تحول فلسفه یونان در عالم اسلام و مسیحیت برگزار شد

1397/5/10 ۱۲:۵۹

تحول فلسفه یونان در عالم اسلام و مسیحیت برگزار شد

دوره دوم نشست های افق گفتگو، با موضوع تحول فلسفهء یونان در عالم اسلام و مسیحیت با حضور : محمد ایلخانی، احمد عسگری، میلاد نوری و امیرحسین ساکت در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

دوره دوم نشست های افق گفتگو، با موضوع تحول فلسفهء یونان در عالم اسلام و مسیحیت با حضور : محمد ایلخانی، احمد عسگری، میلاد نوری و امیرحسین ساکت در کتابخانه ملی ایران برگزار شد.

در این نشست میلاد نوری گفت: اگرچه آبشخور سنت فلسفی در عالم اسلام و مسیحیت، فلسفه یونان است، اما روشن است که فلسفه یونان در عوالم اسلام و مسیحیت دچار تحول و دگرگونی شده و ساختار نوینی یافته است. فرآیند تحول و دگردیسی فلسفه یونان و آنچه در دو سنت متفاوت بر آن گذشته است، نقش بسزایی در فهم رخدادهای فلسفی بعدی در عوالم اسلامی و مسیحیت دارد. ماهیت فلسفه یونان چیست؟ نحوهء انتقال و تحول فلسفه یونان در عالم اسلام چگونه بوده است؟ نحوهء انتقال و تحول فلسفهء یونان در عالم مسیحیت چه بوده است؟ وجوه اشتراک و اختلاف سنت فلسفی در عالم اسلام و مسیحیت چیست؟

پرسش هایی این چنین، اگر چه نه تمام، اما بخشی از مسیری است که باید برای مواجهه با اندیشهء مدرن و معاصراندیشی در فلسفهء عالم اسلام طی شود. چهار قرن سکوت فلسفهء اسلامی، شاید با بررسی هویت تاریخی¬ای بشکند که جریان تاریخ آن را شکل داده است؛ اما این بررسی تنها با نگاه به سیرِ دگردیسی فلسفهء یونان در عالم مسیحیت ممکن است.

ازدیدگاه کسی که در دوران معاصر به فکر بازاندیشی در فلسفهء اسلامی است، تنها راه فهم مسئلهء معاصر فلسفی، فهم دگردیسی بنمایه ها در فرآیند نشو و نمای تاریخی است. متفکر مسیحی با تاکید بر مفهوم نجات الهی از طریق ایمان، فلسفهء یونان را در خدمت توجیه مفاهیمی چون تثلیث و رستاخیز گرفته و بر همین اساس فلسفه را نه همچون ملاک سعادت، بلکه همچون کنیزی معرفی کرده است که گاه گاهی نیز در پیشگاه ایمان دچار حقارت و کمبود می شود، حال آنکه فلاسفهء مسلمان همچون یونانیان، از ابتدا بر نظریهء سعادت از طریق فلسفه ورزی باور داشته اند. بااین حال، نهایتا این فلسفهء اسلامی است که به نوعی عرفان معادگرا تمایل می یابد، درحالی که مسیحیت مبتنی بر ایمان، که طبیعت را زندان و محل هبوط انسان می دانست، در انتها با روی آوری به طبیعت و قوای شناخت انسانی، راه نوین رنسانس و مدرنیته را می پیماید. و محل پرسش است که ریشهء فلسفی و تاریخی چنین اتفاقی چیست.

حتی اگر این صورت بندی از مسئله مورد بحث و نقد باشد، باز نمی توان ضرورت آن را نادیده انگاشت. بررسی ای که با همراهی دکتر احمد عسگری و دکتر امیرحسین ساکت و در حضور دکتر محمد ایلخانی در اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی برگزار شد، اگر چه نمی توانسته است تمام ابعاد مسئله را مورد بررسی قرار دهد، اما همچون طرح مسئله می تواند مورد توجه باشد، تا علاقه مندان به روزآمدی فلسفه اسلامی، از معبر آن، اندیشه های نوینی را بپرورند.

دریافت صوت کامل نشست

منبع: مخبر

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: