1394/5/6 ۰۹:۳۹
آنچه در این پژوهش آمده، شامل مطالبی است که نگارنده در مطالعات اجتماعی و انسانی پیرامون برخی از دیدگاههای اخلاقی در ادارة زندگی فردی و اجتماعی و در محیط زیست و اشتغال که از آن به «اخلاق کاربردی» تعبیر میشود، ملاحظه کرده و با استناد به منابع علمی و مشاهدات عینی و تفحص در این زمینه به قدر کفایت و ضرورتی که برای جامعه کنونی متصور است، عنوان کرده است و طبیعی است نمیتواند جامع آنچه در اطراف و اکناف این موضوع گسترده به دست میآید، باشد که مستلزم استقصای تام و حضور در نواحی مختلف خواهد بود.
گر عمر تو باشد به جهان تا سیصد
افسانه شمر زیستن بی مر خود
باری چو فسانه میشود ای بخرد
افسانة نیک شو، نه افسانه بد
(باباافضل کاشانی)
کار خود نیک برآرید که در گنبد چرخ
این صدایی است که تا روز جزا میماند
(جلالالدین مولوی)
مقدمه (هدف و روش)
روش مورد استفاده در این پژوهش، نگرشی سیستمی میباشد که نگاهی از کل به جزء و نتیجة مشاهده و مطالعة تفسیری و تحلیلی منابع و رویدادهاست و سعی شده که مطالب به طور موجز و روان تقدیم علاقهمندان گردد، به نحوی که در مجموعة مطالعات مسائل محیط زیست و آیین زندگی با پرداختن به یکی از مهمترین زمینههای آن یعنی «اخلاق حرفهای»، وظیفهای هرچند کوچک انجام گرفته باشد و بدون تردید، اخلاق حرفهای در هر شغلی بهخصوص در موضوع محیط زیست از اصلیترین و مهمترین مباحثی است که ارتباط تنگاتنگی با زندگی اجتماعی و محیط زیست مردم دارد و باید نسبت به آن بسیار حساس و فوقالعاده جدی بود و در اعمال و اجرای قوانین مربوط به آن و آموزش همگانی در بارهاش از طریق رسانههای گروهی و اجتماعی و گردهماییهای علمی و آموزشی و نظایر آن بسیار کوشید و در مراکز تعلیمی و فرهنگی به عنوان اصلیترین کانونهای تربیتی، مورد توجه و برنامهریزی قرار داد.
استفاده از معانی و مفاهیم آیات قرآن و احادیث و معارف دینی و همچنین بیان سخنان حکیمانة حکما و عرفا در موضوع احترام به طبیعت و محیط زیست و نیز تذکار رویدادهای تاریخی و اجتماعی در ابعاد زیست محیطی و بحرانهای پیش آمده ناشی از بیتوجهی و سستی یا اعمال زورگوییها و دستاندازیهای متجاوزان به منابع عمومی از دیدگاه تاریخنویسان و محققان، در راه آشنایی و آگاهی مردم با آرمانهای محیط مطلوب زیست انسان و برخورد بهینه و بسامان به عوامل زیست محیطی و کنترل آلودگی سامانههای مختلف، کمک شایانی خواهد کرد.
به یقین یکی از پایههای اصلی و اساسی در کار صیانت از طبیعت و راههای مطمئن و مفید در جهت توسعة کشور و ایجاد محیط مطلوب برای زیستن، میزان آگاهی مردم و تصمیم گیرندگان جوامع در کاربرد اخلاق حرفهای است که برای تأمین نیازهای انسان امروز و به عنوان مؤثرترین عامل تغییرات زیست محیطی، امری حیاتی و ضروری میباشد؛ بنابراین لازم است که مسائل مربوط به آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد تا به عنوان سدی محکم، هرچند بهتر مانع تخلفها و خسارتها به طبیعت گردد و کارایی مناسب برای بهینهیابیهای چندهدفه در برنامهریزی و مدیریت ایفا کند. امیدواریم متن حاضر، آغاز کننده کوششهای دیگری در زمینه اخلاق حرفهای و مسائل فرهنگ و برنامهریزی محیط زیست و جوانب و نواحی مربوط به آن باشد.
کلیات، تعاریف و مبانی
در آغاز سخن ناچارم تأکید کنم که در گفتارهای عمومی اغلب، زبان دقیق علمی مشترک بین گوینده و شنونده وجود ندارد. الفاظ، ترجمان صادق مفاهیم نیستند و امکان اختلاف نظر موجود است. این اختلاف نظرها را باید به کمک گفت و شنودهای تخصصی علمی از میان برداشت. در دنیای کنونی، آنچه بیشترین تأثیر در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی افراد دارد، آگاهی همراه با احساس مسئولیت نسبت به خود، دیگران، نسل گذشته و آینده و در برابر اجتماع، اخلاق، هنر، فرهنگ، تاریخ و محیط زیست است.
خوشبختانه ادبیات و فرهنگ ایران زمین، سرشار از منابعی است که برخوردار از اصول اخلاقی و دستورالعملهای حکیمانه و هدفهای تربیتی است؛ مانند انواع اندرزنامهها نظیر قابوسنامه، سیاستنامه، کیمیای سعادت، اخلاق ناصری، گلستان، بوستان و جز آن که فاصله گرفتن از اندیشة خودخواهانه را به نزدیک شدن به اندیشههای دگرخواهانه و انسانی که موضوع اخلاق است، سوق میدهد؛ اما در این بحث محور سخن آن است که اخلاق حرفهای و اخلاقیات زیستمحیطی که شاخهای از علوم اخلاقیات است، به عنوان یک امر مستقل مطرح گردد؛ امری که وابستگی آشکار و انتقاد برانگیزی به سیاست و مدیریت و حقوق نیز دارد و همواره مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان علوم انسانی بوده است.
اخلاق به منزلة یک دانش، گسترهای از علوم انسانی را شامل میشود که در حوزههای مختلف بشری با مسائل گوناگون روبرو میشود و در حل آن محتاج تحقیق میگردد. قدما علم اخلاق را آموزگار خویهای نیکو و اخلاق را جمع «خُلق» دانستهاند که عبارت از صورت باطنی است و در مفهومسازی عالمان، اخلاق به معنای هیأت راسخ در نفس است که افعال از آن به سهولت صادر شود.۱
امروزه تلقی نسبتاً نوینی از اخلاق در میان است و از خُلق و خوی به «الگوی رفتاری» تعبیر میکنند؛ الگوی خاصی از رفتار ارتباطی درونشخصی و برونشخصی و مسئولیتپذیری فرد در رفتار ارتباطی که به رعایت حقوق دیگران معطوف است و مشتمل بر مجموعة قواعدی میشود که رعایت آنها برای نیکوکاری و رسیدن به کمال لازم است.
معناشناسی و مفاهیم عام اخلاقی
اخلاق و خلق را صفت، رفتار عادتشده و مزاج تعریف کردهاند و خُلق را مجموعهای از ویژگیها و صفات روحی تفسیر کردهاند که در انسان تثبیت شده و به صورت پایدار درآمده و با وجود آنها، انسان کارها را بهدرستی انجام میدهد. به مفهوم دیگر به دانشی گفته شده که از حسن و قبح و خوبی و بدی رفتار، بحث میکند.۲
علم اخلاق و به تعبیری علم زندگی و آیین زیستن، یکی از ضروریترین علوم و سرنوشت سازترین دانشها برای انسان است و در آن ضمن بیان احکام ارزشی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی آگاهانه و مختارانة آدمی، مسیر اتصاف به فضایل و احراز خوبیها و پرهیز از زشتیها را مینمایاند. امام کاظم(ع) میفرماید: «لازمترین دانش برای آدمی، دانشی است که او را به صلاح قلب راهنمایی کند و فساد آن را برایش آشکار سازد.»۳ امام علی(ع) هم میفرماید: «مردم به تربیت شایسته محتاجترند تا به نقره و طلا.»۴
و اما کار و شغل، به مجموعهای از وظایف و تکالیفی گفته میشود که فرد برای انجام دادن آن استخدام و به کار گرفته میشود و در اجرای آن، از موازین، قوانین و مقررات در قالب تشکیلات اداری که در نمودار سازمانی نیز مشخص شده است، پیروی میکند. به ضوابط نانوشتهای هم گفته میشود که باید حاکم بر روابط و مناسبات بین دو طرف در یک حرفه یا در یک داد و ستد باشد، به نحوی که منافع هر دو طرف حفظ و صیانت شود. بدیهی است دانشمندی که با دانش و پژوهش خود در رفع مشکلات علمی جامعه میکوشد، پزشکی که بیماران را تیمار میکند یا مهندسی که طرحهای فنی ارائه میدهد، مناسباتی که بین خریدار و فروشنده، کارمند و ارباب رجوع برقرار میگردد و امثال آن، مصداق بارزی از مصادیق کارند.۵
به همین سبب در هر حرفهای، آموزش مجموعهای از دانش و فن و معیار رفتار و ارزشهای انسانی و هنری توأمان (و نه صرفاً تحصیل معمول نظری)، مدنظر قرار میگیرد و بر هنر نحوة به کاربردی مهارتهای نوین در استفاده از یافتهها و دانش و تکنولوژی جدید بر معیارهای انسانی و قوانین مدنی تأکید میشود و به این نکته نیز اهمیت داده میشود که در انتخاب شغل و یا گزینش افراد برای مشاغل، میزان علاقة او علاوه بر استعدادها و توانمندیها در نظر گرفته میشود؛ زیرا علاقهمندی به کار، به شاغل احساس لذت و آرامش روحی میدهد و باعث رشد و شکوفایی استعدادها و خلاقیتهای او میشود. از قدیم گفتهاند بهترین مدیران آنانیاند که ضمن تسلط بر حرفة خود، نخست عاشق آن باشند. البته آنچه عشق و علاقه را میتواند در سالمترین صورت اشتغال به کاری برانگیزاند، در وهلة اول، نیاز جامعه و مفید بودن برای مردم است و در مراحل بعد، امکان بروز خلاقیتها در تولید اعم از علمی، صنعتی، فرهنگی، هنری و یا زمینههای دیگر.
عمل اخلاقی
فیلسوفان حوزة اخلاق و جامعهشناسان در نقد و بررسی رفتارهای اجتماعی، بر این نکته اتفاق نظر دارند که اساساً اخلاق از اعمال و رفتار اختیاری انسان و از صفات و ملکاتی که مبدأ اختیاری دارند، گفتگو میکند و در حوزة مطالعات اخلاقی، دینی و عرفانی، مراد از «عمل اخلاقی»، عمل خوب است؛ عملی که پاداش و ثواب اخروی در پی دارد و علاوه بر مفاهیم اخلاقی که در متون توصیف شده، راهبردهای عملی و منبع اصلی آن خردورزی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است.
میتوان نتیجه گرفت که اخلاق به طور عام و اخلاق اسلامی به طور اخص از نظر شکل و محتوا در حد امکان بر اساس قواعد عقلانی و منطقی، و هم از دستاوردها و تجربیات عارفان و عالمان و حکما و نظریههای فلسفی، و هم بر مبنای قرآن و روایات و کتابهای انبیا، و هم از نتیجة تجربیات جوامع به نسبتهای گوناگون الگوپذیری، تنظیم و تبیین میگردد.
فرهنگ دادگری و توسعة پایدار
پیشرفتهای شگرف دنیای امروز، درهای زیادی به روی مردم باز کرده است و از لحاظ علمی، فرهنگی و صنعتی، ترقیات وسیعی پدید آورده است و در نتیجه، در دید مردم و رشد فکری آنها تأثیر زیاد گذاشته است؛ به نحوی که حتی افراد بیسواد و عامی در جهان امروز خیلی بیشتر و بهتر از مردم گذشته میبینند، میشنوند، میفهمند و اندیشهورزی میکنند؛ ولی این توقع نیز هست که همراه با اعتلا و پیشرفت در دنیای فنّاوری (تکنولوژی)، اخلاق حرفهای و معنویات نیز به اوج قدرت و تسلط برسد و بشر به شرایط متعالی محیط اشتغال و زندگیی که زیبندة مقام و مرتبة واقعی اوست، نزدیک باشد و به موازات رشد روزافزون صنعت و تکنولوژی که آسایش مادی و جسمی در پی دارد، دچار آفتهای آن مثل به فراموشی سپردن حس خدمت به خلق و اندیشیدن فقط به منفعتهای شخصی نشود.
جامعة سالم، جامعهای است که اعضایش بتوانند ضمن رفع نیازهای زندگی از طریق اشتغال متعارف، از سرگرمیهای سالم، روابط انسانی مطلوب و شعف عاطفی که صرف صحیح اوقات فراغت خویش و شرایط مناسب زیست محیطی حاصل میکند، چنان مسرور شوند که برای لذتی زودگذر، راه انحراف در پیش نگیرند. این فرهنگ باید در نزد آیندگان مورد احترام باشد و تربیت نسل جدید بر اساس ارزشهای مطلوب جامعه ارزیابی گردد.
همچنین سازمانها باید فراتر از اعتماد ملی، در عرصههای جهانی و بلکه در افق نسلهای آتی، ریشههای اعتماد خود را آن گونه که در تمام ابعاد سازمان مبتنی بر حقایق استوار و ژرف و اصیل (نه پنداری) شکل گرفته باشد، بگسترانند. موفقیت سازمان در گرو افزایش عواملی چون رضایت مراجعان، انگیزش کارکنان، منابع انسانی حرفهای، توان فنّاوری، منابع مالی و رفع موانعی چون تنشهای سازمانی و تهدیدهای محیطی و تصمیمها و رفتارهای سلیقهای و موردی است.
از سویی، مهمترین وظیفه رسانهها، آگاهیبخشی و جهتدهی به جامعه و امر فرهنگسازی است. عرصه فرهنگآفرینی نیز عرصة وسیعی است و دولتها باید از طریق نظام آموزش و پرورش و رسانههای گروهی مثل مطبوعات، رادیو و بهویژه تلویزیون با برنامهریزی صحیح و اطلاعرسانی درست در دوردستترین نقاط تأثیرگذار باشند و مردم را از طریق آشناسازی به چرخه طبیعت و درک اسرار خودی و رموز بیخودی، در منع ارتکاب قتل، جرایم اخلاقی، دلهدزدی، رانتخواری و اختلاس، دستاندازی به بیتالمال و کسب درآمد نامشروع و تقلب در انواع و صور متعدد آن از زمینخواری و تخریب باغها تا جنگلسوزی و زمینهسازی بحران کمآبی و افت آب سفرههای زیرزمینی و رانتخواری برحذر دارند و به مخاطراتی که بیتوجهی به آن در آینده برای کل جامعه در پی دارد، آگاه سازند و این باور و یقین را ملکه ذهن تودة مردم سازند که ارزشهای اخلاقی است که جامعه را به یکدیگر متصل میکند و اسباب انسجام و امنیت واقعی میشود. بدیهی است تصرفات در منابع طبیعی که بحران کمآبی و خشکسالی میآفریند، علاوه بر تبعات سیاسی و آثار منفی بر اکوسیستم آبزیان، ممکن است تغییرات خاصی هم در سبک زندگی ما و اکوسیستم انسانی به وجود بیاورد.
باید مراقب بود که بی عدالتیهای چشمگیری که متأثر از نقض حقوق بشر و عدم رشد اجتماع و محیط جامعه که معمولاً در جوامع جهانی پدید میآید و برنامهریزان سیاست علمی کشورها به جای توجه به آرمانهای عالی انسانی، اغلب خواستههای مشخصی را دنبال میکنند و کار پرورش فرد و فرهنگ در خلال طومار اعداد گم میشود، این ذهنیت را تقویت نکند؛ زیرا ناهمواری نوع کار و عدم دسترس به وسایل اولیه زندگی، خود ایجاد خستگیهای روحی و عصبی میکند که از همین بیعدالتیهای طبقاتی ناشی میشود. عدهای اصلاً کار نمیکنند و از کلیه مزایای زندگی بهرهورند و عده کثیری برای به دست آوردن کمترین عایدی مجبور به انجام کارهای شاق و طاقت فرسایند؛ عدهای از خستگی میمیرند و گروهی از بیکاری، و برخی با قدرت و سرمایة هنگفت در اختیار و با روحیه افزونخواهی سرشار!
بر این وجه و بر مبنای متداولترین تعریف «پایداری» که کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه ارائه کرده است، باید انتظار داشت هر جامعهای قبل از اینکه بتواند به پایداری برسد، عدالت بین نسلها و درون نسلها را تأمین کند و دستیابی مردم را به عدالت و حفظ یگانگی اکولوژیکی و امنیت اجتماعی با پرهیز از اغراض خصوصی، کوتاهنظریها و رفیقبازیهای روزانه میسر گرداند؛ چنانکه رسیدن به توسعه پایدار، مشارکت عمومی مردم و اراده همگانی را میطلبد که با نوعی احساس همدردی مشترک درصدد رفع تنگناهای موجود در بهبود کیفیت محیط زیست و اشتغال برآیند. یا تلاش در تربیت مربیانی آزموده و خبره و مطهر در خانه و مدرسه و دانشگاه و جامعه و زمینهسازی ایجاد همبستگی عمیق و همگانی نزدیک بین مهندسان عالیقدر، سرمایهداران خیّر، دانشگاهها و رجال و بزرگان کاردان و دستاندرکاران اداره دولت و رسانهها که مسئولیت هدایت و مدیریت مردم را بر عهده خواهند داشت، میتوان مجال آمادگی محیط را برای تعلیم و توجیه مردم و آفرینش دلسوختگان این طریق و حامیان آیین انصاف و دادگری دانشی را مهیا ساخت.
آموزههای اخلاقی
خوشبختانه ما در جامعه ایرانی زیربنایی از دیانتمان داریم و دین ما همّش، رشد فکری مردم است و همانطور که ذکر کردیم، ادبیات ما نیز سرشار از منابعی است که برخوردار از اصول اخلاقی است؛ اما تلاش نکردهایم که از این زمینهها به خوبی استفاده کنیم و از آن حالتها خود را خارج سازیم. جامعه باید از نظر فکری متحول شود. برای تحولی بنیادی که زمینه تحولهای دیگر است، لازم است از تحرک به تعمیق منعطف شویم؛ یعنی مطبوعات و رسانهها به جای تحریک احساسات مردم، ذهن مردم را متوجه تفکر کنند.
در تحول فکری نیز تحول تمام افراد جامعه به فوریت لازم نیست. نخبگانی فکر را میدهند، قشر واسطهای آن را میگیرند و به زبان مردم به مردم منتقل میکنند و زمینة ترقی و تحول جامعه را فراهم میکنند.
شایان ذکر است که چون آفرینش انسان بر سرشت پاکی و طهارت نهاده شده، هر انسان سالم به آن گرایش خواهد داشت. و اگر انسان در مقابل هر نوع آلودگی واکنشی از خود نشان ندهد، در واقع از جهت روحی و روانی بیمار است. از سوی دیگر طبیعت نیز از انسان آگاه انتظار دارد که در تمیزی و حفظ سلامت آن بکوشد. از این جهت حفظ محیط زیست از مباحث مسلّمات عقلیه شمرده میشود و حفظ آن بر اساس اجماع عقل بشری واجب است و از این روست که ساکنان آلودهترین محیط جامعه انسانی، بر خلاف آن نظری نخواهند داشت.
پینوشتها:
۱ـ تهذیبالاخلاق، ۱۳۶۵، ص۵؛ مسأله محوری تا فضیلتگرایی، ۱۳۸۲، مقدمه.
۲ـ نگاه شود به تاجالعروس، ص۳۳۷؛ اخلاق ناصری، ص۱۰۱؛ تهذیبالاخلاق، ص۵۱٫
۳ـ مستدرکالوسایل، ج۱۲، باب ۱۰۱، ح۱۳۷۹۲٫
۴ـ غررالحکم، ص۲۴۲٫
۵ـ روانشناسی بهرهوری، ص۱۸۳؛ اخلاق حرفهای و آموزههای اسلامی، ص۲۳٫
روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید