1400/10/15 ۰۸:۵۰
در میان ابزارهای محاسباتی اسطرلاب از قدیمیترین و پركاربردترینهاست. وسیلهای كه بخش مهمی از كاركرد آن در گذشته اندازهگیری جایگاه و خانه ماه و خورشید و ستارهها در آسمان و مقارنههای آنها با یكدیگر بود، اما رفتهرفته جایگاهی ویژه در مسائل مختلف و از جمله كشورداری یافت. ابزاری آنچنان شگفتآور كه گاه این تصور باطل را ایجاد میكرد كه اخترشناسان با چنین ابزاری نیروهای پنهانی جهان را به كنترل درمیآورند.
هر چه متمدنتر، محاسبهگرتر
مسعود شاهحسینی: در میان ابزارهای محاسباتی اسطرلاب از قدیمیترین و پركاربردترینهاست. وسیلهای كه بخش مهمی از كاركرد آن در گذشته اندازهگیری جایگاه و خانه ماه و خورشید و ستارهها در آسمان و مقارنههای آنها با یكدیگر بود، اما رفتهرفته جایگاهی ویژه در مسائل مختلف و از جمله كشورداری یافت. ابزاری آنچنان شگفتآور كه گاه این تصور باطل را ایجاد میكرد كه اخترشناسان با چنین ابزاری نیروهای پنهانی جهان را به كنترل درمیآورند. تصوری كه بیشباهت به امروز كه هر وقت سخن از اسطرلاب میشود، بر ذهن ناآگاه، سحر و جادو نقش میبندد، نیست. صدرالدین طاهری، عضو هیات علمی گروه پژوهش هنر دانشگاه هنر اصفهان معتقد است كار اسطرلاب اندازهگیری دقیق ساختار نظاممند كیهان بوده و تنها چیزی كه آن را به علوم خفیه مرتبط میكند، تعیین سعد و نحس است. این اسطورهشناس و پژوهشگر نشانهشناسی هنر بر این باور است كه اسطرلاب ریشهای ایرانی دارد و ایرانیان به دلیل اهمیتی كه به محاسبه و حساب و كتاب میدادهاند، بیش از دیگر ملتها از آن استفاده میبردند. به گفته طاهری، در گذشته كشورهایی كه تمدنهای ریشهدارتر و پیشرفتهتری داشتند، بیش از دیگر ممالك به محاسبات نجومی و به تبع آن ابزارهایی همچون اسطرلاب توجه نشان میدادند. او میگوید ایرانیان هنر را با دانش و فناوری آمیخته كردند و اسطرلاب را به گونهای ساختند و تكمیل كردند كه افزون بر زیبایی دارای كاركردهایی برای اخترشناسی و دادهكاوی و محاسبات هم باشد. شرح كامل گفتوگو را در ادامه بخوانید.
*********
اگر اجازه دهید گفتوگو را با واژهشناسی و تاریخچه اسطرلاب آغاز كنیم. ایدهای مطرح است كه نام اسطرلاب ریشهای ایرانی دارد و باورمندان به ایدهای دیگر، به زبان یونانی و لاتین استناد میكنند. دانستههای ما درباره اسطرلاب و تاریخچه آن چیست؟
شواهد محكمی برای هر دو ایده وجود دارد. تاریخنگارانی همچون «ابوریحان بیرونی» در آثار خود به هر دو ریشه اشاره كردهاند. با این حال به نظر میرسد واژه اسطرلاب ریشهای ایرانی داشته باشد. بیشتر اخترشناسان ایرانی از این ابزار استفاده میكردهاند كه بعدها در سرزمینهای اسلامی نیز رواج یافت و مسلمانان آن را برای تعیین اوقات شرعی و پیدا كردن سمت قبله و... به كار بردند. از همین زاویه باید گفت این ابزار در تمدن یونانیان جایگاه چندان برجستهای نداشته است. درباره ریشه ایرانی اسطرلاب، میتوان به واژه استُریاب یا ستارهیاب اشاره كرد. ممكن است این واژه از زبان پارسی باستان به زبانی یونانی راه یافته و از آنجا نیز به زبان عربی رفته است. در این صورت، اسطرلاب معرب ستارهیاب است. اگر ریشه یونانی را در نظر بگیریم، آسترولابوس تركیبی از astron (ستاره) با فعل lambanein (یافتن و گرفتن) است. به هر حال فرم مصطلح امروزی عربی شده یكی از این دو واژه است.
اسطرلاب با وجود كاربردهای متعددی كه به آن نسبت میدهند، بیش از همه به كار اخترشناسان میآمد. این وسیله چه مشخصه و ویژگیهایی داشته و چرا در میان منجمان و ستارهشناسان محبوب بود؟
اسطرلابها اجزای گوناگونی دارند كه مهمترین آن صفحهای بزرگ و گرد است كه در اصل زیر دیگر اجزا قرار میگرفت. در لبه آن صفحه اصلی كه به آن ام گفته میشود، ۳۶۰ درجه یك دایره كشیده شده است. روی صفحه مادر، یكسری دایرههای دیگر سوار میكردند كه به آنها صفیحه میگفتند. این صفیحهها كه هر كدام قابل چرخش بودند، برجهای آسمانی یا منطقه البروج را كه در زبان فارسی به آنها آبامگاه میگوییم، نشان میدادند. در اخترشناسی كهن در هر ماه، خانه خورشید در یكی از این برجهاست. روی اسطرلاب یكسری اجزای دیگر مانند قطب، عنكبوتیه، عضاده، كرسی، حجره، محور و... هم قرار دارد. اخترشناس با حركت دادن صفحهها و بخشهای متحرك اسطرلاب، چند مساله را میتوانست محاسبه كند. هم میتوانست تقویم را تشخیص دهد، همزمان طلوع و غروب ستارههای مختلف را مشخص و هم شیوه مقارنه این اخترها را با یكدیگر تعیین كند كه در آن زمان مسالهای بسیار مهم بوده است. اساسا یكی از خواستههای مهم از اخترشناسان، محاسبه همین زمانهای سعد و نحس بوده كه از مقارنه ستارهها مشخص میشد. جز اینها، با اسطرلاب میشد اندازهگیریهای دقیقی هم كرد. برای مثال پهنای رودخانهها و راهها یا بلندی برجها و تپهها را میتوانستند با اسطرلاب اندازهگیری كنند. همچنین جهت قبله و ساعتهای شرعی را هم با اسطرلاب مشخص میكردند. از اینرو این ابزار با كاربردهای زیادی كه داشته برای اخترشناسان مهم بوده است. تعیین طول روز و شب و آغاز و پایان ماههای قمری نیز با اسطرلاب امكانپذیر بود. در گاهشماری خورشیدی كه تكلیف روزها و ماهها مشخص است و تا هزاران سال دیگر هم تغییری نمیكند. اما در تقویم قمری كوچك یا بزرگ شدن هلال ماه (اهله قمر) تعیینكننده تعداد روزهای هر ماه است.
موضوع سعد و نحس كه اشاره كردید از طریق محاسبه مقارنه ستارهها مشخص میشده، چه كاربردهایی داشته است؟
در آن زمان این باور وجود داشت كه مقارنه برخی اجرام آسمانی بركت و شگون ایجاد میكند. این مقارنه هنگامی رخ میدهد كه این اخترها از دید ناظر زمینی در یك راستا قرار بگیرند. در تاریخ به مثالهای پرشماری برمیخوریم كه پیش از زادن یك نوزاد یا لشكركشی یا گرفتن تصمیم مهمی در زمینه كشورداری، اخترشناسان اسطرلابهایشان را به كار انداختهاند تا لحظه مقارنه شگونمند یا سعد ستارهها با یكدیگر را مشخص كنند. بهترین لحظه در این میان، مقارنه مشتری و ماه بوده كه به آن سعد اكبر میگفتهاند. به قول حافظ «گفت آن زمان كه مشتری و مه قران كنند» برعكس این حالت نیز وجود داشته است. عبور ماهانه كره ماه از پهنه صورت فلكی عقرب را همواره بدشگون تفسیر میكردهاند. ما هنوز هم به هر وضعیت نابسامانی قمر در عقرب میگوییم. برای مثال به این مصرع فروغی بسطامی توجه كنید كه میگوید: «شبی كه عقرب زلف تو بر قمر ماند» در اوقات نحس، كارها و تصمیمهای مهم را به عقب میانداختهاند. بخش مهمی از كاركرد اسطرلاب این بوده كه جایگاه و خانه ماه و خورشید و ستارهها در آسمان و مقارنههای آنها را محاسبه كند.
چرا ایرانیان به مساله زمان و محاسبه و حركت ستارگان تا این حد توجه نشان میدادهاند؟
ایران از سرزمینهایی است كه مردمانش پیشینه دیرپا و درخشانی در اخترشناسی و ساختن تقویم و رصد كردن ستارهها داشتهاند. تمدنهای دیگری همچون میانرودان، مصر و یونان نیز به اخترشناسی توجه نشان میدادهاند. بهطور كلی هر تمدنی پس از رسیدن به حدی از گسترش و پایهریزی بنیادهای ژرف در حوزه اقتصاد و شهرسازی و كشورداری، نیازمند محاسبات نجومی خواهد بود.
یعنی شما معتقدید كه كشورها و امپراتوریها به نسبت كیفیت تمدنی خود به محاسبه و ابزارهای محاسباتی كه یكی از مهمترین آنها اسطرلاب بوده، توجه نشان میدادند؟
بله، كشورهایی كه تمدنهای ریشهدارتر و پیشرفتهتری داشتند، بیش از دیگر ممالك به محاسبات نجومی نیاز داشتند و لاجرم از ابزارهایی همچون اسطرلاب هم استفاده میكردند. نمیتوان امپراتوریهای بزرگ را بدون گاهشماری و دانش محاسبه حركت ماه و خورشید و ستارگان اداره كرد. به این سبب كه لازم است اقتصاد یك كشور برمبنای این دانش مدیریت شود. یعنی مشخص شود در چه تاریخی روزها گرمتر و طولانیتر میشود و در چه زمانی كوتاهتر، چه زمانی برای گرفتن مالیات و خراج مناسب است و چه زمانی برای لشكركشی و كشت گیاهان و نظایر آن. اینها موضوعات كماهمیتی نیستند كه امپراتوریها با بخت و آزمون و خطا آنها را اجرا كنند. بیشتر این تمدنها از گاهشماریهای خورشیدی بهره بردهاند.
اسطرلاب در میان ایرانیان، ابزار محاسباتی مهمی بوده اما چه فصل مشتركی با تقویم خورشیدی دارد؟
در طول تاریخ، سرزمین ما مركز امپراتوریهای مختلف بوده كه به شدت هم به حسابكتابهای تقویمی دقیق نیاز داشتند، به همین خاطر كه همیشه دارای رصدخانه بودیم و از ابزارهای محاسباتی اخترشناسی مثل اسطرلاب استفاده میكردیم. نكته این است كه ایجاد تقویمهای خورشیدی كار سادهای نیست. گاهشماری جلالی امروزی ما كه خود برآمده از چند گاهشماری كهنتر در دورههای عیلامی و هخامنشی و ساسانی است، در دوره جلالالدین ملكشاه سلجوقی بنیاد نهاده شد. حكیم عمر خیام یك راهنمای نجومی برای این گاهشماری نوشته كه به زیج ملكشاهی مشهور است. گاهشماری جلالی استوارترین گاهشماری جهان است و علت آن نیز كبیسهگیری دقیقی است كه اخترشناسان ایرانی برای محاسبه این تقویم به كار بردهاند. برای رسیدن به این حد از دقت گروهی از اخترشناسان (از جمله خیام، خازنی، اسفزاری، لوكری، واسطی و...) مدار گردش زمین به دور خورشید را تا ۱۶ رقم اعشار محاسبه كردند. آنها جز رصد خورشید در اصفهان و توس و مرو، از رصد نیمروزی نیز بهره گرفتند كه در رصدخانه زابل انجام میشد. به همین سبب است كه تحویل سال در كشور ما با دقت بسیار و بر پایه ثانیه انجام میشود. برخلاف ظرافت و نظم گاهشماری جلالی، گاهشماری میلادی (گریگوری) با فصلها و موقعیتهای ویژه زمین مانند اعتدالها و انقلابها همخوانی ندارد و شمار روزهای هر ماه نیز نامنظم است. سرآغاز سال و سرآغاز ماهها در آن با واقعیتهای اخترشناختی، حركت انتقالی زمین و برجها ناهمخوان است و سال تقویمی به دلیل آغاز در زمستان نمیتواند با سال مالی هماهنگ باشد. تقویم جلالی اما هنگام اعتدال بهاری آغاز میشود كه فصل سرسبزی و بركت و هنگامه كاشت گیاهان گوناگون و همچنین زمان شروع كار و بازرگانی و فزونی ثروت و سرمایه است.
از سوی دیگر، تقویمهای قمری هم بسیار آشفته هستند. این تقویمها ویژه روستاییان بوده كه ابزار رصد خورشید و ستارگان را نداشتند، بنابراین به ماه نگاه میكردند و تربیع و بدر و محاق آن را ملاك گذران ماههای سال قرار میدادند. ماهها و فصلها در این تقویم ثابت نیستند و هر ۳۶ سال یكبار، یك سال از گردش زمین عقب میافتد. در حقیقت فصل مشترك همان مساله محاسبه دقیق است.
از لحاظ زیباییشناسی و معناشناسی هنری، مهمترین ویژگی اسطرلاب را در چه میدانید؟
در هنر سنتی ایرانی، هندسه و ریاضیات اهمیت زیادی دارند. به این خاطر كه طراحی سنتی بر پایه نظم و قانون و منطق ریاضی استوار است. كسی كه میخواهد برای گنبد یك مسجد كاشی بسازد، باید تناسبهای معماری آن گنبد را تا ابعاد میلیمتری هم حساب كند تا بعدا كاشیها كنار یكدیگر چفت شوند. اسطرلاب هم به گمان من همزمان یك شاهكار علمی، هنری و صنعتی است. از یكسو میتوان از لفظ صنعتگر برای كسی كه اسطرلاب میسازد، استفاده كرد. به این سبب كه اسطرلابساز كار با فلز و ساختن آلیاژ را بلد است، درصدهای دقیق در ریختهگری و شیوههای سرد كردن و قالبگیری و چكشكاری و... را هم میداند. از طرف دیگر اسطرلاب ابزاری علمی است. كسی كه اسطرلاب میسازد باید دانش اخترشناسی را فرا گرفته و بر آن مسلط باشد. همچنین سازنده اسطرلاب باید ذهنیت خلاق هنری هم داشته باشد. در بسیاری از اسطرلابهای ایرانی تصاویر زیبایی از صور فلكی یا آبامگرد وجود دارد. اجزایی كه میخواستند روی صفحه مادر سوار كنند را با طرحهای مختلف اسلیمی و خطایی و... میساختهاند. آنها هنر را با دانش و فناوری آمیخته كردهاند تا ابزاری كه میسازند افزون بر زیبایی دارای كاركردهایی برای اخترشناسی و دادهكاوی و محاسبات هم باشد.
هنر صنعت ایرانیان در زمینه ساخت اسطرلاب و محاسبات دقیقی كه روی آن پیاده كردند چه تاثیری بر زبان هنری جهان داشته است. ما میدانیم كه اسطرلاب به وسیله ایرانیان از شرق تا هند و از غرب تا اروپا رفت و به خصوص دریانوردان از این ابزار استفادههای بسیاری بردند. دیگر ملتها چه نگاهی به اسطرلاب داشتند؟
اسطرلاب به هرحال برای مردمان آن دوران ابزاری شگفتآور بوده و گاه بینندگان تصور میكردهاند كه اخترشناسان با ابزارهایی از این دست، نیروهای پنهانی جهان را كنترل میكنند. این در حالی است كه هیچ رخداد غیرعلمی یا فراطبیعی و متافیزیكی در این محاسبات نجومی رخ نمیداده و در اصل جادویی در كار نبوده است. اینها با ابزارهایشان واقعیت فیزیكی جهان، جرم ستارهها و مدار چرخش آنها، جاذبه و مكانشان در فضا و... را محاسبه میكردند و از این طریق اطلاعاتی را به دست میآوردند كه برای شكل دادن به گاهشماری و اندازهگیری زمان كاربرد داشته است.
این نوع نگاه حتی به امروز هم كشیده شده است. آیا با اسطرلاب رمالی و جادوگری میكردهاند؟ چرا این دیدگاه میان مردم جا افتاد كه میتوانند با اسطرلاب جادوگری كنند؟
تنها چیزی كه اسطرلاب را به علوم خفیه در دوره اسلامی مرتبط میكند، همان تعیین سعد و نحس است. جوامع امروزی دیگر به سعد و نحس باور ندارند، اما در گذشته گاه پادشاهان ازدواج، تاجگذاری یا دیگر تصمیمات مهم خود را عقب میانداختند تا روز سعد فرا برسد. برخی شاهان دوره اسلامی ایران را «سلطانِ صاحبقران» خواندهاند، یعنی در مقارنه دو اختر سعد متولد یا نطفه او بسته شده است. جز این امر، دیگر كاربردهای این ابزار، علمی و تقویمی بوده و اسطرلاب هرگز ارتباطی با سِحر یا رمالی نداشته است. بسیاری از مردم باور نمیكردهاند كه كسی بتواند رفتار ستارگان را پیشبینی كند و در نتیجه این كار را شگفتآور و گونهای از جادوگری به شمار میآوردهاند. اما آنچه اخترشناسان میكردند، رصد دقیق رفتار و حركت اجرام آسمانی و واكنش آنها به جاذبه یكدیگر بود كه ممكن است با گذر میلیونها سال كوچكترین تغییری نكند. كار اسطرلاب اندازهگیری دقیق ساختار نظاممند كیهان بوده است كه پیش از ظهور انسان در كار بوده و در آینده نیز همچنان پایدار و ماندگار خواهد بود.
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید