1397/1/20 ۱۱:۰۳
به استثنای کتابهایی مانند هزار و یکشب، بیشتر قصههای کوتاه عامیانه را تنها در دورههای اخیر گردآوری و مکتوب کردهاند. این قصهها ساده و بیپیرایه است؛ اما گهگاه برخی از تعبیرات کهن در پارهای از آنها دیده میشود. برخی از جملههای قالبی آغاز و انجام آنها وزن و قافیه دارد. قصههای کوتاه عامیانه را از لحاظ مضمون و محتوا به دو بخش میتوان تقسیم کرد:
گروهی از آنها صرفاً تخیلی و شرح ماجراجوییها و خیالپردازیهای عجیب و غریب است و بیشتر از سحر و افسون و غول و دیو و پری سخن میگوید.
گروهی دیگر بیش و کم واقعگرایانه و حاکی از ماجراهای عادی زندگی مردم، آرزوها و دردهای آنهاست. بسیاری از آنها از تأثیر بخت و سرنوشت در زندگی حکایت دارند.
قهرمانان اینگونه قصهها بیشتر شاهان و شاهزادگان، تهیددستان مانند خارکش و پینهدوز و پارسیان و درویشاناند. در بسیاری از این قصهها سخن از مکر زنان و یا خیانت آنان به همسرانشان است. گاهی شخصیتهای تاریخی مانند سلطان محمود غزنوی (حکومت ۳۸۷ ـ ۴۲۱ق) یا شاه عباس صفوی (ح: ۹۹۶ ـ ۱۰۳۸ق) که با لباس مبدل به میان مردم میروند، در این قصهها حضور دارند. در برخی از آنها پندهای حکیمانه نهفته است تا کودکان از شنیدن آنها راه و رسم زندگی را بیاموزند. پارهای از این قصهها نیز مضمون طنز دارد و در واقع لطیفه است؛ از جمله قصههایی که قهرمانان آنها بهلول و ملانصرالدیناند. قصههای کوتاه عامیانه که گاه آنها را «اوسنه» نیز مینامند، در مناطق گوناگون با لهجههای عامیانه محلی آمیخته است.
قصههای بلند
پارهای دیگر از قصههای عامیانه فارسی قصههای بلندی است که نقالان و قصهگویان دورهگرد آنها را ساختهاند. این گروه از افسانهپردازان در کوچه و بازار معرکه میگرفتند و هر روز بخشی از قصه خود را نقل میکردند و روز دیگر مردم دوباره در معرکه آنان حاضر میشدند تا دنباله قصه روز گذشته را بشنوند. در دوره قاجار بسیاری از آنان پیرو یکی از طریقههای درویشی به نام «طریقه عجم» بودند. از عهد صفوی به بعد، پاتوق این گروه از معرکهگیران قهوهخانهها شد.
برخلاف قصههای کوتاه عامیانه که تا دورههای اخیر بیشتر روایتهای شفاهی داشته، از دیرباز قصههای بلند نقالان از صورت شفاهی به صورت مکتوب درآمده است. در مجالس نقالی کاتبانی حاضر میشدند و عین گفتههای نقال را تند مینوشتند. بسیاری از نسخههای خطی قصههای نقالان به اینگونه فراهم آمده است؛ اما نسخههای خطی یک قصه نقالی، اگرچه مضمون و محتوای آنها یکسان است، کمتر مطابق یکدیگر است؛ زیرا نقالان گوناگون در مناطق متفاوت ضمن نقل یک قصه، به سلیقه خود چیزهایی بر آن میافزودند و چیزهایی از آن میکاستند.
بیشتر قصههای عامیانه نقالان از دوره صفوی به بعد ساخته شده است؛ اما در میان کهنترین و اساسیترین آنها که پیش از دوره صفوی نوشته شده است، باید از پنج کتاب نام برد: «سمک عیّار»، «اسکندرنامه»، «دارابنامه»، «فیروز شاهنامه» و «قصه حمزه». این قصهها اگرچه به نثر است، بیش و کم صبغه حماسی دارد و برخی از محققان آنها را در برابر حماسههای سنتی طبقه اشراف، حماسههای عامیانه دانستهاند، با این همه، قهرمانان اصلی بیشتر این قصهها مانند «اسکندرنامه»، «دارابنامه» و «فیروزشاهنامه»، شاهان و شاهزادگاناند. قهرمان اول قصه حمزه نیز فردی از طبق اشراف و بزرگزادگان است، اما در «سمک عیار» قهرمان اصلی، قصه عیاری از طبقه عامه است.
زن در این قصهها اهمیتی ویژه دارد و در بیشتر آنها طرح اصلی، عشق قهرمان قصه به یک زن است. در برخی از این قصهها هم واقعیتهای تاریخی به افسانه درآمیخته است، از جمله قصه «حسین کرد شبستری» که زمان ماجراهای قصه، دوران فرمانروایی شاه عباس اول، است و از کشمکشهای ایرانیان و ازبکان آمیخته با بنمایههای قصههای نقالان مانند شیرینکاریهای عیاران سخن میگوید. به علاوه برخی از کتابهای مقتل (در باب واقعه کربلا) که در دوره قاجار نوشته شده است، از جمله «طریق البکاء» نوشته محمد حسین شهرابی، به قصههای عامیانه درآمیخته است، و از این رو باید آنها را بخشی از ادبیات عامیانه ایران محسوب داشت.
فتوتنامهها
بسیاری از فتوتنامهها، خاصه رسالههایی را که اصناف پیشهور نوشتهاند، از ادبیات عامیانه ایران باید شمرد. این دست از رسالهها که بیشتر به صورت پرسش و پاسخ است، آداب و رسوم و افسانههای طبقه پیشهور اعصار گذشته را تبیین میکند و مطالب آنها شفاهاً بین جوانمردان اصناف بازگو میشده است. همچنین رسالههای درویشان خاکسار عهد قاجار که شرح اعتقادات و افسانههای خاکساران است.
بعضی از آثار ادب عامیانه مأخوذ از ادبیات رسمی و سنتی است، مانند آنچه نقالان به زبان عامیانه و با تعبیرات خاص خود از داستانهای شاهنامه و آثار حماسی دیگر نظیر «گرشاسبنامه» و «سامنامه» نقل کردهاند و سپس روایت شفاهی آنان باز به صورت مکتوب درآمده است و آنها را اصطلاحاً «طومار» نامیدهاند.
همچنین برخی از قصههای کوتاه عامیانه که بر زبان مردم ایران و تاجیکستان جاری و در اصل مأخوذ از «مثنوی معنوی» است.
از سوی دیگر قصههای عامیانه نیز گاه در قالب تمثیلات در ادبیات عرفانی فارسی وارد شده است و همچنین بسیاری از شاهکارهای ادب فارسی به گونهای سرشار از اشارات به فرهنگ و اعتقادات و آداب و رسوم عوام است، از جمله «تاریخ بیهقی»، «ویس و رامین» فخرالدین اسعد گرکانی، دیوان خاقانی و «لطایف عبید زاکانی».
نویسندگان معاصر
در دوره قاجار نویسندگانی مانند میرزاحبیب اصفهانی در ترجمه «سرگذشت حاجی بابا»، اثر جیمز موریه، و علی اکبر دهخدا در سلسله مقالههای «چرند و پرند» در روزنامه صوراسرافیل، به فرهنگ مردم و زبان عامیانه توجهی خاص مبذول داشتند. در پی آنان نویسندگان معاصر در داستانهای خود اقبال فراوان به ادبیات عامیانه نشان دادند. محمدعلی جمالزاده در داستانهایش توجهی خاص به ضربالمثلها و اصطلاحات و تعبیرات عامیانه دارد و در برخی از آنها مانند داستان «دوستی خاله خرسه» به طرح و عناوین قصههای کوتاه عامیانه نظر دارد. صادق هدایت نیز در طرح برخی از داستانهایش به فرهنگ عامیانه توجه دارد، از جمله در کتاب کمحجم «وغوغ ساهاب» که به همکاری دوستش، مسعود فرزاد، نوشت. صادق چوبک در داستانهایش بیش از دیگران به زندگی طبقه عامه توجه دارد. او زبان محاوره عامیانه را به کار برده و عنوان داستان «سنگ صبور» را از قصههای عامیانه وام گرفته است.
صادق چوبک در داستانهایش بیش از دیگران به زندگی طبقه عامه توجه دارد. او زبان محاوره عامیانه را به کار برده و عنوان داستان «سنگ صبور» را از قصههای عامیانه وام گرفته است. همچنین است جلال آلاحمد که در داستانهایش به قالب قصههای عامیانه و زبان عامیانه توجهی خاص دارد و نیز صبحی مهتدی که به سبک قصههای عامیانه داستان حاجی ملا زلفعلی را نوشت و همچنین غلامحسین ساعدی در داستانها و نمایشنامههایش و صمد بهرنگی در داستانهایش برای کودکان و نوجوانان. در عهد قاجار برخی از شاعران مانند اشرفالدین حسینی، صاحب روزنامه «نسیم شمال»، فرهنگ و زبان عامه را در شعرهای خود منعکس کردند. شعر دوره معاصر ایران نیز بیش و کم از ادبیات عامیانه متأثر است، ازجمله احمد شاملو با شعر «پریا» به قصههای کوتاه عامیانه و نیز زبان عوام توجهی خاص نشان داده است. در میان شاعران معاصر، اخوان ثالث بیش از دیگران برای بارورتر کردن اشعارش، از ادبیات عامیانه بهره جسته است. او گذشته از آنکه در شعر «سرکوه بلند» به ترانههای عامیانه نظر دارد، در شعرهایی مانند «چاووشی» و «قصه شهر سنگستان» از بنمایههای قصههای عامیانه بهره برده است و در «خوان هشتم و آدمک» ماجرای یک مجلس نقالی را با همان لحن حماسی نقالان شرح میدهد.
پژوهش
ایرانیان تحقیق و مطالعه جدی درباره ادبیات عامیانه را همراه با توجه به فرهنگ عامه، از غربیان آموختند، هر چند که در گذشته برخی از ادبا و عالمان ایرانی آثاری حاکی از فرهنگ عامه پدید آورده بودند؛ مانند «دیوان البسه» نظامالدین محمود قاری (متوفی ۸۶۶ق)، «دیوان کنزالاشتها» بسحاق اطعمه (متوفی ۸۳۰ ق) و «عقاید النساء» یا «کلثوم ننه»، منسوب به آقا جمال خوانساری، از علمای عهد صفوی.
کلوستون۱ از نخستین خاورشناسانی بود که به بررسی قصههای عامیانه فارسی پرداخت و در ۱۸۸۹ کتابی در این باره منتشر کرد. پس از او هانری ماسه،۲ یان ریپکا،۳ آرتور کریستنسن، و الول ساتن به قصههای عامیانه ایرانی توجهی خاص داشتند و درباره آنها آثاری منتشر کردند.
در ایران علیاکبر دهخدا که از جوانی توجهی خاص به فرهنگ و ادب عامه داشت، در تألیف «امثال و حکم» (۱۳۰۴ـ۱۳۱۱ش) و نیز «لغتنامه» به معرفی زبان و ادب عامه پرداخت. از دهه دوم ۱۳۰۰ نخستین آثار ادب عامیانه در ایران به چاپ رسید. محمدعلی فروغی (متوفی۱۳۲۱)، از طریق فرهنگستان اول و وزارت معارف وقت، به جمعآوری فرهنگ و ادبیات مردمی روی آورد.
صادق هدایت (م۱۳۳۰ش) با دو کتاب «اوسانه» در ۱۳۱۰ق و «نیرنگستان» در ۱۳۱۲ش بخشی عمده از ترانهها و متلها و قصههای عامیانه را با دقت و روش عالمانه گرد آورد. حسین کوهی کرمانی به درخواست و تشویق محمدعلی فروغی هفتصد ترانه از ترانههای روستایی ایران را در ۱۳۱۷ و پیش از آنها چهارده افسانه روستایی را منتشر کرد. پس از شهریور۱۳۲۰، فضلالله صبحی مهتدی (م۱۳۴۱)، که در رادیو قصههای کودکان نقل میکرد، قصههای مردمی را گرد آورد. پیش از او امیرقلی امینی (م۱۳۵۷) به امثال فارسی پرداخته و در ۱۳۳۹ق، هزار و یک سخن را در چاپخانه کاویانی برلین به طبع رسانده بود و در ۱۳۲۴ش داستانهای امثال و در ۱۳۳۹ش سی افسانه از افسانههای محلی اصفهان را چاپ کرد.
سید ابوالقاسم انجوی شیرازی (م۱۳۷۲) که تحت تأثیر هدایت به گردآوری فرهنگ عوام علاقهمند بود، به یاری مردم مناطق گوناگون ایران، آثار ارزندهای از ادبیات عامه را به چاپ رسانید، از جمله قصههای کوتاه عامیانه را با دقت و رعایت امانت، با نام گویندگان آنها، در سه مجلد «قصههای ایرانی» (تهران، ۱۳۵۲) و نیز «مردم و شاهنامه» (تهران، ۱۳۵۴) و «مردم و فردوسی» (۱۳۵۵) و همچنین مثلها و داستانهای امثال را در «تمثیل و مثل» (تهران، ۱۳۵۲) منتشر کرد. صمد بهرنگی و بهروز دهقانی نیز افسانههای آذربایجان (تبریز، ۱۳۴۴) را به چاپ رساندند. ابراهیم شکورزاده، در کتاب «عقاید و رسوم عامه مردم خراسان» (تهران، ۱۳۴۶) ترانهها و قصههای عامیانه خراسان و صادق همایونی در «فرهنگ مردم سروستان» (تهران، ۱۳۴۸) چیستانها و ترانهها و قصههای مردم سروستان و محمد احمد پناهی سمنانی در «آداب و رسوم مردم سمنان» (تهران، ۱۳۷۴) ترانهها و افسانههای مردم سمنان را منتشر کردند.
در کنار گردآوری ادبیات شفاهی مناطق گوناگون ایران، که دانشمندان بومی آن مناطق به آن پرداختهاند، برخی از محققان و استادان ادبیات دانشگاه تهران نیز قصههای مکتوب عامیانه را، که آثار نقالان قرون گذشته است، با تصحیح انتقادی به چاپ رساندند. از آن جمله است: «سمک عیار» به کوشش پرویز ناتل خانلری(تهران، ۱۳۴۷ ـ ۱۳۵۳)؛ «دارابنامه طرسوسی به کوشش ذبیحالله صفا (تهران، ۱۳۳۴)؛ دارابنامه» بیغمی، یا همان فیروزشاهنامه، به کوشش ذبیحالله صفا (تهران، ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱)؛ اسکندرنامه به کوشش ایرج افشار(تهران، ۱۳۴۳) و «امیرارسلان» به کوشش محمدجعفر محجوب (تهران، ۱۳۴۰).
در میان استادان ادبیات، محجوب بیش از دیگران به ادبیات عامیانه عنایت داشت و سلسله مقالههایی درباره ادبیات عامه ایران تحت عنوان «سخنوری» در دوره نهم سخن (۱۳۳۷) و «داستانهای عامیانه فارسی» در دوره دهم آن مجله (۱۳۳۸) منتشر کرد. محمدعلی جمالزاده فرهنگی از واژگان و تعبیرات عوام را به نام «فرهنگ لغات عامیانه» تألیف کرد که آن نیز به کوشش محمدجعفر محجوب در ۱۳۴۱ به چاپ رسید.
از دیگر تحقیقات مهم درباره زبان عامیانه «کتاب کوچه»، تألیف احمد شاملو و «فرهنگ فارسی عامیانه» تألیف ابوالحسن نجفی (تهران، ۱۳۷۸) درخور ذکر است. از دانشمندان غربی ویلیام هنوی۴ استاد آمریکایی زبان و ادبیات فارسی، و مارینا گییار۵ـ محقق فرانسوی ـ به قصههای نقالان توجهی خاص دارند و مقالههایی تحقیقی به چاپ رساندهاند. هنوی همچنین ملخص دارابنامه بیغمی را به انگلیسی ترجمه کرده است. مارگارت میلز۶ استاد کرسی فولکلور دانشگاه اوهایو، درباره قصههای عامیانه فارسی در افغانستان و تاجیکستان مطالعه و تحقیق میکند. اولریش مارزلف، محقق آلمانی، راجع به ادبیات عامیانه ایران، تالیفات متعدد دارد.
*دانشنامه جهان اسلام(با حذف منابع بسیار)
پینوشتها:
۱- W.A. Clouston
۲- H Masse
۳- Yan Rypla
۴- W.L. Hanaway
۵- GAiLLARD
۶- Mills
منبع: روزنامه اطلاعات
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید