گفتگو، نیاز جامعه جهانی / فاطمه صدرعاملی

1393/6/30 ۰۷:۳۶

گفتگو، نیاز جامعه جهانی / فاطمه صدرعاملی

رئیس‌جمهور سابق ایران، جناب آقای خاتمی با طرح موضوع گفتگوی فرهنگها و تمدنها باب آشنایی با این مهم را در ایران گشود. اگر چه برای بسیاری اهمیت این طرح چندان روشن نبود، ولی امید آن می‌رود که رفته‌رفته زمینه آشنایی با آن در جامعه فراهم گردد.

 

رئیس‌جمهور سابق ایران، جناب آقای خاتمی با طرح موضوع گفتگوی فرهنگها و تمدنها باب آشنایی با این مهم را در ایران گشود. اگر چه برای بسیاری اهمیت این طرح چندان روشن نبود، ولی امید آن می‌رود که رفته‌رفته زمینه آشنایی با آن در جامعه فراهم گردد.

برای بررسی گفتگوی بین فرهنگها و تمدنها لازم است در نظر داشته باشیم چه تفاوتهایی میان «ارتباط بین فرهنگها» و «گفتگوی فرهنگها و تمدنها» وجود دارد. ارتباط بین فرهنگها و به عبارت دیگر ارتباطات بین‌المللی در تاریخ زندگی بشر به اشکال گوناگون وجود داشته است. از مسافرتها و مهاجرتهای اقوام مختلف گرفته تا داد و ستدهای اقتصادی و سیاسی. ترجمه آثار، سفرنامه‌ها و صدور و ورود محصولات و غیره. وسعت ابعاد این گونه ارتباطات روز به روز بیشتر شده، به طوری‌که امروزه رشد تکنولوژی، مرز بین کشورها و فرهنگها را کمرنگ کرده است و ما بیشتر با «جامعه جهانی» سر و کار داریم. انسانهای سراسر جهان در حوزه تأثیر و تاثر متقابل قرار دارند.

 

نیاز به گفتگو

تفاهم بین انسانها در مقایسه با امکاناتی که شبکه ارتباطی بین انسانها فراهم کرده است، از رشد لازم برخوردار نشده است. دانشمندی می‌گوید: «انسان فاصله زمین تا کرات دیگر را طی کرده است؛ اما موفق نشده به انسان دیگر برسد، اندیشة او را بفهمد و با وی همدلی نماید.»

مشکل و بحران نه تنها بین فرهنگها و تمدنهای مختلف حاکم است، بلکه بین انسانهای یک جامعه و بین نسلهای مختلف وجود دارد. گفتگوی بین فرهنگها با توجه به بحران موجود، رویکردی سازنده و مؤثر است و نیاز به گفتگو به دلیل بحرانهای جهانی اجتناب‌ناپذیر است.

جامعه اطلاعاتی و فشرده‌شدن جهان چاره‌جویی جهانی می‌طلبد. علم نیازهای اولیه انسان را اقناع کرده است؛ اما در ایجاد تفاهم کاری از پیش نبرده است. این قرن باید قرن چاره‌جویی باشد. بایست فرهنگها باهم راه عبور از بحران را میسر سازند. و چنین کاری بدون همفکری وهمکاری و گفتگوی بین جوامع مختلف میسر نیست.

 

مقصود از گفتگو چیست؟

آنچه گفتگو را نسبت به ارتباطات فرهنگی دیگر متمایز می‌كند، این است که در «گفتگو» تلاش بر شناخت فرهنگهای دیگر و فهمیدن آنها و همکاری با آنان است؛ به طوری که نمایندگان هر فرهنگی قادر باشند در روند گفتگو، با اطلاعاتی که از فرهنگهای دیگر کسب کرده‌اند، از منظر آنان نیز به مسائل بنگرند. آگاهی به این امر است که در مواجهه با گوناگونی دیدگاهها به غنای فرهنگی و برداشت همه‌جانبه انسان در برخورد با امور کمک می‌كند. با فهم و مطالعه و بررسی و گفتگو با فرهنگها و تمدنهای دیگر می‌توان نه تنها آن فرهنگها را شناخت، بلکه برای توسعه و اصلاح نظریه و تجربه‌های خود از آنها بهره گرفت. این امر را مسلمانان اولیه می‌دانستند و با بررسی آرای مسیحیان و فلاسفه یونانی در تنظیم آثارفلسقی خود و ایجاد احکام اجتماعی بهره گرفتد.

شرایط جهانی و مسافرتها و مهاجرتها، صاحبان فرهنگهای مختلف را در کنار هم قرار داده است، قبل از آنکه شناخت کافی از یکدیگر داشته باشند و با رسم و رسوم یکدیگر آشنا باشند. به وسیله گفتگو می‌توان به فهم عمیق نسبت به یکدیگر رسید و متناسب با نیازهای دنیای جدید راه حل پیدا کرد و تنها به ظواهر اکتفا نکرد و به قول دانشمندی، «مُد» را به جای «مدرن» نگرفت. نگاه مبتنی بر ترس از حمله فرهنگهای دیگر و تلاش برای دفاع در برابر آن نگاهی متعلق به گذشته است.

واقعیات فرهنگی موجود این است که در کنار فرهنگ خودی، بخشهایی از عناصر فرهنگی دیگران هم در آن وارد شده است. نمی‌توان تناسبی میان این نگاه و وضع موجود پیدا کرد. در حالی از هجوم دیگران سخن می‌رود که همه به دستاوردهای جهان متجدد وابسته هستیم. درک این وابستگی‌ها و رویکرد به موضع گفتگو، فضای فرهنگی جامعه را از انفعال به خلاقیت و ارتباط سازنده رهنمون می‌سازد.

جنبه‌های مختلف تمدنهای دیگر به طور ناخودآگاه به وسیله آثار فرهنگی آنان در فرهنگ جامعه و روان مردم نفوذ پیدا کرده است و از این رو توجه به این جنبه‌ها و گفتگو با آنها، این تأثیر و تأثر را به حوزه آگاهی می‌رساند و پذیرش این واقعیت، افراد غیرفعال جامعه را به همفکری و نقش‌آفرینی متمایل می‌نماید.

شرط چنین گفتگویی صداقت و رواداری است؛ ارزشهایی که همه فرهنگها به آن احترام می‌گذارند. مهمتر از هر نکته اینکه، یک طرف گفتگو نباید خود را مطلق بداند. صاحبان فرهنگهای مختلف بایست در روند گفتگو با موضع برابر شرکت کنند و بین علایق گوناگون آنان، آمادگی برای همکاری ایجاد شود و نیروهای بالقوه آنان فعال شود.

به نظر می‌رسد كه کنفرانسها تا به حال چندان نتیجه‌ای نداشته است و در آنها معمولاً شرکت‌کنندگان از ارزشهای موجود در فرهنگشان سخن گفته‌اند. از صلح‌جویی سخن گفتن رسم هر فرهنگی است. اشتراکات زیادی وجود دارد؛ ولی گفتگو را می‌توان به هنگامی که تفاوتها وجود دارند نیز انجام داد. بررسی تفاوتها، دیدگاهها را دقیق‌تر می‌كند. به جای آنکه به دنبال هارمونی باشیم، خوب است عدم توازن را بررسی کنیم و مورد گفتگو قرار دهیم. گفتگو بایست در باره موارد مشخصی صورت گیرد. به هنگام همزیستی و همکاری باید با هم گفتگو کرد، با هم شبکه تشکیل داد و راههای مفاهمه را جستجو کرد.

 

چند پیشنهاد

اصل گفتگو و گفتگوی بین فرهنگها بایست بخشی از فعالیتهای فرهنگی هر جامعه باشد. برای مثال به چند نکته در جامعه ایران اشاره می‌کنم و امیدوارم که مدیران امور به آنها و فعالیتهای مشابه توجه کنند و به راهی برای به تحقق پیوستن آنها بیندیشند.

1ـ سازمانهای فرهنگی جهت‌گیری گفتگوی بین‌فرهنگی داشته باشند.

2ـ به رشد و پرورش نیروهای کارآمد در این زمینه پرداخته شود.

3ـ پروژه‌های تحقیقاتی دراین زمینه انجام شود

4ـ برای مدارس واحد درسی گفتگوی بین‌فرهنگی ترتیب داده شود.

5 ـ در شوراهای محلی و در واحدهای سازمان حفاظت از محیط زیست، برنامه‌هایی برای معرفی اصل گفتگو و گفتگوی بین‌فرهنگی تنظیم کنیم

6ـ فراهم کردن امکان گفتگوهای بین‌فرهنگی از طریق اینترنت و تنظیم برنامه کارآمد برای آن

7ـ پروژه‌های تحقیقاتی برای مطالعه و ایفای نقش ادبیات غنی ایرانی در گفتگوهای بین‌فرهنگی.

*مدیر کانون گفتگو در مؤسسه امام موسی صدر

روزنامه اطلاعات

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: