1401/1/14 ۱۲:۱۹
چنين نيست که هر ادعای علمی و نظريه تازهای بر مبنایی اصيل و دقيق استوار باشد و يا فرم بيان و ارائه ما را از بررسی دقيق ادعاها و نظريات باز دارد. در آن صورت مواجهه ما با اين نوع ادبيات نه محققانه که از نوع نازلترين انواع مواجهه مقلدانه است.
متأسفانه چند سالی است که در فضای فارسی زبان با يک امری ناپسند مواجهيم که من آن را «ذوقزدگی در امر پژوهش تاريخی» مینامم. الآن حدود دويست سال است که پژوهشهای تاريخی و فيلولوژيک و متنی در غرب در خصوص اسلام و منابع اسلامی و تاريخ و جغرافيای جهان اسلام در جريان است. تاريخ اسلامشناسی (شرقشناسی) در غرب فراز و نشيب بسيار داشته و مکاتب و رويکردهای مختلفی را تجربه کرده است. محققان ايرانی دست کم از اوائل قرن بيستم از طرق مختلف در جريان اين تحقيقات قرار گرفتهاند. يکی از اين راهها مشارکت مستقيم تعدادی از پژوهشگران و محققان ايرانی در شماری از اين نوع تحقيقات و مساهمت آنان در اين نوع ادبيات از طريق اقامت در غرب و دانشگاههای غربی، تدريس و پژوهش در سنتهای آکادميک در غرب و دپارتمانهای مطالعات اسلام و شرق نزديک در اروپا و آمريکا بوده است. اين نوع از مساهمت همچون مساهمت شماری از محققان عرب و مسلمان ديگر گاهی با انتقادهایی از سوی سنتگرايان مسلمان روبرو بوده. با اين وصف هر ديدگاهی درباره اين انتقادها داشته باشيم يک چيز مسلم است و آن اينکه اين نوع مشارکت و مساهمت در ادبيات پژوهشهای آکادميک و انتقادی اسلامشناسی برای اين دسته از محققان مسلمان و از جمله ايرانی اين زمينه را آسانتر (با تأکيد بر روی کلمه آسانتر) میکند تا با نقاط ضعف و قوت و يا نقص و کمال اين نوع پژوهشها آشنایی عميقتری پيدا کنند؛ مبانی نظری و علمی و فلسفی ديدگاهها و مکاتب پژوهشهای تاريخی در غرب را بهتر بشناسند و آشنایی دقيقتری با آنها به دست آورند.
يک نمونه روشن آن در آغاز دوران جديد تحقيق تاريخی و ادبی در ايران مرحوم علامه محمد خان قزوينی بود که در يادداشتها و نامهها و نوشتههايش جا به جا به نقاط ضعف و قوت تحقيقات تاريخی و متنی و ادبی معطوف به اسلام و ايران در سنت/ سنتهای شرقشناسی و ايرانشناسی و اسلامشناسی پرداخته و گاهی اشتباهات فاحش و بی اطلاعی عميق شماری از شرقشناسان همعصر خود را آفتابی کرده است.
نويسنده اين سطور که چند سالی در مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی با دو سه تن از محققان بلندآوازه تحقيقات تاريخی و ادبی ايران که خود در غرب در بهترين دانشگاهها تحصيل کرده بودند و به مراتب بالای علمی در رشتههای خود رسيده بودند شرف همکاری و بهرهوری از محضرشان را يافته است به نيکی به خاطر میآورد که استادانی همچون علامه بیمانند استاد شادروان عباس زرياب خویی چگونه همواره ما را به داشتن نگاهی نقادانه نسبت به ادبيات شرقشناسی و اسلامشناسی در غرب توصيه میکردند؛ اينکه در برابر آنچه در اين نوع ادبيات نوشته میشود بايد همواره جانب احتياط را رعايت کرد و محققانه و نه مقلدانه با آنها برخورد کرد و از آنها کمال استفاده را در عين حال برد. اين در حالی بود که همواره همين استادان مانند علامه زرياب به ما، نسل جوان آن روز با تأکيد بسيار توصيه میکردند که آشنایی با سنتهای پژوهشی در غرب در ارتباط با مباحث تاريخ اسلام و سيره و تاريخ باورها بسيار ضروری است و مکمل مطالعات و تحصيلات در داخل سنت اسلامی است.
علامه زرياب خود از نسلی بود که هم در غرب تحصيل کرده بود و هم در ادبيات اسلامپژوهی در غرب مساهمت کرده و چندی در دانشگاههای اروپا و آمريکا به تحقيق و تدريس و پژوهش مشغول بود. اين مختصر گنجايش این را ندارد که نمونههای مشابه در ميان استادان ايرانی و مسلمان را که از اين ويژگی دوگانه در حد اعلای خود برخوردار بودند و يا هستند ياد کند.
ويژگی علامه قزوينی و استاد علامه زرياب خویی اين بود که آموخته بودند در مواجهه با هر سخن و هر متن و ادعا و پژوهشی بايد يک معيار اساسی داشت: آنکه میبايست محققانه هر ادعا و پژوهشی را بررسيد و عناوين يا فرمها فريبمان ندهد. چنين نيست که هر ادعای علمی و نظريه تازهای بر مبنایی اصيل و دقيق استوار باشد و يا فورم بيان و ارائه (و از جمله ارجاعات بسيار به متون و يا ادعای اطلاع بر زبانهای قديم و استفاده از متون مختلف اين زبانها) ما را از بررسی دقيق ادعاها و نظريات باز دارد. در آن صورت مواجهه ما با اين نوع ادبيات نه محققانه که از نوع نازلترين انواع مواجهه مقلدانه است.
روشن است که در برخی حوزههای مطالعات اسلامی و از جمله درباره سيره پيامبر، تاريخ صدر اسلام، تاريخ دنيای باستان متأخر، مطالعات زبانی و ادبی و تاريخی درباره قرآن و حديث، تاريخ شکلگيری باورها و عقايد مذهبی و ... دانستن زبانهای مختلف، آشنایی با مکاتب و نظريات مختلف تاريخی و ادبی و مباحث زبانی، فيلولوژيک/ تاريخی و دقت در امکان اقتباسها و تأثيرگذاریها بسيار مهم است؛ کما اينکه برای بررسی تاريخ عقايد و باورهای مذهبی و شکلگيری تدريجی باورهای مذهبی آشنایی با اين منابع و شيوهها ضروری است؛ اما فرق محقق و مقلد در مواجهه با ادبيات اسلامشناسی غربی اين است که بداند مرز تحقيق و شبهتحقيق کجاست؟ کجا داوریها تنها بر اثر آشنایی سطحی با اين منابع و با اين روشها است و کجا ريشه در آشنایی عميق دارد؟ کجاست که در زير ظاهری پر از رنگ و لعاب ارجاعات بسیار و مقايسهها و فرضيههای به ظاهر استوار بیدقتیها و عدم آشنایی دقيق با منابع و بدخوانی متون و عدم درک درست و يا شتابزدگی در تحليل و تحقيق وجود دارد؟ کجاست که در تحليلها، پژوهش دچار مغالطههای منطقی و مصادره به مطلوبها شده است؟
ادبيات پژوهشهای تاريخی در حوزه اسلامپژوهی در غرب همانند يک آزمايشگاه عمل میکند که در آن و در طی زمان پژوهشها و تحقيقات و ادعاها طرح و بررسی میشوند. آنچه از فقر دقت در پژوهش رنج میبرد به تدريج رنگ میبازد و با وجود سر و صدای بسياری که برخی از آنها گاهی برای مدت کوتاهی ايجاد میکنند در نهايت در مواجهه با پژوهشهای نقادانه و بررسیها و نقدها آرام آرام جای خود را به نظريات و پژوهشهای جديد میدهند.
متأسفانه مدتی است نوعی ذوقزدگی در مواجهه با ادبيات اسلامپژوهی در غرب در بين شماری از علاقمندان فارسیزبان در فضای مجازی ديده میشود که علل و اسباب معرفتی و اجتماعی آن شايد قابل درک باشد اما به هرحال بايد مورد نقد و بررسی آگاهانه قرار گيرد. اين به ويژه در آنچه به تاريخ آغازين اسلام، سيره پيامبر و مطالعات تاريخی درباره متن قرآنی و تاريخ تدوين قرآن و سيره و سنت و حديث مرتبط است و يا با تاريخ تشيع آغازين ارتباط میيابد بيشتر ديده میشود و اين موضوعات البته از اهميت بيشتری هم برخوردار است. ترجمه و يا نقل خلاصههای ادبيات پژوهشی در اين زمينهها بی آنکه شناخت دقيقی از منابع و شيوههای تحقيق و بحثهایی که در سنتهای اسلامشناسی در غرب در اين زمينهها وجود دارد داشته باشيم تنها تصوير و برداشتی ناقص، خام و توأم با ذوق زدگی مقلدانه را میتواند به دنبال داشته باشد.
عدم آشنایی عميق با منابع و متون از يک سو و عدم آشنایی دقيق با مکاتب و شيوههای پژوهش در سنتهای اسلامشناسی در غرب مواجهه با ادبيات اسلامشناسی در غرب را تنها در سطحی از ارائه روايتی ناقص، ذوقزده و مقلدوار تقلیل میدهد و تنها از آن نوعی توهم دانش و توهم تولید دانش بر میخيزد؛ توهم اينکه حقايقی در خصوص سنت و باورها و متون مقدس هست که تاکنون نشنيدهايد و بنيانبرافکن است. اين توهمی بيش نيست. دنيای پژوهش آکادميک دنيای احتمالات و فرضيهها و آزمونها و دقتها و خطاهاست.
به عنوان يک طلبه در اين زمينه که اندک تجربهای هم در غرب آکادميک در کارنامه خود دارد خالصانه عرض میکنم اگر علاقمند به پژوهش در اسلام و تاريخ سيره و سنت هستيد بايد با تأمين ابزار لازم، خود در آن مساهمت کنيد. اگر به پژوهشهای سنتهای اسلامشناسی در غرب علاقمند هستيد راهش تکرار مقلدوار سخنان پژوهشگران غربی در اين سنتها و ارائه روايتی ناقص و شتابزده نيست. از دور نمیتوان دستی بر آتش برد و درباره آن اظهار نظر کرد. باری راهش مساهمت در اين سنت است. ابزارها و شرايط مشارکت را به دست آورديد. در غنای معرفتی و علمی و پژوهشی خود بيافزاييد و آنگاه سعی کنيد در ادبيات اسلامشناسی در غرب مساهمتی کنيد. تنها در مواجهه و گفتگوی علمی و پژوهشی در اين نوع مساهمتهاست که با مراتب و نقاط ضعف و قوت سنتهای اسلامشناسی در غرب محققانه و نه مقلدانه آشنایی حاصل میکنيد.
منبع: مهر
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید