1400/11/3 ۱۲:۴۵
حسن انصاری ضمن نقد کتاب «قرآن مورخان» تصریح کرد: گفته میشود اندیشه ظهور قریبالوقوع مسیح در گونههایی از گرایشات اسلامی همچنان حضور خودش را حفظ کرده است و به طور مشخص در تصور شیعی، علی(ع) به عنوان شخصیتی است که خودش، خودش را مسیح میدانسته است.
نشست «بازخوانی تاریخ شکلگيری تشيع؛ بررسیها و ملاحظات، به مناسبت چاپ کتاب قرآن مورخان» با سخنرانی حسن انصاری، دین پژوه و استاد دانشگاه پرینستون، هفتم ژانویه ۲۰۲۲ در موسسه مطالعات پیشرفته پرینستون برگزار شد که گزیده آن را در ادامه میخوانید؛
کتاب قرآن مورخان در سه جلد منتشر شده است و کتاب بسیار ارزشمندی است. من با شماری از استادانی که در نوشتن این کتاب مشارکت داشتند آشنایی دارم و آثارشان را خواندم، به ویژه دکتر محمدعلی امیرمعزی که به حق استاد شایستهای در حوزه مطالعات شیعی در فرانسه هستند و آثارشان معروف همگان است و نقش مهمی در تدوین مقالات این مجموعه داشتند.
این کتاب به زبان فرانسه منتشر شده ولی انتظار میرود به زبانهای دیگری مثل انگلیسی، عربی و فارسی ترجمه شود. خوب است حداقل منظر کلی را نسبت به برخی مباحثی که در این مجموعه منتشر شده است به بحث بگذاریم. البته در ایران دو سه نفر از استادان نقدها یا معرفینامههایی بر این دانشنامه داشتند.
من سعی میکنم در حد بضاعت اندکی که دارم مقداری حاشیهوار نسبت به قسمتی از مسائلی که در کتاب مطرح شده است صحبت کنم. اساسا مطالعات قرآنی در جهان اسلام و غرب، رو به رشد است به خصوص بعد از یافتن قرآن صنعا مطالعاتی زیادی صورت گرفت و دیدگاههای شکاک و تجدیدنظرطلبانه در حدود بیست سال گذشته مطرح شده است.
من ابتدا این توجه را بدهم که مطالعات قرآنی و مسائل مربوط به ظهور اسلام به عنوان بخشی از دنیای متاخر باستان، مطالعاتی سهل و ممتنع است. حوزه کاری که در مطالعات صدر اسلام است، اگر مبنایش بر این باشد که اعتبار منابع را تا قرن سوم زیر سوال ببرد و منابع سیره یا تاریخ یا حدیث را و حتی قرآن را تصویر متاخری از اسلام بداند، یعنی برای مطالعه تصویری که مسلمانها از قرن سه به بعد درباره اسلام داشتند مفید بداند و نه واقعیت اسلام، ممکن است کار سادهای باشد چون شما منابع زیادی را کنار میگذارید و با تعداد کمی از منابع سروکار خواهید داشت. اینها منابعی محدود در مقابل انبوه منابع اسلامی هستند که در حوزه تاریخ و سیره و تفسیر و ادبیات عرب نوشته شده و ضروری است انسان همه اینها را بخواند تا با منابع صدر اسلام آشنا شود.
در فضای آکادمیک این نوع تحقیقات بیشتر جنبه فرضیههایی دارد که در حال بحث است. در واقع مثل کارگاه علمی میماند که اشخاص نظریات را مطرح میکنند و هیچ کدام مسائل نهایی و تمامشدهای نیست. خیلی از اینها براساس شواهد محدود و در عین حال بر اساس فرضیه و استدلالاتی است که بر اساس دیدگاه اخذ و اقتباس ایجاد شده است ولی هیچ کدام نمیتواند چیزی را نشان دهد و هنوز نظریات مقابل بسیار استدلالهای قویتری هستند و به این سادگی نمیشود خیلی مسائل را تعیین تکلیف کرد یا حرف نهایی زد. بیشتر شبیه دو دیدگاه متقابل با هم است.
بنابراین تا اطلاع ثانوی اعتبار متون معتبر است و باید همین مسیر را در پیش گرفت و شیوه غالب دید. دلیلش هم این است که مطالعات اسلامشناسی، اگر در یک حیطه گسترده مطالعات تاریخی، قرآنی، فقهی و اصولی، کلامی و اعتقادی و سیرهنگاری قرار نگیرد نمیشود یک نگاه جامع داشت. مثلا آدم میتواند راحت درباره تحول قرآن حرف بزند ولی باید توجه داشته باشد در همان قرن تحولاتی در حوزه حدیث و فقه و مسائل کلامی داریم که ساده نیست. دکتر فان اس که متخصص کلام اسلامی بود با اینکه کاملا با شیوههای نقادی و شکاکانه نسبت به اصالتسنجی متون آشنا بود میدانست تحول مسائل اعتقادی در قرن اول خیلی جدی است و مسائل خیلی پیچیده است. مثلا در نهضت عباسیان به قدری مسائل پیچیده در حول و حوش آن وجود دارد؛ خصوصا اینکه منابع بسیار متنوع است و بالغ بر صد دیوان شعر وجود دارد که میتواند برای تحلیل مسائل جریان حرکت عباسی در دوره ابومسلم خراسانی بررسی شود. اینها خیلی پیچیده است و باید هر کس گوشهای از کار را بگیرد و هیچ حرفی حرف نهایی نیست.
ادعای تکوین اسلام در ادامه سنت یهودی مسیحی
خلاصه نظری که در چارچوب قرآن مورخان مطرح شده است این است که این فرض وجود دارد که نمیتوانیم شناختی دقیق از سیره پیغمبر(ص) پیدا کنیم. ما روایتهای مختلفی از شخصیت پیغمبر(ص) داریم که تصویرهای مختلفی از ایشان ارائه میدهد. نکته دوم اینکه برخلاف آنچه در منابع اسلامی گفته شده است، اسلام در یک محیط ناآشنا با سنت بایبل و ادیان یهودی مسیحی نبوده است بلکه اسلام در یک محیط کاملا آشنا با سنت بایبل ظهور کرده است.
در این هنگام از یک نوع قیاس منطقی صحبت میشود. مقدمه اولش این است که قرآن به خصوص آیات سورههای مکی فضای آخرالزمانی را بازتاب میدهد به این معنا که بشارتی نسبت به ظهور قریبالوقوع قیامت میدهند. طبق این دیدگاه آیات دیگر یا بخشهایی از قرآن که ناظر براین مسئله نیست و مخالف این نظر است باید بعدا به قرآن اضافه شده باشد. پس بخش اصیلتر قرآن همین قسمتی است که به بخشهای آخرالزمانی توجه میدهد.
این با توجه به محیط یهودی مسیحی که در شبهجزیره بوده خیلی امری عادی است به خاطر اینکه مسئله آخرالزمان محور اصلی روایات بایبلی در آن دوره بوده است. در این آیات از نوعی فضای آخرالزمانی و علائم آخرالزمانی صحبت میشود و صحبت سر این است که در این فضا به طور طبیعی میتوان نوعی انتظار ظهور مجدد مسیح را توقع داشت و باید قرآن را در این بافتار فهمید و شناخت و بازتفسیر کرد، به دلیل اینکه محیط زمان پیغمبر(ص) محیطی یهودی مسیحی بوده و لغات سریانی در قرآن به وفور دیده میشود. بنابراین خود قرآن هم از مسیح صحبت میکند و این نوع مسیحشناسی قرآنی ناظر به این فضاست. پس با توجه به اینکه این محیط، محیطی سریانی و یهودی مسیحی بوده است و از آن طرف فضای قرآن فضایی آخرالزمانی را تصویر میکند، باید این واقعیت را در درک ظهور اسلام در نظر گرفت.
اصیلترین احادیث، احادیث ظهور مسیح است
از آن طرف چون احادیثی درباره ظهور قریبالوقوع مسیح وجود دارد، باید تصور کرد این احادیث اصیلترین احادیث باشد. چون عملا مسیح ظهور نکرد دلیلی نداشت مسلمانان اولیه احادیثی را بعدا جعل کنند که عملا اتفاق نیفتاده است. با این استدلال گفته میشود آن احادیث باید اصیل باشد. پس با این توصیفات اسلام دیانتی در چارچوب فرقههای بایبلی بوده، با انتظار ظهور مسیح. در برخی تحقیقات دیگر گفته شده باید فتوحات را هم در این چارچوب دید. مثلا باید فتح بیت المقدس را در این فضا تفسیر کرد. با توجه به این مسئله باید تفسیر کرد چه شد اسلام از این فضا تبدیل به یک دین مستقل شد. طبق این دیدگاه گفته شده است بنی امیه بودند که این کار را کردند یعنی جنبههای ظهور زودهنگام مسیح و فضای آخرالزمانی را تضعیف کردند و به حاشیه بردند. قرآن در زمان بنیامیه تدوین شد و در آن زمان بخشهایی از قرآن که اسلام را به عنوان دین مستقل حضرت محمد معرفی میکند تقویت کردند و بر جنبههای خلافتی و فتوحات در قرآن تاکید شد. بنابراین طبق این دیدگاه عبدالملک مروان موسس واقعی اسلام است و باید همه چیز را در این چارچوب دید و فهمید و شناخت.
آیا علی(ع) خود را مسیح مینامید
در همین چارچوب گفته میشود اندیشه ظهور قریبالوقوع مسیح در گونههایی از گرایشات اسلامی همچنان حضور خودش را حفظ کرده است. به طور مشخص در تصور شیعی علی(ع) به عنوان شخصیتی است که خودش، خودش را مسیح میدانسته و این توقعی که نسبت به ظهور مسیح هست دست کم در یک گرایش در ظهور علی(ع) به عنوان مسیح جلوهگر شده است و در آن زمان دین علی(ع) دین مستقلی به حساب میآمده است. این یک مسئلهای است که تعبیر دین علی(ع) که در برخی منابع آمده است به چه معنا است. در این دیدگاه فرض شده علی(ع) خودش خودش را مسیح میدانسته و روایاتی که در این زمینه هست روایات اصیلی است. اتفاقا باید عرض کنم که این روایات ضعیفترین روایات است چون در خطبههای متاخری است که به علی(ع) نسبت داده شده است و گاهی متونی است که متعلق به قرنها بعدتر است و قابل استناد نیست. اتفاقا اگر بحث از اصالتسنجی متون میکنیم و میگوییم باید به منابع قرن دوم اعتماد نکنیم و منابع اصیلی نیست، چطور میتوانیم بگوییم به چیزی که شش قرن بعدتر نوشته شده و هیچ پایهای ندارد اعتماد کنیم.
پیروان این نظریه مدعی هستند علت استقرار علی(ع) در کوفه به این دلیل بوده است که کوفه منطقه مسیحینشینی بود و آیینهای مختلف مسیحی آنجا بوده است ولی باید عرض کنم آنچه علی(ع) را به کوفه آورد محیط عربی آن بود. کوفه شهر جدیدی بود که در فتوحات ساخته شد و علی(ع) نیاز داشت پایگاه خود را به خاطر حضور قبائل عرب در عراق قرار دهد. این عمل هوشمندانه امیرالمومنین(ع) بود و هیچ ارتباطی به سواد کوفه که ساکنان آن غیر عرب بودند نداشت. اتفاقا این کار دلایل اقتصادی هم داشت که کتابهایی در این زمینه نوشته شده است. اگر هم این باشد که نیست نکته مهمتر این است؛ تشیع در نقطه آغازین در محیط قبائل عرب ظهور کرد و به تدریج موالی کوفه در جریان مختار به تشیع تمایل پیدا کردند. این نکته مهمی است که باید به آن اشاره میکردیم.
منبع: ایکنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید