1400/11/23 ۰۸:۵۰
این مقام مرتبه ظهور امر ولایت است؛ یعنی مراتبی که در سه مقام قبلی در مواضع رسالت مکنون بود، در مرتبه امامت آشکار میگردد. در واقع مرتبه امامت، مرتبه ظهور «روح» است، همان روح که در آیه «یسئلونک عن الرّوح قل الروح من امر ربی» به آن اشاره شده است.
مقام امامت
این مقام مرتبه ظهور امر ولایت است؛ یعنی مراتبی که در سه مقام قبلی در مواضع رسالت مکنون بود، در مرتبه امامت آشکار میگردد. در واقع مرتبه امامت، مرتبه ظهور «روح» است، همان روح که در آیه «یسئلونک عن الرّوح قل الروح من امر ربی» به آن اشاره شده است. این روح از جنس امر و حکم و مشیت خداست؛ روحی است الهی که آن را به خدا نسبت میدهند و جایز نیست به غیر از خدا نسبت دهند. پس مرتبه امامت، روحالله است، چنانکه در زیارت آمده است: «سلام بر نفس خدا که قائم است در راه خدا به سنتهای خدا [در خلقت و شریعت و کوتاهی در سنتهای خدا نمینماید و بر حسب سنت خدا عمل میکند]…» (تحفه الزائر، ۱۴۲).
«این مقام، مقام حجت خدا بر انسانها، وجه معطوف شده خدا به سوی زمین است. امام گشاینده دژهای بسته و چاههای متروک است. ملجأ گریختگان و مأمن ترسندگان، یاور مؤمنان، خلیفه نادیدنی خدا در زمین برای همه دوران غیبت کبری، یعنی تا پایان این عصر است» (اسلام ایرانی، ج۱، ۳۴۷). بر اساس الهیات تنزیهی مد نظر کربن «سرّ توحید، به صورت سرّ همان وجودی عیان میشود که از ازل از امر خاص حضرت احدیت، همان «کن» (باش)، صادر شده است؛ و به موجب این امر «کُن» وجود در صادر اول، نورالانوار در هیأت وجود چهاردهمعصوم(ع) ظهور مییابد. این تجلی که وجود همه آنچه از این مرتبه به بعد، موجود است، در ساحت آن ایجاد شده است. فقط همین تجلی برای عقل بشر دستیافتنی است؛ زیرا وحدانیت الهی که به وجود «امر میکند»، فاعل «امر کن» است، کماکان متعالی از وجودی است که ایجاد کرده و جز در قالب این تجلی که عین «امر» اوست و در ساحت آن خود وجود، امر مفعولی اوست، قابل دسترس نیست. این همان سرّ امام است که در هر دو تقریر حدیث نقل شده، به بیان آمده است.
دوازده امام در عین وحدت حقیقتشان به عنوان «موضع رسالت» به لحاظ این حقیقت ملکوتی، «موضعی» هستند که در ساحت آن امر فعلی و امر مفعولی، «کن» (باش) متعالی و حال در موجود، با هم منطبق است. این معنایی است که مورد اعتقاد معنویت شیعه است، آنجا که میگوید اگر امام نباشد، آدمی به توحید دست نمییابد. توحید او یا به دام تعطیل میافتد یا گرفتار تشبیه میشود، شاید تا بدانجا پیش برود که با صیغه اول شخص «از خدا سخن بگوید». امام در آن واحد هم افق ـ حد تجلی ازلی حق است و هم مظهر تجلی حق، یاور باطنی، هادی غیبی شخص آدمی است» (همان: ۳۶۹). در نتیجه اساس الهیات تنزیهی مبتنی بر مابعدالطبیعه وجود است که در حکمت شیعی در قالب «حقیقت محمدی»، عالم علوی چهارده معصوم(ع) بیان شده است.
اما وجه دیگر در الهیات تنزیهی مختص به نحوه وجود و فعل انسان است، آنچه تاکنون بیان شد، سیر نزول تجلی ذات حق به سوی مراتب دانی بود، ولی وجه دیگری نیز مطرح است و آن سیری صعودی است که در وجود انسان باید رخ دهد یا به تعبیری دیگر، رسیدن به خویشتن خویش. چنانکه بر اساس دیدگاه الهیات تنزیهی بیان شده است، ذات خداوند ناشناختنی است و همانگونه که در تعالیم ائمه شاهدیم، از ذات خداوند نمیتوان سخنی به میان آورد، یا حتی برای ذات او صفتی در نظر گرفت؛ اما درک همین ناشناختنی بودن ذات خداوند مبتنی بر فهم آن است و میتوان پرسید همین فهم که امری ایجابی درباره آن نفی یا سلب است، به کدام مُدرک، محقق میشود؟ و همچنین بسیاری از مباحث مربوط به توحید که تاکنون مطرح شده و فهمی از آنها برای انسان حاصل شده است، چه؟
بنابراین مُدرکی در انسان وجود دارد و آن صفتی است که خدا خود را برای انسان از طریق آن وصف کرده است و این وصف، آیت معرفت خداست نه ذات خدا، و معنای معرفت خداوند، معرفت وصف او یا آیت اوست و به این وصف، خداوند معرفت خود را ممکن کرده است. این وصف یا مُدرک، حقیقت وجود انسان است که آن را با تعابیری چون «نفس» و «فؤاد» بیان کردهاند و هر گاه انسان آن را بشناسد، وصف خدا را شناخته است و معنای شناخت خدا جز شناخت وصف خدا نیست (ارشادالعوام. ج۳، ۹۴). عبارات «من عرف نفسه فقد عرف ربه» و «اعرفکم بنفسه اعرفکم بربه» به همین وجه وجود انسان اشاره دارد و کربن این جنبه وجود انسان را «ساحت آسمانی انسان» مینامد که در برابر ساحت زمینیاش قرار دارد.
«راز این معرفت به خویش به عنوان معرفت به حق، به این دلیل که این معرفت به امام است، در قالب دیالکتیکی آشکار میشود که میتوان آن را «دیالکتیک عالی و دانی» خواند… عالی خودش را برای دانی به صفتی متصف میسازد که امکان ادراکش و شناخت آن برای دانی امکانپذیر باشد و آن برترین مراتب وجود دانی و بالاترین اندیشههای اوست. و همانطور که در روایت آمده است، هر کس خودش [یا نفسش] را بشناسد، پروردگارش را شناخته است. و [قرآن کریم نیز] میفرماید: «و فی انفسکم افلا تُبصرون: در خود شما[ست]، مگر نمیبینید؟» (ذاریات، ۲۱)، و نیز «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم: بهزودی نشانههای خویش را در افقها و در دلشان به آنان خواهیم نمود» (فصلت، ۵۳). بدین ترتیب خداوند سبحان خودش را برای مؤمنان از طریق نفسهای خود آنان توصیف کرده است … شیعیان ظاهر [یا ظهور] پیشوایشان هستند، همانطور که ائمه ظهور خدا و معانی اویند و در زیارت جامعه آمده است: «درود بر کسانی که هر کس آنان را شناخت، خدا را شناخته است و هر کس به آنان جاهل ماند، به خدا جاهل مانده است» (اسلام ایرانی، ج۱، ۴۷۸ ـ ۴۷۹).
جایگاه فردانیت بشری
یکی از محورهای مورد بحث در الهیات تنزیهی تبیین جایگاه فردانیت بشری است. این مسئله برای کربن بسیار اهمیت دارد. او با هر گونه تفسیری که منجر به محو شدن یا یگانگی وجود شخصی انسان با وجود امر متعالی شود، مخالف است. از نظر کربن الهیات تنزیهی «اصالتدهنده زایش جاودانه شخص است. پس بشر از راه محو شدن در الوهیت، یا محو شدن در جمع که لنگه غیر مذهبی موهوم آن است، از راه ترک موجودیت خود به عنوان شخص که پایه وجودی او در عالم وجود است، نیست که میتواند نقش خود را در جریان تجلی الهی ایفا کند، بلکه برعکس با تحقق بخشیدن به شخصیترین و عمیقترین جنبههای وجودی خویش است که میتواند به این مقصود برسد، یعنی بیانگر ذات الهی، تمثیلی از ذات خدا و حاصل ذات الهی باشد» (یزدانشناخت تنزیهی همچون پادزهری برای نهیلیسم، ۳۹۳).
هرگاه انسان در سیرت باطنیاش به امام تشبّه بجوید، از این طریق به ساحت ارتباط با حق آراسته میشود؛ چون چهارده معصوم عین همین ارتباط با حق هستند و این تشبّه از طریق معرفت خویشتن خویش صورت میپذیرد بدون آنکه نیاز باشد انسان از وجود خویش فراتر رود، بلکه رسیدن به حقیقت وجودی خود، نهایت این سیر است. کربن این ارتباط را اینگونه بیان میکند: «حضور الهی برای امام که برای انسان حاضر است، و حضور الهی برای انسان که برای امام خود حاضر است، و حضور امام برای انسان که برای خودش حاضر است» (اسلام ایرانی، ج۱، ص۵۰۹).
در واقع این حقیقت وجود انسان است که محل ظهور یا آشکار شدن امر متعالی است و آیت معرفت خداست و شخصگرایی به این معنا از نگاه کربن نه تنها امری مذموم نیست، بلکه مهمترین ویژگی وجود انسانی است. او کنار گذاشتن و یا فراموش کردن این جنبه وجود انسانی که آن را ساحت آسمانی یا همان فرَوَرتی شخص میخواند، علت پدید آمدن نهیلیسم میداند: «تهدید نهیلیسم درست در جایی واقعیت مییابد که ساحت معنوی، ماورایی و فرشتهسان شخص، گم شود؛ یعنی خلاصه، فرورتی شخص که بدون میانجی نهادینه، ساحت آنجهانی وی را به او عطا میکند، از دست برود. هنگامی که این ساحت که اصل برین فردانیتپذیری است گم شود، هجوم نهیلیسم آغاز میگردد» (یزدانشناخت تنزیهی همچون پادزهری برای نهیلیسم، ۳۹۸).
کربن الهیات تنزیهی را که بر پایه سه محور اصلی آن؛ وجود امام، حقیقت وجود انسانی (خویشتن خویش) و عالم مثال (به عنوان مکان تحقق معرفت امام و انسان) تبیین مینماید، در عصر حاضر پادزهری برای تهدید نهیلیسم میداند. در واقع یکی از دلایل توجه کربن به سنت معنوی شیعی ایرانی و ارائه آن به دنیای امروز چه در شرق و چه در غرب، این است که بشر امروزی از طریق راهیابی به ارض ملکوت، از دام نهیلیسم متافیزیکی نجات یابد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع
ابراهیمی دینانی، غلامحسین. (۱۳۸۱). اسماء و صفات حق. تهران: انتشارات وزارت ارشاد اسلامی.
احسائی، شیخ احمد. (۱۳۵۵). شرح زیارت جامعه کبیره. ج۱٫ کرمان: چاپخانه سعادت.
الشریف اللاهیجی، بهاءالدین محمد( ۱۳۸۱ق). تفسیر شریف لاهیجی. تهران: مؤسسه مطبوعاتی علمی.
سجستانی، ابویعقوب. (۱۳۹۶). کشف المحجوب. با مقدمه هانری کربن. تهران: انتشارات طهوری.
شیرازی، صدرالدین. (۱۳۶۳). المشاعر. چاپ دوم. تهران: انتشارات طهوری.
قمی، قاضی سعید. (۱۴۱۵ق). شرح التوحید الصدوق. ج۱٫ تصحیح نجفقلی حبیبی. تهران: مؤسسه الطباعه و النشر.
کربن، هانری. (۱۳۹۱). چشماندازهای معنوی و فلسفی اسلام ایرانی. ترجمه انشاءالله رحمتی. ج۱؛ (۱۳۹۸). ج۴٫ تهران: سوفیا.
—–. (۱۳۹۴). زمان ادواری در مزدیسنا و عرفان اسماعیلیه، ترجمه انشاءالله رحمتی. تهران: سوفیا.
—–. (۱۳۸۱). مقدمه بر مشاعر ملاصدرا. ترجمه کریم مجتهدی. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
—–. (۱۳۸۴). یزدانشناخت تنزیهی همچون پادزهری برای نهیلیسم. ترجمه فریدون بدرهای. در مجموعه مقالات هانری کربن. گردآوری و تدوین محمد امین شاهجویی. زیر نظر شهرام پازوکی. تهران: حقیقت.
کرمانی، حاج محمدکریم خان. (۱۳۵۵). ارشاد العوام. ج۳٫ کرمان: چاپخانه سعادت.
—–. (۱۳۴۴). طریق النجاه. کرمان: چاپخانه سعادت.
لندولت، هرمان. (۱۳۸۰). فهم هانری کربن از ملاصدرا. در مجموعه مقالات همایش جهانی بزرگداشت حکیم ملاصدرا. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
علامه مجلسی. (۱۳۸۶).تحفه الزائر. تصحیح و تحقیق موسسه امام هادی. قم: پیام امام هادی.
* «اطلاعات حکمت و معرفت» (ش۱۶۰)
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید