموال و املاکشان شود.
باید توجه داشته باشیم که باورهای عمومی، قدرتمندتر از قوانین فرموده دولتهاست و ارائه یک چارچوب اخلاقی برای زندگی پایدار که بتواند در زمینههای فرهنگی مختلف اجرا شود، ضرورت دارد. بیزلی در تعریف اصول اخلاقی برای زندگی پایدار در کره زمین توضیح میدهد که: «هر انسان بخشی از مجموعه حیات است که از تمام موجودات زنده تشکیل شده و این مجموعه، تمام اجتماعات انسانی، نسلهای حاضر و آتی و دیگر بخشهای طبیعت را به هم پیوند میدهد و مجموعه حیات او در بر گیرنده تنوع فرهنگی طبیعی نیز هست. همه انسانها حقوق اصولی و برابر دارند که شامل زندگی، مذهب، امنیت فکری، آزادی بیان، تشکیل اجتماعات و گردهماییهای صلحآمیز است که از جهت طبیعی و وجه اخلاقی باید باور کنیم که بخش لاینفکی از یک کل واحدند که همه چیز آن به هم مربوط است و هر یک باید مسئولیت پیامد فعالیتهای خود را در طبیعت قبول کنند و توسعه جامعه نباید امکانات دیگران و نسلهای بعد را محدود کند.»۷
و باید توجه داشته باشیم که نظام اخلاقی فردی و اجتماعی بین ملل و اقوام مختلف در پارهای از موارد متفاوت است. در کشوری که نظام حکومتش مذهبی نیست و نظام اخلاقیاش فارغ از دین است، عمل و رفتاری، اخلاقی و پسندیده جلوه میکند در حالی که ممکن است آن عمل در کشوری که مبتنی بر تعالیم مذهبی اداره میشود، ضد اخلاق تصور میشود؛ لذا ارائه ملاک نهایی و ترسیم جدول ارزشها و ضد ارزشها و ارائه الگوی اخلاقی، شرط لازم مفید بودن اخلاق است، با این تأکید که علم اخلاق باید بتواند با ارائه شاخصها و ملاکهای معینی، تکلیف اخلاقی افراد را در انجام رفتار خاص مثل تشویق و ارتقا تعیین کند.
مرامنامههای اخلاقی (زیستی و حرفهای)
دانشمندان به این نتیجه رسیدهاند که رعایت اخلاق در رشد فناوری و اصول زیستمحیطی یکی از مهمترین نکات مورد توجه در علم ژنتیک است و به عبارتی دیگر، اگر رشد فناوری و رعایت مبانی اخلاق زیستی همراه باشند به مراتب نتایج بهتری حاصل خواهد شد. بقراط فرموده است: همانطور که جنین سالم در زهدان سالم، رشد سالم خواهد داشت، محیطزیست را هم باید سالم نگه داشت. محیط سالم و تمیز، سطح فکری انسان را بالا میبرد و انسان در محیط آلوده نمیتواند از هر نوع استعدادی که دارد به نحو مطلوب استفاده کند.
بنابراین آموزش اخلاق حرفهای از ارکان مهم برنامهریزی و مدیریت رشتههای دانشگاهی و کارگاههای آموزشی باید باشند و هدف اولیه آموزش، ارتقای دانش و آگاهی جامعه و تنویر افکار عمومی نسبت به محیط زیست و چگونگی اشتغال و آثار پیامد فعالیتهای مخرب مختلف انسان نتیجه آن بر افت کیفیت محیط و روشهای کاهش این گونه پیامدهای مخرب است.
پینوشتها:
۱ ـ احزاب، ۳۳ ۲ ـ بقره، ۲ ۳ ـ نجم، ۳ ۴ ـ غررالحکم، ماده دین
۵ ـ کلمات القصار امیرالمؤمنین(ع)، ۱۹۹۶ ـ ۱۹۲ ۶ ـ عنکبوت، ۴۵
۷٫Beasly.m.1993.caring for the earth: Astraleqy for sorvial. Lunchرunepرwwf.
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید