1399/9/8 ۱۰:۵۰
درگذشت ناباورانه استاد سیدمحسن حبیبی در روزگار غمزده امروزی سبب پریشانی افكار، تلخی مزاج و سوختن دل شاگردانشان گردید. وصف اندوه جانفرسای مرگ غیرمنتظره استاد ناممكن و تلخترین حادثهای است كه شاگردی میتواند در همه عمر تجربه كند. شادروان سیدمحسن حبیبی بدون تردید از بزرگترین معماران و شهرسازان ایران بود و فقدانشان خلأیی عظیم در این حوزهها و دیگر علوم مرتبط پدید خواهد آورد.
به یاد «سیدمحسن حبیبی»
قلب شار گرفت، چشم شهر گریست/ و خاطره حبیبی رویید
درگذشت ناباورانه استاد سیدمحسن حبیبی در روزگار غمزده امروزی سبب پریشانی افكار، تلخی مزاج و سوختن دل شاگردانشان گردید. وصف اندوه جانفرسای مرگ غیرمنتظره استاد ناممكن و تلخترین حادثهای است كه شاگردی میتواند در همه عمر تجربه كند. شادروان سیدمحسن حبیبی بدون تردید از بزرگترین معماران و شهرسازان ایران بود و فقدانشان خلأیی عظیم در این حوزهها و دیگر علوم مرتبط پدید خواهد آورد. نظم، دقت، حُسن رفتار و تخصص والای استاد به راستی بینظیر بود. سیدمحسن حبیبی بر قدیم و جدید شهرسازی استاد بود و شالوده فلسفی دانش شهرسازی در ایران به نظرات و تفكرات نوآورانه ایشان وابسته بود. تاثیر استاد حبیبی در حوزه مطالعات تاریخی شهرسازی ایران بسیار شگفتانگیز بود. بازخوانی شار كهن ایرانی با استفاده از كتب كهن جغرافیایی و تاریخی و یافتههای باستانشناسی و خلق نقشهها و پلان شهرهای قدیم و وصف فضاهای شهری، شاهكاری بود كه پیش از او هیچكس به آن مبادرت نكرده بود. به واقع استاد در این بازخوانی از نیست، هست آفرید. اندیشه فلسفی شهر و استنتاج زبان طراحی شهری در مكتب اصفهان دیگر وجه تخصص عالمانه استاد بود كه جز با اشراف بر حكمت و فلسفه این دوره و یافتن ابعاد كالبدی متبلور آن در شهرها، امكان نداشت. استاد سیدمحسن حبیبی همزمان در روندی تاریخی وضع شهر ایرانی را با شهرهای غربی ارزیابی میكرد. این دیدگاه موجب گشودن دریچهای تازه به شهر و دگردیسی مفهوم و تاریخ آن شد كه پیشتر در ادبیات برنامهریزی شهری ایران سابقه نداشت. ایشان این رویكرد بدیع را نخست در آرمانشهرهای قُدسی و جغرافیای رمزی و مثالی میجست و پایههای نظری آن را از دوران اساطیری تا مرزهای تاریخ از لابهلای متون مقدس ادیان مختلف، حكمت خسروانی ایرانیان و اسطورههای یونانی و رومی استنتاج میكرد. استاد سپس در ورود به دوره تاریخی، مرحله به مرحله با تشریح چرایی و چگونگی تغییر ضرباهنگ زندگی و تولید با بهرهگیری از نظرات دیوید ریكاردو، آدام اسمیت، ماركس، انگلس و دیگران، تحول و تكامل دوره ابزار دستساز و تولید خانگی به عصر ماشین و تولید انبوه را تشریح كرده و به قاعدهمند كردن چگونگی شكلگیری شهر اول، دوم، سوم و چهارم میپرداخت. ایشان در این روند تاثیر انقلابات فنی بر انقلابات فرهنگی و پیامد آن دگرگونی چهره شهر را از طریق تعبیر و تفسیر رمانها و داستانهای مشهوری همچون شهر آفتاب امیل زولا، بازگشت از مسكو آندره ژید، ...، یا فیلمهای برجسته سینمایی چون ایزی رایدر، بركت، ...، یا تابلوهای نقاشان صاحب سبك مانند پیت موندریان، كلود مُونه، ...، یا تندیسان مجسمهسازان هنرمندی چون میكل آنجلو تصویرسازی میكرد. كلاسهای درس استاد حبیبی به سبب همین جامعیت آموزههایشان، جذبه وصفناپذیری برای دانشجویانشان پدید آورده بود.
كلاسهای درس استاد سیدمحسن حبیبی بسیار منحصربهفرد و متمایز بود. تخصص فوقالعاده و حسن رفتار استاد چنان بود كه كلاسهایشان همچون حلقه پُرازدحام درس عالمان بزرگ سدههای میانی همانگونه كه بعضا جهانگردان معروفی مثل ابنبطوطه در سفرنامههایشان آوردهاند، همواره شلوغ و مملو از دانشجویان مشتاق و علاقهمند بود. شگفت آنكه تعداد افراد حاضر در كلاس استاد همیشه بیشتر از فهرست اسامی دانشجویانی بود كه آن درس را اخذ كرده بودند و شگفتانگیزتر اینكه بسیاری از این دانشجویان مهمان، رشتهای غیر از معماری و شهرسازی داشتند؛ و این والاترین اعتبار برای هر معلمی میتواند باشد كه با چنین شور و اشتیاقی از سوی دانشجویان روبهرو شود. با این حال عمر 73 ساله استاد سیدمحسن حبیبی برای شهرسازی ایران و شاگردانش، درنگی كوتاه اما بس پُربار بود. استاد هر چند دگردیسی مفهوم شهر از آرمانشهرها تا شهر چهارم را برای ما تفسیر و روایت كرد اما خود به راستی از تبار شهرهای آرمانی بود، همان شهرهای آسمانی، قدسی و اثیری با زمانی مستدیر كه همواره در حالاند؛ شهرهایی كه در منتهیالیه زیبایی، نظم و كمال، نقش خود را از نیروهای ماورایی میگرفتند. اما اكنون پس از درگذشت استاد حبیبی، شهری پنجم، دستكم برای شاگردان او و اهالی شهرسازی و معماری، نمود عینی یافته كه سرشار از خاطره حبیبی است. چراكه به فرموده استاد در روند دگردیسی مفهوم شهر تنها در صورت كوبیدن مهر خاطره خود و همسو شدن با قصه شهر میتوان جاودانه شد و زنده ماند؛ همچنان كه اینك یاد و خاطره استاد سیدمحسن حبیبی برای همیشه در قلبهایمان زنده خواهد ماند. مرگ او را باور نخواهیم كرد چون او را به یاد داریم و این نشانه آن است كه او زنده است. در پایان، ای استاد عزیز؛ رابطه ما به عنوان شاگرد و شما به عنوان استاد در تنگنای زمان و مكان جای ندارد و در زمان ادامه مییابد، چون تا ابد از تو خواهیم آموخت؛ و هر چند شهر بی تو ما را حبس شده است، یاد و خاطرهات چنان در میان جان حضور دارد كه انگاره نبودنت سرابی بیش نیست؛ همیشه هستی... .
عضو مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
منبع: روزنامه اعتماد
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید