1397/4/2 ۰۹:۰۲
خانقاه، محل زندگی، آموزش و گردهمایی و عبادت درویشان و صوفیان بود. برخی از این خانقاهها مجموعههای عظیمی بودند که همچون شهری کوچک، تمام امکانات و لوازم زندگی را در خود جمع میکردند. علاوه بر این، معمولاً این مجموعه بناها، به علت وجه معنوی و تقدسشان، توسط بهترین هنرمندان ساخته و تزئین یا بازسازی میشدند و قدرتمندان هر دورهای نیز در ساخت چنین بناهایی مشارکت فعال داشتند. از اینرو بسیاری از این مجموعهها در کنار کارکردهای معمول آیینی و طریقتی خود، به شاهکارهایی از هنر معماری نیز تبدیل میشدند: معماری در پیوند با اعتقاد و البته گاهی قدرت و سیاست. مجموعههایی که به قول گولمبک، پژوهشگر تاریخ هنر ایران، شهرهای کوچک خدا بودند.
مجموعههای خانقاهی؛ شهرهای کوچک خدا
شیخ صفیالدین اردبیلی
شیخ صفیالدین اردبیلی(735-650 هجری قمری) پایهگذار طریقت صوفیانه صفوی و بنیانگذار مسیری بود که قریب دو قرن بعد، سیر تاریخ ایران را تا به امروز تغییر داد. شیخ صفی در زمان خود از ثروتمندترین و پرنفوذترین مشایخ صوفیه بود، او تمام ثروت و نفوذ خود را در راه دستگیری و کمک به مستمندان و صوفیان و گرهگشایی و رفع ظلم از توده مردم و البته گسترش شبکه تبلیغی صفویه و افزایش پیروان طریقت خود، هزینه میکرد. خانقاه او در اردبیل، مرکزی بود برای اجتماع مردم، اطعام و کمک به نیازمندان و تظلم خواهی مردمان از حکومت نزد شیخ صفی.
خانقاه شیخ صفیالدین، از زمان درگذشت او تا چند قرن بعد، به دست فرزندان و نوادگانش، نسل بعد نسل، گستردهتر و شکوهمندتر شد. مجموعهای که تا سدهها بعد از درگذشت شیخ صفی نیز، مکانی مقدس و حرم امن و محل بست شناخته میشد.
مجموعه بنای شیخ صفیالدین اردبیلی
مجموعه شیخ صفیالدین در مرکز قسمت تاریخی شهر اردبیل قرار دارد. این مجموعه، شامل بناهایی است که در طول بیش از سه قرن و در چندین مرحله ساخته شده و گسترش یافتهاند.
شروع ساخت و ساز مجموعه شیخ صفیالدین بهدست پسر و جانشین او شیخ صدرالدین بود. مجموعه آرامگاه بر برجی استوانهای به نام «حرمخانه» متمرکز شده است که آن را شیخ صدرالدین، برای مزار پدرش ساخت. گنبدی که شیخ صدرالدین بر فراز آرامگاه پدرش ساخت، بعدها تبدیل به یکی از مهمترین نمادهای این مجموعه شد. میتوان گفت که این گنبد هسته مرکزی مجموعه است. کلمةالله روی آن به صورت تکرار شونده نقش بسته است و به همین دلیل آن را «گنبدالله الله» مینامند. از بیرون این گنبد میتوان یک برج آجری دید که استوانهای شکل است. روی ساقه و گنبد آجری کاشیهای فیروزهای نمایان هستند. آیات قرآن نیز با خط ثلث در کتیبهای در محل اتصال برج و ساقه گنبد وجود دارد. چسبیده به آن در سمت شرق «گنبد شاهزاده» قرار دارد که آرامگاه محیالدین، پسر ارشد شیخ صفیالدین است که چند سالی پیش از مرگ پدر درگذشت. این دو بنا نقش هسته و قلب مجموعه را داشتند. جز این دو بنا، شیخ صدرالدین، چند بنای خدماتی نیز در سمت شمالی مجموعه ساخت که مهمترین آنها «تالار دارالحفاظ» نام داشت که تالاری مستطیلشکل و محلی بزرگ برای قرائت عمومی قرآن و در عین حال محل کتابخانه مجموعه بود.
اساس بنای مجموعه شیخ صفی تا شروع دوران سلطنت خاندان صفوی بر ایران، تغییر زیادی نکرد. اما با شروع سلطنت صفویان در ابتدای قرن دهم هجری، پادشاهان صفوی در بزرگداشت مقام نیاکان خود و بخصوص جد بزرگشان شیخ صفی در گسترش، تزئین و هرچه شکوهمندتر شدن این مجموعه کوشیدند.
در دوره سلطنت شاه اسماعیل اول، اجساد تعدادی از کشتهشدگان جنگهای دوران شیخ حیدر در شروان به صحن حیاط خانقاه، منتقل و در آنجا دفن شدند. مجموعهای که از آن پس، «شهیدگاه» خوانده شد. اما نخستین ساخت و ساز در عصر سلطنت صفویان در مجموعه، آرامگاهی با گنبدی کوچک بود، چسبیده به حرمخانه و گنبد شاهزاده که به دستور شاه طهماسب، بر مزار پدرش شاه اسماعیل اول، بنا شد. شاه طهماسب در سالهای دهه 940 هجری قمری، محدوده وسیعی از املاک پیرامون مجموعه اولیه را خریداری کرد. بنای اصلی که در این اراضی تازه خریداریشده ساخته شد، «جنتسرا» نام داشت. جنتسرا ساختمانی بود هشت ضلعی و بزرگ در سمت شرقی حیاط مرکزی مجموعه. این بنا را شاه طهماسب بهعنوان محل آرامگاه خویش ساخت. اما تقدیر چنین بود که در آشفتگیها و رقابتهایی که پس از مرگ او ایجاد شد، فرصتی برای انتقال پیکرش به جنتسرا دست نداد! در دوره سلطنت شاه طهماسب و به سفارش او فرشی نیز برای تالار دارالحفاظ طراحی و بافته شد که جزو نفیسترین شاهکارهای هنر قالیبافی در ایران و جهان محسوب میشود. این قالی نفیس که به «فرش اردبیل» شهرت دارد، جزو 50 اثر شاهکار هنری برگزیده جهان قرار دارد. متأسفانه این فرش نفیس، اکنون در مجموعه شیخ صفی نیست و در موزه ویکتوریا آلبرت لندن نگهداری میشود.
دوره سوم بسط و گسترش مجموعه شیخ صفیالدین، مربوط به روزگار سلطنت شاه عباس اول بود. شاه عباس، ساختمان قدیمی در شرق مجموعه را بازسازی و تجدید بنا کرد. شاه که قصد داشت مجموعه بینظیری از چینیها و سفالینههای ارزشمند را به مجموعه جدش اهدا کند، دستور داد تا کاربری بنا را تغییر دهند و ساخت و تزئینات داخلی آن را به گونهای طراحی کنند که محلی برای نگهداری آن اشیا باشد. این بخش که بیگمان یکی از زیباترین و در عین حال ارزشمندترین قسمتهای مجموعه شد «چینیخانه» نام گرفت. شاه عباس در حوالی سال 1020 هجری قمری، نزدیک به 1500 قطعه از نفیسترین نمونههای چینی و سفال که هریکدارای مهر اهداکننده، یعنی شاه عباس بود، در ساختمان چینیخانه این مجموعه به یادگار گذاشت و عملاً آن را به نخستین موزه در تاریخ ایران تبدیل کرد. متأسفانه بخش وسیعی از این آثار پس از جنگهای ایران و روسیه در سالهای 1826 تا 1828 میلادی، از ایران خارج شد و اینک در موزه آرمیتاژسن پترزبورگ نگهداری میشود.
هدایای شاه عباس، البته محدود به چینی و سفال نبود، شاه، املاک و مستغلات وسیعی را وقف مجموعه کرد و اقلام بیشماری که هر کدام ارزش والای هنری داشتند را در این مجموعه به یادگار گذاشت. از جمله آنها میتوان به انبوهی از نسخ خطی که شاهکارهای هنر خوشنویسی و کتابآرایی بودند و مجموعهای از اسلحهها و ادوات نظامی که زیباترین نمونههای هنر فلزکاری ایران بودند، اشاره کرد.
علاوه بر اینها شاه عباس در زمینه بازسازی و تزئین سایر قسمتهای مجموعه نیز، تلاشی ستودنی داشت. او دارالحفاظ را نوسازی کرد و دستور داد بخش جنوبی آن را که چسبیده به آرامگاه شیخ صفیالدین بود و شاه نشین خوانده میشد، توسعه دهند. همچنین به فرمان او برای درها و پنجرهها، تزئینات طلا و نقره ساخته شد. در همین زمان سطح داخلی تالار را نیز با گچبری، تذهیب و نقاشی آراستند. چهارمین مرحله تکمیل مجموعه شیخ صفیالدین مربوط به دوران سلطنت شاه عباس دوم است. در این دوران، بخشهای زیادی از مجموعه تعمیر و مرمت شدند. اما از همه مهمتر ساخت ورودی اصلی مجموعه بود که «عالی قاپو» نام گرفت. این سر در، دارای کتیبه معرق و کاشیکاری بسیار نفیسی بود و در سال 1057 هجری قمری به اتمام رسید. این سر در برای بازسازی و مرمت بنا در دهه 1320هجری شمسی به طور کامل برچیده شد.
مجموعه شیخ صفیالدین اردبیلی، یکی از شاهکارهای هنر معماری ایرانی و هنرهای تزئینی مربوط به آن همچون کاشیکاری، گچبری، خوشنویسی و... و در عین حال نمادی است از پیوند هنر با اعتقادات و قدرت و سیاست. مجموعه شیخ صفی، در سال 2010 میلادی در مجموعه میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
منابع:
1- اتینگهاوزن، ریچارد و الگ گرابار- هنر و معماری اسلامی، ترجمه یعقوب آژند
2- پوپ، آرتور و فلیس اکرمن- سیری در هنر ایران. ویرایش و ترجمه زیر نظر سیروس پرهام
3- هاتشتاین، مارکوس و پیتر دیلیس- اسلام، هنر و معماری. ویرایش و ترجمه زیر نظر هرمز ریاحی
منبع: روزنامه ایران
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید